تبليغاتX
اندیشه درخشان
اندیشه درخشان

مرحوم آيت الله العظمي بهجت (ره)

 فرخ آن روز که از این قفس آزاد شوم

از غــم دوری دلـدار رهــم شـاد شـوم

سر نهم بر قدم دوست به خلوتگه عشق

لـب نهم بر لـب شیرین تو فرهـاد شوم


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |
به گزارش خبرنگار «تابناک»، ش ـ پ، فارغ‌التحصيل رشته مهندسي در یکی از معتبرترین دانشگاه‌های کشورمان به عنوان دانشجوی نخبه و با رتبه بالا، براي ترم پاييز (سال 2008 ميلادي) در مقطع فوق ليسانس از دانشگاهي در آمريکا بورس تحصيلي داشته که در خرداد ماه امسال از سفارت آمريکا در قبرس، تقاضاي ويزاي دانشجويي F1 مي‌کند، ولي از آنجا که ترم پاييز را از دست مي‌دهد، دانشگاه مربوطه با توجه به نمرات بالاي وي، بار ديگر براي او ويزاي قانوني صادر مي‌‌کند.


ش ـ پ، شرح حوادث پس از ورودش به آمريکا را براي خبرنگار ما چنين مي‌گويد: روز ششم بهمن به تنهايي به آمريكا سفر كردم. در فرودگاه شيکاگو پس از پنج ساعت انتظار مرا به اداره مهاجرت در فرودگاه بردند. در آنجا چمدان‌هاي مرا ابتدا با سگ بررسي کردند و سپس دو مأمور تمام وسايل مرا بيرون ريختند و حتي اسم کتاب‌هاي فارسي مرا هم از من مي‌پرسيدند! در آخر از تمام مدارک من و همسرم که همراهم بود، کپي گرفتند.

سپس يکي از مأموران از من سؤالاتي معمولي پرسيد كه نام پدر، مادر و همسرت چيست، در ايران در شرکت خصوصي کار مي‌کني يا دولتي، قصد سفرت چيست؟ بعد هم گفت تو دروغ مي‌گويي که بار اولي است که به آمريکا مي‌آيي، چون انگليسي را خيلي خوب حرف مي‌زني!

به من گفت که بايد به درخواست خود به ايران برگردي! و در آنجا منتظر ويزاي شوهرت بماني... وقتي با اعتراض من روبه‌رو شد که ويزاي من يک بار ورود است و ترم دانشگاهي من از دست مي‌رود، در کجاي قانون شما نوشته که زن و شوهر بايد با هم وارد آمريکا شوند! به من گفت تو ساکت شو و ديگر حرف نزن! ما امشب تو را به اتاقي مي‌بريم تا استراحت کني و فردا براي تو بليت مي‌گيريم...

آنها تمام پول‌ها و وسايل مرا گرفتند و دستبندي از پشت به دست‌هاي من زدند. من در حالي که گريه مي‌کردم، فرياد برآوردم که مگر من قاتلم يا مجرم يا تروريست؟ دستبند ديگر چرا؟ مي‌گفتند قانون ما اين است!

مرا به زندان McHenry County Jail در حومه شيکاگو بردند. شماره زنداني من ..6888. در آنجا چند بار مرا بازرسي بدني کردند و بعد گفتند بايد لباس زندان را که شامل لباس‌هاي چند بار مصرف شده بود، بپوشم. سپس مرا به سالني که در دو طبقه زير زمين بود انتقال دادند. دور تا دور اين سالن اتاق‌هايي به ابعاد 5/1×2 متر مربع با دو تخت بود که تنها توالت کوچکي در وسط اتاق قرار داشت.

دو حمام در زندان وجود داشت که داراي دوربين بود و حتي زمان استفاده از دستشويي نيز مأموران از پنجره اتاق، ما را زير نظر داشتند. در زندان ما حق استفاده از حجاب را نداشتيم و براي خواندن نماز بايد از همان پتوهاي کثيف استفاده مي‌کرديم.

اگر درخواستي براي قرص و يا وکيل گرفتن داشتيم، بايد درخواست را به صورت کتبي اعلام مي‌کرديم و اگر صلاح مي‌دانستند يک يا دو روز بعد جواب مي‌دادند. من ميگرن شديد داشتم و در تمام مدت به دليل استرس شديد و گريه، سردرد داشتم. وقتي از آنها تقاضاي قرص مي‌کردم، مي‌گفتند بايد درخواست کتبي بنويسي و درخواستت يکي ـ دو روز ديگر بررسي مي‌شود!

در آن بخش که سي زن ديگر از کشورهايي مثل چين و قزاقستان بودند، وضع دختر فلسطيني که براي ديدن شوهرش و ويزاي توريستي به آمريکا آمده بود، از همه بدتر بود. دختر فلسطيني باردار بود و اصلا در وضع جسمي و روحي مطلوبي نبود.

روز اول سپري شد و از مأموران اداره مهاجرت خبري نشد. هيچ کس پاسخگو نبود که جرم من چيست و تا کي بايد صبر کنم. من کاملا نااميد شده بودم؛ از طرفي بلاتکليف و از طرفي نگران خانواده‌ام. آنها به من و ديگران اجازه تماس گرفتن با خانواده را نمي‌دادند. در اين مدت خانواده‌ام هيچ خبري از من نداشتند. من فقط با اداره حفظ منافع ايران در واشنگتن تماس مي‌گرفتم و آنها با لطف زياد خود درصدد گرفتن وکيل براي آزادي من بودند.
مأموران زندان و مأموران اداره مهاجرت هيچ‌گونه احساس و وجداني نداشتند و فکر مي‌کردند بايد با همه مثل حيوان رفتار کرد.

آنها روز سوم مرا که تمام مدت گريه مي‌کردم، نزد روانپزشک زندان بردند. روانپزشک به من گفت که تو دچار افسردگي شده‌اي، ما مي‌خواهيم تو را به سلول انفرادي ببريم! (اين هم تجويزي براي فرد افسرده)!

سرانجام روز سوم مأموران اداره مهاجرت به دنبال من آمدند و مرا به همان اتاق در فرودگاه بردند. در آنجا چهار ساعت منتظر بودم که ناگهان احساس کردم سرم گيج مي‌رود. به يکي از آنها گفتم که من در اين سه روز غذا نخورده‌ام. ولي او به من خنديد و گفت که تو دروغ مي‌گويي! من که عصباني شده بودم، به آنها گفتم در ايران ما هيچ وقت با هيچ بشري اين طور رفتار نمي‌کنيم، ولي آنها پوزخند مي‌زدند! وقتي از آنها سؤال کردم که چرا من را به زندان انداختند، پاسخ دادند تو تحت حمايت ما بودي و ما هتلي در اختيار نداشتيم! سرانجام به من گفتند که بايد پول بليت خودت را بدهي تا تو را به ايران بفرستيم و با دو مأمور دستبند به دست در حالي که در فرودگاه خجالت مي‌کشيدم، مرا به هواپيما بردند!
 
به محض ورود به ايران با سفارت آمريکا در قبرس که ويزاي مرا صادر کرده بود، تماس گرفتم و آنها از اين وضعيت بسيار تعجب کردند و به من گفتند که ويزاي تو هيچ‌گونه مشکلي نداشته است!

حال پرسش اين است، به راستي جرم کسي که تمام سختي‌هاي دوري از خانواده را به منظور تحصيل در غربت تحمل مي‌کند، چه بوده است و چه کسي پاسخگوي ضربات روحي شديد به وي است؟
چه کسي پاسخگوي اين همه توهين به ايران و ايراني است؟ آيا اگر ايران چنين رفتاري را با دانشجوي آمريکايي مي‌کرد، آمريکايي‌ها بي‌تفاوت از کنار آن مي‌گذشتند؟

آيا در سرزميني که مدعي آزادي بيان است، من نبايد حق حرف زدن و دفاع داشته باشم؟ آيا معني احترام به حقوق بشر که آمريکا خود را پيشرو آن مي‌داند، اين است؟!
چه کسي مسئول پيگيري حوادث دردناکي است که هم‌ميهنان ما در کشورهايي که با آنها رابطه سياسي نداريم، روبه‌رو مي‌شوند؟

و در پايان، چرا ظرفيت‌هاي تحصيلات تکميلي در کشور ما بايد آنقدر اندک باشد که جوانان نخبه ما مجبور شوند براي ادامه تحصيل خود با اين مشکلات دست و پنجه نرم کنند؟

لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

سرانجام مبارک مصری و ملک عبدالله سعودی، اجازه دادند از خارج از دنیای غزه، برای مردم محاصره شده این منطقه "محموله" برسد.

غزه ای ها، در ماه های گذشته، تحت شدیدترین محاصره ها بودند و حتی محتاج نان شب نیز، زیرا از یک سو، اسراییلی ها گذرگاه های غزه را بسته بودند و از سوی دیگر، مصری ها رفح را مسدود کرده بودند تا مبادا شیرخشکی به کودک غزه ای، دارویی به بیمار فلسطینی و نانی به مردمانی که مانند همه حق حیات دارند، برسد.

عربستان نیز، در این مسیر مشوق اسراییل و مصر بود؛ ولی در ایام کریسمس که نمی شد هم نوعان و هم مسلکان و هم زبانان را فراموش کرد.

بنابراین پس از آمد و شدهایی که بین رابطان عرب و صهیونیست صورت گرفت، قرار شد تحریم غزه پایان پذیرد و "محموله ها" به سوی اهالی این منطقه ارسال گردد، محموله هایی از راه خشکی، هوا و البته دریا. اما محموله هایی که پس از ماهها محاصره و فشار و پس از هماهنگی مثلث قاهره، ریاض و تل آویو به سوی غزه رفت، فقط می توانست بمب باشد و گلوله های توپ!

بالاخره باید حصار غزه یک جوری می شکست که شکست.

بالاخره باید پاپانوئل ها، دشداشه عربی می پوشیدند و کلاه کوچک یهودیان را بر سر می گذاشتند و برای کودکان غزه، هدیه کریسمس شان را می بردند که بردند.

اگر مصر، عربستان و دیگر کشورهای عربی و اسلامی، در حمایت از مردم غزه همراه و همدل بودند و اگر قاهره و ریاض، در ماه های اخیر، رایزنی های پنهانی با تل آویو نداشتند و در نهایت به دلیل عداوت خود با حماس، چراغ سبز به صهیونیست ها نشان نمی دادند، اکنون، صدها فلسطینی که در دو روز گذشته کشته شدند، هنوز زنده بودند و سال نو را ولو در میانه نداشتن های حاصل از محاصره، به کودکانشان تبریک می گفتند و آنها را به آغوش می کشیدند.

اما این را نه تزیپی لیونی می خواست، نه حتی مبارک و نه ملک عبدالله. گویا آنان، کودکان فلسطینی را "یتیم" می پسندند!

به همین دلیل، آنها، در آخرین روزهای سال و در آستانه عید تصمیم به پایان محاصره و ارسال "محموله" گرفتند و تصمیم خود را عملی کردند... خسته نباشند!

عصر ایران


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |


این دو خبر را در سایت رادیو فردا خواندم. اولی مربوط است به ۱۰ اکتبر (۱۹ مهر) و دومی ۲۴ اکتبر سال جاری. و البته از جنس خبر مشخص است٬ از آن دسته خبرهایی است که به اینجا ختم نمی شود و فعلا ادامه دارد...

۱- بوش: آمريکا قادر است بحران مالی کنونی را حل کند

جرج بوش ، رييس جمهوری آمريکا، روز جمعه « وحشت  و بی ثباتی» را عامل تشدید بحران مالی در جهان دانست و تاکيد کرد: آمريکا قادر است بحران مالی کنونی را حل کند.

آقای بوش هشدار داد که اضطراب زمينه ساز تشديد وضعیت موجود می شود و اين باعث خواهد شد اقداماتی که برای حل بحران لازم است انجام شود، با مشکلاتی مواجه شوند.

رييس جمهوری آمريکا در سخنرانی هشت دقيقه ای خود در  کاخ سفيد بارديگر کوشيد اعتماد عمومی را به اقدامات دولت برای نجات نظام مالی جلب کند.

جرج بوش گفت: طرح هفتصد ميليارد دلاری دولت برای نجات نظام مالی، طرحی به اندازه کافی قدرتمند است اما برای مشاهده اثرات آن نياز به زمان بيشتری هست.

بوش افزود : دوره کنونی دوره پر اضطرابی است اما ما مسائل را می شناسيم و ابزار حل آن را داريم و سريعا در اين راه اقدام می کنيم.

 رييس جمهوری آمريکا همچنين با اشاره به حضور وزيران اقتصاد هفت کشور صنعتی جهان در واشيگتن برای رايزنی درباره بحرانی مالی در جهان، تاکيد کرد: هنری پالسون، وزير خزانه داری آمريکا، با مقامات کشورهای چين، روسيه و هند در اين زمينه گفت وگو خواهد کرد.

در حالی جرج بوش خواهان اعتماد مردم به اقدامات دولت برای حل بحران مالی شد که وال استريت، مرکز بورس نيويورک، در دقايق آغازين روز  جمعه  با بيش از ۱۰ درصد کاهش ارزش سهام در معاملات مواجه شد.

سهام داو جونز در شروع معاملات وال استريت در روز جمعه تقريبا با کاهش ۷۰۰ واحدی مواجه شد. اين در حالی است که در ادامه معاملات مرکز بورس نيويورک توانست ۱۰۰ واحد افزايش يابد.

در همين حال  با تداوم بحران مالی در بازار های جهان،  معاملات در  بازارهای اوکراين، روسيه، اتريش، ايسلند و رومانی به حالت در تعليق  در آمد. 

 اين در حالی است که معاملات در بورس های اروپايی  روز جمعه با کاهش شاخص بهای سهام  روبه رو شد. شاخص بهای سهام در بازار های بورس  لندن، پاريس و فرانکفورت با کاهش چشم گير مواجه شد.

 در همین زمینه، به دنبال سقوط شديد ارزش سهام در وال استريت، شاخص نيکی در ژاپن روز جمعه با تقريباً ۱۰ درصد کاهش روبه رو شد.

ارزش سهام در استراليا، نيوزيلند و سنگاپور نيز کاهش يافت.

شاخص داو جونز آمريکا، روز پنجشنبه، برای نخستين بار در پنج سال گذشته به کمتر از ده هزار واحد سقوط کرده بود. 

۲- اعتراف ناخدای سابق اقتصاد آمریکا به «خطا» در بازار آزاد

 آلن گرينسپن، که برای ۱۸ سال سکانداری بانک مرکزی آمريکا را در دست داشت، اعتراف کرد که بحران مالی جهانی نمايانگر «خطايی» در ايدئولوژی بازار آزاد است.

 هوادار دو آتشه مقررات زدايی در بازار، روز پنجشنبه در برابر کميته ای از کنگره آمريکا اقرار کرد که رويکرد وی درباره صنعت بانکداری «تا حدی نادرست» بوده است.

آلن گرينسپن در مجلس نمايندگان به يک کميته نظارتی کنگره گفت که فرو پاشی نظام اعتباری بازار، وی را در ورطه بی ایمانی تکان دهنده ای انداخته است.

رييس پيشين بانک مرکزی آمريکا  که تا سال ۲۰۰۶ در اين مقام بود،  با اشاره به  ايدئولوژی اقتصادی خود گفت: «من ترک خوردگی ديدم. نمی دانم که اين تا چه اندازه مهم است يا اينکه تا چه هنگام ادامه دارد. به هرحال من از اين واقعيت بسيار اندوهگين شدم.»

مردی که برای اداره طولانی ترین دوران رونق اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم، همواره ستايش شده است برای نخستين بار است که در پيوند با بحران مالی جهان، به خطای خويش اعتراف می کند.

در مکالمه ای احساسی و تاثير گذار که ميان کميته ناظر مجلس نمايندگان آمريکا و آلن گرينسپن صورت گرفت وی به خاطر مخالفت با وضع آن دسته از مقرراتی که می توانست جلوی ميلياردها دلار ضرر هنگفت بانک ها در وال استريت را بگيرد، ابراز تاسف کرد.

رييس سابق بانک مرکزی آمريکا گفت: «من اشتباه می کردم که گمان می کردم منافع شخصی سازمان ها، به ويژه بانک ها و موسسه های مشابه، به گونه ای است که آنها به بهترين صورت توان حمايت از سهامداران و دارايی های بنگاه خود را دارند.»

از سوی ديگر، هنری پالسون، وزير خزانه داری آمريکا نيز در مصاحبه ای با «نيويورک تايمز» به کوتاهی خود در بحران مالی نظام مالی ايالات متحده اعتراف کرد.

وزير خزانه داری آمريکا به اين روزنامه گفت که وی بايد زودتر از اينها  بحران وام های مسکن ايالات متحده را پيش بينی می کرد.

به نظر بسياری از اقتصاددانان پس از آنکه شمار بسياری از وام گيرندگان آمريکايی نتوانستند، وام های خود را باز پس دهند، چندین بانک ها و موسسه مالی اين کشور دچار بحران شدید سرمایه شدند.

گرينسپن که ۸۲  سال دارد، در اظهاراتی که از پيش آن را برای قرائت در برابر نمايندگان آماده کرده بود، بحران کنونی بازارهای مالی را به يک «سونامی اعتبار» تشبيه کرد که هر قرن يک بار روی می دهد.

رييس سابق بانک مرکزی آمريکا اين بحران را «بسيار گسترده تر» از آن دانست که وی بتواند آن را «تصور» کند.

هنری واکسمن، نماينده دمکرات، که رياست کميته ناظر مجلس نمايندگان را به عهده داشت از گرينسپن پرسيد: «شما دريافتيد که نظرتان به جهان، ايدئولوژی تان، درست نبوده و کارايی ندارد؟»

و گرينسپن در پاسخ گفت: «دقيقا به خاطر همين است که من شوکه شدم. زيرا من برای ۴۰ سال یا همين حدود با شواهد قابل توجهی می ديدم که  این به طور شگفت انگيزی کار می کند.»


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

به گزارش فارس به نقل از روزنامه صهيونيستي جروزالم پست، "ايهود اولمرت" با بيان اين مطلب گفت: «ايده اسرائيل بزرگ‌تر پايان يافته است و اين مسئله ديگر وجود خارجي ندارد. هر شخصي كه درباره آن صحبت كند فقط خود را مي‌فريبد.»
اولمرت در نشست هفتگي كابينه خود كه درباره طرح ارائه غرامت به آوارگان فلسطيني برگزار شد، اعتراف كرد: «اين ايده اسرائيل بزرگ ديگر به سود ما نيست. جامعه بين‌الملل نگرش خود را براي ايجاد يك كشور دومليتي تغيير داده است و ما مي‌توانيم تأييد كنيم كه هميشه مبتكر و خلاق بوده‌ايم و طرف مقابل لجباز بوده است.»
وي در توجيه اين نظريه كه زمان براي دادن امتياز به فلسطينيان بايد به تعويق بيفتد، گفت: «زمان به سود اسرائيليان پيش نمي‌رفت.»
نخست وزير رژيم صهيونيستي با اعتراف به اين موضوع كه عقيده خود را درباره اين موضوع تغيير داده است، اذعان داشت: «اعتراف مي‌كنم كه هميشه بر اين عقيده نبودم و فكر مي‌كردم و به "ايهود باراك" وزير دفاع، مي‌گفتم درباره امتيازاتي كه در كمپ ديويد پيشنهاد كرد، غلو شده بود. من بر اين باور بودم كه سرزمين‌هايي از رود اردن تا مديترانه تماماً براي ماست و به تاريخ يهود اتكا مي‌كردم.»
وي افزود: «اما سرانجام پس از تحمل زحمات و شبهات به اين نتيجه رسيدم كه بايد اين سرزمين را با آناني كه در آنجا زندگي مي‌كنند، تقسيم كنيم.»
اولمرت همچنين ادعا كرد كه رژيم صهيونيستي در منطقه از همه قدرتمندتر است و هيچ كشوري نمي‌تواند بر آن غلبه كند.
اين در حالي است كه طي حمله تجاوزكارانه رژيم صهيونيستي به لبنان در تابستان 2006 و در مبارزه با حزب‌الله لبنان ناكام ماند و شكست سختي را متحمل شد.

لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

در مراسم روز يكشنبه سيزدهم ژوئيه ۲۰۰۸ ميلادی ، آقای كشيش جان پيترسُن مدير و روحانی مركز بين‏المللی آشتی و صلح برای عدالت جهانی وابسته به نشنال كَتِدرال در واشنگتن دی سی خطبه مذهبی اين مراسم را ايراد نمود .



در اين خطبه كه دو بار در دو برنامه جداگانه (ساعت ۹ و ۱۱ صبح ) ايراد گرديد، وی با اشاره به حضرت عيسی مسيح (ع) و تشبيه كار آن حضرت به كشاورزی كه دانه را می كارد و حاصل آن به جامعه می رسد به اهميت رسيدگی به فقرا و درماندگان آبرومندی پرداخت كه در شرايط سخت اقتصادی كنونی قادر به تامين هزينه های سنگين بيمه پزشكی و درمان نمی باشند . ايشان در بخش پايانی خطبه خود به عنوان نمونه مثال مركز تعليمات اسلامی واشنگتن را ذكر نمود كه در زير ترجمه گرديده است .

«اكنون می خواهم [مفهوم] آن دانه كاشتن را [كه در حين خطبه بيان كردم] در رابطه بافعاليت های بين الاديان قرار دهم . در پايان اين خطبه می خواهم نمونه‏ای را از آنچه می تواند رخ دهد به شرطی كه دانه‏ها كاشته و با احترام متقابل و محبت مراقبت گردند ذكر نمايم . يكي از ياران و دوستان خوب ما در فعاليت های بين الاديان امام بحرينی رهبر شيعی مركز تعليمات اسلامی واشنگتن در پوتومك مي‏باشد . در همين ماه آوريل گذشته من در مراسم افتتاح رسمی كلينيك ابن سينا در اين مركز شركت كردم .

اين درمانگاه برای خدمت به مردم منطقه واشنگتن دی سی ، آنان كه فاقد هرگونه بيمه پزشكی هستند و يا به دلايل فرهنگی و مشكلات [مربوط به عدم آشنايی با] زبان قادر به گرفتن بيمه پزشكی نيستند احداث گرديده است .در درمانگاه ابن سينا پزشكان داوطلب از همين منطقه وقت خود را به رايگان در جهت خدمت رسانی به افرادی قرار می دهند كه در غير اينصورت هيچ راه ديگری ندارند و كاملاً از دسترسی به خدمات پزشكی محروم خواهند بود .برای من هيچ شكی نيست كه [حضرت] عيسی [عليه‏السلام] براين مسجدی كه در درمانگاهش يهودی ، مسلمان ، مسيحی ، بودايی ، و هندو معالجه مي‏گردند لبخند مي‏زند .

درمانگاه ابن سينا نمونه كاملی از همان كشتكاری است كه دانه ها را در زمينی حاصلخيز مي‏كارد تا آن دانه ها ريشه بداوند و به بار بنشينند . اين روحانی ايرانی بينشی را از آنچه خداوند از او می خواست انجام دهد داشت كه همان رسيدگی به خلق خدا بود . در مراسم افتتاح رسمی كلينيك همگی ، مسلمان ، يهودی و مسيحی شاهد بر اين فرمان الهی بودند كه اين سه دين ابراهيمی را به خدمت يتيمان و بيوه‏زنان مي‏خواند .»

لازم به ذكر است كه آقای پيترسون و معاونش آقای اندرسون در چندين برنامه از برنامه های اين مركز حضور داشته اند و سابقه دو ساله همكاري های دو مركز نتايج ملموسی در زمينه فهم عميق تر اسلام به خصوص مكتب تشيع در جوامع مذهبی و حتی غير مذهبی آمريكايی داشته است .

به نقل از تابناک


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

ازدواج با روبات

تلاش "مارتین" برای ازدواج با یک روبات به شکست انجامید زیرا دادگاه بلژیک ازدواج انسان با روبات را مخالف قانون این کشور دانست.


به گزارش شیعه آنلاین، "مارتین" در این باره می گوید: من پیشتر با زنی ازدواج کرده بودم و دارای یک بچه بودم اما دیگر از زندگی کردن با زنان خسته و از وی جدا شدم. اکنون برای درآمدن از تنهایی قصد دارم با یک روبات ازدواج کنم اما آنان (مقامات دادگاه) به من این اجازه را نمی دهند.



این درحالیست که از سوی دیگر زنی در هلند به نام "بامیلا" اعلام کرد که به دلیل اینکه تاکنون ازدواج نکرده، اکنون سالهاست که با روبات روابط جنسی دارد و زندگی در کنار آنرا دوست دارد و احساس خوشبختی می کند.



"بامیلا" در ادامه افزود: به زنانی که دوست ندارند با مردان ازدواج کنند، توصیه می کنم با روبات ازدواج کنند زیرا می تواند به خوبی احساسات زنان را درک کند.



در همین راستا "یمون فان فال" صاحب یکی از فروشگاههای روبات فروشی در هلند می گوید: سالهاست که بسیاری از هلندی ها که دوست ندارند با انسان دیگری زندگی کنند، روبات را برای زندگی مشترک خود انتخاب می کنند زیرا زندگی با روبات به هیچ وجه مشکلاتی را در پی ندارد.



وی در ادامه افزود: در حال حاضر قیمت اینگونه روباتها بسیار گران است به همین دلیل چندی پیش سمیناری در شهر "ماستریخت" در جنوب هلند برگزار شد و طی آن کارشناسان تلاش کردند راهی برای تولید ارزان این روبات بیابند تا در آینده ای نزدیک خرید آن برای همگان امکان پذیر باشد. آنان پیش بینی کردند این کار در ده سال آینده قابل دسترسی باشد.



گفتنی است خبر برگزاری این سمینار طی گزارشی از سوی شبکه خبری BBC نیز اعلام شد. در این گزارش آمده: این سمینار پس از ارائه پایان نامه فوق لیسانس "دیوید لیوی" 63 ساله و شطرنج باز سرشناس اسکاتلندی برگزار شد. پایان نامه وی در مورد روابط میان انسان و روبات بود.



"دیوید لیوی" که پژوهش های بسیاری در این زمینه داشته، گفت: در حال حاضر روبات کاربرد زیادی دارد. در کارهای صنعتی، کارخانجات و غیره اما روباتی که برای ازدواج وارد بازار شده، به مدت زمان گذشته زیادی برنمی گردد اما در همین مدت کوتاه استقبال زیادی از آن شده است.



از سوی دیگر "رونالد آرکین" کارشناس روبات در این باره گفت: پیش بینی می کنم حداقل تا سال 2050 به مردم اجازه ازدواج با روبات به صورت قانونی داده نشود.



گفتنی است روبات بازیگران و خوانندگان سرشناس جهان نیز در چند وقت اخیر وارد بازار شده تا در صورت تمایل، مشتریان بتوانند با این روباتها ازدواج کنند.

***********************************************************

حالا می گویید بخندیم یا گریه کنیم؟! یا شاید هم بهتر باشد کمی فکر کنیم...

***********************************************************

مطلب مزتبط :

امکان عاشق شدن و ازدواج با روبات ها تا سال 2050 میلادی


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

سازمان دفاع از حقوق بشر هیومن رایتس واچ در گزارشی مستند اعلام کرد ایالات متحده آمریکا با دارابودن دو میلیون و 300 هزار نفر زندانی بزرگترین زندان در جهان محسوب می شود. 
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) در بیانیه ای که از سوی دیوید هایتی مدیر این سازمان مدنی منتشر شده، بااشاره به گزارش روز جمعه وزارت دادگستری آمریکا آمده است: مردم آمریکا باید از خود بپرسند که چرا این تعداد انسان باید در آمریکا در زندان به سر ببرند. باید از خود بپرسند که چرا آمریکا بیشترین زندانی را به نسبت انگلیس ،‌کانادا و سایر دمکراسی های دنیا در اختیار دارد.
هیومن رایتس واچ می افزاید: گزارش وزارت دادگستری تاکید می کند که تفاوت فاحشی بین زندانیان سیاهپوست آمریکایی با سفید پوست این کشور وجود دارد به گونه ای که در برابر یک زندانی سفید پوست شش زندانی سیاهپوست در حال حاضر در آمریکا وجود دارد.
براساس گزارش وزارت دادگستری آمریکا نزدیک به 11 درصد از جمعیت 30 تا 34 ساله های سیاهپوست آمریکایی هم اینک در داخل زندانی های آمریکا به سر می برند.
این سازمان مدنی ادامه می دهد: احتمال زندانی شدن یک سیاهپوست آمریکایی به اتهام فروش یا حمل مواد مخدر 12 برابر بیشتر از وضعیت مشابه برای یک سفید پوست آمریکایی است و این در حالی است که نسبت تعامل سفید پوستان و سیاهپوستان در جامعه آمریکا با مواد مخدر به یک اندازه است.
این سازمان نوشت: به رغم اینکه نسبت سفید پوستان درگیر با مواد مخدر بیش از سیاهپوستان آمریکایی است اماسیاهپوستان آمریکایی 54 درصد کل زندانیان مواد مخدر در آمریکا را تشکیل می دهند.


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |
 

خالق "آواز گنجشک‌ها" پس از گرفتن جایزه فیلم برگزیده انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان به جسارت برخی به اصطلاح روشنفکران داخلی به مقام پیامبر مهربانی به شدت انتقاد و از تمام آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت کرده‌اند گله کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، متن کامل یادداشت مجید مجیدی به این شرح است:


"خدای را شاکرم که در هیاهوی نغمه‌های ناساز، "آواز گنجشک‌ها" بر گوش‌های بسیار شنیدنی آمد و بر چشم‌های فراوان دیدنی. از انعکاس مثبت فیلم در این مدت کوتاه در میان گروهها و مخاطبان گوناگون سخن نمی‌گویم، اما در مقابل آنان که از تکرار و پیام تکراری فیلم سخن گفته‌اند می‌گویم هیچ ابایی ندارم اعلام کنم فیلم مانند آثار قبلی من "بچه‌های آسمان"، "رنگ خدا"، "باران" و "بید مجنون" باز هم بر فطرت و نهاد پاک انسانی تاکید می‌کند."

وی ادامه می‌دهد: "باز هم سخن از نیاز دنیای امروز یعنی معنویت. بدون تکیه به معنویت ، آنچنانکه در جای جای جهان می‌بینیم. انسان‌ها گرگ‌های درنده‌ای خواهند شد که درندگان وحشی نیز شرمنده ددمنشی‌های آنانند. در شرایطی که جای خالی "خدا" بیش از هر زمان و عصری احساس می‌شود و تاریخ گواه آنکه بدون خدا هر عملی مباح و آزاد است ، باید آزادگان نگران باشند و از آن میان هنرمندان آزاده."

در بخشی دیگر از یادداشت مجیدی می‌خوانیم: "در این صورت چه باک از برچسب "تکرار" که اگر تکرار "مذموم" بود و ناپسند، باید اولین اعتراض و بزرگترین اعتراض را به پیامبران نمود که در طول اعصار و قرون همه سخن تکراری بر زبان رانده‌اند و پیام تکراری "بازگشت به معنویت" را سر داده‌اند. وقتی "آواز گنجشک‌ها" در برلین به نمایش درمی‌آید و استقبال تماشاگران گوناگون و منتقدان ریز و درشت اینچنین بهت‌انگیز و حیرت‌آور می‌شود، من بر این باور استوارتر می‌گردم که اخلاق و معنویت گمشده عصر ماست و این مهم جغرافیا و مکان نمی‌شناسد."

مجیدی می‌نویسد: "اعتراف می‌کنم که نگاه اینچنینی و موفقیت و اقبال آنچنانی را وامدار مکتبی هستم که در آستانه رحلت بزرگ پیامدارش رسول گرامی اسلام (ص) هستیم. وامدار پیامبری که از پس قرن‌ها ندایش را می‌شنوم که فرمود "من مبعوث شدم تا برتری‌ها و مکارم اخلاقی را به اتمام رسانم." وامدار رسول رحمتی که بر نهاد و فطرت پاک انسانی تکیه می‌کرد و می‌فرمود "هر انسانی بر فطرت پاک زاده می‌شود، حتی اگر پدران و مادرانی کافر و مشرک داشته باشد." وامدار پیامبری که نه تنها در عصر خود، که امروز نیز مظلوم و جفادیده است."

خالق "آواز گنجشک‌ها" می‌افزاید: "اگر روزگاری کودکان و دیوانگان سنگش می‌زدند و دندان و پیشانی مبارکش را می‌شکستند و در برابر اندیشمندان دور از خدا  شاعر و نادانش می‌خواندند، در جاهلیت نوین نیز مانند جاهلیت اولی داستان تکرار می‌شود. نابخردان و کودک‌صفتان با هجو و کاریکاتور با او به ستیز برمی‌خیزند و اندیشه‌ورزان دنیاطلب شاعر و نادانش می‌خوانند و چون جاهلیت پیشین قرآن را "اساطیر الاولین" می‌دانند."

فیلمساز ایرانی نامزد اسکار می‌نویسد: "آن روز که جشنواره فیلم دانمارک را به خطر بی‌حرمتی به پیامبر مهربانی کنار نهادم، بسیاری آن اقدام را سیاسی و حکومتی خواندند. در دنیای آلوده امروز کار به جایی رسیده که ارزش‌ها ضدارزش شمرده می‌شود و ضدارزش‌ها، ارزش. هر عملی چون به مزاج ما خوش نیاید در توهم خویش به جایی منسوبش می‌کنیم. اگر کسی از اعتقاد و باورش دفاع کند وابسته خوانده می‌شود و اگر آسوده بنشیند تا به مقدساتش بدترین توهین‌ها و ناروایی‌ها صورت گیرد، آزاده است."

مجیدی ادامه می‌دهد: "اینجا می‌گویم که من نه از موضع دفاع از حاکمیت و دولت ـ که می‌دانید مرا با سیاست و سیاست‌پیشگی کاری نیست ـ که از موضع یک مسلمان، یک هنرمند پیرو مکتب اهل بیت، انزجار خود را از آنچه یک به اصطلاح روشنفکر گفته است اعلام می‌کنم و از همه آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت پیشه کرده‌اند، گله‌مندم."

به باور وی، حالا باید پرسید اگر سیاست‌پیشه نیستیم، چرا وقتی چند کودک‌صفت و دیوانه‌رفتار بیگانه با کاریکاتور به پیامبر ما توهین می‌کنند آن موج به راه می‌افتد، اما امروز که از زبان خودی ناپسندترین نسبت‌ها به آن بزرگ و کتاب هدایتش قرآن داده می‌شود، سکوت همه جا را دربر می‌گیرد و جز یکی دو صدایی کم‌جان هیچکس فریاد نمی‌زند که چرا دوباره از پس قرن‌ها به پیامبر نسبت شاعری می‌دهند و قرآنش را احساسات شاعرانه و خطاپذیر می‌خوانند.

به گزارش مهر ، خالق "رنگ خدا"‌ می‌افزاید: "اگر آن روز که روشنفکران مذهبی عصمت و علم غیب ائمه را زیر سئوال بردند و نفی کردند یا مسلمات تاریخی چون غدیر و شهادت حضرت زهرا (س) را افسانه خواندند یا مانند همین قلم منحرف زیارت جامعه کبیره را "مرامنامه شیعه غالی" برشمردند سکوت نمی‌کردیم، امروز جسارت را به مرحله پیامبر و قرآن نمی‌رساندند تا علنا پیامبر را فردی عامی و ناآگاه و همسنگ افراد جاهلی بدانند و قرآن، کلام الهی را، محصول بشری بخوانند."

مجیدی در پایان یادداشت خود می‌آورد: "کسی که ادعای مولوی‌شناسی می‌کند و برای او بیش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند که به حکم مرادش مولوی کافر است؛

گرچه قرآن از لب پیغمبر است

هر که گوید حق نگفت آن کافر است

این همه آوازها از شه بود

گرچه از حلقوم عبدالله بود."


پیوندهای مرتبط :
واكنش آيت‌الله «جعفر سبحاني» به اظهارات «عبدالكريم سروش» درباره قرآن
پاسخ «بهاءالدين خرمشاهي» به قرآن‌ستيزان

 


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |


در حالي كه مسلمانان دنيا از شدت عمل و برخوردهاي ضد اسلامي هيأت‌هاي موسوم به امر به معروف و نهي از منكر در عربستان سعودي به تنگ آمده‌اند، شاهدان عيني از افزايش مشهود توزيع كتاب‌هاي توهين‌كننده به شيعه در مدينه منوره خبر مي‌دهند.

تعدادي از عمره‌گزارن عراقي (كه با پاسپورت انگليسي و آمريكايي براي عمره به عربستان وارد شده‌اند) مورد ضرب و جرح از سوي هيأت امر به معروف و نهي از منكر عربستان سعودي قرار گرفتند و كارشان به بيمارستان كشيد.

به گزارش «راصد» اين افراد كه در حال طواف در مسجدالحرام بودند ناگهان با فرياد های نيروهای امنيتی و افراد هيأت امر به معروف سعودی مواجه شدند كه آنان را به كفر و شرك متهم كردند و بلافاصله آنان را با دست و باتوم مورد ضرب و جرح قرار دادند!

در بين اين افراد فرزند «استاد رضا جواد تقي» عضو مجلس نمايندكان عراق و دو فرزند يكی از مقامات دولت عراق نيز به چشم می خورند.

از سوی ديگر، شاهدان عينی از توزيع علني كتاب های توهين كننده به شيعيان در صحن و سرای حرم شريف نبوی در مدينه خبر می دهند. همچنين افراد هبأت امر به معروف، كتابی موسوم به ربحت الصحابة ولم اخسر اهل البيت (يعنی : صحابه را به دست آوردم بدون آنكه اهل بيت را از دست دهم) را بين زائران بقيع توزيع می كنند.


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

 

رييس دفتر مجلس اعلاى اسلامى عراق اظهار داشت: هدف القاعده از انفجار در سامرا ايجاد فتنه تاريخى و مذهبى بين مردم عراق است. يك پايگاه اينترنتى نيز از نقش فتواى اخير «بن جيرين» از مفتى هاى برجسته سعودى مبنى بر ضرورت تخريب اماكن مقدس شيعيان در انهدام گلدسته هاى حرم عسكريين(ع) خبر داد. پايگاه اينترنتى «هجر» اعلام كرد: اين فتوا كه چند ماه پيش در پايگاه اطلاع رسانى شخصى بن جبرين منتشر شده بود تاثير زيادى بر پيروان وهابى وى بر جاى گذاشت و باعث شد تروريست هاى وهابى عراق با تاثيرپذيرى از اين فتوا براى تخريب اين اماكن مقدس برنامه ريزى كنند. وى پيش از اين نيز با تاييد انهدام حرم شريف امامين عسكريين(ع) در سامرا به دست تروريست هاى وهابى و شرعى ناميدن اين اقدام از اين جنايت تمجيد كرده و حرم امام هادى(ع) و امام حسن عسكرى(ع) را «بت شيعيان» خوانده بود. 
                                                                     
منبع : آریانیوز


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

به نام خدا

شبكه فرهنگي عرب زبان « هجر » اعلام كرد، جسد سوخته كاريكاتوريستي كه به پيامبر گرامي اسلام (ص) اهانت كرده بود، نزديك دفتر نشريه محل كار وي در دانمارك، پيدا شده است.

به گزارش فارس، به نقل از شبكه « هجر» جسد اين فرد صبح امروز نزديك دفتر نشريه وي يافت شد.
شبكه تلويزيوني الفرات عراق نيز امروز در بخش زير نويس خود اين خبر را پخش كرد.
منابع دولت دانمارك هنوز خبر فوق را تاييد يا تكذيب نكرده و در قبال آن سكوت كرده اند.
اين فرد كه به نام او و يا نشريه اش اشاره نشده است، طراح 12 كاريكاتور موهن به پيامبر گرامي اسلام (ص) بود.
روزنامه پرتيراژ دانماركي «يولند پوستن» سي‌ام سپتامبر 2005 به بهانه و ادعاي آزادي بيان، تصاويري اهانت آميز به پيامبر اكرم(ص) منتشر كرده بود كه روزنامه مگزينز نروژ اين تصاوير را 10 ژانويه سال بعد براي دومين بار چاپ كرد.
چاپ اين كاريكاتورها در روزنامه يولند پوستن و متعاقب آن روزنامه هاي چند كشور اروپايي ديگر، خشم مسلمانان جهان را برانگيخت.


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

در ادامه مواضع برخي از سران دولت‌هاي عربي و شماري از سازمان‌هاي وابسته به «القاعده» و اظهارات گروهي از تندروهاي فلسطيني و اردني در دفاع از صدام، «يوسف القرضاوي»، مفتي اهل سنت هم که در قطر زندگي مي‌کند، از صدام دفاع کرد.
قرضاوي که از ماجراي حمله به حرم عسکريين به اين سوي، چند بار تلويحا شيعه را به آغاز درگيري هاي فرقه اي در عراق متهم کرده است، اين بار آشکارا به دفاع از جنايتکار قرن صدام حسين پرداخت.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اظهارات «يوسف قرضاوي» در نماز جمعه روز 5 ژانويه در دوحه قطر، آنچنان شگفت و خنده‌آور است كه به نظر مي‌رسد علماي اهل سنت بايد براي حفظ آبرو، عليه وي موضعگيري كنند.

وي با چشم‌پوشي از حوادث سه سال متوالي شيعه‌کشي در عراق که اخبار آن تمام عالم را گرفته است، از «کشتار دسته جمعي در عراق عليه اهل سنت» ياد کرده و آن را طرحي از پيش طراحي شده اعلام کرده است.

وي که در قطر و زير سايه بزرگترين پايگاه نظامي آمريکا در منطقه زندگي مي کند، در خطبه نماز جمعه اين هفته قطر، مي‌گويد: من دلم مي‌خواست ملت عراق ابتدا كشورش را آزاد كرده و اراده خود را از اشغالگران رها نمايد و سپس صدام و ديگران را محاكمه كند، نه اين‌كه حاكم آمريكايي دستور تشكيل اين دادگاه را بدهد و ژنرال‌هاي آمريكايي مراقب اين دادگاه باشند. اين را نمي‌پذيرم. من قبول نمي‌كنم كه صدام تحت سلطه آمريكايي‌ها محاكمه شود. اين دادگاه عراقي نيست، بلكه آمريكايي است.

شگفت آن‌که در حالي که هيچ کس نيم سطر فتوا از يک مرجع تقليد شيعه در باره برادر‌کشي از اهل سنت نديده و هم‌زمان فتواهاي فراواني از علماي سعودي و غيره عليه شيعه انتشار يافته، قرضاوي چشم خود را به روي اين واقعيات بسته و از مراجع شيعه خواسته است تا براي جلوگيري از سني کشي در عراق اقدام کنند.

وي مي‌گويد: من همواره از مراجع شيعيان تقاضا كردم كه دخالت كنند، دستورات اين مراجع مورد قبول مردم واقع مي‌شود، هرگاه دستور مي‌دهند مردم از آنان اطاعت مي‌كنند. اگر بگويند اين كار را بكنيد، مي‌كنند و اگر بگويند اين كار را نكنيد، نمي‌كنند. اين مراجع مسئوليت دارند و بايد حرف خود را بزنند و ما از تهران مي‌خواهيم و از آيات عظام مي‌خواهيم و از رهبر ايران آقاي خامنه‌اي درخواست مي‌كنيم لب به سخن باز كنند و سكوت ننمايند، وگرنه مردم آنها را متهم به تباني و توطئه مي‌كنند!

اين حرکت وي، يقينا نه براي جلوگيري از گسترش فتنه بلکه براي متهم کردن ايران و مراجع شيعه است. وي مي‌داند که آيت‌الله سيستاني سال‌هاست که مردم را دعوت به صبر و آرامش مي‌کند. وي ناظر است که رهبر ايران چه اندازه روي وحدت اسلامي تکيه دارد و اين تنها و تنها «القاعده» و زرقاوي و سازمان‌هاي وابسته هستند که با اقدامات انتحاري خود طي چند سال گذشته در عراق و پاکستان و نقاط ديگر، به کشتن شيعيان و سلاخي کردن آنان مشغولند.

آقاي قرضاوي که طي سال‌هاي جنگ عراق عليه ايران و عليه کويت ساکت بوده و هيچ گاه عليه صدام حرفي به زبان نياورده است، اکنون براي حمايت از صدام احساس وظيفه کرده و از اين که او را روز عرفه يا عيد قربان اعدام کرده‌اند، آن را يک اقدام منکر دانسته است.

او مي‌گويد: اعدام صدام در روز عيد قربان و در موقع برگزاري نماز عيد، منكر است و هيچ مسلماني نمي‌تواند آن را بپذيرد... آمريكاييان گفتند، ما مي‌خواستيم اعدام صدام را دو هفته به تعويق بيندازيم ولي متأسفانه برخي از رهبران ديني و سياسي عراق پس از اعدام صدام در روز عيد گفتند: روز اعدام صدام، عيد نبوده بلكه يك روز قبل از عيد مي‌باشد، زيرا عيد قربان روز يكشنبه بود. اين هم بدتر است زيرا روز شنبه در كشور حج و عتبات عاليات عربستان عيد بوده است. زايران و مردم آنجا عيد داشته‌اند و بر فرض اين‌كه روز شنبه عيد نبوده، روز عرفه كه بود، آيا روز عرفه يك روز معمولي و عادي است؟ روز عرفه به اجماع مسلمانان بهترين روز سال است.

در کجاي فقه آمده است که کسي حق ندارد روز عرفه يک مجرم و جاني و مفسد في‌الارض را اعدام کند؟
آقاي قرضاوي مرتب از بودن آمريکا‌يي‌ها در عراق ياد کرده، اما فراموش کرده است که خودش سال‌هاست در کشوري زندگي مي‌کند که بزرگترين پايگاه آمريکا در آنجا بوده و از همان پايگاه به عراق حمله کرده است.

آيا روابط قوي ايشان با دولت قطر که هر روز تحت حمايت اين دولت در جلسات و همايش‌ها حاضر شده و با همسر جوان خود در اينجا و آنجا سخنراني مي‌نمايند، مانع از آن شده است که ايشان عليه امريکا‌ فتوا صادر کند؟
مگر اشغال کشوري مثل عراق در عرف اهل دين، با بودن چنين پايگاه مهمي که اسباب حمله به ديگر کشورهاي اسلامي است چه فرقي دارد که آقاي قرضاوي ساکت نشسته است.

قرضاوي اعدام صدام را انتقام امريکايي ها از صدام به خاطر تسليم نشدن دانسته و چشم خود را به روي تمامي جنايات او بسته است.
وي با مرثيه‌سرايي براي جنايتكار قرن مي‌گويد: آنان به نفس و جان انساني احترام قايل نشده‌اند. صدام با شجاعت و خويشتنداري و نترس ظاهر شده است. وي هرگز قبول نكرد كه چشمنانش را ببندد، بلكه با چشمان باز به استقبال مرگ رفت. آنان صورت خودشان را پوشانده‌اند، در حالي كه صورت صدام باز ماند. وي مانند كوه ايستاد و شهادتين را هم بر زبان جاري ساخت. پس وي در حالي فوت كرد كه شهادتين را مي‌گفت. چگونه مي‌توان او را نفرين و لعن كرد در حالي كه مي‌شنويم كه فرياد مي‌زند: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله.

اما شنيدني‌ترين سخن قرضاوي آنجاست كه مي‌گويد: كسي كه آخرين سخن او شهادت لا اله الا الله است وارد بهشت مي‌شود. چگونه مي‌گوييم برو به جهنم. آيا كليد درب جهنم در دست توست؟ چه كسي اين كليد را به تو سپرده است تا هر كس را خواستي وارد جهنم كني؟ صدام در واپسين سال‌هاي حاكميتش متحول و دگرگون شد. برادران عراقي مي‌گويند كه وي مقيد به اداي نماز و تلاوت قرآن شد و به نيكوكاري مي‌شتابيد. وي به ساختن مساجد كمك مي‌كرد و مصالح ساختماني را براي ساختن مساجد نصف قيمت مي‌داد. وقتي مي‌خواستند او را دستگير كنند، سجاده و قرآن باز نزد او پيدا كردند.

بنابراين مظلومين عراق که بيش از سه دهه است فرزندانشان به دست اين جاني کشته مي‌شوند، چه سهمي در اين مسائل دارند؟
آقاي قرضاوي گفتن شهادتين را در وقت اعدام، توبه صدام دانسته است، اما توجه نکرده که هر توبه‌اي آن هم براي يک جنايتکار در وقت مرگ و زماني که چوبه دار را مي‌بيند و صرفا براي تحميق ديگران قابل قبول نيست. کسي که ميليون‌ها انسان را قتل عام کرده چندين جنگ به راه انداخته و حالا که وقت اعدام شده؛ گربه عابد و زاهد شده است.

آيا اين اظهارات، توجيه کارهاي جنايتکارانه حاکمان مستبد و وابسته دول عربي نيست که تا وقتي مي خواهند استبداد بورزند و بکشند و بسوزانند و با دول بيگانه همراهي کنند و آخرش هم با گفتن يک لا اله اله الله محمد رسول الله آب توبه بنوشند و آقاي قرضاوي هم آنان را در نماز جمعه قطر تطهير کند؟


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

عطاءالله مهاجراني در مطلبي در وبلاگ خود به واكنش‌ها و برنامه پس از اعدام صدام پرداخته است كه در ذيل مي‌آيد:

واکنش های غریبی در باره اعدام صدام اتفاق افتاده است. به برخی داوری های رسمی و غیر رسمی اشاره می کنم.
اول: در لیبی اعلام کرده اند که مجسمه صدام را در کنار مجسمه عمرمختار قهرمان ملی لیبی قرار می دهند.
دوم:دکتر علی نافع ، معاون رییس حمهور سودان گفته است: صدام عاشق عراق و ملت عراق بود.
سوم: نویسنده ای صدام را با حلاج مقایسه کرده بود.
چهارم: نماینده شبکه الجزیره در مصر به روستایی به نام "عزت صدام" رفته بود.در آنجا عزاداری مصری ها را نشان می داد.با تکنیک و ترفند تبلیغی وانمود می شد که گویی مردم "عزت صدام" نشانه ای از مردم مصرند و همه عزادار صدام اند.
پنچم: نویسنده ای در باره صدام نوشته بود: ای اسطوره عرب و اسلام، مثل قهرمان زندگی کردی و قهرمانانه هم شهید شدی.
ششم: دیگری خطاب به صدام نوشته بود: ای اهل التقوی و المغفره!
هفتم: داود شریان، نویسنده روزنامه الحیات هم " اعدام وحشیانه صدام را طرحی ایرانی خوانده بود، که به عنوان عدالت الهی خوانده شده است"
این موارد، تنها نمونه های دم دست بود.اگر جستجوی دقیقی صورت گیرد می توان تصویر کاملی از واکنش به واقعه اعدام صدام را شناسایی کرد.پرسش این است که چرا چنین تصویری از صدام ارایه می شود؟ به عنوان مثال فلسطینی ها چرا از صدام به عنوان یک قهرمان تجلیل کردند؟ این تجلیل ها با کدام تحلیل و جهت گری صورت گرفته است؟ احمد ابو مطر، نویسنده فلسطینی مقدمه پر نکته ای بر کتاب" فلسطینیون فی سجون صدام"-فلسطینی ها در زندان صدام- نوشته است. اشاره کرده است که صدام همیشه با سرنوشت فلسطینی ها تجارت کرد. وقتی کویت را اشغال کرد، نام ارتش قدس را برای ارتش عراق انتخاب کرد. وقتی به ایران حمله کرد گفت برای دفاع از دروازه شرقی امت عرب به ایران حمله کرده است.-همین تعبیر را عبدالباری عطوان مدیر روزنامه قدس عربی به کار می برد.-کتاب از هفت فلسطینی روایت می کند. که چگونه در زندان های عراق سر کرده اند و حکومت عراق چه رفتاری با آن ها داشته است.داستان رفتار صدام با ودیع حداد و مسموم کردن وی توسط سازمان امنیت عراق در سال 1978 به تعبیر احمد مطر پیامی بود که صدام در آستانه طراحی جنگ علیه ایران به امریکا و آلمان فرستاد.ابو نضال که یک قلم از پرونده آدم کشی اش ترور عصام سرطاوی بود. توسط چه کسی حمایت می شد؟ اتفاقا وقتی سرطاوی ترور شد، برای شرکت در شورای ملی فلسطین-دوره شانزدهم- به الجزایر رفته بودم. درست در زمان برگزاری کنفرانس، سرطاوی ترور شد.نگاه اول و تحلیل اول می گفت؛ اسراییل او را ترور کرده است.ابوایاد-صلاح خلف- می گفت کار صدام است.
صدام در مقابل سازمان آزادی بخش فلسطین؛ جبهه التحریر العربیه را ساخت.ترور فلسطینی ها از جمله دستاوردهای همین جبهه بود.فلسطینی ها، فتح؛ حماس کارنامه ضد فلسطینی صدام را از یاد برده اند؟ اشتباه استراتژیک عرفات در دفاع از اشغال کویت کافی نبوده است؟
به پرسش برگردیم چرا صدام را قهرمان ملی عرب و اسلام معرفی می کنند؟
اول:واقعیت این است که قهرمان دنیای عرب و اسلام؛ حسن نصرالله است.قهرمانی اصیل؛ بی خدشه ای در کارنامه مقاومت و جهادش,می بینیم که مردم مصر در تظاهرات خود همیشه تصویر نصرالله را به عنوان نشانه مقاومت در برابر امریکا و اسراییل بر سر دست می گیرند.قهرمانی صدام یک کاریکاتور ناشیانه است.او که تا مغز استخوان در خدمت منافع امریکا بود و اساسا او بود که سایه امریکا را بر منطقه سنگین کرد.چطور می تواند قهرمان ضد امریکایی باشد. آیا ترویج قهرمانی او فرصتی برای کمرنگ نشان دادن و نسیان نصرالله نیست. سکه ای تقلبی به بازار می آید تا سکه اصیل فراموش شود.

دوم: واقعیت این است که تشکیل دادگاه در زمان اشغال؛ و این نکته که تا ساعتی پیش از اعدام؛ صدام در اختیار امریکا بود.در آخرین مرحله هم، یک هلی کوپتر امریکایی جسد صدام را به تکریت برد.به خوبی زمینه ضد امریکایی نشان دادن صدام را فراهم کرد. اتفاقا مهمترین اشتباه تاریخی و استراتژیک صدام این بود که گمان می کرد امریکا به عراق حمله نمی کند.او جنگ علیه ایران را با هماهنگی امریکا سازماندهی کرد.حمله به کویت زمانی قطعی شد.که سفیر امریکا در بغداد به صدام گفته بود در این مورد امریکا دخالتی نخواهد داشت.صدام در دوره محاکمه با تدبیر بر دو محور تاکید همواره داشت. نخست این که خودش را مسلمانی معتقد و همیشه قرآن به دست نشان می داد.و دوم همواره بر اشغال عراق توسط امریکا با هر بهانه ای اشاره می کرد. بدیهی است که این دو نکته که آرم دادگاه صدام شده بود. در افکار عمومی تاثیر گذار است.
صدام که قهرمان اسلام معرفی می شود کارنامه ای از قتل عام عالمان دینی سنی و شیعه عراق را به میزاث گذاشته است شهادت آیه الله سید محمد باقر صدر تنها یک گوشه ای از پرونده جنایات صدام است.از قضا آیه الله صدر را در همان مکانی که صدام اعدام شد. اعدام کردند.او را سه روز پس از دستگیری و شکنجه کشتند.غروب روز9 آوریل سال 1980 از سید محمد صادق صدر خواستند که به استانداری نجف برود.برق شهر نجف را سراسر قطع کرده بودند.چهره آیه الله محمد باقر صدر خرد و زخمی بود.آن کسی که در هنگام اعدام صدام شعار داد زنده باد محمد باقر صدر؛ گویی از برخورد صدام با صدر خبر داشت.وقتی صدام صدر را دیده بود، گفته بود:
- تو کی هستی!؟
- صدر جواب داده بود: صدر؛ صدام گفته بود: ,رجل!-یعنی پا-
- صدام اساس و بنیاد قدرت و قهرمانی اش بر ارعاب بود. در همان مکانی که اعدام شد.دستگاه امنیتی او چرخ گوشت عظیمی را تدارک دیده بودند. تا مخالفان را درونش چرخ کنند. مردم بغداد و عراق از نام زندان ابوغریب و حشت می کردند. از خیابان های اطراف ابو غریب هم عبور نمی کردند.این واکنش های تبلیغاتی تمام می شود اما اسناد زنده جنایت های صدام باقی است.مهم این است که این اسناد به درستی معرفی شود تا امواج کف آلود قهرمان پوشالی زدوده شود.همین فضای تزویر و جهالت است که صدام در آن پرورده می شود. به این نکته بیندیشید که چه بر سر افکار عمومی و سازندگان افکار عمومی امده است که صدام را با عمر مختار و حلاج مقایسه می کنند.


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

« بسم رب الحسین »

بی سر و سامان توام یا حسین (ع) 

دست به دامان توام یا حسین (ع)

جان علی(ع) سلسله بندم مکن

گردم ٬ از خاک بلندم مکن

عاقبت این عشق هلاکم کند

در گذر کوی تو خاکم کند

تربت تو بوی خدا می دهد

بوی حضور شهدا می دهد

اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود

عزيزان من! نام حسين بن على عليه الصّلاة و السّلام، نام عجيبى است. وقتى از لحاظ عاطفى نگاه مى‏كنيد، مى‏بينيد خصوصيت اسم آن امام در بين مسلمينِ با معرفت، اين است كه دلها را مثل مغناطيس و كهربا به خود جذب مى‏كند. البته در بين مسلمين كسانى هستند كه اين حالت را ندارند و در حقيقت، از معرفت به امام حسين بى‏بهره‏اند. از طرفى كسانى هم هستند كه جزو شيعيانِ اين خانواده محسوب نمى‏شوند؛ اما در ميان آنها بسيارى هستند كه اسم حسين عليه‏السّلام،اشكشان را جارى مى‏سازد و دلشان را منقلب مى‏كند. خداى متعال، در نام امام حسين اثرى قرار داده است كه وقتى اسم او آورده شود، بر دل و جان ما ملت ايران و ديگر ملتهاى شيعه، يك حالت معنوى حاكم مى‏شود. اين، آن معناى عاطفىِ آن ذات و وجود مقدّس است.

مقام معظم رهبری٬ سخنراني به مناسبت روز پاسدار 5/10/74


عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين عليه السلام  و زيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين عليه السلام  و بغض زيارته.(25)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه و خشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مى‏اندازد.


۱- آيا انجيل اهل بيت عليهم السلام را مي‌شناسيد؟

۲- رجعت امام حسين عليه السلام در قرآن و روايات

۳- چهل حديث در مورد امام حسين عليه السلام

۴- سيماي امام حسين(ع) در احاديث پيامبر(ص)

۵- حسين (ع) ، ملاك ارزيابي اعمال


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

           به نام خدا               

سست تر از خانه عنکبوت !

 

امروز در روزنامه اسراييلي يديعوت آهارانوت، مقاله عجيبي خواندم. هم مقاله عجيب بود و هم اظهار نظرهايي که درباره مقاله منتشر شده بود. عنوان مقاله اين است: مرده‌هامان را بشماريم! نويسنده، سور پلاکر.

نوشته است: « بعد از بيستمين موشک، گوشمان به صداي آژير آمبولانس عادت کرد. بعد از صدمين موشک دريافتيم که جنگ با تروريسم ماه‌ها به طول مي انجامد -- واژه‌ي تروريست را اسراييل و امريکا براي حزب الله و حماس به کار مي‌برند، همين ديروز هم در کنفرانس مطبوعاتي مشترک با بلر، بوش گفت ريشه ويراني‌هاي لبنان، عمليات تروريستي حزب‌الله و ريشه ويراني‌هاي غزه هم حماس است. آنها درعوض اسراييل را دموکرات و آزادي‌خواه و نمونه يک کشور پيشرفته در منطقه مي‌دانند! -- و ما بايد افراد بيشتري را از دست بدهيم. اولين مرده که در جنگ با حزب الله کشته شد، قلوب ما را تکان داد.

 

به گمانم خاورميانه جديدي در راه است. خاورميانه‌اي درست خلاف آن چه امريکا گمان مي‌کند.

 

ما فرياد زديم: "ما ديگر تحمل بيش از اين را نداريم، چه کسي مسئول است؟ چه کسي ما را به اين نقطه رسانده است؟ در روزهاي آينده ما با واقعيت جنگ بيشتر آشنا مي‌شويم. جنگ رو در رو با دشمني آموزش ديده که از نيروهاي زبده اسراييلي نمي ترسند ... اين جنگ مثل صاعقه در روز يکشنبه ما را غافل‌گير کرد. کاملا شگفت‌انگيز بود. اگر يک ماه پيش از مردم اسراييل مي‌پرسيدند که آيا گمان مي‌کنند جنگ با حزب الله يک ماه به طول بينجامد، 98 درصد جواب منفي مي‌دادند، مي‌گفتند مطلقا نه! ما با اين جنگ غير قابل پيش‌بيني به خود لرزيده‌ايم. آمادگي چنين رويارويي را نداشتيم. مثل جنگ يوم کيپور - جنگ رمضان - غافلگير شديم. چه کساني مسئول اين غافل‌گيري هستند؟ امير پرز؟ هالوتس؟ اولمرت؟ »

يکي از خوانندگان به نام ايتزيک از حيفا در اظهار نظرش گفته است: "اسراييل ممکن است تا سال 3006 در اين جنگ پيروز شود!"

فرد ديگري به نام دن از حيفا نوشته است: "ازتش ما جنگ را باخته است. واقعيت اين است ارتشي که با زبده‌ترين افراد، بهترين تانکها، با تکيه به نيروي هوايي نمي‌تواند وارد يک دهکده کوچک بشود و تلفات بسياري تحمل مي‌کند، يک ارتش شکست خورده است ..."

 

آن مقاله و اين داوري‌ها نشان مي‌دهد که اتفاق تازه‌اي در منطقه در رويارويي با اسراييل افتاده است. همين اسراييل در جنگ شش روزه، در مواجهه با ارتش‌هاي مصر و سوريه و اردن و عراق، نوار غزه و کرانه غربي و ارتفاعات جولان و سينا را گرفت. جنگ سال 1973، پانزده روز طول کشيد، چه اتفاقي افتاده است که در مواجهه با يک نيروي مقاومت اين گونه زمين‌گير شده و افسانه ارتش اسراييل ويران شده است. بمباران‌هاي شهرهاي بي دفاع، مطلقا ارزش نظامي ندارد.

لکه ننگ ابدي تاريخي براي امريکا و اسراييل و همه آناني است که گمان مي‌کردند با تاخير در آتش بس، حزب الله نابود مي‌شود. لکه ننگ بر پيشاني سازمان ملل است که وقتي امريکا مي‌خواهد ظرف چند ساعت بيانيه صادر مي‌کند. و وقتي امريکا نمي‌خواهد، 20 روز است که لبنان بمباران مي‌شود، مقر نيروهاي خود سازمان ملل هم ويران مي‌شود و افرادش کشته مي‌شوند و امريکا اجازه نمي‌دهد که حتي اين جنايت محکوم شود.

به گمانم خاورميانه جديدي در راه است. خاورميانه‌اي درست خلاف آن چه امريکا گمان مي‌کند. همين ژنرال ايراني تبار اسراييلي - دن هالوتس - نشانه جالبي است. در سال 2002 وقتي او دستور داد خانه فلسطيني‌ها در غزه بمباران شود، براي ويران کردن آن خانه‌ها 500 کليلو بمب کافي بود؛ بمب 1000 کيلويي انداختند، هالوتس در پاسخ پرسشي گفته بود، مي‌خواستيم آن‌ها را دو بار نابود کنيم، در آن بمباران 14 نفر از جمله 9 کودک فلسطيني کشته شدند، چرا اين ژنرال کارآزموده دچار شوک قلبي مي‌شود؟ اتفاق تازه‌اي افتاده است. همان اتفاقي که بلر را شتابزده به واشنگتن کشاند و رايس دوباره امروز به منطقه برگشت.

آن کودک مورد نظر رايس که قرار بود در ميان ويراني و کشتار مردم لبنان به عنوان خاورميانه جديد به دنيا بيايد، کودکي حرامزاده نيست که دايه‌اش خانم رايس باشد. بلکه صداي مقاومت است.

برگرفته از سايت مکتوب

 


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

"به نام خدا"

*** الا ان حزب الله هم الغالبون ***

    

خبرنگار «بازتاب» از بيروت گزارش داد، با اصابت پنج موشك جديد «خيبر» به عمق اسرائيل، احتمال عقب‌نشيني اسرائيل، آتش‌بس و پيروزي حزب‌الله در اين هفته، افزايش يافته است.

بنا بر اين گزارش، پس از عقب‌نشيني نظاميان اسرائيل از «بنت جبيل» و «مارون‌الراس»، احتمالا به زودي حملات هوايي اسرائيل به شهرهاي لبنان هم پايان مي‌يابد.

در اين حال، حضور غيرمنتظره بلر در كنار بوش و سردرگمي رئيس‌جمهور آمريكا در برابر پرسش‌هاي مكرر خبرنگاران غربي، مبني بر واكنش آمريكا نسبت به فتح خيابان‌هاي كشورهاي عربي توسط تصاوير سيدحسن‌ نصرالله و شكل‌گيري جنبش جديد ضدآمريكايي و اسرائيلي در جهان اسلام با محوريت حزب‌الله، باعث شد تا جورج بوش از صدور قطعنامه جديد خبر دهد.

اين در حالي است كه بررسي كارشناسان نظامي اسرائيل نشان مي‌دهد، پنج موشك جديد كه با نام «خيبر» به اسرائيل شليك شده، از قابليت انفجاري فوق‌العاده‌اي نسبت به ديگر موشك‌هاي حزب‌الله برخوردار است.
اين موشك‌ها كه قادرند اهدافي فراتر از تل‌آويو را نيز در قلب اسرائيل ويران كنند، موجب وحشت ارتش اسرائيل شده است.

گفته مي‌شود، سيستم دفاع موشكي اسرائيل در برابر موشك‌هاي «خيبر»، كور بوده و قادر به رهگيري و هدف قرار دادن آنها نيست.

«نيويورك‌تايمز» هم نوشت: حزب‌الله با شليك موشكي قدرتمند در روز جمعه، كه به قول اين گروه، تاكنون از آن استفاده نكرده بود، روي جديدي از مبارزه با اسرائيل را آشكار كرد. اين موشك، به گفته مقامات اسرائيلي، در اعماق اسرائيل و در زمين‌هاي نزديك به «افولا» به زمين برخورد كرد.

موشك ياد‌شده كه حزب‌الله آن را «خيبر 1» مي‌نامد، در حدود 30 مايلي جنوب مرز لبنان فرود آمد. تاكنون چند موشك ديگر نيز اين نقاط را آماج قرار داده، اما به گفته ارتش و پليس اسرائيل، اين موشك بسيار غيرمعمول بوده است.
موشك‌هاي «خيبر1»، قادر به حمل 200 پوند مواد منفجره هستند كه آنها را بسيار خطرناك‌تر از موشك‌هاي كاتيوشايي مي‌كند كه حزب‌الله آنها را به كار مي‌برد.
ارتش اسرائيل اعلام كرده كه در يك حمله هوايي، لانچرها (دستگاه‌هاي پرتاب‌كننده موشك‌ها) را هدف قرار داده و ويران كرده است.

مقامات آمريكايي و اسرائيلي احتمال مي‌دهند كه «خيبر1»، نوع تقويت‌شده موشك‌هاي «فجر 3» باشد كه در اختيار ايران است. اين موشك كه روز جمعه شليك شده، با حدود 56 مايل، دورترين موشك شليكي از لبنان بوده است.
مقامات آمريكايي گفته‌اند كه هنوز مشخص نيست اين موشك «فجر 5» بوده، يا يك مدل جديد است.

به نقل از بازتاب


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |