
فكر مي كنيد در حال حاضر غربيان نسبتبه دين چه جور نگاه مي كنند؟
ارزيابى شما از ايننگرشها چي هست؟
چرا شك گرايى و بدبينىنسبتبه مبانى عقايد مذهبىدر عصرحاضر رشد كرده؟
از آنجا كه من بانگرش غربيان، عموما آشنا نيستم و چون خودم آمريكايي هستم توضيحخود رابه نگرش آمريكاييان محدود مىكنم.بسيارى از آمريكاييها خود را مذهبى تلقىمىكنند. بر طبق اكثر برآوردها، حدود 85%آمريكاييان مسيحى هستند. چنين چيزىغالبابراى ايرانيان كه تمايل دارند نسبتبهغرب به عنوان جهان الحادى بنگرند تعجبآور است. آنان مىپرسند: اگر آمريكايياناين اندازه مذهبىاند چرا ما بازهم شاهدگزارشهايى مربوط به فراوانى فساد در آمريكامثل:بىبندوبارى جنسى، خشونت، و استعمالمواد مخدر و غيره در جامعه آمريكا هستيم.جواب به اين سؤال مشكل است و پاسخدهنده بهتر است جامعه شناس باشدتافيلسوف،اما موارد زير، ممكن استبهصورت احتمال مطرح شود.
بعد از جنگهاى جهانى، در قرن بيستم،مردم احساس كردند كه امنيت جهانى چنانكهتصور مىرفت نيست. كشتار و شقاوت آنجنگها،به حدى بود كه عقايد بسيارى ازفيلسوفان و روشنفكران متزلزل شد و آنانكه مذهبى باقى ماندند، تعليمات اخلاقىرهبران مذهبى را با اطمينان سابقنمىپذيرفتند، زيرا اين تعليمات نتوانسته بودمانع شقاوتهايى كه خود درطول جنگ شاهدآن بودند بشود. عقايد مذهبى باقى ماندندولىبيشترحالت درونى،شخصى و محرمانه يافت.
در طول جنگ ويتنام،اصول اخلاقى رايج ،بشدت زير سؤال رفت. بسيارى از رهبرانمذهبى از محكوم كردن سياست آمريكاامتناعكردند وبسيارى نيزآن را تاييد كردند . در آن حال، فقط يك اقليت عملگراىمذهبى،آن هم با ترس از كليسا كه به آنتعلقداشتند با جنگ مخالفت كردند. مقاماترسمى تمايل داشتند كه سياست دولتراتائيد كنند و بههمين دليل نارضايتى عامه ازجنگ به يك حركت عمومى تبديل شد.اخلاق جنسى سنتى و ديگرهنجارهاى اجتماعى زير سؤال رفت. برخى بهحدى از كليساهاى مسيحى سنتى رنجيدهخاطر شدند كه مسيحيت را رها كردند و بهفرقه هاى هندى، بودايى و ديگر اديانپيوستند. سياهپوستان آمريكا از اين كهراهشان را به سوى اسلام يافتهاند، خوشوقتبودند. بيشتر مردم ،مسيحى باقى ماندند؛ اماكليساهاى ديرينه رابه فرقه هاى غيرسنتىتر، مثل«بچههاى خدا» واگذار كردند.آمريكاييان از جهات بسيارى هرگز نتوانستنداز پيامدهاى جنگ ويتنام رهايى يابند. در واقع نگرشهاى اخلاقى و مذهبى متلاشى شدند و از اين رو، اكثريت، اخلاق رابيش از پيش، بهعنوان موضوعات شخصى تلقى كردند.
از آنطرف ،پس از جنگ جهانى دوم ، افكار پوزيتيويستى در ميان روشنفكران، نفوذ زيادىيافت. برخى نيز تحت تاثير نگرش هاىاگزيستانسياليست هاى الحادى، مثل سارتر وهايدگر و بقيه، نفى مذهب ازسوى فرويد راپذيرفتند. اين گونه نگرشها همراهباپديدههاى اجتماعى فوقالذكر، سبب شدكه شكگرايى بين روشنفكران رشديابد.
البته در حال حاضر، انديشه مذهبىبارديگر، درميان روشنفكران، حيات مجدد يافتهاست. پوزيتيويسم، ماركسيسم،اگزيستانسياليسم و روانشناسى فرويد، مورد انتقاد قرار گرفته و ديگر موردپذيرش اكثرفلاسفه نيستند.درهمين حال،بد جلوهدان شرايط اخلاقى در غرب باعث شده است كه بسيارى از متفكرينبراى نيل به هدايت واقعى، به انديشهمذهبى بازگشت كنند. بسيارى از مردم درتكاپو هستند و اكنون فرصتبسيارخوبى براى معرفى انديشه اسلامى است.
محمد لگنهاوزن

|
این فیلم همچنين اتفاقات اسلامي كنوني در هلند را كه ظاهرا در روزنامههاي اين كشور نيز نوشته شده است، برميشمارد:
• افزايش شديد آدمكشيهاي اسلامي
• تعطيلي مدارس هلند در اعياد مسلمانان
• تدريس دروس جهاد در مدارس ابتدايي
• سفر مجاني به مكه از طريق مدارس اسلامي
• آنكارا خواهان حضور تركهاي مسلمان در كلاسهاي درس هلند
• سربازان انتحاري در هلند
• گردهمايي حماس در روتردام
• تصميم مساجد براي تبديل هلند به يك كشور اسلامي
• سرمايهگذاري براي ارايه غذاي حلال به مسلمانان
وي بيان ميكند اروپا بايد همانگونه كه نازيسم و كمونيسم را برانداخت، اسلام را نيز براندازد! در حالي كه نميداند اسلام يك دين آسماني است و نه يك تفكر زاده ذهن بشر كه منقضي شود!
اين فيلم ضد اسلامي در اصل بيانگر نگراني سازنده آن از رشد روزافزون اسلام در اروپا و هلند است و شايد هدف وي توهين به دين اسلام نباشد؛ هر چند كه خيلي كودكانه خواسته است براي دين اسلام ضدتبليغ كند، حال آن كه اين مساله بيشتر حكم تبليغ را براي اسلام دارد!
اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ
به درستي كه خداوند امر خود را جاري ميكند. (سوره طلاق آيه 4)
به نقل از باشگاه اندیشه
با اندکی تخلیص و تصرف |
به نام الله
ما در متون اسلامی به یک حمایت فوق العاده ای از عقل برمیخوریم که در هیچ دینی از ادیان دیده نمی شود... شما مقایسه بکنید اسلام را با مسیحیت٬ مسیحیت در قلمرو ایمان٬ برای عقل حق مداخله ای قائل نیست و می گوید آن چیزی را که انسان باید به ان ایمان بیاورد حق ندارد در آن فکر کند و نباید به عقل اازه چون و چرا کردن داد٬ وظیفه یک کشیش و حافظان ایمان مردم این است که جلو هجوم فکر و استدلال عقل را از دخالت در حوزه ایمان بگیرند و اصولا تعلیمات مسیحی بر این اساس است.
در اسلام قضیه درست برعکس است. در اسلام٬ در اصول اسلام٬ در اصول دین جز عقل چیز دیگری حق مداخله ندارد. در این زمینه در متون اسلامی سخنانی گفته شده فوق العاده بلند و عجیب.
علامه مرتضی مطهری

در هر جایی که کاتولیک ها درصدد عبودیت برآیند تنها به مفاهیمی پوچ دست می یابند. بسیاری از کاتولیک ها تعصبات و عقایدی چون تثلیث را نمی پذیرند. آنها به اسلام به دید یک دین طبیعی می نگرند.
میشل لی یانگ٬ کشیش کاتولیک فرانسوی
امروز اسلام قادر است شیوه صحیح فهم و تفسیر جهان و نحوه زیستن در آن را به ما بیاموزد. شیوه ای که مسیحیت به دلیل از دست دادنش سخت نیازمند به ان است.
اعتماد به سرنوشت معنوی و مقدس و حیاتی جهان امری است مهم که باید از اسلام آموخت.
معنای عمیق زندگی در جای دیگر(غیر از فرهنگ مادی غرب) و در گوهر اعتقادات اسلامی تهفته است.
پرنس چارلز٬ ولیعهد انگلستان و مدیر مرکز مطالعات اسلامی دانشگاه اکسفورد
به نام الله
روشنفکران غرب زده داخلی با اتخاذ سیاست همگامی با دشمنان آشکار انقلاب، در تضعیف و حمله به ارزش های دینی مشی ارائه آرا و ترجمه آثار و استخدام نظریات و تئوری هایی را در پیش گرفته اند که خواستگاه و موطن اصلی آنها اروپای عهد رنسانس و تماما ناظر بر عملکرد ناصواب و عقاید سست و غیر منطقی اربابان کلیسای آن زمان می باشد.
مقام معظم رهبری با اشاره به عملکرد منفی برخی از همین روشنفکران غرب زده در نفی کارآمدی دین اسلام می فرمایند :
«این تفکراتی که شما امروزه می بینید بعضی از تازه های رسیده به میدان فکر و اندیشه و سیاست بر زبان جاری می کنند، این حرف های قرن نوزدهمی فیلسوفان و سیاستمداران اروپایی است و آنها خیال می کردند [کار] دین تمام شد!»
«تجربه اینها این را نشان می داد که دین آلوده به خرافات و آلوده به سیاسی ها و تاریکی ها در مقابله هجوم علم نتوانست طاقت بیاورد،[لذا] ذوب شد و از بین رفت. اینها تصور می کردند: دین در میان بشر هرجا هست مثل همان چیزی است که آنها نمونه اش را در اروپا و در غرب داشتند، آن نوع از مسیحیت و ان نوع از دینداری، آن تعصبات و در عین حال در لا به لای همان تعصبات، فسادهای فراوان، این ها [بر این اساس] خیال کردند دین از بین رفت و مسئله دین در دنیا به کلی حل شد!»
مرحوم علامه محمد تقی جعفری در سال 1374 در جواب سوالی با این مضمون که نظر شما راجع به سروش (وعقاید و افکار وی) چیست؟ فرمودند:
«سخنانی که ایشان مطرح می کنند عینا همان حرفهایی است که دیوید هیوم(فیلسوف انگلیسی) در قرن 17 مطرح می کردند، و آقای برتراند راسل در مورد نظریات دیوید هیوم به شخص بنده گفتند:
روزگاری پاسخ به نظریات بی اساس دیوید هیوم برای دانشمندان غرب مایه تفریح شده بود؛ به طوری که مانند تخمه شکستن هرگاه فراغتی بریشان حاصل میشد، پاسخی به نظریات مبهم و بی اساس هیوم می دادند!»
عملکرد منفی و سوال برانگیز برخی از روشنفکران غرب زده وطنی در زیر سوال بردن اعتقاد های دینی و ابهام آفرینی های فراوان تا به آنجا فضاحت بار بوده است که حتی اعتراض شدید اندیشمندان تازه مسلمان غربی را برانگیخته است.
پروفسور یاوس اوسوس معاون دانشکده فنی برمن (آلمان) و تازه مسلمان غربی که سالهای متمادی بدون واسطه و در مواجهه با مبانی فکری فیلسوفان دین ستیز مغرب زمین بوده است، با اشاره به عملکرد ناصواب روشنفکران غرب زده ایرانی می گوید:
«طبقه [به اصطلاح] روشنفکر ایرانی باید به سوء استفاده خود از آزادی در ایران برای ترویج افکار به بن بست رسیده غربی ها خاتمه دهند.»
گزارش اول : تحقیقی که در سال 1373 در دانشگاه تربیت مدرس تحت عنوان بررسی میزان تاثیر آوای قران کریم بر کاهش درد انجام گرفت و به عنوان پژوهش کاربردی مفاهیم دینی در علوم پزشکی و پس از کسب اجازه کتبی از محضر ولی امر مسلمین (استفتا 12061) به مرحله اجرا درآمد.
در این پژوهش نیمه تجربی از صدای روح بخش قاری مصری استاد شحات محمد انور و سوره مبارکه یوسف (آیات7-23) جهت کاهش درد بیماران بعد از اعمال جراحی شکم در گروه آزمون استفاده گردید و درد بیماران توسط Visual Analogue Scale به همراه بررسی علایم فیزیولوژیک و علایم رفتاری درد اندازه گیری می شد و مداخله از طریق ضبط و هدفون به سمع واحدهای مورد پژوهش رسانده می شد.
نتایج پژوهش بیانگر تاثیر شگرف آوای قرآن کریم به عنوان یک صورت سازمان یافته موزون و یک اهنگ دل پذیر دینی و عرفانی بر کاهش درد بعد از اعمال جراحی شکم می باشد.

سازمان بهداشت جهانی با طرح نتایج یک تحقیقات رسمی و کارشناسانه در خصوص راههای مبارزه با بیماری مهلک ایدز اعلام نمود:
«بازگشت به سوی چهارچوب های اخلاقی مناسب که توسط مذاهب تعلیم داده می شود چاره نهایی اجتناب و گریز از ایدز است.»
خانم دکتر کولیبر پزشک انگلیسی در کتاب خود تحت عنوان ایدز طاعون قرن با اشاره به واقعیت فوق می نویسد :
یک خبرنگار از روان شناسی که مسئول مراقبت از تعدادی از مبتلایان به ایدز -در یکی از بیمارستانهای لندن- بود٬ سوال نمود: آیا اگر این افراد که در آتش این بیماری می سوزند٬ به دستورهای مذهبی عمل می کردند امروز شاهد سوختن و نابودی خود می بودند؟
روان شناس پاسخ داد :
«البته خیر٬ ولی شما را به خدا این را از قول من در روزنامه نقل نکنید!»
هو المعبود

شبکه تلویزیونی BBC اعلام کرد :
«اغلب دانشگاه های پزشکی در آمریکا متقاعد شده اند که بدون تدریس اصول و ارزش های مذهبی نمی توان دروس پزشکی را تدریس کرد!»
این شبکه تلویزیونی در توضیح خبر فوق اضافه نمود:
«یکی از این دانشگاه ها دانشگاه جورج واشنگتن است که در آن مدرسان هم از علوم پزشکی و هم ارزش های دینی و معنوی در کلاس های درس صحبت می کنند و اهمیت این دوبرابر است.»
BBC افزود :
«دانشگاه جورج واشنگتن یکی از سی دانشگاه آمریکایی است که در حال حاضر در دوره های ویژه ای در امور مذهبی برای دانشجویان برگزار می کند.»
به نوشته روزنامه کریستین ساینس مانیتور٬ در سال ۲۰۰۰ در ۷۲ دانشکده پزشکی در آمریکا واحدهای درسی در زمینه معنویت و التیام یافتن دردها و بیماری ها از این طریق تدریس می شود که در مقایسه با سال ۱۹۹۲ افزایش بی سابقه ای را نشان می دهد!

مشاور ارشد دبیر کل سازمان ملل متحد(کوفی عنان) در امور محیط زیست در جریان اعلام نتایج این تحقیقات٬ طی مصاحبه ای گفت:
«تمدن ما تا پایان قرن آینده پایدار نخواهد ماند مگر آنکه زندگی اقتصادی٬ امنیتی و سیاسی ما با هدایت و انگیزه دهی متعالی ترین ارزش های اخلاقی و معنوی صورت بگیرد و در خدمت آن باشد.»
در این مصاحبه مطبوعاتی رئیس بنیاد سازمان ملل هم اعلام داشت:
«شیوه ای که مسئولیت خود را به عنوان اشرف مخلوقات خدا انجام داده ایم٬ دوراندیشانه نبوده است و ما بسوی پرتگاه می رویم.»(۱)
دکتر شوماخر اندیشمند غربی٬ با اشاره به عدم پایداری توسعه اقتصادی غرب و عوارض منفی آن و بن بستی که در این زمینه گریبان گیر کشورهای غربی گردیده است می نویسد:
«خروج از چنین بن بستی مستلزم تجدیدنظر در ابعاد تکنولوژیک٬ رعایت اعتدال در مصرف مواد اولیه و تولید انبوه و بالاخره بازگشت به ارزش های مذهبی و اخلاقی به منظور رفع نابسامانی های روانی می باشد.»(۲)
توضیحات :
۱- ماهنامه صبح٬ ش۸۷
۲- فصل نامه علمی سازمان محیط زیست٬ ش۲
شواهد فراوان و تحولات جاری حاکی از این واقعیت است که با پیروزی انقلاب اسلامی و بیداری فطری بیش از پیش بشر غفلت زده رویکرد دینی مجامع تحقیقاتی و محافل علمی و دانشمندان رشته های گوناگون علوم وارد مرحله ای جدید گردیده است.
دکتر مهدی گلشنی در تایید واقعیت فوق این واقعه را نقل می کند:

«چند سال قبل برای سمینار (تعبیر فیزیکی نسبیت) در لندن بودم بحث کیهان شناسی مطرح بود. یک فیزیکدان فیلسوف بلژیکی در ضمن انکه داشت راجع به یک مدل کیهان شناسی صحبت می کرد اسمی از خدا آورد، که یک فیزیکدان آمریکایی(از دانشگاه آکسفورد) گفت: در کنفرانس فیزیک جایی برای آوردن اسنم خدا نیست!
این را من خودم شاهد بودم . اما الان وضعیت آن چنان تغییر کرده است که:
۴سال پیش(سال ۱۳۷۱ه.ش.) انجمن آمریکایی پیشرفت علم که بزرگترین انجمن علمی آمریکاست و بسیاری از شخصیت های علمی برجسته آمریکا عضو آن هستند، سمینار دوره اش را برگزار کرد، در آن سمینار کاری که برای اولین بار کرده بود این بود که غیر از جلسه های موازی که معمولا در رابطه با کنفرانس ها می گذارند یکی دو جلسه هم در رابطه با «رابطه علم و دین» قرار داده بودند. این جلسات آنچنان شلوغ بود که بقیه جلسات را تحت الشعاع قرار داده بود و سروصدای اولیای سمینار را درآورد، یعنی وضعیت اینچنین تغییر کرده است. یک وقتی اسم دین را آوردن در محیطهای آموزشی و غیره خلاف مد بود، اما الان اینطور نمی باشد.»
پروفسور بروس منگن(Bruce Mongon) استاد شناخت ژوهی دانشگاه کالیفرنیا در برکلی طی سخنرانی خود در دومین کنگره «تلفیق علم و دین» (هندوستان/ژانویه 1966) بر گسترش بی سابقه رویکرد دینی و معنوی دانشمندان طی سالهای اخیر صحه نهاده می گوید:
« از اوایل قرن حاضر روش علمی به جمود گرایید و به مشاهدات واقعیات خشک خارجی محدود گشت و به دین و تجربه دینی به چشم دشمن ابدی خود نگریست، اما خوشبختانه از آغاز دهه کنونی علاقه به آگاهی و تجارب دینی و معنوی در کار علمی تجدید شده است.»

این تغییر شدید گرایش ها و نگرش های دینی و مذهبی تا آنجاست که به نقل از ماهنامه سروش(شماره 635): « در حال حاضر در دانشگاه استنفورد آمریکا، جایی که تا چند سال قبل عبادت ارزشی تلقی نمی شد حدود سیصد الی پانصد نفر از دانشجویان دائما در مراسم عبادی شرکت می کنند.»
مطابق گزارش های تهیه شده چند سالی است که دانشگاه کمبریج رشته سخنرانی علم و الهیات را شروع کرده است و در سال ۱۹۹۸ مبلغ یک میلیون و یکصد هزار پوند به دانشگاه آکسفورد اهدا شد تا کرسی علم و دین را تاسیس کند.
همچنین دانشگاه «لیدز» انگلستان اولین مرکز میان رشته ای برای آموزش و تحقیق درباره تعامل علم و دین را دایر کرد و دانشگاه بوستون در آمریکا برنامه دکتری در علم و دین و فلسفه راه انداخته است.
تجدید علاقه به بررسی های روانشناختی نسبت به مسائل دینی و مذهبی که از سالهای ۶۰ و ۷۰ میلادی آغاز گردیده بود طی سالهای اخیر به شدت افزایش یافته تا آنجا که در این سالها در این زمینه دهها مجله معتبر چاپ و دهها سمپوزیوم و سمینار برگزار گردیده و همچنین تحقیقات مربوط به دین در ابعاد علوم انسانی و نظری آن در شبکه اینترنت خیلی زیاد شده است.
گرچه در گذشته روانشناسی علمی معتقد بوده است که درمان بیماران را باید از مسائل ارزشی دور نگاه داشت٬ اما تنها از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۳ میلادی بیش از ۶هزار مقاله علمی در خصوص نقش و اهمیت مذهب در درمان بیماران به چاپ رسیده است.

همچنین در سالهای اخیر درس علم و دین در تعداد زیادی از دانشگاههای آمریکایی و اروپایی عرضه شده است و طبق برآورد مجله New Scientist پررشدترین رشته علمی بوده است!
در این دوره دانشمندانی چون ماکس پلانک٬ نظریه پرداز فیزیک کوانتومی به صراحت از «همدلی علم و دین و ستیز هم آهنگ آنها بر ضد خرافات سخن به میان آوردند.» و شالو(A Shawlow) فیزیکدان امریکایی و برنده جایزه صلح نوبل از اعتقاد خود به خداوند و لزوم ارجاع سوالهای اساسی به دین و دریافت پاسخ از آن سخن گفت..

پاکینگ هورن(Poikinghorn) فیزیکدان انگلیسی به طرح موضوع نقصان علم بدون دین پرداخت. مارگنو(Henry Margenau) فیزیکدان آمریکایی و همکار انیشتین نظریه خود مبنی بر نیاز علم به دین و اعتقاد انیشتین به این که «کشف یک قانون بنیادی تایید شده طبیعت الهامی از خداست» را بازگو نمود و دانشمندانی هم مانند کرسی موریسون (Cressy Morrison) و روویر(H Rouvire) از فیزیک، زیست شناسی، فیزیولوژی و ریاضیات برای اثبات خداوند و هدف داری حیات مدد گرفتند.
در این دوره در حوزه علوم انسانی نیز تحولاتی پدید آمد. چنانکه در حوزه روانشناسی در غرب با پدید آمدن یک موج ضد فرویدیسم٬ روانشناسانی ظهور کردند که نهایت همدلی را با دین داشتند که از میان آنان می توان از کسانی مانند ویکتور فرانکل٬ مری داگلاس٬ کارن هورنای٬ کارل راجرز٬ گوردون الپورت٬ ابراهام مازلو نام برد.
این روانشناسان بر خلاف فروید که معتقد بود گرایش به دین در اثر عقده اودیپی(۱) حاصل از عشق جنسی فرزند به مادر است و دینداری در واقع نوعی بیماری روانی است٬ معتقدند که دینداری گرایشی اصیل در وجود ادمی است.
توضیحات :
۱- به عقیده فروید خدا یک توهم ذهنی٬ و خداپرستی فرآورده ناخوداگاه عقده اودیپ است... یعنی انسان یک تصویر پدر زمینی با مقیاس کیهانی می سازد تا بتواند برای امن و راحت خویش در ان پناه جوید٬ به عبارت دیگر منشا دین آرزواندیشی انسان و ناشی از ایمان طلبی انسان است.

سلطه تفکرات صاحب نظرانی چون اگوست کنت(۱۷۹۸-۱۸۵۷)٬ فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی که تنها امور قابل مشاهده را علمی می دانست و خود را پیامبر دین انسانیت معرفی می فرمود بر فضای فکری و علمی دوران مذکور٬ عرصه را بر اعتقادهای دینی و مذهبی و دانشمندان متدین و معتقد در مغرب زمین به شدت تنگ نمود.
علی رغم وجود بسیاری از عالمان معتقد در این دوران تاریک٬ فضای مسموم برآمده از علم گرایی محض٬ تاثیرات مخربی بر جریان علمی و عالمان دو قرن اخیر٬ بر جای گذاشت به نحوی که به گفته دکتر مهدی گلشنی: « در اوایل قرن بیستم و طی یک نظرخواهی از هزار نفر دانشمندان علوم مختلف که هفتصد نفر به آن پاسخ دادند معلوم گردید تنها ۴۰٪ آنان معتقد به خداوند هستند و با این نتیجه پیش بینی شد تا آخر قرن بیستم درصد معتقدین به خدا کمتر شود.»
استاد معروف دانشگاه و صاحب نظری چون آن پرد در سال ۱۹۵۰ می گوید:
«من پنجاه کتاب روانشناسی درسی را در آمریکا بررسی کردم. حتی بک بحث کوچک درباره مذهب به عنوان یک بحث انسانی و عاطفی مطرح نشده بود.»
پی نوشت :
۱- Positivism(پوزیتیویسم= اثباتی٬ تحصلی٬ تحققی) مکتب تجربی افراطی که اساس آن را اکتفا به داده های بی واسطه حواس تشکیل می دهد.( منحصر دانستن روش های شناخت در حس و تجربه)
استودیوهای فیلم سازی در هالیوود هم به فیلم های خود چاشنی عرفان و زندگی بعد از مرگ زده اند. در دانشگاه هایی که دوره ها و سخنرانی هایی درباره مباحث عرفانی و معنوی برقرار می شود کلاس ها لبالب از دانشجوست.
یکی از محققین داخلی نیز در تشریح گوشه ای دیگر از جریان معنویت گرایی و رویکرد دینی در جهان امروز می نویسد:
حجم معاملات بازرگانی کالاهای معنوی تنها در جامعه آمریکا از عدد یکصد میلیون دلار قبل از انقلاب اسلامی به رقم سه میلیارد دلار فعلی ارتقا پیدا کرده است... خانم ماری آنجلیکا که یک راهبه فقیر و بی چیز بود و جز لباس راهبگی هیچ سرمایه دیگری نداشت توانست با ترغیب مومنان کاتولیک به مشارکت در راه اندازی یک سیستم تلویزیونی کابلی کاملا مذهبی و معنوی صرف، یک شبکه تلویزیونی قوی و پر قدرت با ۴۵ میلیون مخاطب بوجود اورد.
موضوع پست بعدی: چه شد که اعتقادات دینی به انزوا کشیده شد؟
ماکواند با برشماری وقایع مذهبی از جمله راهپیمایی میلیونی «وفاداران به عهد» که مردان مسیحی آن بر تعهدات خود پا فشردند نوشت:
«مذهب در اشکال گوناگون خود را در جامعه آمریکا متجلی ساخته و هم اکنون در حال شکل دادن به فرهنگ مردم امریکا می باشد.»
مسائل و تعبیرات مذهبی که سالها بود به دست فراموشی سپرده شده و یا در نشریات جزئی مدفون می گردید اکنون صفحات اول روزنامه ها را به خود اختصاص داده اند.
فیلم های تلویزیونی که شامل پیام های روحانی و فرشتگان درگاه الهی باشند در سال جاری طرفداران بی شماری پیدا کرده است و همه اینها توسط هالیوود که هرگز به مسائل مذهبی توجه نداشت و حتی با آن خصومت می ورزید ساخته شده است.
تحقیقات تلویزیونی نشان می دهد که تماشاگران این برنامه ها هم اکنون صاحب یک نوع کنجکاوی معنوی شده اند و تقاضای محتویات پرمعنا می کنند.
ماکواند به نقل از «وارن لیتل فیلد» رئیس برنامه های تفریحی شبکه تلویزیونی NBC می نویسد:
«دستمایه های مذهبی چیزی است که به نظر می رسد نظاره گران تلویزیونی در سراسر آمریکا مشتاق تماشای آن هستند.»
ماکواند می افزاید: «به استناد انجمن کتاب های پرفروش آمریکا کتاب هایی که عمدتا درباره مذهب و معنویت بودند، تنها کتابهای غیر تخیلی بودند که سال گذشته فروش خود را از دست ندادند.»
ادامه دارد...
چنین به نظر می رسد که دین یکی از عوامل تاثیر گذار در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا باشد.
...بیل کلینتون رئیس جمهور [وقت] آمریکا همواره سخنرانی های خود را با عبارت «خدایا ایالات متحده را سعادتمند گردان!» به پایان می برد.
گری ویفر، استاد دانشگاه جرج تاون دراین باره می گوید:
«اگر کلینتون یک روز فراموش کند که در پایان سخنرانی خود این عبارت را بگوید از انتقادهای شدید آمریکاییها خلاص نخواهد شد! زیرا گفته می شود که وی به دین احترام نگذاشته است و این در حالی است که قانون اساسی آمریکا هرگونه حمایتی را از دین و همچنین درهم آمیختن دین و سیاست را برای دولت ممنوع کرده است.»
این نشریه می افزاید: « هیچ گاه جامعه آمریکا تا این حد به دین توجه نشان نداده است و این توجه و اهتمام هم اینک به جایی رسیده است که دکتر جابر العلوانی رئیس حمایت اسلامی در ویرجینیا می گوید:
«برخی از پروتستان های دین مدار در امریکا با من درباره اندیشمند عرب (ابن رشد) به بحث و مجادله می پردازند و چنین عنوان می دارند که مسئولیت ورود لائیسم به غرب متوجه این اندیشمند جهان عرب است!»
دکتر جان ول، استاد تاریخ اسلامی در دانشگاه جرج واشنگتن می گوید:
«۲۵ سال پیش زمانی که کارتر رئیس جمهور پیشین ایالات متحده اظهار دین داری کرد، آمریکاییها شگفت زده شدند. چرا که در آن هنگام بی دینی و لائیسم افتخار و مباهات داشت، به همین خاطر بود که کندی سعی داشت در مبارزات انتخاباتی خود منکر دینداری خویش گردد.»
ادامه دارد...
به نام آفریدگار هدایتگر
یادآوری می کنم که این مقاله هم پیرامون جریان معنویت خواهی و خداخواهی موجود در جهان روی وبلاگ قرار می گیرد. فعلا بحثی روی نوع دین و اینکه چه نوع معنویت و معرفتی بهتر است ندارم. بحث بر سر یک حس فطری است که تلاشهای زیادی برای سرکوب آن در عصر جدید انجام شد ولی ناکام ماند. از شما که با نظرات خود ادامه راه را روشن می سازید٬ سپاسگذارم و همچنان منتظر راهنمایی های شما هستم. پیروز باشید...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گسترش دامنه جریان معنویت خواهی و خداجویی به کشورهای غربی یکی از شگفت آورترین تحولات چند قرن اخیر را پدید آورده است که به لحاظ اهمیت موضوع٬ به طرح برخی از گزارش های موجو در این زمینه می پردازیم:
«امروزه بخش مهمی از جنوب آمریکا از جنوب شرقی تا غرب را کمربند مذهبی (Religious Belt) می گویند زیرا در این منطقه فعالیت دینی در دو دهه اخیر٬ رو به رشد بوده است. این مطلب را تعداد شرکت کنندگان در کلیسا و پاسخ دهندگان به پرسش نامه ها و نظر سنجی ها تایید می کند. اکنون بیش از ۸۰درصد مردم آمریکا خود را افراد دینی معرفی می کنند٬ ٪۹۰ مردم آمریکا اظهار می دارند: خدا وجود دارد.
در این نظرسنجی ها ۶۰-۶۵٪ مردم انگلستان و ۷۰٪ مردم ایتالیا به چنین نظری قائل بوده اند.»(۱)
بر اساس گزارش موسسه نظرسنجی «پیو»(در واشنگتن): « مردم آمریکا روز به روز بیشتر به مذهب روی می آورند و اعتقاد مردم آمریکا به خداوند و معجزات الهی در دهه جاری به مراتب بیش از دهه گذشته می باشد.»(۲)
اداره آمار کانادا در یک گزارش رسمی اعلام نمود:« تعداد افراد مذهبی در کانادا رو به افزایش است.»(۳) و طبق نظرسنجی های معتبر «۷۵٪ کانادایی ها می گویند که با خدا حرف می زنند و تقریبا نیمی از آنان می گویند که خدا را حس کرده اند.»(۴)

همچنین مرکز آمار اجتماعی بین المللی (بر اساس نظرخواهی از ۱۹هزار نفر در بیش از ۲۱ کشور جهان) اعلام نمود:
« تعداد جوانان کشورهای شرق اروپا که معتقد به زندگی پس از مرگ هستند رو به افزایش می باشد.» بر طبق آمار ارائه شده از سوی این مرکز :
«علایق مذهبی مردم در کشورهایی مانند آمریکا٬ ایرلند و لهستان بیش از هر زمان دیگری می باشــد.»(۵)
روزنامه آمریکایی یو اس ای تودی با ارائه گزارشی به بیا نمونه ای محسوس از افزایش علایق مذهبی مردم آمریکا پرداخته می نویسد:
«اکنون ۲۹٪ آمریکایی ها معتقدند از آزادی بسیار کمی برای آموزش دینی خود برخوردارند و این درحالی است که این رقم نسبت به نظرخواهی سال گذشته درباره همین موضوع ۳٪ و نسبت به سال ۱۹۹۷ ٪۸ افزایش یافته است.
تقریبا ۴۸٪ از مردم آمریکا هم معتقدند مسئولان باید اجازه نیایش در مدارس را به دانش آموزان بدهند و ۶۴٪ شهروندان آمریکایی نیز به ممنوعیت دعا در مراکز ورزشی اعتراض دارند و با آن مخالفند.»
این روزنامه می افزاید:
«تعداد بیشماری از مردم آمریکا از تصمیم دادگاه عالی این کشور در رابطه با ممنوعیت دانش آموزان از خواندن دعا در مراکز ورزشی به شدت شکایت داشته و آن را محکوم کرده اند.»(۶)
توضیحات:
۱- دکتر امامی٬ استاد دانشگاه تهران٬ ماهنامه معرفت٬ ش۲۱
۲- ماهنامه صبح٬ ش۷۸
۳- روزنامه رسالت٬ ۲۸/۶/۷۷
۴- رج ببی ٬ جامعه شناس و مفسر برجسته گرایشات مذهبی مردم کانادا٬ ماهنامه غرب در آیینه فرهنگ٬ ش مهر ۸۱
۵- روزنامه جمهوری اسلامی٬ ۲۴/۵/۷۱
۶- روزنامه کیهان٬ ۱۱/۴/۷۹
هو الحق
بسیاری از تحلیلگران غربی جریان رویکرد دینی را بسیار قوی تر از حد متصور دانسته و بیان این مطلب که : «در شرایط حاضر هیچ قدرت اجتماعی قوی تر از دین(در جهان) وجود ندارد(۱)» و با تاکید بر اینکه: «مردم دنیا به طور روز افزون چه در غرب و چه در شرق به طرف خداوند٬ مذهب و معنویت سوق پیدا می کنند(۲)» اعتقاد خود را اینگونه ابراز می دارند که:
«جریان بازگشت ملت ها به دین باوری همانند یک سیل خروشان به راه افتاده است و این تصور که سکولاریسم همه جهان را در برمی گیرد به پایان رسیده است(۳)»
و تصریح می نمایند :
«همه به اشتباه در این اندیشه بودند که دنیاگرایی در حال به تحلیل بردن مذهب است و هیچ چیز نمی تواند مانع آن شود.(۴)»

پیتر ال برگر(Peter L Berger) از مشهورترین جامعه شناسان دینی٬ استاد دانشگاه بوستون و مدیر موسسه مطالعات فرهنگ اقتصادی در این دانشگاه در همین زمینه می نویسد:
«نظریه سکولاریزاسیون... ایده ساده ای است: نوگرایی لزوما به افول دین هم در جامعه و هم در نظم افراد منجر خواهد شد٬ ولی همین ایده بسیار ساده غلط از آب درآمده است... و نوگرایی در بسیاری از مناطق حرکت های قدرتمند ضد سکولار را به دنبال داشته است... و اصولا این [نظریه] که نوگرایی لزوما به افول دین می انجامد فاقد ارزش است.»
برگر می افزاید:
« حقیقت آن است که جوامع دینی علی رغم عدم تطابق و سازگاری با الزامات جهان سکولار٬ همچنان باقی مانده و حتی گسترش یافته اند و به بیا ساده تر تجربه دین سکولاریزه شده عملا با شکست مواجه شده٬ اما حرکت های دینی به همراه اعتقادات و رویه هایی که از گرایشات مافوق طبیعی منبعث می شوند با موفقیت های چشم گیری مواجه بوده اند.»
رج ببی(Reg Bibby) جامعه شناس و مفسر برجسته گرایشات مذهبی مردم کانادا نیز در کتاب جدید خود به نام (Restless God) با بیان اینکه:«گرایش به دین در سراسر دنیا رو به فزونی است» و «مذهب به گونه اعجاب آوری جایگاه خود را باز می یابد» می نویسد:
« این پدیده تئوری سکولاریزاسیون را که از دهه 1960 به بعد تدریس شده است و بر اساس آن با رشد روزافزون صنعتی شدن جوامع، به ناچار گرایش مردم به دین کاسته می شود؛ ابطال می کند»
توضیحات :
۱- گراهام فولر تئوریسین برجسته سازمان سیا در امور سیاست خارجی٬ وی در سال ۱۹۸۲ به عنوان مامور اطلاعات داخلی برای پیش بینی های بلندمدت خاور میانه در سازمان سیا مشغول به کار شد و در سال ۱۹۸۶ به سمت معاون شورای اطلاعات داخلی سازمان سیا منصوب شد.
۲- تحلیل گر هفته نامه فرانسوی نوول آبزرواتور
۳- تحلیل گر نشریه امریکایی واشنگتن تایمز
۴- دیوید بارت٬ مسئول دایرة المعارف جهانی مسیحیت
بسم الله الرحمن الرحیم
ابتدا یک نکته:مقصود من از بحث های جدیدی که با عنوان «دین و دنیای جدید» بر روی وبلاگ قرار می دهم، نمایاندن اهمیت دین و دینداری است. البته باید خاطرنشان کنم که این پست ها ادامه دار است و در آینده به کالبدشکافی دقیقتری ازانواع ادیان و بن بست های جوامع بدون معنویت خواهیم پرداخت. اگر در این بین نقل قولی از شخصیت خاصی صورت می گیرد، بهتر است به عنوان مشت نمونه خروار مورد توجه قرار گیرد وگرنه با این نقل قولها در پی استدلال برای اثبات کردن یک قضیه نیستم. امروز بحث های فلسفی مربوط به ضرورت دینداری به طور کامل و جامع انجام شده است و در اختیار همگان قرار دارد، اما مصداقهای عینی و ملموس این قضایا کمتر مورد عنایت واقع می شوند. و همین طور است مسئله انقلاب اسلامی ایران و تاثیرات آن در زندگی فردی و اجتماعی جامعه جهانی
اینک در ادامه سلسله بحث های دین و مذهب به مطلبی در مورد «تلاش جهانی برای آشنایی با اسلام» توجه کنید.
*برای خواندن دیگر پست ها در همین زمینه می توانید به آرشیو موضوعی، عنوان «دین و دنیای جدید» مراجعه کنید.
.........................................................................................................................................
در عصر جدید، اشتیاق وصف ناپذیری از سوی شخصیت ها و مجامع علمی و تحقیقاتی جهان برای شناخت ابعاد مختلف اسلام و نیز تلاش برای شناسایی مقوله دین و دیگر ادیان الهی ظهور یافته است.
![]()
این تلاش ها به هر جهت، بخشی از تاثیرات شگرف انقلاب الهی و یکی از ویژگی های عصر جدیدی است که با قیام خالصانه خمینی کبیر آغاز گردید.
به عنوان نمونه می توان اشاره کرد که: « در بیست سال گذشته اسلام شناسی در آمریکا فقط در بعضی از دانشگاههای بزرگ تدریس می شدولی در حال حاضر تمام دانشگاه های کوچک و بزرگ درس اسلام شناسی دارند و این نشان دهنده تاثیر انقلاب اسلامی ایران است» (پروفسور ساشا دینا، از اساتید دانشگاه ویرجینیای آمریکا)
توشیو کوردا محقق و تازه مسلمان ژاپنی هم در این زمینه می گوید :
« قبل از انقلاب اسلامی ایران هر کتابی که با عنوان و محتوای اسلامی در ژاپن چاپ می شد دارای تیراژی کمتر از هزار نسخه بود. الحمدلله بعد از پیروزی انقلاب کتابهای اسلامی در ژاپن رو به گسترش رفته است.»
وی اضافه نمود :
« مدتی پیش کتابی در مورد روح و معنویت اسلام به زبان ژاپنی نوشتم که در عرض یک ماه بیش از بیست هزار نسخه آن به فروش رفت.»
در کره جنوبی نیز کتاب های مربوط به اسلام، سالانه بیش از یکصد هزار جلد به فروش می رسد. محمد اوزاکپ رئیس بنیاد فرهنگی (تقریب بین فرهنگ ها=Afifinity Intercultural) استرالیا هم در این خصوص می گوید : در استرالیا مردم گروه گروه به مساجد می آیند و در مورد اسلام سوال و تحقیق می کنند.
پیروزی انقلاب اسلامی در عزصه های مختلف و رجعت دوباره بشر معاصر به باورهای دینی تحلیلگران غرب را به بیان اعترافات صریحی در خصوص غفلت قدرت های جهانی از پتانسیل عظیم دین واداشته است.

دانیل پایپز((Daniel Pipes رئیس انجمن سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در کنفرانسی در استانبول ترکیه گفت :
« باید اعتراف کنیم که بیش از پیروزی انقلاب اسلامی ما برای افکار دینی و مذهبی هیچ جایی باز نکرده بودیم ولی از این پس برای ما آمریکایی ها ضروری است که زمینه ای جهت مطالعه و تحقیق پیرامون مذهب فراهم آوریم.»
سخنان بری رابین از روزنامه نگاران معروف غربی(و نویسنده مقاله اسلام نرمال) در جلسه روزنامه نگاران معروف غربی در شهر بروکسل، وجه دیگری از واقعیت مورد اشاره ما می باشد. وی در این جلسه گفت :
« واشنگتن در سالهای گذشته اهمیت دین در ارتباطات سیاسی و دیپلماسی را درک نکرده بود و این مسئله مشکلات فراوانی را برای ما آمریکاییها به وجود آورد که برای واشنگتن گران تمام شد.»
رابین افزود :
« اگر بخواهیم در اینده با این مشکلات مواجه نباشیم باید این مطلب را بپذیریم و آن را درک کنیم که دین یک واقعیت اساسی و زیر بنایی جوامع بشری است.»
به واسطه شرایط جدید جهانی و تاثیرات رو به افزایش دین در جهان معاصر به گفته پروفسور ساشا دینا(از اساتید دانشگاه ویرجینیا آمریکا) « بعد از انقلاب اسلامی تحولی عظیم در ارزیابی دین در آمریکا بوجود آمده است؛ بطوریکه امروزه دین در همه مجامع(علمی، فرهنگی، سیاسی و ...) مورد بحث است.»
دکتر سعید محمد الشهابی، سردبیر مجله العالم در این باره می نویسد :
« پنج سال پیش در آمریکا مسئله اصولگرایی دینی در جهان را بررسی کردند و پنج کتاب مختلف از ادیان متفاوت(اسلام، مسیحیت، یهود و ...) در خصوص آن منتشر کردند و جالب اینکه همه کتب یاد شده مسئله ریشه دار بودن دین و اعتقادات در جامعه را بررسی و مورد توجه قرار داده اند... این موارد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی وجود نداشت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نمودار شد.»
چنانکه نویسنده و تحلیلگر روزنامه تایمز چاپ لندن می نویسد :
«... در پاییز 1357دنیای غرب به دلیل انقلاب ایران بار دیگر اسلام را کشف کرد... و ما غربی ها خیلی زود فهمیدیم که الله اکبر به معنی خدا بزرگتر است می باشد.»
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* برای جلوگیری از اطاله کلام و حفظ ایجاز و خلاصه نویسی از نوشتن منابع مطالب نوشته شده خودداری می کنم. اگر پرسشی در مورد منبع مورد استفاده برای هر قسمت از مطالب مطرح شده دارید، لطفا در قسمت نظرات اعلام بفرمایید و پاسخ خود را دریافت نمایید.
** در پاسخ دوست عزیزم ابارضی : مطلب مطروحه درباره فیدل کاسترو به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی مورخه ۱۱/۶/۷۷ می باشد.
موفق باشید.
یا علی
«بسم الله الرحمن الرحیم»
امروزه بار دیگر ارزش های دینی در کانون توجهات جهانی قرار گرفته است٬ تا آنجا که حتی بسیاری از سران کشورها و دولت ها در شرق و غرب عالم با همسو دیدن فضای حاکم بر دنیا و کشورهای خود با حرکت ولو آرام به سوی حقیقت دین به تجلیل از دین و اعتقادات دینی پرداخته اند و دین به عنصری برای تحت تاثیر قرار دادن بسیاری از سیاست ها جاری دولت های جهان مبدل گشته است.

نیکلای چرون از سیاست مداران معروف و رئیس حزب ملی لیبرال دموکراتیک رومانی در دیدار با سفیر جمهوری اسلامی در این کشور با بیان این مطلب که «انقلاب اسلامی پدیده ای بی نظیر در تاریخ است» اظهار داشت :
« انقلاب اسلامی ایران هدف مهمی چون احیای ارزش های دینی در جامعه دارد و رومانی امروز نیاز مبرم به احیای ارزش های دینی داشته و ما خواهان بهره گیری از تجربیات ایران هستیم.»
دکتر ولایتی با نقل خاطره ای در این باره اظهار می دارد:
« من یک موقعی با آقای لخ والسا رئیس جمهور لهستان و رهبر قبلی جنبش همبستگی ملاقاتی داشتم و این در زمانی بود که او رئیس جمهور شده بود. ایشان به من می گفت:
انقلاب شما روی ما هم اثر گذاشت و ما خوشحالیم از اینکه در کشور شما یک انقلاب بر اساس دین صورت گرفته است. پیروزی انقلاب اسلامی موجب احیای فکری دینی حتی در سطح حکومت ها شد. ولو در کشورهای مسیحی!»
« بسم الله الرحمن الرحیم »
با پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر بی اعتبار شدن مکاتب مادی و الحادی زمینه فروپاشی نظامهای الحادی و تجدید نظر تئوری پردازان این گونه نظام ها در عقاید مبنایی خود فراهم گردید. چنان که با گذشت یک دهه از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از سران احزاب و نظام های کمونیستی و شخصیت های مارکسیست٬ با پشت پا زدن به عقاید باطل خود٬ از هر گونه عقیده ای که در تعارض مسلم با ایمان مذهبی بود٬ اعلام برائت نمودند.

برای نمونه٬ الکساندر زوگانف٬ رهبر حزب کمونیست روسیه٬ در اظهارنظرهای صریح خود گفت:
« ما از افکاری که وجود خداوند را انکار می کند دست برداشته ایم.»
فیدل کاسترو٬ رهبر قدرتمند یکی از قدرتمندترین نظام های کمونیستی در دنیا٬ با افتخار اعلام می دارد:
« تا وقتی که خدا بخواهد اداره کشور را در دست خواهم داشت٬ ابتدا خواست و اراده خدا٬ و پس از آن خواست و اراده مردم بالاتر از هر چیزی است!»
حشمت اوزال شاعر برجسته و مارکسیست معاصر ترکیه نیز که سال ها به خاطر اعتقاداتش در زندان به سر برده٬ ضمن روی آوردن به اسلام اظهار داشت :
« اصلا از اعتقادات جدیدم(اسلام) پشیمان نیستم.زیرا در زندان این فرصت را داشتم که ارزش اعتقادات خود را بیابم.»
وی می گوید :
« هموطنان من از گرسنگی ماوراء الطبیعه رنج می برند. گرسنگی که فقط با قرآن رفع می شود.»
ولادمیر پوتین٬ رئیس جمهوری روسیه هم در گفت و گو با روزنامه فرانسوی فیگارو می گوید :
« من به نوبه خودم از اینکه به کلیسای ارتدوکس روسیه تعلق دارم افتخار می کنم. این تعلق مرا غنی می کند و یک ارتباط شخصی با ملتم و فرهنگش بوجود می آورد.»
«بسم الله الرحمن الرحیم»
در سالهای متمادی پیش از انقلاب اسلامی٬ پیروزی نظریات مادی آن چنان حتمی به نظر می رسید که اندیشوران قرن ۱۸ به طور کلی مکان و منزلتی برای دین در آینده قائل نبودند. به همین نحو در قرن نوزدهم فلسفه هایی پدید آمد که یا به طور کلی منکر دین می شد مانند فلسفه مارکس و یا خود مذهبی دورغین را جایگزین ادیان آسمانی می کرد.

در قرن بیستم ماتریالیست های شرقی و غربی به بسط مبارزه علنی خود با دین و باورهای دینی در سطح جوامع پرداختند. اما سیر تحولات تاریخی و وقوع انقلاب اسلامی ایران آنچنان شرایط موجود را در آخرین سالهای قرن بیستم تغییر داد که نظریه پردازان بین المللی و جامعه شناسان با اعتراف به حیات مجدد دین در جوامع بشری به طرح نظریه «تجدید حیات دینی در قرن بیستم» به عنوان یک نظریه معتبر علمی طی سالهای اخیر پرداختند. از آن جمله گیدنز٬ جامعه شناس مشهور انگلیسی در فصلی از کتاب خود با عنوان پدیده نوزایی دینی می نویسد :
« در گذشته سه غول فکری جامعه شناسی یعنی مارکس٬ دورکیم و ماکس وبر با کم و بیش اختلافاتی ٬ فرآیند عمومی جهانی را به سمت سکولاریزاسیون و به حاشیه رفتن دین می دیدند ولی از آغاز دهه ۸۰ و با انقلاب اسلامی ایران شاهد تحقق عکس این قضیه هستیم. یعنی فرایند عمومی جهان روند معکوسی را آغاز کرده و به سمت دینی شدن پیش می رود.»
همچنین الوین تافلر در کتاب تغییر ماهیت قدرت چنین می نویسد :
« بازی قدرت جهانی که در دهه های آینده پدید خواهد آمد بدون در نظر گرفتن قدرت روز افزون اسلام٬ مذاهب کاتولیک و مذاهب دیگر قابل درک نیست. »
پیتر ال.برگر (Peter L Berger) از مشهورترین جامعه شناسان دینی و استاد دانشگاه بوستون(آمریکا) و مدیر موسسه مطالعات فرهنگ اقتصاد در این دانشگاه٬ در این زمینه می نویسد :
« جهان امروز جهانی به شدت دینی است و نمی توان آن را چنانکه بسیاری از تحلیلگران نوگرا(خواه از روی تفنن و خواه از روی یاس) اعلام کرده اند جهانی سکولار نامید.
...میل به دین همواره در بشر وجود داشته است و از میان بردن آن عملا امری محال است. البته متفکران تندرو عصر روشنگری و اخلاف امروزی آنها به چنین چیزی اندیشیده و می اندیشند٬ ولی تاکنون این میل از میان نرفته است.»
وی تصریح می کند :
« آنان که از نقش دین در تحلیل مسائل جهان غفلت می ورزند٬ مرتکب خطای بزرگی می شوند.»