
- تاريخچهي نفوذ صهيونيسم در فلسطين
فلسطين در نظر يهوديان همان سرزمين موعودي است كه خداوند به بني اسراييل وعده داده است. يهوديان ساكن در اين منطقه بعد از ويراني اورشليم (بيتالمقدس) در سال 70 ميلادي توسط روميان از فلسطين رانده شدند و درميان ملل ديگر به صورت اقليت زندگي ميكردند اما اين يهوديان همواره آرزوي بازگشت به "سرزمين موعود" را در سر داشتند.صدها سال بعد در قرن 19 ميلادي جريانهاي يهودستيزي در اروپا شدت گرفت و صهيونيسم بوجود آمد. بنيانگذار جنبش صهيونيسم كه همان تئودور هرتزل، روزنامهنگار اتريشي بوده است با نوشتن كتاب دولت يهود Juden State نظريهي خود را به جامعهي يهوديان عرضه كرد. او با طرح نظريهي ايجاد دولت ملي يهودي درفلسطين خواستار دولتي سكولار در فلسطين بود و اين بر خلاف عقيدهي سنتي يهوديان مبني بر ايجاد دولت الهي در سرزمين موعود بود. اولين كنگرهي صهيونيستها در بازل سوئيس در سال 1897 با هدف ايجاد يك دولت ملي در فلسطين تشكيل شد و اين هدف رسما در آن اعلام شد. مركز صهيونيسم و مقر هرتزل در وين قرار داشت و صهيونيستها در اين زمان در ميان يهوديان در اقليت بودند. صهيونيستها علي رغم تعداد اندك از سازماندهي قوي و حمايت مالي گسترده برخوردار بودند، روزنامههاي آنان به بسياري از زبانهاي دنيا منتشر ميشد. تبليغات وسيع و زيركانه از شگردهاي صهيونيستها و از عوامل عمدهي موفقيت آنها محسوب ميشود. شكست انقلاب روسيه در سال 1905 و فشارهاي دولت تزاري باعث شد تا تعدادي از جوانان يهودي به فلسطين مهاجرت كنند. در سال 1914 حدود نود هزار يهودي در فلسطين ساكن بودند. در بحبوحههاي جنگ اول جهاني، صهيونيسم رشد سريعي يافت و رهبري آن به يهوديان روسي تبار ساكن بريتانيا منتقل شد. در اين زمان حييم وايزمن، اولين رييس جمهور اسراييل، تلاشهاي گستردهاي انجام داد تا از دولت بريتانياي كبير تعهداتي در مورد ايجاد دولت ملي يهود در فلسطين بگيرد. سرانجام درسال 1917 م. وزير امور خارجهي انگليس با صدور اعلاميهاي قول داد كه دولت انگليس از يهوديان براي ايجاد دولت يهودي در فلسطين حمايت خواهد كرد. با اين اعلاميه كه به اعلاميهي بالفور مشهور است؛ اولين نطفهي "اسراييل" بسته شد. جنگ عثمانيها و انگليسها در واقع به نفع يهوديان صهيونيست تمام شد. بعد از جنگ امپراطوري عثماني از هم پاشيده و قيموميت فلسطين به انگليس واگذار شد و بدين ترتيب زمان براي تحقق وعدهي بالفور انگليس به يهوديان به تدريج فرا رسيد. تا ظهور هيتلر روند مهاجرت كند بود؛ اما فشاري كه نازيها و يهوديها وارد كردند روند مهاجرت را تسريع بخشيد. طي جنگ جهاني دوم صهيونيسم طرفداران بيشتري يافت، به خصوص يهوديان ثروتمند آمريكايي حمايت مالي گستردهاي از آن به عمل آوردند و به عمدهترين حاميان صهيونيسم مبدل شدند. صهيونيستها با تشكيل يك سازمان تروريستي به نام "هاگانا" فضاي پرآشوب و فتنه آميزي را در فلسطين به وجود آورند. اعلام موجوديت اسراييل به سرعت بعد از صدور قطعنامهي سازمان ملل در سال 1948 انجام گرفت و در پي آن اولين مرحله از جنگهاي اعراب و اسراييل شروع شد.
اگر بخواهيم نگاهي به صهيونيسم از درون صهيونيسم بياندازيم، ميبينيم كه بسياري از نويسندگان مطرح و رهبران اين جنبش، خود از منتقدان اصلي آن هستند و بسياري از روايتهاي ذكر شده دربارهي وقايع اين جنبش را تكذيب ميكنند. در بسياري از اين نوشتهها نگرانيهاي موجود مبني بر فروپاشي افسانهي ساختگي اسراييل كه بر اساس اسطوره سازي صهيونيسم و آزار رساني به يهوديان ساخته شده است، ملموس است.
ياعيل بازميلاد، يكي از نويسندگان مطرح اسراييلي در مقالهي معروف خود در روزنامهي معاريو مينويسد: هميشه اين خواب و خيال مرا رنج ميدهد، بارها سعي كردهام كه اين فكر را از سر بيرون برم اما هر بار با اتفاق جديدي روبرو ميشوم كه مرا به اين قناعت نفس ميرساند كه چارهاي جز اين نداريم كه با اين كابوس وحشتناك زندگي كنيم. بايد باور كنيم اسراييل پايان خوبي نخواهد داشت و مرگ سختي در انتظارش نشسته است. موضوع زوال افسانهي ساختگي صهيونيسم تحت عنوان كشوري به نام اسراييل كه با هدف مصونيت بخشيدن به آنچه يهودي آزاري خوانده ميشود، شكل گرفت، تنها در رسانههاي داخلي اسراييل به بحث و بررسي گذاشته نشده است بلكه اين گونه بحثها در رسانههاي مطرح جهان و روزنامههاي جهاني چون چون مجلهي نيوزويك نيز به بررسي و گفتوگو گذاشته شده است. مثلا مجلهي نيوزويك با به تصوير كشيدن ستارهي اسراييل و گذاشتن علامت سوالي در وسط اين ستاره مينويسد: آيندهي اسراييل چگونه است؟ آيا اسراييل حق بقا دارد و آيا ميتواند بقاي خود را تضمين كند؟ دولت يهودي اسراييلي به چه بهايي ميتواند حق بقاي خود را تضمين كند؟
ابراهام جورج، يكي ديگر از نويسندگان مطرح و به نام اسراييل دربارهي تلاش صهيونيستها براي تشكيل اسراييل مينويسد: طرح صهيونيستها براي تشكيل امپراطوري مستقل اسراييل به پايان راه رسيده است و فرزندان ما اين فرصت واقعي را دارند كه به عنوان آخرين نسل از نسل صهيونيستها قرار گيرند. چرا صهيونيستها معتقدند كه پايان طرح آنها براي بقاي امپراطوري اسراييل به پايان رسيده است؟ دلايل اين امر بسيار متعدد است. مثلا صهيونيستها از همان آغاز ميدانستند كه سرزمينهاي مقدس متعلق به مردم عربي بود كه صد سال پيش ساكن اين مناطق بودهاند. اين تجربه در تاريخ به ثبت رسيده است كه طرحهاي استعماري كه در آن ساكنين اصلي مناطق كاملا از بين رفته باشند امكان موفقيت دارند اما طرحهاي استعماري كه با وجود و حضور ساكنين اصلي آن مناطق به مرحلهي اجرا گذاشته شود حكم شكستشان از همان آغاز مشخص است.
يوري افينري، يكي از اعضاي سابق كنست و نويسندهي مطرح اسراييلي از جمله كساني بود كه از همان آغاز با طرح صهيونيستها و نحوهي تشكيل كشور مستقل اسراييل بر اساس نقشههاي آنها مخالف بود. وي براي مقابله با طرح صهيونيستها مجلهي هاعولام هزه يعني (اين جهان) را تشكيل داد و سياستهاي صهيونيستها را مورد انتقاد قرار داد. وي با انتشار كتابي به نام "اسراييل بدون صهيونيسم" مينويسد: وجود اسراييل بر اساس طرح صهيونيستها محكوم به فنا است زيرا اين اسراييل تشكيل شده حاضر نخواهد بود كه اعتراف كند سرزمين موعود متعلق به اعرابي است كه صدها سال در آن ساكن بودهاند. صهيونيستها ميخواهند بر اساس طرحي به تشكيل اسراييل اقدام كنند كه اين طرح در سابق توسط فرانكها در جنگ صليبي چهارم و در تاريخ 601 هجري به اجرا گذاشته شد. پايان اين طرح چيزي جز شكست و فروپاشي امپراطوري فرانكها در سرزمين مقدس نبود. فرانكها در جنگ صليبي چهارم مسير خود را از حمله به مصر به سوي فلسطين تغيير دادند و با به اشغال در آوردن بخشي از اين مناطق حكومت خود را تحت نام مملكت فرانكها آغاز كردند. افينري در ادامهي اين كتاب خود ميآورد: فرانكها توانايي انجام هر چيزي را داشتند جز توانايي زندگي كردن در آرامش و صلح و امروز اسراييل ميخواهد اين تجربهي شكست خوردهي فرانكها را با انجام برخي تغييرات جزيي به مرحلهي اجرا گذارد. نبايد انتظاري جز شكست براي طرح صهيونيستها در سرزمينهاي اشغالي داشته باشيم.
شلومو رايع، يكي ديگر از نويسندگان اسراييلي دربارهي طرح صهيونيستها براي تشكيل اسراييل اين چنين مينويسد: اسراييل اين مسير را آنقدر ادامه خواهد داد تا بالاخره به پايان راه برسد.
موضوع مرتبط:
نگاهي به صهيونيسم از درون صهيونيسم - بخش اول
به نقل از پایگاه موعود
تاريخ ضد و نقيض صهيونيستها هميشه نكات مبهمي را براي تمامي خوانندگان بر جاي گذاشته است به طوري كه وقايع تاريخي يهوديت پس از شكلگيري جريان صهيونيسم با علامات سوال بي شماري مواجه شد. سوالاتي كه تاريخ خارج از صهيونيسم به گونهاي متفاوت به آن جواب داده و تاريخ دروني صهيونيسم نيز از منظر ديگري به اين سوالات پاسخ داده است. در اين گزارش سعي ميكنيم نگاهي به درون صهيونيسم بيندازيم و اين جريان را بر اساس تعاريفي كه تاريخ و شخصيتهاي صهيونيستي ارايه دادهاند، تعريف كنيم.
به گزارش دفتر مطالعات بينالملل خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در كتب تاريخي و مذهبي يهوديان اين چنين آمده است كه"صهيون" در زبان عبري به معناي "پر آفتاب" و نيز نام كوهي در جنوب غربي بيتالمقدس است. كوه صهيون زادگاه و آرامگاه داود پيامبر (ع) و جايگاه سليمان (ع) بود. به رغم آن كه اين واژه در نزد برخي از يهوديان به معناي شهر قدس، شهر برگزيده، شهر مقدس وغيره به كار ميرود اما "در متون ديني يهود، صهيون به آرمان و آرزوي ملت يهود براي بازگشت به سرزمين داود و سليمان (ع) و تجديد دولت يهود اشاره دارد؛ به عبارتي صهيون براي يهود سمبل رهايي از ظلم، تشكيل حكومت مستقل و فرمانروايي در جهان است. از اين رو يهوديان خود را فرزندان صهيون ميدانند."
و اما معناي صهيونيسم نيز ماخوذ از كلمهي صهيون يا صيون است كه به همان معنا ميباشد و در بعضي اساطير و افسانههاي يهودي دربارهي آن آمده است كه صهيون منجي قوم يهود پس از ظهور خواهد بود و قدرت مطلقهي آنان را بر تمام اقوام و ملل جهان حاكم خواهد كرد.
- ديگر ابعاد و معاني صهيونيسم
صهيونيسم در واقع به جنبشي گفته ميشود كه خواهان مهاجرت و بازگشت يهوديان به سرزمين فلسطين و تشكيل كشور يهود است. صهيونيسم مانند شووينيسم (ناسيوناليسم افراطي) است كه با خوار شمردن ملتها و نژادهاي ديگر و با غلو در برتري خود، در پي دستيابي به قدرت سياسي است. اين جنبش در نيمهي دوم قرن نوزدهم ميلادي در اروپا پا به عرصهي وجود گذاشت، ولي واژهي صهيونيسم نخستين بار از سوي تئودور هرتزل به كار رفت و سپس ناحوم ساكولو مورخ صهيونيست، در كتاب تاريخ صهيونيسم از آن سخن گفت. صهيونيسم تنها داراي ابعاد و معاني سياسي (صهيونيسم سياسي) نميباشد بلكه ابعاد و معاني ديگري چون صهيونيسم كارگري، فرهنگي، دموكراتيك، راديكال و توسعه طلب را نيز در بر ميگيرد. از مشهورترين تقسيمبنديهاي صهيونيسم همان فرهنگ ديني و سياسي است. صهيونيسم سياسي خواهان بازگشت يهوديان به فلسطين است كه با تدوين كتاب دولت يهود از سوي هرتزل در سال 1894 بوجود آمد اما صهيونيسم فرهنگي، مخالف مهاجرت يهوديان در قرن 20 ميلادي به فلسطين است زيرا بر اساس بينش فرهنگي صهيونيسم بايد در انتظار انسان رهايي بخش در آخرالزمان ماند تا يهوديان و تمام اديان را به سرزمين ابراهيم (ع) و موسي (ع) و يا سرزمين نجات بازگرداند.
صهيونيسم به ديني و غير ديني نيز تقسيم ميشود. صهيونيسم ديني انديشهاي است كه اعتقاد دارد بازگشت به سرزمين موعود، در زماني كه پروردگار مشخص كرده است و به شيوهاي كه او تعيين ميكند، انجام خواهد گرفت و اين كار به دست بشر انجام پذير نيست. پيروان اين انديشه، گروهي يهودي (صهيونيسم) و شماري عيسوي (صهيونيسم مسيحي) ميباشند. در مقابل در صهيونيسم غير ديني و غير يهودي كساني جاي گرفتهاند كه با تكيه بر استدلالهاي تاريخي، سياسي به اسكان يهوديان در فلسطين مشروعيت ميبخشند. اين همان صهيونيسم لائيك و غير ديني است كه تنها مفاهيم سياسي خويش را به زبان دين بيان ميكند؛ بنابراين صهيونيسم همواره به معناي يهوديت نيست بلكه گاه به مفهوم حركتي براي غير يهودي كردن يهوديت نيز به شمار ميرود.
- يهود ستيزي
صهيونيستها مدعياند كه صهيونيسم پاسخي به يهود آزاري است. به عقيدهي آنها، دولتها و ملتها به بيماري علاج ناپذير يهودستيزي دچار شدهاند بنابراين يهوديان را در هر كجا كه بيابند عنصر بيگانه به حساب ميآورند و آنان را در آشكار و پنهان آزار ميدهند. حييم وايزمن در اين باره ادعا ميكند: ضديت با يهود، ميكروبي است كه هر غير يهودي هر كجا باشد و هر چند كه خود منكر باشد، بدان آلوده است. به بيان ديگر آنان يهود ستيزي را بلايي ازلي و ابدي ميدانند كه تنها در پناه يك دولت يهودي ميتوان از آن رهايي يافت.
صهيونيستها به نمونههاي بسياري از يهودآزاري در طول تاريخ اشاره ميكنند. از نظر آنان، يهود آزاري با شكست دولت يهودي اسراييل و جودا (يهودا) به ترتيب در 721 و 583 ق.م. از سوي آشوريان و بابليان آغاز شد و در نتيجه با پراكنده شدن يهوديان به نقاط ديگر جهان ادامه يافت و به تدريج روند رو به رشدي به خود گرفت؛ به گونهاي كه نقطهي اوج آن در آلمان هيتلري به چشم ميخورد. در اين دورهي طولاني، يهوديان در امپراطوري روم، كشور لهستان، روسيه تزاري وغيره بارها سركوب و شكنجه شدند و تنها در سال 1391 م. هفتاد هزار نفر به دليل نپذيرفتن دين مسيح (ع) در اسپانيا جان خود را از دست دادند. افزون بر آن يهوديان همواره از حق مالكيت در برخي از مناطق جهان و نيز اشتغال در برخي حرفهها محروم بوده و اغلب در "گتو"ها (در گذشته به محلهاي در يك شهر گفته مي شد كه يهوديان به اقامت در آن مجبور بودند) به سر بردهاند.
صهيونيستها مدعياند كه صهيونيسم، پاسخي به يهودي آزاري است و يهوديان در هر كجا كه باشند مورد آزار قرار ميگيرند. اين ادعاهاي صهيونيسم به هيچ وجه واقع قابل اثبات نيست، زيرا نخست آن كه برخي نمونههاي تاريخي يهود آزاري مانند آنچه صهيونيستها دربارهي يهودستيزي در آلمان مطرح ميكنند، بيش از حد بزرگ نمايانده شده است. صهيونيستها در اين زمينه، با سلطهاي كه بر ابزارهاي تبليغي جهان و به كارگيري آن دارند به مظلوم نمايي پرداختهاند. دوم آن كه برخي قصههاي يهودآزاري ساخته و پرداختهي يهوديان و صهيونيستها است با اين هدف كه به روند مهاجرت يهوديان به فلسطين و تاسيس يك دولت يهودي شتاب بخشند. ديويد بن گوريون، اولين نخست وزير دولت اسراييل اعتراف ميكند: اگر قدرت داشتيم، عدهاي يهودي را به كشورهاي مختلف ميفرستاديم تا يهود آزاري را تعمدا بوجود آورند.
شواهد ديگري بر نادرستي ادعاهاي صهيونيسم در اين باره وجود دارد از جمله:
1- مهاجرت و پراكندگي يهوديان، اغلب به دلخواه آنان و با هدف اقتصادي به سوي پررونقترين سرزمينها صورت گرفته است.
2- يهوديان همواره درپهنهي گستردهاي از خاك امپراطوري عثماني در صلح و آرامش زيستهاند.
3- يهوديان در بريتانيا، فرانسه و آلمان قرون وسطي مورد آزار نبودهاند حتي پس از عصر رسانس نو، وضع اجتماعي آنان بهبود يافت.
4- رنج و دردي كه ميليونها بردهي آفريقايي سياه پوست در انتقال و اسكان اجباري به غرب متحمل شدهاند، بيش از رنج و دردي است كه بر يهوديان وارد آمده است. جالب اين است كه صاحبان برخي از كشتيهاي حامل بردگان، سوداگران و بانكداران يهودي بودهاند.
5- وقوع يهود آزاري را در حد پاييني ميتوان پذيرفت كه آن هم به ويژگيهاي فردي و اجتماعي برخي از يهوديان مانند جمع گريزي و اشتغال در مشاغل غير مولد، چون رباخواري باز ميگردد و نيز ريشه در منازعهي دايمي كليسا و كنيسه دارد. به هر حال نقش يهود آزاري ساختگي در تولد صهيونيسم آن چنان بزرگ بود كه هرتزل آن را موهبت الهي ناميده است. اگر صهيونيسم محصول يهودآزاري است پس چرا صهيونيسم به نوعي يهود آزاري از راه تبعيض بين يهوديان نماردي و اشكنازي (يهوديان مهاجر اروپاي شرقي و شمال غرب اروپا به اسراييل) مبدل شده است؛ پرسشي كه صهيونيسم هم چنان آن را بيپاسخ گذاشته است.
ادامه دارد...
مطلب ديگر اينكه اكنون ملّت آمريكا فقط با عينك هايي كه يهود بر چشم آنها نهاده است، به دنيا مي نگرند و اين بدبختي ديگري است كه آمريكايي ها به آن مبتلا شدهاند .
يهوديها در هر گوشه و كناري نفوذ كردهاند ، به حدّي كه هر چه كليسا در آمريكا وجود دارد زير نظر آنها مشغول فعاليّت است در حقيقت تريبو نهاي كليسا وسيلهاي از وسايل تبليغات يهود ميباشد . به نظر من اگر كشيشها و كاردينالها در حرفها و گفتههاي خود دقّت بيشتري نمايند متوجّه اين مسأله ميشوند كه هفتاد درصد سخنان آنان ريشه گرفته از انديشههاي يهود است !!! ( می توانید گوش دهید که چه می گویند )
برنامههاي اقتصادي آمريكا نيز فقط توسط يهود اجرا ميشود چه بسا افكار عمومي مردم و سرمقالههاي روزنامههاي آمريكا از افكار انديشمندان و سياستمداران يهود هم يهودي تر است. در دنيا مكاني مهم تر از كنيسههاي آمريكا براي تزريق انديشههاي يهود در ذهن مردم وجود ندارد ، وقتي مشاهده ميشود كه يهود به قلب كليسا ها دست يافتهاند ، آيا ممكن است در دانشگاهها نفوذ نكرده باشند؟
آري ! اكنون دانشگاههاي آمريكا از نفوذ فكر ، نظر و عقيده يهود در دانشجويان و كليّه پرسنل دانشگاهها رنج ميبرند !
در آمريكا دو سازمان يهودي وجود دارد :
الف: كهيلا نيويورك
ب: كابينه يهودي آمريكا
اكنون «كهيلا» به صورت يك حكومت مستقلي در آمريكا مشغول فعاليّت است ، به صورتي كه تمام قراردادهاي اين سازمان (قانون) حساب ميشود و چه بسا اين سازمان يكي از پرقدرت ترين اتحاديّههاي يهودي در آمريكا باشد.
يكي از دلايل مهاجرت روز افزون يهودي ها به نيويورك ، وجود همين سازمان است ، زيرا اين سازمان براي يهود حكم رم را دارد نسبت به مسيحيان يا حكم مكّه نسبت به مسلمانان!
وجود اين سازمان در آمريكا دليل بسيار محكمي است در مقابل كساني كه ميگويند : «يهود يك عنصر منقسم برخود و متنافري را تشكيل ميدهد» زير در اين سازمان امپرياليستها ، تودهاي ها و خاخام هاي يهودي برادرانه دور ميزي نشسته و زير پرچم «يهوذا» براي هدفهاي شوم خود برنامه ريزي ميكنند.
هر فرد يهودي كه در آمريكا سكونت دارد دست كم در يك سازمان مخفي ثبتنام كرده است .
در حال حاضر كهيلا تغيير نام داده و خود را با نام «كنفرانس يهودي جهاني» معرفي كرده است ، اين سازمان تقريبا تمام آرمانهاي خود را به تحقّق رسانده است .
هزاران سازمان مخفي زير نظر كهيلا مشغول فعاليّت هستند . و امّا اكنون سؤالي دارم از يهوديهايي كه سعي داشتند هميشه خود را وطن پرست معرفي كنند كه : هدف از تشكيل اين سازمانها چيست ؟ اين سازمانها در برابر چه كسي مشغول فعاليّت هستند ؟ چرا اين سازمان ها تلاش ميكنند نيويورك را جدا سازند ؟ در صورتي كه اگر يهوديها را وطنپرست فرض نماييم هيچ نيازي به چنين سازمان هايي نخواهند داشت !
كهيلا درس عبرتي است براي جهانيان تا از سرعت نفوذ يهود با خبر شوند و صورت جهاني ، كه به فرمان يهود حكم ميكند را در نظر بياورد .
حزب جمهوري آمريكا يكي از حمايت كنندگان هميشگي يهود بوده ، به همين دليل اين حزب دائما در انتخابات پيروز ميشود كه در حقيقت اين حزب را نيز سازمان كهيلا اداره ميكند . ( البته الان هم که دموکرات ها جلو هستند وضعیت فرقی نمی کند . هر که نداند ، ما که می دانیم که ؟ ... )
تعيين رئيس جمهوري آمريكا فقط به دستور يهود امكان پذير است ولي ملّت آمريكا بر اين گمان است كه خود آنها رئيس جمهوري كشورشان را تعيين ميكنند ، اگر رئيس جمهوري پس از انتخابات با يهودي ها رفتار خوب و مناسبي نداشته باشد به اندازهاي در مورد او دزدي كشف خواهد شد ! كه خواه ناخواه تسليم شده و از صحنه سياست بيرون خواهد رفت.
در حال حاضر يهود با سياست قديمي خود مشغول فعاليت است ، سياستي كه ميگويد : «نبايد يهودي پيش قدم شود بلكه بايد غير يهود را صورت قرار داده و يهودي پشت صحنه فقط به اداره اوضاع بپردازد » چنين روشي به آنها كمك ميكند كه بهتر و سريع تر بتوانند به هدف هاي خود برسند زيرا اگر يهودي در رأس امور باشد و آشكارا به اهداف يهود كمك نمايد ، هم آن يهودي مورد اتّهام مردم قرار ميگيرد و هم يهود را مورد نفرت خود قرار ميدهد ، در صورتي كه با فعاليّت مخفيانه و پشت پرده هيچ گاه يهود مورد اتّهام قرار نميگيرد ، از انتقاد سالم مي ماند و به خواستههاي خود نيز خواهد رسيد .
سازمان ديگري هم در آمريكا فعاليت ميكند به نام «سازمان تاماني» .
البته اين سازمان به ظاهر از صحنههاي سياسي خارج شده ولي در حقيقت ضعيف تر كه نشده است بلكه نفوذ و توان بيشتري نيز كسب كرده است.
قابل توجّه است كه سرمايه اين سازمان از تجارت جنس ظريف (زنان و دختران) و مواد مخدر تأمين ميشود!
چند سال قبل دولت آمريكا تحقيقاتي در اين زمينه به عمل آورد و مردم بدترين نوع جنايت يعني تجارت جنس ظريف را با چشمان خود مشاهده كردند و رسوايي اين عمل زشت ، به اندازهاي شدت گرفت كه بسياري از بازرگانان بشر دوست يهودي ، مجبور به تغيير نام و نام خانوادگي خود شدند ! و اكنون بيشتر فاميل هاي يهودي در نيويورك نامهاي مستعار دارند...

حدود 400 سال است (تقريبا از ابتداي ورود كلمبس ) كه يهود وارد آمريكا شدهاند و از ابتداي ورود خود تا به حال به اندازهاي زحمت كشيده و تلاش نمودهاند كه توانستند اين كشوري كه اكنون بزرگترين و ثروتمندترين كشورهاي جهان به شمار ميآيد را تحت نفوذ خود درآوردند.
«ستويفيسات» كه حاكم هلند بود طي صدور اعلاميّهاي به «نيويورك» از يهود درخواست نمود كه از اين شهر خارج شوند ولي يهودي هاي ساكن اين شهر سهام هاي زيادي در شركتهاي هلندي داشتند ، به همين دليل مديران اين شركت ها از ستويفيسات خواهش كردند از اين امر صرف نظر كند.
اين حاكم هلندي فقط توانست از قرار گرفتن مغازه هايي كه صاحبان آنها يهودي بودند بر سر چهار راهها و مكانهاي عمومي و پر جمعيّت نيويورك جلوگيري كند . ولي اكنون شهر پر جمعيّت نيويورك، به صورت محلّهاي از محلّههاي يهودي درآمده است و به طور كلّي نيويورك بزرگترين مركز يهود به شمار ميرود زيرا هر چه تجارت خانه، كارخانه ، صنعت و زمين و... در نيويورك وجود دارد ، ملك يهود است و آنها تحت هيچ شرايطي به كسي اجازه نمي دهند تجارت كند و يا ثروتي به دست آورد . بنابراين ما آمريكايي ها از ادّعاي خاخام هاي يهودي كه ميگويند :
آمريكا همان ميعادگاهي است كه پيامبران وعده دادهاند و نيويورك اورشليم آنها است و سلسله جبال راكي همچون كوه هاي صهيون است نبايد تعجّب كنيم .
در دوره «جورج واشنگتن» يهودي ها حدود چهار هزار نفر بودند و در زمان جنگ استقلال از آمريكا حمايت كردند تا جايي كه به اهالي مستعمرات نيز كمكهاي زيادي نمودند.
ولي پنجاه سال از اين جنگ و حمايت يهود از آمريكا نگذشته بود كه تعداد آنها از 000'300'3 نفر نيز بيشتر شد ، ولي اكنون تعداد آنها براي هيچ كس مشخص نيست كه اين مطلب يكي از سياستهاي يهود است زيرا سرشماري آمريكا نيز به دست خود آنهاست.
اگر كسي تعداد فرانسوي ها يا آفريقايي هاي ساكن آمريكا را از دولت بپرسد فورا به او اطلاع ميدهند ، تعداد آسيايي ها هم مشخص است ولي آنچه هميشه در مخفي بودن آن كوشش بسياري شده تعداد يهوديان است ، چه بسا دولت آمريكا نيز از تعداد آنها بي اطلاع باشد زيرا پرونده هايي كه در ارتباط با اين موضوع هستند ، هميشه مجهول يا مفقود بودهاند .
معمولا تئاتر و سينماهاي جهان ، كليّه تجارت شكر ، گندم ، تنباكو ، پنبه و فولاد و 50 درصد از تجارت گوشت و بيش از 60 درصد از تجارت كفش و اغلب صنايع ادوات موسيقي و جواهرات و تمام مشروبات الكلي و صندوقهاي وام بينالملل را يهود اداره ميكند.
به يقين ميتوان گفت ملّت آمريكا از تمركز بازارهاي تجارت يهود در كشور خود هيچ گاه رضايت نداشته ، زيرا به شهادت تاريخ هر كشوري كه يهود در آن فعاليّت داشته باشد فساد در آنجا به آخرين حدّ خود ميرسد ، در نتيجه ديگر ملّتها نسبت به چنين ملّتي بدبين خواهند شد . نمونه آشكار اين مطلب كشورهايي مانند اسپانيا ، آلمان و انگلستان ميباشند .
بسيار اتّفاق ميافتد كه ميشنويم انگلستان مرتكب فلان عمل شده است يا آلمان چنين نموده است ولي در حقيقت يهود آن را انجام داده است و هيچ ارتباطي با دولت انگلستان و آلمان ندارد.
اكنون آمريكا گرفتار چنين درد هايي است يعني هر كاري كه يهود انجام ميدهد به نام ملّت آمريكا تمام مي شود در صورتي كه ملّت آمريكا از آن بي خبر است .

برخی از فلسطینیان در آغاز بر خلاف قانون شرع و بی اطلاع از نقشه صهیونیسم، به یهودیان زمین فروختند و در این توطئه، دولت انگلستان دست داشت، ولی اکثر سرزمین فلسطین را یهودیان نه از راه قانونی بلکه از راه غصب و آواره گی مردم فلسطین تصاحب کردند.
توضیح: نقشه و برنامة یهودیان پس از به راه انداختن جنبش صهیونیستی به رهبری «تئودور هرتسل» در سال 1896 م. این بود که در قدم نخست یهودیان زمینهای فلسطینیان را تصاحب کنند. «هرتسل» در سال 1901 م. با سلطان عبدالحمید خلیفة عثمانی صحبت کرد و در برابر پیشنهاد اعطای پول و کمکهای اقتصادی به دولت عثمانی، خواهان آباد کردن و تملک اراضی موات در فلسطین شد؛ پادشاه این پیشنهاد را نپذیرفت. صهیونیستها در هنگامی که دولت عثمانی بر فلسطین سلطه داشت، نتوانستند در این مورد موفقیتی کسب نمایند . جنگ جهانی اوّل پیش آمد و دولت عثمانی به دُوَل محور پیوست اما انگلستان جزء متفقین بود. سرانجام دولتهای متفقین پیروز شدند و دول محور شکست خوردند، در این وقت انگلستان بر بسیاری از قلمرو حکومت عثمانی از جمله فلسطین مسلط شد و آن را تحت قیمومیت خویش در آورد، و زمینه برای اجرای نقشههای صهیونیستها فراهم شد. در این راستا وزیر خارجه وقت انگلستان «بالفور» با صدور اعلامیه ای تأسیس دولت یهود در فلسطین را به یهودیان وعده داد، سپس پروژة تصاحب زمینهای فلسطینیان و آواره کردن آنان را به اجرا در آورد.
دولت انگلستان برای یهودی کردن فلسطین قدمهایی برداشت، از جمله:
1ـ مقدمات تصاحب 000/20 هکتار از اراضی «مرج بن عامر» را فراهم نموده و راهکار قانونی آن را هم درست کرد که در نتیجة آن 900 خانوار فلسطینی که در 22 دهکده زندگی می کردند، همه را آواره نمود.
2ـ امور اجرایی و مسئولیتها در فلسطین را به یهودیان متعصب و صهیونیست انگلستان واگذار کرد. آنان با انواع حیلهها و شیطنتها می کوشیدند یهودیان را بر این دیار مسلط سازند . در این فرایند، در تصمیمات اجرایی، تدوین و تنظیم قوانین و آیین نامهها به یهودی کردن سرزمینها معطوف می شد.
3ـ دولت برای تضعیف کشاورزان فلسطین، صادرات محصولات کشاورزی را ممنوع کرد، تا بخش کشاورزی متحمل زیان و خسارت گردد و مردم به فروش زمینهای کشاورزی به یهودیان ناچار شوند.
با نقشههای مشترک یهودیان و دولت انگلستان، زمینهای بیشتری نصیب یهودیان شد، بدین شرح که اینان در سال 1918 م. دو و نیم درصد از اراضی فلسطین را مالک شده بودند،(1) امّا با نقشههای یاد شده این رقم در سال 1930 م. به 14% افزایش پیدا کرد.(2)
انگلستان در سال 1936 م. نقشه ای کشید و فلسطین را به سه بخش یهودی نشین، عرب نشین و منطقة بین المللی تقسیم کرد. در سهمیه ای که برای یهود مشخص کرد، اکثر اهالی یعنی سه چهارم آن را عربها تشکیل داده بودند و اکثر اراضی، یعنی چهار پنجم آن در دست عربها بود. نیز در این نقشه آمده است: عربهایی که در قسمت یهودی نشین هستند (که تعداد آنان به 000/325 تن می رسد) با یهودیهایی که در قسمت عرب نشین زندگی می کنند (که تعداد آنان تنها به 1250 تن می رسند) مبادله شوند.
هیچ وجدانی نمی پذیرد که 325000 عرب تنها به ازای 1250 تن، یعنی کمتر از نیم درصد آن مبادله شوند.(3) این یعنی ظلم فاحش بر ملت فلسطین و غصب سرزمین آنان. نیز در این تبادل، زمینهای عربها در منطقة یهودی پیشنهادی انگلستان بیش از سه برابر زمینهای یهودیان در همین منطقه بود؛ یعنی 500/385 هکتار اراضی مسلمانان و 000/114 هکتار اراضی یهودیان. بااین همه زمین مسلمانان می بایست در برابر 9200 هکتار زمین یهودیان در منطقة غربی نشین مبادله گردد.(4)
سیاست ظالمانه انگلستان بر ضد ملت فلسطین به قدری شدید بود که وزیر مستعمرات انگلستان در 24 نوامبر 1938 در مجلس عوام انگلستان به آن اعتراف نمود و گفت:
«عربها از قرنها قبل در این سرزمین سیادت داشته و آن جا زندگی می کرده اند و در موقع صدور وعده «بالفور» موافقت این صاحبخانههاجلب نشده است ... راستی اگر من هم یک نفر عرب باشم، از این هجوم و حشت بار یهود به فلسطین، ارکان وجودم می لرزد.» (5)
حال با همة ظلمی که به فلسطینیان روا داشته شد، و طبق نقشه انگلستان می بایست دو دولت عربی و یهودی در آن جا تشکیل شود اما یهودیان همه را تصاحب نمودند. حتی بخش عرب نشین را از آنِ خود دانستند و برخی نغمة سرزمین نیل تا فرات را میسرایند.
با توضیحی که داده شد، معلوم شد اسرائیلیهامتجاوز وغاصب هستند که با خرید 10% از زمین فلسطین، آنان را از 90% باقی مانده محروم کردند و از خانه و کاشانة خود راندند. فلسطینیان و مسلمانان صاحبخانه اند و وظیفه دارند با متجاوز بجنگند و آنها رااز دیارشان بیرون کنند.
خرید چند در صد زمین نمی تواند برای یهود مجوّزی برای تشکیل دولت باشد. اگر زمین را خریدند، خانه و کشور راکه نخریده بودند! مشروعیت نظام حاکم تنها به داشتن املاک نیست، بلکه یکی از معیارها اکثریت جمعیت است؛ آن هم به طور طبیعی، نه با آواره کردن صاحبان اصلی و مهاجرت یهودیان. صاحبان اصلی این سرزمین را فلسطینیان تشکیل می دهند و با توجه به معیار خِرَد و عُرف بینالملل آنان می بایست بر سرزمین خویش حاکم باشند. اکثر اینان مسلمان هستند، همان گونه که به مدت هزارسال در کنار این اکثر، دو اقلیت یهود و مسیحیت زندگی مسالمت آمیزی داشته اند، باز هم می توانند زندگی مسالمت آمیز داشته باشند. امّا آنچه که اتفاق افتاده است، با هیچ منطقی سازگار نیست و همة وجدانهای بیدار آن را نمی پذیرد.
پینوشتها:
1. سامی الجندی، فاجعه فلسطین، ترجمه کمال قارصی، ص 61.
2. اکرم زعیتر، سرگذشت فلسطین، ترجمه اکبرهاشمی رفسنجانی، ص 169.
3. همان، ص 205.
4. همان، ص 220.
5. همان، 227.
با استفاده از مطالب پاسخگو
می خواهید باور کنید، می خواهید باور نکنید! اما:


منبع : روزنامه کارگزاران - میثم منصوری کیا
موافقت رژیم صهیونیستی با توافق مبادله اسرای این رژیم با جنبش مقاومت اسلامی حزب الله لبنان حاوی نکات ریز و ظریفی است که احصای این نکات بر اهمیت جایگاه حزب الله لبنان در مقابله با اشغالگری اسراییل تاکید می کند... (به ادامه مطلب بروید)

سهم ما از کمک به اسرائیل چقدر است؟!!
همچنین سری بزنید به : تحریم کالاهای صهیونیستی
به نام خدا
در سال 1896 میلادی در کنفرانسی که در شهر پراگ برگزار شد خاخام یهودی " راشورن " گفت:
"در حالیکه تسلط بر طلا قدرت اول ما از از طریق سلطه بر جهان می باشد ، دومین وسیله ما باید تسلط بر مطبوعات جهانی باشد"
واین درست همان کلامی است که 30 سال بعد در اولین کنفرانس جامعه جهانی صهیونیزم جهانی که در شهر بال سوئیس برگزار شد توسط " تئودورهرتزل" گفته شد،وی گفت:
"ما هنگامی موفق به تشکیل دولت اسرائیل خواهیم شد که به وسائل اعلام جهانی و مطبوعات عالم تسلط داشته باشیم"
و این کلام هرتزل نیز عمل به مفاد دستورالعملی است که در کتابی به نام پروتکل های یهودی آمده است که در بخش 12 می گوید:
"لازم است که مطبوعات عالم تحت نفوذ ما باشد و نیز لازم است دشمنان ما راهی به سوی مطبوعات جهانی نداشته باشند، تا نتوانند آراء و نظرات خود را بیان کنند و ضرورت دارد روزنامه ها و مطبوعات مربوط به مخالفان در هر قوم و ملتی مورد تایید ما باشد تا در مواقع مناسب امکان ایجاد شورش و بلوا و فتنه و آشوب را داشته باشیم"(1)
در همین بخش که به عنوان دستورهای سری و امنیتی بوده است می گوید:
" لازم است یهودیان که در همه جا پراکنده هستند بانک اطلاعاتی داشته باشند و سوء پیشینه هر کسی را داشته باشند تا اگر با کسانی راه خصومت پیش گرفتند این اطلاعات را در جرائد منتشر کنند و دشمنان خود را مجبور به سکوت نمایند."
در همین بخش می گوید :" فایده تسلط بر مطبوعات جهانی این است که اخبار واقعه جهان قبل از هر کسی به دست یهود خواهد رسید و ما می توانیم وقایع مورد نظر را تایید و وقایع مخالف خود را زیر نظر داشته باشیم." (2)

بنابراین از آغاز باز شدن راه های توسعه و نفوذ بر روی صهیونیست ها ، تلاشی برای تسلط بر خبرگزاری ها و منابع خبری و مطبوعات عالم توسط یهودیان آغاز شد و ایادی صهیونیزم در اروپا ، روسیه، آسیا و آمریکا شروع به کار نمودند، اهداف آنان نیز معین و مشخص بود، وآن این بود که یک صورت انسانی و فرهنگی و اصیل وباستانی به قوم یهود داده شود، برای آنان حق بازگشت به سرزمین موعود مطرح گردد و انتشار یابد، وجود آنان موجب پیشرفت و ترقی و توسعه فنی و اقتصادی به حساب آید ، چهره ای زشت و کریه و جاه طلب و مستبد برای اعراب تصویر گردد، و در نهایت چهره حق به جانب یهودیان داده شود.(3)
تلاش یهودیان در دهه اول تا چهارم قرن بیستم تاثیر چشمگیری بر آراء و عقاید مردم نداشت و ملت ها همچنان نسبت به قوم یهود بدبین بوده جنایت آنان را همواره در نظر داشتند، لیکن همزمان با اوج گرفتن جنگ جهانی دوم و یهودی کشی های هیتلر ، در عین گرفتاری های سخت برای ملت یهود ، فرصت هایی نیز برای تبلیغات صهیونیستی پدید آمد و حضور یهودیان در امر مطبوعات و حضور آنان در کشورهای گوناگون و مناطق مختلف ، توام با همکاری و هماهنگی کشورهای در حال جنگ با آلمان نازی، موقعیت مناسبی برای مطرح شدن قوم یهود به وجود آمد.
در این دوره، وسائل اعلامی و مطبوعاتی در همه جا مملو از تصاویر غم انگیز از مناظر و حشتناک جنگ و راندن یهودیان به سوی کوره های آدم سوزی و اسارت آنان در زندان های نازی و اعدام های دسته جمعی آنان بود که در صفحات روزنامه ها و جراید منتشر شد و انبوه جمعیت های اروپایی و آمریکایی در جریان مصائب و گرفتاری های آنان قرار گرفتند و نوعی احساسات مثبت و عاطفی نسبت به یهودیان پدیدار شد.
دست های مخفی و آشکار صهیونیستی و داستان های فراوانی نیز پیرامون " مصائب هلوکاست" یا مصیبت های جگرسوز ایام هیتلری، به رشته تحریر در آوردند و صندوق های بین المللی را برای کسب نفقات و کمکهای انسانی از دولت های مختلف و ثروتمندان پدید آوردند، تا از یک سو اموالی برای مقاصد خود کسب کنند و از سوی دیگر عواطف جوامع بشری را نسبت به یهود جلب کرده، مقدمات مهاجرت آنان به سرزمین فلسطین و رهائی ایشان از دشواری های آوارگی ، و بالاخره تشکیل یک حکومت مستقل را فراهم نمایند(4)
بنابراین حمله هیتلر به یهودیان هرچند خسارات فراوانی به آنان وارد ساخت ، لیکن در عین حال نتایج مهمی نیز برای یهودیان به وجود آورد و موجب عطف توجه اروپائیان و آمریکائیان به قوم یهود گردید و از دهه 1950 به بعد این تغییرات در اجتماعات بشری روی داد:پیدایش حالت ترحم به یهود به جای احساس نفرت و انزجار از ایشان.
مورد قبول واقع شدن اسکان یهودیان در سرزمین فلسطین به عنوان سرزمین موعود و حق مشروع.
ایجاد روح همکاری و تعاون با یهود احساس بی تفاوتی نسبت به ملت فلسطین و تنفر از اعراب ... که در واقع این احساسات مثبت به یهود نتیجه نهایی عطف توجه استعمارگران اروپایی و امریکایی به شبکه صهیونیستی به عنوان اهرمی برای پیشبرد مقاصد آنان بود، چرا که: الناس علی دین ملوکهم، هر عیب که سلطان بپسندد هنر است(5)
توضیحات :
ژرژ لامبلن نویسنده کتاب پروتکل های یهود در کتاب The Protocol Of The Learned Of Lion می گوید: هنگامی که به مخالفت بر می خوریم باید جنگ را بین کشور مخالف و همسایگانش ایجاد کنیم، در عمل به این نقشه است که قاسملو با کمک همسر اسرائیلی خود، جنگ در کردستان و طارق عزیز یهودی جنگ ایران و عراق را دامن می زند" نقش و نفوذ صهیونیزم در اروپای شرقی" تالیف فخر الدین حجازی.
پروتکل های یهود از کتاب خطر الیهودی تالیف محمد خلیفه تونسی.
شئون الفلسطینیه.
مجله الفیصل، عدد120 فوریه 1987 ، ص 22 و 23.
در حقیقت کشتار یهودیان توسط هیتلر نیز روی دیگر سکه صهیونیزم است، چرا که تا هنگامی که یهودیان با هیتلر و با آلمان نازی همکاری می کردند و در راه استکبار هیتلری گام بر می داشتند و از آنان بهره برداری می کردند، لیکن از زمانی که کفه ترازوی جنگ به سود قوای متحدین سنگینی کرد و یهودیان در استخدام قوای متحدین در آمدند و در داخل آلمان به یک ستون پنجم استعمار خارجی تبدیل شدند مورد غضب و انتقام هیتلر قرار گرفتند و این شیوه همیشگی قوم یهود است، همین امروز هم اگر یهودیان سودمندی خود را برای منافع آمریکا از دست بدهند، آمریکا با آنان همان می کند که هیتلر بر آنان کرد ونتیجه مکر و حیله یهودیان سرانجام در آنجا ظاهرمی شود.
به نقل از www.yahood.net
بسم الله الرحمن الرحیم

از 3000 سال پیش که دولت یهود در اورشلیم منقرض شد تا امروز دولتی به نام اسرائیل و سرزمینی به نام اسرائیل وجود نداشته است . در این باره "بن گوریون " نخست وزیر سابق اسرائیل می گوید:" لازم نیست نام اسرائیل در تواریخ ثبت شده باشد ، همین قدر کافی است که ما این نام را در دل خود ثبت کرده ایم" در هر حال در نقشه عالم هرگز کشوری به نام اسرائیل وجود نداشت ، لیکن اندیشه پیدایش دولتی توسط قوم اسرائیل همیشه در قلوب یهودیان وجود داشت که در انتظار بودند مسیح موعود چنان حکومتی را پدید آورد، و از آنجا که حضرت مسیح را انکار کردند ، بنابراین تشکیل دولت اسرائیل نیز منتفی شد، لیکن بعد از پیدایش ایادی استعمار و پیدایش نیاز استعمارگران به انسان های مزدور و جنایتکار ، یهودیان حاضر شدند ، لا اقل با پذیرفتن ننگ مزدوری و جنایتکاری ، به تاسیس حکومتی شیطانی تحت نظارت و حمایت استعمارگران و جهانخواران توفیق یابند و بنابراین با پیدایش چنان نیازی شیطانی و استعماری ، یهودیان در سایر عالم به جنبش و تکاپو افتاده به تشکیل کنفرانس ها و اجراء توطئه های خطرناک پرداختند و برای اولین بار "تئو دور هرتزل " خبرنگار و نویسنده دانمارکی الا اصل کنفرانسی متشکل از 300 نفر از اندیشمندان و متفکران صهیونیست به نمایندگی از سوی 50 جمعیت یهودی برگزار نمود.
در این کنفرانس که کاملا سری در شهر بال سوئیس به سال 1897 برگزار شد "تئودور هرتزل" با توجه به تغییرات اوضاع سیاسی به سود غرب و به زیان شرق مکان تاسیس یک وطن یهودی را مورد بررسی قرار داد و در همان سال کتابی به نام "دولت یهود " به رشته تحریر در آورد ، که در آن از قوم یهود خواسته بود که با توجه به اینکه هر ملتی برای خود سرزمین و دولتی دارد ، اینان نیز دولت یهود را در سرزمین فلسطین و یا آرژانتین تشکیل دهند که بعدها تشکیل دولت یهود در اوگاندا نیز تحت بررسی قرار گرفت.
هرتزل برای انجام این طرح، همزمان با آماده سازی یهودیان برای مهاجرت به فلسطین، با سلطان عبدالحمید عثمانی ملاقات و گفتگو نمود. هدایای گران قیمتی نیز اهداء کرد و از وی خواست موافقت کند تا یهودیان در سرزمین فلسطین مقیم شده به کارهای تجاری و کشاورزی بپردازند، لیکن سلطان عبدالحمید اقامت یهودیان و مهاجرت اروپائیان به آنجا را یک توطئه خوانده با مهاجرت و سکونت یهودیان خارجی در فلسطین موافقت نکرد.
سرانجام بعد از جنگ جهانی اول و انقراض خلافت عثمانی و اشغال سرزمین های سوریه و فلسطین و اردن و عراق توسط نیروهای انگلیسی ، مهاجران یهودی همراه نیروهای انگلیسی، روانه صحرا ی سینا شدند و در آنجا سکنی گزیدند، و سرانجام با موافقت جمعیت اتحاد و ترقی که یک جمعیت " پان ترکیسم" و ناسیونالیسم ترکی بود، یهودیان اولین جواز اقامت خود را در یافا و قدس شریف دریافت نمودند و بدین گونه خیانت به عالم اسلام توسط " جمعیت اتحاد و ترقی" که یک جمعیت ملی گرا بود و خود را وارث عثمانی ها می دانست انجام گرفت.
دولت انگلستان خود در اثناء جنگ جهانی اول و بعد از آن تمایلی به اسکان یهودیان در فلسطین و رنجاندن اعراب نشان نداد، چرا که اعراب در جنگ بر ضد خلافت عثمانی خدمات فراوانی به انگلستان نموده بودند، لیکن با قدرت یافتن آلمان و نیاز انگلستان به حمایت آمریکا ، یهودیان آمریکا توانستند از این موقعیت به سوداهداف خود بهره برداری کنند، بدینسان که آنان با نفوذی که در آمریکا داشتند، شرط حمایت آمریکا و شرکت آن در جنگ جهانی اول را تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین قرار دادند، بدین گونه در بهار سال 1917 رهبر صهیونیست ها " هائیم وایز من" با ملاقاتها و گفتگوهای فراوانی که با چرچیل و بلفور داشت آنان را وادار نمود تا باتشکیل یک حکومت یهودی در فلسطین موافقت نمایند، البته در اعلامیه "بلفور" به طور صریح به نام تاسی حکومت اسرائیل قید نشد و احساسات عرب مراعات گردید، لیکن در حقیقت اساس تشکیل یک حکومت یهودی پی ریزی شداین اعلامیه یکسال قبل از سقوط خلافت عثمانی مورد موافقت نهایی بالفور وزیر امور خارجه انگلستان و ویلسن رئیس جمهور آمریکا قرار گرفت و امضاء شد و مفاد ان تنها پس از 2 سال به اطلاع اعراب رسید ، وآنان گوشه ای از نتایج همکاری خود با بریتانیای کبیر را دریافت نمودند .
این اعلامیه که مضمون آن موافقت انگلستان با اسکان یهودیان در فلسطین بود به سال1922 توسط جامعه ملل که زیر نفوذ شدید صهیونیزم قرار داشت به تصویب رسید و مهاجرت دسته جمعی یهودیان به خاک فلسطین آغز گردید و سرانجام بعد از تلاش فراوان و شبانه روزی صهیونیست ها و تمایل اروپائیان به اسکان یهودیان در خارج از خاک اروپا ، در 24 سپتامبر 1948 دولت اسرائیل تاسیس شد، در حالیکه حکومت روسیه شوروی فقط بعد از 8 دقیقه از انتشار خبر تاسیس اسرائیل و ایالات آمریکا پس از 11 دقیقه، حکومت غاصب را به رسمیت شناختند


از « گلدامایر » نخست وزیر اسبق رزیم وحشی پرسیدند بدترین و بهترین روز عمر سیاسیت چه روزهایی بوده ؟
پاسخ داد :" بدترین و شوم ترین روزعمرم روزی بود که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم . و بهترین روز عمرم فردای روزی بود که مسجد را به آتش کشیدیم ."
پرسیدند دلیل چیست ؟
گفت :" روزی که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم از وحشت و ترس اینکه مسلمانان دنیا همه ما را قلع و قمع کنند و همه ما را به دریا بریزند به خود میلرزیدیم .
و بهترین روز عمرم فردای آن روز بود که دیدیم حتی نفسی از کشورهای مسلمان برای اعتراض به ما در نیامد ."
به نام خدا
در تاریخ دوشنبه ۱۱ دیماه قسمت اول مقاله رابطه بهائیت و صهیونیسم را تقدیم کردم. اینک بخش پایانی آن را در اختیار شما قرار می دهم
بهائيان در كنار عناصر فراماسون و صهيونيست , در دوران محمدرضاشاه نقش مهمي در اجراي نظرات و سياست هاي خود داشتند. در اين دوران باتوجه به نفوذ بيشتر آمريكا و اسرائيل , تلاش فراواني براي رسميت بخشيدن به فرقه بهائيت مي شد; زيرا آنها نقش موثري در تثبيت رژيمن سلطنتي و حكومت شاه داشتند : به گونه اي كه بسايري از نزديكان شاه و خاندان پهلوي و عده زيادي از كارگزاران و متوليان پست هاي حساس و كليدي كشور بهايي بودند . (4 )
در سال 1339 فهرستي از اسامي مقامات نظامي و غيرنظامي تهيه شد كه نشانگر تصدي بيشتر پست هاي اطلاعاتي , امنيتي , سياسي و اقتصادي كشور به وسيله بهائيان بود. البته به دليل پنهانكاري و عدم اظهار , بعضي از افراد در پست هاي مهمي بودند كه نام آنان در اين فهرست نيامده و بي ترديد , تعداد بهائيان شاغل در دستگاه ها چندين برابر فهرست مزبور بوده است . در سال هاي بعد , تعداد بهائيان شاغل و سطوح اشتغال آنان بالا رفت ; به طوريكه اميرعباس هويدا نخست وزير سيزده ساله , ليلي امير ارجمند مشاوره ويژه فرح و مدير برنامه هاي آموزشي و تربيتي رضا پهلوي , عباس شاهقلي وزير بهداري و وزير علوم , روحاني وزير آب و برق و كشاورزي در دولت هويدا , شاپور راسخ ماشور عالي و در واقع گرداننده سازمان برنامه و بودجه و مدير تشكيلات بهائيت در ايران , عبدالكريم ايادي پزشك مخصوص شاه و 23 شغل ديگر و ده ها تن از سران رژيم , از اعضاي فرقه بهائيت بودند . (5 )
بهائيت در تمام دوران سلطنت پهلوي و در مقاطع حساس , به رغم ادعاي غيرسياسي بودن هماهنگ با سياست هاي موردنظر رژيم و در جهت تثبيت موقعيت آن تلاش كرد. تاييد انقلاب سفيد شاه , همكاري با ساواك , جلب حمايت دولت هاي بزرگ از شاه و سلطنت او به وسيله اسرائيل , و عضويت در حزب رستاخيز , قسمتي از مواضع سياسي فرقه مزبور بود. يكي از مبلغان بهائيت درباره تاثير متقابل بهائيت بر شاه و خاندان پهلوي گفته بود :
« كارهايي كه اكنون به دست اعلي حضرت شاهنشاه صورت مي گيرد , هيچ كدامشان روي اصول دين اسلام نيست زيرا شاه به تمام دستورهاي بهائي آشنايي دارد و حتي ايشان با اشرف پهلوي در دوران كودكي در مدرسه بهائيان ... درس خوانده اند... حالا مردم ... مي گويند بهائي است . چه كاري مي توانند بكنند ! ... » (6 )
محمدرضا پهلوي آن قدر بهائيان را مورد حمايت قرار داد كه يكي از افراد نظامي به نام سرهنگ اقدسيه در جلسه بهائيان شيراز مورخ 1347,4,18 , ضمن بهائي خواندن شاه , درباره نحوه برخورد خود با افراد مسلمانان اظهار داشت :
« ... افتخار ما بر ديانت بهائي است . من زماني كه در ارتش بودم , سربازان و درجه داران و افسران بهائي را احترام مي گذاشتم . ولي اگر يك فرد مسلمان از ديگري شكايت مي كرد , دستور شلاق زدنش را مي دادم ... ما اطلاع داريم كه شاهنشاه آريامهر بهائي مي باشند. ما بهائيان همه پولدار هستيم و ترقي بيشتري خواهيم كرد . » (7 )
بهائيان در جنگ اعراب و اسرائيل , همواره از اسرائيل جانبداري كرده , عليه مسلمانان به تبليغ مي پرداختند و حتي براي كمك به ارتش اسرائيل به جمع آوري پول مي پرداختند. در همين ارتباط , در يكي از اسناد پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل در سال 1346 آمده است :
« ... مبلغي در حدود 120 ميليون تومان به وسيله بهائيان ايران جمع آوري گرديد و تصميم دارند اين مبلغ را در ظاهر به بيت العدل در حيفا ارسال نمايند , ولي منظور اصلي آنها از ارسال اين مبلغ كمك به ارتش اسرائيل مي باشد. مقدار قابل ملاحظه اي از اين پول به وسيله حبيب ثابت , تعهد و پرداخت شده است ... » (8 )
در سال 1347 در يكي از كميسيون هاي فرقه مزبور , سخنگوي كميسيون پس از ابراز خرسندي از پيروزي اسرائيل در جنگ هاي با اعراب گفت :
« پيشرفت و ترقي ما بهائيان اين است كه در هر اداره ايران و تمام وزارتخانه ها يك جاسوس داريم و هفته اي يك بار , طرح هاي تهيه شده , به وسيله دول به عرض شاهنشاه مي رسيد. گزارش هايي در زمينه آن طرح ها به محافل روحاني بهايي مي رسد. مثلا در پيمان كار , كادر بهائيان ايران هر روز گزارش خود را در زمينه ارتش ايران و اينكه چگونه چتربازان را آموزش مي دهند , به محفل روحاني بهائيان تسليم مي نمايند . » (9 )
اسرائيل پس از اطمينان از نفوذ گسترده بهائيت در اركان رژيم پهلوي و به منظور بهره برداري سياسي , اطلاعاتي و اقتصادي بيشتر از آنها , در كشورهاي جهان و به ويژه ايران , بهائيت را به صورت آشكار به عنوان يك مذهب به رسميت شناخت . در يكي از اسناد ساواك در اين باره چنين آمده است :
« اسرائيل مذهب بهائي ها را به عنوان يك مذهب رسمي در سال 1974 به رسميت شناخته است . دولت اسرائيل با اجراي برنامه تحبيب از افراد مزبور مي كوشد از اقليت فوق الذكر در ساير كشورهاي جهان به ويژه ايران بهره برداري سياسي ـ اطلاعاتي و اقتصادي بنمايد . » (10 )
نمايندگي ايران در تل آويو هرازچندگاهي گزارش هاي مربوط به بهائيان را به وزارت امور خارجه ارسال مي داشت . در يكي از اين گزارش ها , مرتضي مرتضايي به چگونگي انتخابات و تعداد بهائيان جهان اشاره دارد :
« چهارمين كنوانسيون بين المللي پيروان بهائيت روز شنبه نهم ارديبهشت ماه در شهر حيفا گشايش خواهد يافت . به همين مناسبت بالغ بر]1357 [جاري هزار و يكصد نفر از نمايندگان منتخب از طرف هشتاد هزار محافل بهائي پراكنده در سراسر جهان به اين شهر مسافرت كرده اند تا نسبت به انتخاب يك هيئت مديره نه نفري كه در طي پنج سال آينده امور اداري , ... و مذهبي در بين هيئت نه نفره فعلي , ]اقدام كنند[... ]نمود[اين فرقه را تعقيب خواهد دو نفر از بهائيان تبعه ايران (فتح اعظم و نخجواني ) حضور دارند كه در حيفا به طور دائم مقيم اند . » (11 )
بنابراين , اسرائيل با حمايت همه جانبه از فرقه ضاله بهائيت و نفوذدادن آنها در پست هاي كليدي هيئت حاكمه رژيم شاه به ويژه در دربار , دولت و ارتش , در جهت اغراض و اهداف خود و ضربه زدن به فرهنگ اسلام و مسلمين به ويژه به مردم ايران و فلسطين , به عنوان يك ابزار نهايت بهره برداري را در جنبه هاي مختلف به عمل مي آورد. در واقع , مي توان گفت يكي از عوامل موثر در بسط و گسترش روابط ايران و اسرائيل , بهائيان بودند كه نقش مهمي را در اين زمينه ايفا كردند.
پاورقی :
4 ـ همان , ص .324
5 ـ همان , صص 325 ـ.324
6 ـ همان , ص .326
7 ـ همان , ص .322
8 ـ همان , صص 323 ـ.322
9 ـ همان . ص .332
10 ـ عليرضا زهيري , « عوامل موثر در شكل گيري رفتار سياسي ايران در قبال اسرائيل » , فصلنامه علمي , تخصصي انقلاب اسلامي , پيش شماره اول . نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها , سال اول , زمستان .1377 ص .159
11 ـ بايگاني اسناد وزارت امور خارجه . سال 38 ـ2536 , كارتن شماره 12 , پرونده 50 ـ.250
بهائيت در دوران رژيم پهلوي با آزادي كامل در راستاي تحقق اهداف رژيم صهيونيستي در ايران عمل مي كرد
بن گوريون از بنيانگذاران رژيم صهيونيستي : « از ابتداي تاسيس حكومت اسرائيل , بهائيان همواره روابط صميمانه اي با دولت اسرائيل داشته اند »
به نقل از www.rasad.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
از آنجا که یهودیان در هر حال مورد نفرت و کینه مردم بودند، بسیاری از یهودیان برای نفوذ در جامعه ایران وارد فرقه بهائی شدند تا با صبغه و رنگ اسلامی و ایرانی موجب پیدایش تفرقه در مردم بشوند.
در این راستا بسیاری از کارخانجات بزرگ مانند ارج و دیگر کارخانه ها به بهائیان واگذار شد و اقلیت یهود و فرقه بهائی بطور هماهنگ به چپاول منابع و معادن و ثروت های عمومی پرداختند و یهودیان بطور آشکار مراکز خود را در عکا و حیفا و یافا قرار دادند و با برخورداری از حمایت شاه در داخل ایران و حنایت آمریکا و انگلستان در خارج، به خرابکاری و فساد پرداختند.
خاندان های "حکیم رفائل" و "حکیم شموئل" و از آنها مهمتر، "خاخام نهروانی" که از دوران ناصرالدین شاه ثروت های فراوان به دست آورده بودند بطور دسته جمعی وارد فرقه بهایی شدند تا با ترویج بهاییت کمک کنند.
این نکته قابل ذکر است که توطئه گران خارجی در ایران موفق نبودند و توطئه های آنان هیچگاه از نظر علماء و مجتهدان مخفی نبوده است، آنچنانکه در روزگار صفویه و در زمان ناصرالدین شاه، علماء شیعه پیوسته نسبت به نفوذ یهودیان و بهائیان در دربار و در کارهای مملکتی هشدار داده اند، و به سال 1315 ه.ق مرحوم آیت الله سید ریحان الله کشفی در مورد یهودیان تهران حکم کرد که اولاً در محلات مخصوص ساکن شوند و ثانیاً از پراکنده شدن در بازار تهران خودداری کنند، و دستور داد از ساختن شراب توسط آنان و پرورش و فروش گوشت خوک جلوگیری شود.
نهضت مشروطه در ایران موقعیت مناسبی برای گسترش نفوذ و حضور دو اقلیت یهودی و مسیحی در کارهای دولتی و سیاسی بود، در این دوره بسیاری از یهودیان و ارامنه ای که از سالهای فبل تربیت شده بودند، با توطئه و سفارش سفارتخانه های خارجی در تهران به عنوان افراد روشنفکر و اصلاح طلب و استاد و طبیب و منورالفکر وارد دستگاه های دولتی و تعلیم و تربیت و مطبوعات و حتی ارتش شدند.
بعد از انقراض قاجاریه و روی کار آمدن رضاخان، خارجی ها بیش از پیش به آرزوی خود رسیدند، رضاخان بعد از استقرار سلطه خویش بطور آشکار به قلع و قمع روحانیت شیعه پرداخته، مجالس دینی و مذهبی را تعطیل کرد و لباس ملی مردم را تغییر داد و دست اقلیت های مذهبی یهود و نصاری و زردشتی ها و هندوها و سیک ها را در کارهای تجاری و صنعت نفت سرمایه گذاری و خرید و فروش زمین و تاسیس مدارس و تعلیم نسل جوان و اشاعه فحشاء و منکرات بازگذارد.
در این زمان یهودیان ایران که تا روزگار قاجار دارای محدودیت هایی بودند، در انجام هر گونه توطئه ای آزاد شدند و عوامل خارجی و عوامل صهیونیزم با آنان به همکاری پرداختند.
یهودیان در عهد صفویه و در دوره قاجاریه در سراسر ایران به خرید و فروش و سپس خروج عتیقه جات و فرش های قیمتی و آثار باستانی مشغول بودند و در این مدت طولانی بسیاری از آثار نفیس و گرانبها را از هر ده و دهکده و شهر و قصبه ای به قیمت ارزان خریداری کرده به قیمت های گران به غارتگران خارجی فروختند، و با این عمل خائنانه خود، سرمایه های ایران را به تاراج داده، جیب های خود را پر از نقدینه طلا و نقره نمودند و سپس با این سرمایه ها موسسات جاسوسی و به اصطلاح فرهنگی الیانس را افتتاح نمودند و زمین های اطراف شهرها را خریداری نموده و اقتصاد ایران را تحت نفوذ خود درآوردند.
بسیاری از کتب قیمتی و تاریخی ایران توسط این یهودیان بطور قاچاق از ایران خارج شد و روانه موزه های لندن و پاریس و واشنگتن و نیویورک گردید.
در زمان رضاخان این کار به صورت رسمی و منظم از طریق موزه ایران باستان انجام می گرفت که یهودیان در انجا نفوذ داشتند و با مدیران موزه ایران باستان داد وستد مخفی و آشکار داشتند.
یهودیان تهران بطور اشکار به تاسیس کارخانه های شراب سازی و مراکز پرورش سگ و خوک پرداخته به توزیع شراب و توزیع گوشت خوک در تهران و دیگر شهرستانها اقدام می کردند، در این مساله دولت رضاخانی از آنان حمایت می کرد تا بدینوسیله مردم را به نقض مقررات اسلامی عادت دهند و حرمت احکام اسلامی را بشکنند. یهودیان و مسیحیان ارمنی از این بابت سرمایه های فراوانی به چنگ آوردند.
به نام خدا
مسلك بهائيت از سال 1260 ق توسط علي محمد باب كه خود را « باب » امام و وسيله تماس مردم با امام زمان (ع ) معرفي كرد , به وجود آمد. او سپس دعوي مهدويت كرد و گفت كه درآينده از ميان بابي ها پيامبري قيام خواهد كرد و دين تازه اي خواهد آورد . وي در سال 1266 به دستور ناصرالدين شاه و اميركبير , تيرباران شد. بعد از آن , از بين پيروانش دو برادر مدعي جانشيني وي شدند و بدين ترتيب , اختلافاتي ميان پيروان فرقه افتاد. گروهي پيرو برادر اول , مشهور به « صبح ازل » (بابي ها) , و عده اي ديگر پيرو برادر دوم « بهاالله » (بهائي ها) شدند و در نزاع آنها عده زيادي به هلاكت رسيدند دولت عثماني در عراق همه آنها را از بغداد به آدرنه در آسياي صغير تبعيد كرد. اما در آنجا هم نزاع دو برادر ادامه يافت و بدين جهت , دولت عثماني بهاالله و طرفدارانش را به عكا در فلسطين اشغالي و صبح ازل را به قبرس تبعيد كرد. فعاليت بهاالله در عكا باعث شد كه بيشتر با بيان و به ويژه با بيان ايران پيرو او شوند.
از آنجا كه عمده ويژگي هاي رفتاري بهائيت با ويژگي هاي رفتاري اسرائيلي ها همخواني داشت , با تشكيل دولت اسرائيل و تشكيلات مركزي بهائيت در شهر حيفا , اين فرقه كاملا در خدمت اسرائيل قرار گرفت و فعاليت هاي آنها براساس خواسته هاي اسرائيلي ها تنظيم شد. در اين ميان بهائي ها از حمايت آمريكا و انگلستان نيز برخودرار بودند. از سوي ديگر , فعاليت بهائيان به خصوص در ارتباط با اسلام زدايي سازگاري زيادي با روحيه محمدرضا پهلوي داشت . مجموعه اين مسائل سبب شد كه بهائيت براي حفظ موجوديت و تحقق اهداف خود در عصر محمدرضا شاه كه براي آنها به منزله دوران طلايي بود , در زمينه گسترش روابط ايران و اسرائيل كه كاملا در راستاي منافع آنها بود , به فعاليت قابل توجهي بپردازند.
مسلك بهائيت از سال 1260 ق توسط علي محمد باب كه خود را « باب » امام و وسيله تماس مردم با امام زمان (ع ) معرفي كرد , به وجود آمد. او سپس دعوي مهدويت كرد و گفت كه درآينده از ميان بابي ها پيامبري قيام خواهد كرد و دين تازه اي خواهد آورد . وي در سال 1266 به دستور ناصرالدين شاه و اميركبير , تيرباران شد. بعد از آن , از بين پيروانش دو برادر مدعي جانشيني وي شدند و بدين ترتيب , اختلافاتي ميان پيروان فرقه افتاد. گروهي پيرو برادر اول , مشهور به « صبح ازل » (بابي ها) , و عده اي ديگر پيرو برادر دوم « بهاالله » (بهائي ها) شدند و در نزاع آنها عده زيادي به هلاكت رسيدند دولت عثماني در عراق همه آنها را از بغداد به آدرنه در آسياي صغير تبعيد كرد. اما در آنجا هم نزاع دو برادر ادامه يافت و بدين جهت , دولت عثماني بهاالله و طرفدارانش را به عكا در فلسطين اشغالي و صبح ازل را به قبرس تبعيد كرد. فعاليت بهاالله در عكا باعث شد كه بيشتر با بيان و به ويژه با بيان ايران پيرو او شوند.
تشكيلات مركزي بهائيت در شهر حيفا و در كنار قبر عباس افندي قرار دارد. تشكيلات و موسسات بهائيان در هر نقطه اي از جهان زير نظر هيئت نه نفره بيت العدل اعظم قرار دارد. در يكي از نشريات فرقه آمده است :
« آنها نهايت افتخار و مسرت , بسط و گسترش روابط بهائيت با اولياي امور بن ]جمعي از دوستان بهائي [دولت اسرائيل را به اطلاع بهائيان مي رسانيم . گوريون ـ نخست وزير اسرائيل ـ احساسات صميمانه بهائيان را براي پيشرفت دولت مزبور به او ابراز نمودند و او در جواب گفته است : « از ابتداي تاسيس حكومت اسرائيل , بهائيان همواره روابط صميمانه اي با دولت اسرائيل داشته اند » . (1 )

فرقه بهائيت كه شاخه اي از صهيونيسم به شمار مي رود , طبق دستور , همه قواي خود را براي اجراي نقشه نابودي انديشه هاي ملي و مذهبي در ايران به كار گرفت و براي اين منظور مجريان خود را انتخاب كرد تا در بلندمدت آرمان هاي ملي و سنت هاي ديني را تخريب كنند. از اين رو بهائيان , به تدريج درصدد تسخير پست هاي حساس و كليدي كشور برآمدند. اين نقشه با روي كارآمدن « حسنعلي منصور » در ايران پياده شد و براي نخستين بار پاي بهائيان به كابينه وزيران ايران رسيد. گرچه با ترور منصور , نقشه هاي وي جامه عمل نپوشيد , اما به هرحال , كابينه بهائي هويدا روي كار آمد. در كابينه نخست وي , چهار وزير بهائي حضور داشتند. هويدا در مدت حكومت خود با به كاربستن تصميمات كادر رهبري كميته . نفوذ بهائيان را در همه سطوح سياسي , اقتصادي و نظامي به حد كامل گسترش داد . (2 )
بهائيان با تمام وجود خود را در اختيار اسرائيلي ها قرار داده بودند به گونه اي كه توانستند اعتماد بيش از حد اسرائيلي ها را كسب كنند و اسرائيلي ها نيز در برابر خوش خدمتي آنها رفتار ويژه اي داشتند. در يكي از اسناد , به نقل از يكي از بهائيان به نام « فريدون رامش فر » كه مسافرتي به اسرائيل داشته , درباره نحوه برخورد اسرائيلي ها با بهائيان آمده است :
« ... دولت اسرائيل آن قدر نسبت به بهائيان خوشبين است كه در فرودگاه خود , احيا (بهائيان ) را بازرسي نمي كند. به طوري كه وقتي رئيس كاروان به پليس اظهار مي دارد اينها بهائي هستند , حتي يك چمدان را باز نمي كنند. ولي بقيه مسافرين و حتي كليمي ها را بازرسي مي كنند به طوري كه يك كليمي اعتراض كرده بود كه چرا بهائيان را بازرسي نمي كنيد و ما را كه اينجا موطن مان است , مورد بازرسي قرار مي دهيد ! » (3 )
1 ـ جواد منصوري , تاريخ قيام پانزدهم خرداد به روايت اسناد , ج .1 تهران , مركز اسناد انقلاب اسلامي , .1377 ص .332
2 ـ محمد اختريان , همان , ص .164
3 ـ جواد منصوري , همان , ص .330
با نظرات خود مرا در بالا بردن کیفیت مطالب این وبلاگ٬ یاری کنید.
"به نام خدا"



« مجمع تشخیص مصلحت آمریکا و اسرائیل جعلی » یا همان « شورای امنیت بین الملل » سرانجام قطعنامه خود را علیه ایران صادر کرد .
اما چه قطعنامه ای ؟
قطعنامه ای که مفاد آن بیشتر از بیست و هفت سال است که در حال اجراست . ایران 27 سال پیش در زمینه فناوری و سوخت هسته ای از سوی آمریکا و غرب تحریم شد و حال بنگریم قدرت و عظمت ایران را که پس از بیست و هفت سال آمریکا هنوز همانجایی هست که بوده . به بیانی صادقتر و روشن تر آمریکا در مقابله با ایران نه تنها بعد از گذشت سالیان دراز و پس از صرف هزینه ها کلان به پیشرفت و پیروزی نرسیده با تصویب قطعنامه اخیر روشن شد که حتی در این مورد دچار پس رفت و شکست بزرگی شده .
تصویب این قطعنامه تنها صورت رسمی بخشیدن به تحریمات ایران از سوی جامعه بین الملل است . اما چرا آمریکا و رزیم صهیون و رفقای اروپایشان پس از چانه زنیهای بسیار و صرف مبالغ سنگین از تصویب آن راضی و خرسند هستند ؟
دلیل آن تنها ایجاد وحشت و جنگ روانی و بوجود آمدن جو مایوس کننده در ایران است تا بدین وسیله با تضعیف روحیه مردم و نارضایتی آنان از دولتمردان راه را برای ایجاد فشار و حتی برآوردن خواستهای آمریکا در ایران هموار کنند .و همچنین ایران با تصویب این قانون تحریک شده و نسبت به غرب و اروپا دست به اقدامات شدید تلافی جویانه زده و به این ترتیب ایران را در سطح بین الملل منزوی کنند .
- اما واکنش مردم در این باره چه بود ؟
به نقل از خبرگزاریهای غرب مردم ایران هیچگونه حساسیتی نسبت به قطعنامه اخیر از خود نشان ندادند و در جو و فضای مردمی ایران پس از صدور قطعنامه هیچگونه اثر وحشت و حساسیت دیده نشد .
"ادامه مطلب" را بخوانبد.
هرچند صهيونيستها طي ساليان اخير با بحرانهاي انتفاضه فلسطين، تهديد حزبالله لبنان و كاهش تمايل زنان اسرائيلي به زاد و ولد، با بحران كمبود جمعيت روبهرو بودهاند، اما انگليسيها كه پايهگذار رژيم اسرائيلي در شصت سال پيش بودند، تنها نقطه اميد براي حل اين معضل به شمار ميروند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، روزنامه «تايمز» انگليس در گزارشي نوشت: يك شعار قديمي صهيونيستها ميگويد: «سال آينده در اورشليم». البته چهل انگليسي يهودي، خيلي زودتر از اين شعار و در روزهاي پاياني سال 2006، انگليس را به مقصد اسرائيل ترك ميكنند تا زندگي خود را در سال جديد در سرزميني جديد آغاز كنند: به تقويم يهود سال 5767.
مهاجرت يهوديان انگليس به اسرائيل، برخلاف كاهش 9 درصدي مهاجرت يهوديان از نقاط ديگر جهان به اسرائيل افزايش يافته است، درحالي كه اين رقم از ديگر نقاط به اسرائيل با 9 درصد كاهش در سال 2006 روبهرو شده كه بيشترين افزايش در ميان همه كشورها را داراست.
چندي پيش، حدود دويست انگليسي در يك «جت چارتر» به اسرائيل مهاجرت كردند كه تعداد كل يهودياني را كه سال گذشته اسرائيل از انگليس دريافت كرد، به هفتصد نفر رساند. اين آمار در سال 2005، 481 نفر بود.
انگيزههاي اصلي مهاجران، انگيزههاي معمول است: صهيونيسم، انگيزههاي رواني و خانوادگي.
براي آژانس يهوديان، طرح يكپارچه مهاجرت يهوديان به اسرائيل و ديگر سازمانهاي صهيونيستي كه كار آنها تشويق مهاجرت به اسرائيل است، براي حفظ موقعيت اسرائيل به عنوان يك كشور با اكثريت يهودي بسيار مهم است. ضمن آنكه ميزان زاد و ولد و مهاجرت به اسرائيل از نقاط سنتي كاهش يافته است.
امسال بنا بر آمار دولتي، جمعيت در اسرائيل به هفت ميليون نفر رسيد كه تنها حدود سهچهارم جمعيت هفت ميليون و 26 هزار نفري آنان يهودي بوده و يكچهارم باقيمانده، عرب هستند، اما ميزان زاد و ولد اسرائيليها به مراتب كمتر است.
اسرائيل براي تأمين جمعيت در سالهاي دهه 90 به مهاجرتهاي يهوديان از روسيه و ديگر كشورهاي بلوك شرق پس از فروپاشي جماهير شوروي روي آورد. ميزان مهاجرت از كشورهاي شوروي سابق، امسال 22 درصد كاهش يافت، هرچند از دهه 1980 تاكنون، حدود يك ميليون نفر از اين منطقه به اسرائيل آمده بودند.
از دو سال پيش، استراتژي آژانس يهود براي جذب مهاجر تغيير كرده و از ديدگاه آماري، متمركز بر نقاطي شده كه يهوديان در آن مناطق زندگي ميكردند.
به گفته «ميخائيل يانكلو ويتز» از سخنگويان اين آژانس، آنان تأكيد خود را بر «جهان آزاد» گذاشتند و با واژه عبري aliyah (مهاجرت) يهوديان را تشويق به مهاجرت به اسرائيل از كشورهايي كردند كه داراي جمعيت يهودي زيادي بودند. آمريكا با شش ميليون، فرانسه با ششصد هزار نفر، انگليس با 270 هزار و كانادا با 330 هزار نفر. تمركز اصلي بر انگليس بود، چراكه آژانس معتقد بود هويت آنان بسيار قويتر از ديگران است. آنان زياد از اسرائيل دور نبوده و هزاران دانشآموز انگليسي هر ساله در برنامههايي به اسرائيل آورده ميشوند.
اهميت طرح aliyah:
سه ميليون مهاجر به اسرائيل از سال 1948
2/1 ميليون از كشورهاي شوروي سابق
75 هزار نفر از اتيوپي
30 هزار نفر از انگليس
20 هزار نفر در سالهاي دهه 1990، هشت برابر تعداد كل مهاجران در سال 1989
50 درصد افزايش مهاجرت در سالهاي پس از جنگ شش روزه سال 1967
18/1 درصد رشد جمعيت
76 درصد اتباع اسرائيل، يهودي هستند و مابقي فلسطينياني هستند كه محل سكونتشان در محدوده اشغال اسرائيل قرار گرفته و عرب اسرائيلي خوانده ميشوند.
به نام خدا
اسرائيل با پرچم خود چه حرفي با مردم دنيا و چه پيامي براي همسايگانش دارد؟

1. زمينه سفيد : بيانگر صلح است ، چيزي كه با ماهيت يهوديت تلمودي سنخيتي ندارد . سرشت انسان اسرائيلي كه تربيت تلمودي دارد بر حرص و طمع قرار گرفته است. خصيصه اصلي يهودي تلمودي بلند پروازي و طغيان گري است . اين ويژگي ، آدمي را وا مي دارد كه خود را از ساير ملل متمايز و برتر بداند . چنين موجودي اگر هم بخواهد با ديگران در صلح و سازش زندگي كند ، نمي تواند . اين حس نفرتي كه در گوشه گوشه جهان نسبت به يهود وجود دارد ، ناشي ازهمين خصيصه است .
2. ستاره داوود : اسرائيل حكومت خود را تالي حكومت حضرت داوود بنيانگذار آل يهود مي داند و ستاره داوود سمبل اعتقادات و ديدگاههاي قوم يهود است .البته پر واضح است كه صهيونيستها براي پيشبرد مقاصد شوم خود از هر چيزي حتي دين ، خدا و پيامبر به عنوان ابزار استفاده مي كنند . امام خميني در رد ادعاي دروغين صهيونيستها ، مي فرمايند : موسي معارضه مي كرد با طاغوت ، و اينها كه مي گويند ما پيرو موسي هستيم ، خودشان طاغوتند . ايشان در جمع كليميان ايران فرمودند : ما با آنها ( صهيونيستها ) مخالفيم و مخالفتمان براي اين است كه آنها با همه اديان مخالف هستند ، آنها يهودي نيستند ، يك مردم سياسي اي هستند كه به اسم يهودي كارهايي مي كنند و يهودي ها هم از آنها متنفر هستند و همه انسانها بايد از آنها متنفر باشند .
3. دو نوار آبي رنگ در حاشيه بالايي و پاييني : نمادي از رودهاي نيل و فرات است يعني اينكه مرزهاي اسرائيل از« نيل» تا« فرات» است .
امام خميني (ره) در سخنراني 7/6/63 مي فرمايند : من كراراً تذكر داده ام كه اسرائيل از نيل تا فرات را از خود مي داند ، و شما را غاصب سرزمين هاي خويش مي شمرد . گرچه اكنون جرات اظهار صريح آن را ندارد .
دكتر علي خليل در كتاب « يهوديت ، مابين تئوري و اجرا» مي نويسد : تصويري كه ادبيات تلمودي براي مرزهاي سرزمين اسرائيل در آينده ترسيم مي كند ، بر اساس سفر « دباريم » مي باشد . مرزهاي اسرائيل گسترش خواهد يافت و از هر طرف توسعه مي يابد . دروازه هاي قدس به دمشق مي رسد و دياسبورا براي بر افراشتن خيمه هايش در مركز فلسطين خواهد آمد .
نوشته ي اسرائيل شاهاك ، يهودي ضد صهيونيست در كتاب « تاريخ يهود ، آيين يهود» ، مطلب فوق را روشن تر بيان مي كند . آرماني ترين روايت در مورد مرزهاي اسرائيل شامل مناطق محصوردر مرزهاي زير است : از جنوب ، تمامي صحراي سينا و بخشي از شمال مصر به طرف بالا تا حوالي قاهره ، از شرق ، تمامي اردن و بخش عظيمي از عربستان سعودي ، تمامي كويت و قسمتي از جنوب فرات در عراق ، از شمال ، كل لبنان و كل سوريه به اضافه بخش اعظم تركيه به طرف بالا ( تا درياچه وان ) و از غرب ، قبرس .
در سال 1967 ميلادي زماني كه خبرنگار آسوشيتد پرس از يكي از سربازان اسرائيلي مي پرسد مرزهاي كشور اسرائيل تا كجاست ؟ سرباز با كمال غرور و خود پسندي پاسخ مي دهد : « تا آنجا كه قدمم را بگذارم » و با پوتينش به زمين مي كوبد.
نكته جالب در قانون اساسي اسرائيل ، مشخص نشدن مرزهاي جغرافيايي اين كشوراست .
آيا شما كشوري غير از اسرائيل سراغ داريد كه در قانون اساسي اش ، مرزهاي جغرافيايي مشخصي نداشته باشد ؟
به نام خدا
با نزديك شدن به ماه ژانويه و فتح اكثريت دو مجلس سنا و كنگره آمريكا توسط حزب دمكرات و همزمان با انتشار گزارش مهم «بيكر ـ همليتون»، نگرش حزب دمكرات به موضوع ايران به بحث مهم روز تبديل شده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بيشتر تحليلگران دمكرات اعتقاد دارند در دو سال باقي مانده از رياستجمهوري بوش، آنان قصد دارند، كاملا خود را از جنگ ناتمام عراق و افغانستان بيرون بكشند.
تصميم سياستمداران آمريكايي درباره برنامه ايران به فاكتورهاي گوناگوني بستگي دارد. واشنگتن به اين سياست خود ادامه خواهد داد كه نيروهايش را از عراق خارج كند و همچنين يك بخش از سياست آن مناقشه اسرائيل و فلسطين خواهد شد.
دمكراتها در بخش ديگر، يك گزينه دارند، آنان ميتوانند شرايط ايستايي را در برابر دولت بوش، كه خود را براي جنگ آماده ميكند، فراهم آورند و همزمان كه نيروهاي آمريكايي را براي خروج از عراق آماده ميكنند، براي استحكام خاورميانه اقداماتي انجام دهند، اما به هر حال بنبست دولت بوش در برابر ايران مشخص است.
رايس ميگويد: آمريكا هيچگاه چنين مبارزهاي را از يك كشور تنها مانند ايران در برابر خود نداشته است مقامات رسمي آمريكا هم ميگويند: همه چيز در ايران هست؛ از سلاحهاي كشتارجمعي و تروريسم تا تهديد براي صلح جهاني.
«سم گاردينر»، ژنرال بازنشسته آمريكايي و مدرس استراتژي از كالج ملي جنگ و كالج نيروي هوايي ميگويد: جورج بوش مترصد حمله به ايران است. او ميگويد: بوش خود را با «وينستون چرچيل» مقايسه ميكند و در خاورميانه با لحن خود سخن ميگويد. همه افرادي هم كه به او نزديك هستند، مثل او ميخواهند به ايران حمله كنند.
اما جالب آنكه برخي از اظهارنظرهاي مقامات آمريكايي و اسرائيلي كه خواهان حمله نظامي به ايران هستند، به وسيله برخي اعضاي حزب دمكرات منعكس ميشود، به ويژه توسط خانم «نانسي پلوسي» در سال 2005 كه در جلسه لابي صهيونيستها (AIPAC) گفت: بزرگترين تهديدي كه موجوديت اسرائيل را به خطر مياندازد، از جانب ايران است.
«AIPAC» يك همكاري درازمدت با بخشهاي افراطي و تندرو طيفهاي سياسي اسرائيل دارد. اين سازمان در زمينه لابي براي حمله به ايران بسيار فعال و گستاخانه عمل ميكند؛ حملهاي كه در افكار عمومي آمريكا، مطرود به شمار ميرود.
ارتباط دمكراتها با «AIPAC» بسيار نزديك است و همين امر، موجب پارادكس شده است. دمكراتها از آن جهت در انتخابات آمريكا برنده شدند كه شعار خود را خروج آمريكا از عراق نهاده بودند، اما «AIPAC» و حزب حاكم جديد كاديما ـ كارگر اسرائيل، قويا مخالف خروج نيروهاي آمريكايي از عراق است.
پس از يك جلسه يك ساعت و نيمه بين بوش و اولمرت، اولمرت به خبرنگاران گفت: ما در خاورميانه سياستهاي آمريكا در عراق را براي مدت طولاني پيگيري ميكنيم.
«گري اكرمن»، نماينده دمكرات كنگره آمريكا كه يك حامي جديد اسرائيل است، با سخنان اولمرت مخالفت كرده، ميگويد: اين مشاهدات اولمرت غيرواقعي است و اغلب ما ميدانيم كه اين سياست ما در خاورميانه، آمريكا را در شرايط بسيار بدي قرار داده و اعتبار ما را زير سؤال برده است.
اغلب نمايندگان دمكرات، جنگ با ايران را نميخواهند، اما قوانين آمريكا و سيستم حكومتي آن، قدرت فوقالعادهاي به رئيسجمهور ميدهد و مطابق گفتههاي رايس، دولت آمريكا مجاز است تحت اختياراتي كه قانونا از مجلس آمريكا تحت عنوان «جنگ با ترور» گرفته شده، وارد جنگ با ايران شود.
به نام خدا

سلطه مطلق و بيچون و چراي يهوديان بر هاليوود كه خود آنان بنيان گذار اين صنعت گسترده فيلم سازي آمريكا بودهاند، بر هيچ كس پوشيده نيست. در ليست يكصد فرد مؤثر بر سينماي آمريكا، هيچ فرد اروپايي تباري وجود ندارد و 12 نفر اول اين ليست، همگي يهودياند. حاكمان يهودي هاليوود با توليد محصولاتي مستهجن و پرفروش، به سودهاي كلان دست يافتهاند، هرچند يكي از مديران صاحب نام يهودي هاليوود، ساختههاي خود را فيلمهايي كثافت خوانده است. يهوديان دنيا كه همواره جزء ساكنان مناطق شرق عالم بودهاند، به دليل سرخوردگي در شرق و براي جبران ناكاميهاي خود، راه آمريكا و هاليوود رادر پيش گرفتهاند.
هنگامي كه توماس اديسون دوربين ساخت و تصاوير متحرك را اختراع نمود، كارآفرينان يهودي مهاجر نظير سامگلدوين، جك و هري وارنر و لوييس بيماير هاليوود را ايجاد نمودند. همچنين يهوديان، سه شبكه اصلي و مهم آمريكا را بنيان نهادند: شبكه NBC متعلق به ديويد سارنوف و شبكه ABC متعلق لئونارد گلدنسون. امروزه نيز حدود دو سوم توليدكنندگان اصلي و پيشتاز صنعت سينما و تلويزيون، يهودي هستند.
سلطه يهوديان بر صنعت سرگرمي و تفريحات، كمتر در رسانههاي مهم دنيا مطرح گرديده است چرا كه اكثر اين رسانهها يا به يهوديان تعلق دارند و يا از آنان ميترسند.
در اكتبر سال 1994 ميلادي، ويليام كش روزنامه نگار بريتانيايي، مقالهاي را با عنوان «توطئهگران يهودي هاليوود» در «Spectator» نشريه «منتشر نمود كه نويسنده مقاله و نشريه آن به دليل اتهام يهودستيزي، با واكنشهاي تندي مواجه گرديدند.
ويليام كش در اين مقاله نوشته بود: «وقتي مايك اويتز اعلام نمود كه در شهر لسآنجلس كنفرانسي خبري برگزار خواهد نمود، همه دريافتند كه اتفاق بزرگي در راه است. در آن جلسه اعلام گرديد كه يك استوديوي چندميليارد دلاري فيلم سازي با مديريت استيون اسپيلبرگ در آستانه تشكيل مي باشد. در حالي كه استوديوهاي نوظهور فيلمسازي اندكي در هاليوود ميتوانند بقاي خود را حفظ نمايند، استوديوي آمريكايي فرانسيس كاپولا جزء معدود مراكزي است كه توانسته در 50 سال اخير به فعاليت خود ادامه دهد؛ اما از زماني كه كاتزنبرگ مديريت شركت فيلمسازي ديزني را بر عهده گرفت، امر عجيبي به وقوع پيوست؛ وي با ساخت فيلمهايي احمقانه و بي نزاكت نظير «مشكل عشق» و «Aspen Extreme» كه به گفته خود كاتزنبرگ در گفتگو با يك روزنامه نگار، محصولاتي «كثافت» بودهاند، به فعاليت پرداخت.
همكاري گروهي افرادي نظير اسپيلبرگ، گيفن و كاتزنبرگ كه همگي يهودي هستند، باعث شده تا يكي از قويترين و تأثيرگذارترين استوديوهاي فيلمسازي هاليوود به وجود آيد. اين اتحادهاي قدرتمند در حالي به وجود آمدهاند كه چندي پيش، در يكي از نشريات مطرح آمريكايي، مقالهاي به چاپ رسيد كه در آن اعلام گرديده بود كه كانون قدرت آمريكا از يك ابرقدرت صنعتي – نظامي به قدرتي بزرگ در عرصه سرگرمي و اطلاعات تبديل شده است.

اما هميشه اين سؤال مطرح بوده كه چرا يهوديان ساكن شرق براي تسلط بر هاليوود به غرب آمدند؟ يك پاسخ اين است كه آنان به دليل احساس ناتواني و مقاومت در برابر خواستههايشان در شرق، به غرب روي آوردهاند. اين حقيقت همان مطلبي است كه در كتاب «امپراتوري از ميان خودشان؛ چگونه يهوديان هاليوود را ابداع نمودند.» اثر يكي از پيشگامان يهودي سينما لوييس بيماير بيان شده است . يهوديان با ورود به عرصه فيلمسازي و توليدآثاري به ظاهر هنري در عرصهاي وارد شدند كه كسي آنان را سرزنش نمي كند و آنان مي توانند به راحتي بر اين دنيا حكمراني كنند.
و البته اين حكمراني تاكنون تداوم داشته است. مديران يهودي استوديوهاي مهم سينمايي، از 60 سال پيش تاكنون تغييري نكردهاند و از 85 فرد تأثيرگذار بر اين صنعت از سال 1936 ميلادي، 53 تن يهودي بودهاند.
همچنين چندي پيش در يك گزارش كه با هدف معرفي يكصد فرد قدرتمند در عرصه سينما منتشر گرديد، دوازده نفر ابتداي ليست، همگي يهودي بودند. در اين ليست، هيچ فرد سياهپوست و يا بريتانيايي تباري وجود نداشت.
سلطه مطلق آنان بر هاليوود به گونهاي شرايط را رقم زده كه افراد غير يهودي نيز تمايل دارند كه با تغيير رفتار و ظاهر خود، يهودي به نظر آيند. همان طور كه در دهه هشتاد ميلادي، افراد براي ورود به صنعت سرگرمي، خود را همجنس باز و يا دوجنسگرا نشان ميدادند (تخمين زده ميشود كه 35% اعضاي جامعه سينماگران آمريكا، همجنس باز هستند). از سالهاي بسيار دور، در لسآنجلس اين جوك شايع است كه براي ورود به صنعت سينما بايد به آيين يهوديت گرويد، زيرا يهوديان همواره تمايل دارند تا با برتر خواندن نژاد و آيين خود، ديگران را از خود جدا نموده و تبعيض قايل گردند.
امروزه در شرايطي يهوديان به رهبران بلامنازع هاليوود تبديل شدهاند كه آنان تنها 4% جمعيت آمريكا را تشكيل ميدهند. يهوديان همواره رسانهها را به عنوان نوكران خود انگاشتهاند و تنها از آنان انتظار دارند كه نظرات و عقايد يهوديان را منعكس نمايند. يك راز كثيف در مورد هاليوود اين است كه روزنامهنگاران مرتبط با هاليوود، دائماً در رسانههاي مختلف جابجا شده و البته دستمزدهاي كلاني هم ميگيرند. نكته مهم ديگر در مورد اين رسانهها اين است كه رسانههاي مهم و مشهور به صورتي كاملاً سازمان يافته و هماهنگ، اخبار مربوط به سلطه يهوديان را سانسور ميكنند، هر چند مردم آمريكا همواره جوكهايي در اين زمينه ميسازند.

يهوديان كه همواره خود را قربانيان واقعه «هولوكاست» ميدانند، همواره ديگران را يهودي ستيز به حساب ميآورند و بدين ترتيب تلاش ميكنند كه با گسترش دامنه سلطه خويش، به اهداف پشت پرده خود دست يابند. لذا احتمالاً شما هم اين جمله را شنيدهايد كه: «يهوديان براي ديدن تئاتر به سالن نمايش نمي روند، بلكه آنها به دنبال مشاهده عقايد ارائه شده خود از سوي بازيگران هستند.»
چندي پيش، يكي از مديران شركت سوني كه حاضر به ذكر نام خود نشده بود، در مصاحبهاي با يكي از هفته نامه هاي اقتصادي ژاپن اظهار داشت كه «صنعت فيلمسازي آمريكا تقريباً به صورت كامل به وسيله يهوديان كنترل ميگردد. لذا ما در شغل خود وظيفه داريم كه از بهترين شيوهي ممكن بهره بگيريم.» البته مديران هفتهنامه از اين صحبتها چنين نتيجه گرفتند كه «اگر شما قصد انجام فعاليتهاي تجاري در ايالات متحده داريد، نميتوانيد يهوديان ساكن در آن كشور را ناديده بگيريد!»
اخيراً يكي از گروه هاي آمريكايي فعال در حوزه مسائل فرهنگي، خواستار آن شد كه فيلمهاي سينمايي از دستهاي شيطان و پانصد نفر از يهوديان غير معتقد به حضرت مسيح، نجات يابد. از سوي ديگر، يكي از مقامات مذهبي ايالات متحده هم چندي پيش يهوديان سردمدار هاليوود را به دليل فريب و اغواي روزانه صدها دختر بيفكر، مورد سرزنش قرار داد. وي همچنين گفت: «معمولاً ايجاد مشكلات و معضلات اخلاقي از سوي يك نژاد كه در كنترل يك تجارت به اكثريب دست مييابد، نشانگر نبوغ افراد آن نژاد است.»
اين گفته نشانگر وجود تفاوتهاي عمده بين شهروندان آمريكايي و يهوديان ميباشد. يهوديان به ارزشهاي اخلاقي و فرهنگي مردم آمريكا توجهي نميكنند. آنان كنترل رسانههاي اجتماعي آمريكا را در دست گرفتهاند اما به مسئوليتهاي اين كنترل توجه نميكنند. آنان همواره محصولات سينمايي خود را در درجه اول، آمريكايي و سپس يهودي معرفي مينمايند.
از سوي ديگر، يهوديان هاليوود، عمدتاً عقايد خود را مخفي نگاه ميدارند، همانطور كه اگرچه اكثر فعالان صنعت سينمايي آمريكا همجنسباز هستند، اما تا پيش از دهه هشتاد ميلادي، شما هيچ همجنسبازي را در فيلمهاي سينمايي نميديديد
به نقل از www.rasad.ir
|
| |
|
| |
|
به گزارش رجانيوز شبكه تلويزيوني فاكس نيوز اعلام كرد، احمدي نژاد رئيس جمهور ايران در نامه اي به آمريكايي ها از آنان مصرانه مي خواهد آن چه حمايت كوركورانه آمريكا از اسرائيل توصيف شده است را رد كنند. مجري فاكس نيوز ادامه داد: احمدي نژاد همان فردي است كه تهديد كرد، اسرائيل را از روي نقشه محو مي كند. همچنين وي فردي است كه بنيامين نتانياهو نخست وزير پيشين اسرائيل وي را با آدولف هيتلر مقايسه كرد . مجري گفت: آقاي پرز آيا در تخمين ها و پيش بيني هاي شما مذاكرات براي يافتن راهي درباره جاه طلبي هاي هسته اي ايران جايي دارد؟ شيمون پرز گفت: فكر نمي كنم! مجري گفت: آيا فكر مي كنيد كه تحريم ايران و خلاص شدن از شر جاه طلبي هسته اي اين كشور ممكن است؟ نخست وزير پيشين رژيم صهيونيستي گفت: به نظر من بله ايران كشور ضعيفي است! ايران در واكنش به جامعه بين المللي ضعيف است. زماني كه يك جبهه واحد باشد ائتلاف متحد باشد، آنگاه ايران سريع تغيير خواهد كرد. وي گفت:اعتقاد من اين است كه احمدي نژاد با كارهاي خود باعث اتحاد ديگر كشورهاي جهان بر ضد خود مي شود! وي خيلي ديوانه است و درباره اسرائيل حرفهايي مي زند كه نشان مي دهد نفرت، وي را كور كرده است. مجري گفت: آيا تخمين شما اين است كه وي در حال حاضر درحال پيروزشدن است؟ شيمون پرز مدعي شد: احمدي نژاد در حال پيروزشدن در چه چيزي است؟ مردم ايران خيلي ناشاد هستند! آنان خيلي فقير هستند، فاسد هستند! نااميد هستند! ما بايد بين تصوير ارائه شده از ايران و واقعيت اين كشور تمايز قائل شويم. مردم ايران نه محصولات، نه غذا و نه آينده اين كشور هیچکدام را ندارند. مجري گفت: آيا اوضاع كنوني مشابه دهه 1930 است، زماني كه در آن قدرت هاي خودكامه تشديد شدند؟ شيمون پرز گفت: برخي شباهت ها وجود دارد براي مثال ايراني ها اين بلند پروازي را دارند كه بتوانند از طريق دين و مذهب، جهان را در كنترل خود گيرند. همان طوري كه هيتلر مي خواست از طريق يك نژاد در جهان حكومت كند. اين مقام صهيونيست گفت: ايراني ها مي خواهند كه يك برتري و هژموني مذهبي در خاورميانه وجود داشته باشد و با تركيب فعلي كشورها در خاورميانه مخالفند. از همين رو است كه بسياري از كشورهاي عرب از ايران نگران هستند. وي افزود: ايران يك سرزمين يكپارچه و يكدست نمي باشد و فارسها تنها پنجاه و پنج درصد جمعيت ايران را تشكيل مي دهند. بقيه جمعيت اين كشور اقليت هستند. آذري ها، كردها و عربها همچنين بخش زيادي از جهان عرب كه نه شيعه و نه طرفدار ايران است، به شدت بيش از ديگران، نگران ايران هستند. مجري گفت: بهترين راه براي ما بهره برداري از اختلافات در داخل ايران چيست؟ شما گفتيد كه ميليونها ايراني بي خانمان و فقير هستند؟ پنجاه و پنج درصد جمعيت كشور فارس هستند؟ شيمون پرز گفت امروز قدرت تروريسم به نفت مربوط مي شود. اگر شما قيمت نفت را كاهش دهيد، اين يعني كه پاي ترور به طور چشمگيري كاهش خواهد يافت. وي درباره اينكه آمريكا در قبال ايران چه خواهد كرد، گفت: اين تصميم به آمريكا مربوط مي شود. اين كشور مي تواند به گزينه هاي جايگزين هرج و مرج روي آورد. در ادامه پرز گفت: اگر اتحاد باشد و سياستي واحد اتخاذ شود نيازي به بكارگيري زور نيست. پرز گفت: ايت الله هاي ايراني به دنبال سلطه هستند. جهان نه ضعيف است نه بيمار. مسئله اين است كه جهان باردار است! آن هم باري از جنس دوره اي جديد. گفتني است شيمون پرز يرنده جايزه صلح نوبل در سال 1991 مي باشد! | |
به نام خدا
به مطلب زیر که عینا از سایت انجمن کلیمیان تهران برگزیده شده است توجه کنید. (قضاوت با شما آن هم در بخش نظرات!)
ايرانيان يهودي در آمريكا و هنر سينما
اكنون نسلي از ايرانيان يهودي بلاتكليفي زندگي در نيويورك و لسآنجلس را به حضور در صنعت سينما ترجيح دادهاند. حتي آنها در توليد فيلمهايي شركت كردهاند كه برنده جوايز اسكار است و در سريالهاي پربيننده تلويزيوني يا كمديهاي سطح بالا شركت ميكنند، نسل جوان يهوديان ايراني با تلاش پيگير در هاليود اثري از خود به جاي گذاردند. احتمالاً چشمگيرترين موفقيت مربوط به اوايل امسال ميباشد، هنگامي كه فيلم يك فيلمساز ايراني يهودي (باب ياري) به نام: Crash برنده جايزه بهترين فيلمبرداري در مراسم اسكار شد و در جهان نود و سه ميليون دلار فروش داشت. ياري چهل و چهار ساله داراي چهار شركت توليدي ميباشد و بيست و پنج فيلم را در سه سال توليد كرده است و هنگامي كه كار خود را در هاليوود شروع كرد تازهكار نبود. پس از موفقيت در فيلمبرداري، او در سال 1989 فيلم Mind Games For MGM را كارگرداني كرد. ناموفق بودن فيلمش سبب شد كه وي تا چهار سال پيش از صنعت فيلمسازي دور شود. او ميگويد : من هميشه به تعريف كردن داستانهايي كه براي مردم ملموس و بامعنا باشد علاقمندم، يكي از مواردي كه هميشه مرا به فيلم جذب ميكند قدرت تأثير بر مردم است و جهتدهي به افكار آنها براي كنار گذاشتن پيشبينيها يا قضاوتهايشان براساس ميراث يا رنگ پوست است. ياري تنها ايراني يهودي نيست كه در هاليوود فعال است. سام نظريان، سي ساله كارگردان و تهيهكننده است. شركت توليدي او به نام Element Films تاكنون پنج فيلم توليد كرده است و پيشبيني ميشود تا دوازده فيلم در سال افزايش يابد. با توجه به اطلاعات موجود در وب سايت فيلم در اينترنت بودجه اختصاصي او براي هر فيلم حداقل پانزده ميليون دلار است. همچنين جوان يهودي ايراني ديگري كه نويسنده و كارگردان فيلم است آزيتا زندل ميباشد كه قبل از تشكيل دادن شركت توليديش به مدت چهار سال به عنوان دستيار كارگردان اوليور استون مشغول بود و با او در فيلمهاي Jfk, Ninon و Natural born killers همكاري كرد. او ميگويد حدس ميزنم داستانهايي در درونم دارم كه احتياج دارم آنها را تعريف كنم و فقط به كار عشق ميورزم و خدا ميداند كه اين كار ساده نيست، اما من نميتوانم كار ديگري درپيش گيرم. فيلمنامهاي كه او در سال 2003 نوشت و توليد و كارگرداني كرد به نام Contralled Chaos در فستيوال فيلم Winfemme و فستيوال بينالمللي فيلمهاي ويديويي نيويورك مورد نقد و بررسي قرار گرفته و با بهترين ويژگيها برنده جايزه شد. بعضي از فيلمسازان ايراني يهودي سعي ميكنند بخش عمده تلاش خود را براي مطرح كردن فرهنگ زادگاهشان به كار گيرند. سالي حييم فيلمساز لسآنجلسي در صدد ساختن فيلم و سنديت بخشيدن به موضوع چگونگي كمك ايرانيان يهودي به همكيشان گريخته خود از عراق در اواسط قرن بيستم است. حييم، چهل و چهار ساله ميگويد: برگشت سرمايه فيلمهاي مستند برخلاف فيلمهاي سينمايي مشكل است چون اين گونه فيلمها معمولاً در تلويزيون پخش ميشوند. در فاصلهاي كه شركت توليدي حييم به نام Screen Magic Entertainment فيلمبرداري فيلم خود به نام When a man falls in the forest را به پايان ميبرد، شارون استون و تميوتي هاتن به آن چشم دوخته بودند. فيلم در اوايل سال 2007 پخش خواهد شد و موضوع آن پيرامون ازدواج ناموفق زني است كه براي تسكين دادن رنج زندگي كسلكنندهاش دزدي ميكند و در شهر كوچكي در غرب هيجان ميآفريند. شناختهشدهترين هنرپيشه در سالهاي اخير بهاره سومخ است كه اولين كار خود را با فيلم Crash شروع كرد و در نقش زني ايراني به نام دُري ظاهر شد. سومخ سي و يك ساله ساكن لس آنجلس ميگويد: اين كار واقعاً دهشتناك است چون ضمانتي براي آن وجود ندارد و با كارهاي ديگر بسيار متفاوت است، شما كاري را به پايان ميرسانيد و موفقيتتان را ميبينيد و قابليتهايي به دست ميآوريد ولي نود درصد مواقع رد ميشود. پس از فيلم crash ، سومخ نقشهاي اصلي ديگري در فيلمهايي مانند Syriana در مقابل جرج كلوني و Mission , Imposible را با تام كروز بازي كرده است. بازيگر ايراني يهودي ديگر جاناتان احدوت 16 ساله است كه در شبكه فوكس و در سريال بيست و چهار قسمتي در نقش يك جوان ايراني بازي كرده است. احدوت كار خود را سه سال پيش با فيلم تحسين برانگيز House Of Sandand Fog كه فيلمي در مورد يك خانواده ايراني در آمريكا است در كنار جنيفر كانلي برنده جايزه اسكار و سربن كينگر لي آغاز كرد. دان احدوت اهل نيويورك نيز ديگر بازيگر ايراني يهودي است كه به كارهاي كمدي ميپردازد. شش سال پيش احدوت به مدرسه پزشكي راه يافت و به خاطر نارضايتي خانوادهاش تصميم گرفت ابتدا كمدي را كنار بگذارد. احدوت كه توسط يهوديان گريدنك مورد استقبال قرار گرفته است ميگويد: تمام خانواده من ابتدا با كار من مخالفت ميكردند، اما من با انگيزهاي كه داشتم به آنها ثابت كردم كه اشتباه ميكنند. زندگي كوتاه است و ما بايد ريسك كنيم اين كاريست كه من انجام ميدهم و شكر خدا موفق بودهام. جريان زندگي احدوت به عنوان نسل دوم ايرانيان در آمريكا او را از فايناليستهاي شوي NBC سال 2004 قرار داد، همچنين در رقابتهاي كمدي ملي جايزه دريافت كرد. احدوت 27 ساله گفت: من تغييرات زيادي را در جامعه مشاهده كردهام. بعد از حضور من در تلويزيون ايميلهايي از ايرانيان يهودي دريافت داشتهام كه نوشته بودند، وكيل يا دكتر هستند و ديگر نميخواهند كار خود را در اين رشتهها ادامه دهند. او افزود: بسياري از خانوادههاي ايراني يهودي فرزندانشان را بيشتر به سوي تحصيلات عاليه و شغلهاي متداول سوق ميدهند اهميت تحصيلات در جامعه ما با پول برابر است چون هيچگاه از انسان جدا نميشود. بيشتر والدين معتقدند كه ما با هيچ به اينجا مهاجرت كرديم و زندگيمان را خودمان ساختيم.
برای خواندن بخش اول این مقاله اینجا را کلیک کنید.

فعاليت ها و بررسي هاي موسسه ممري را مي توان در اين موارد خلاصه کرد: بررسي هاي مربوط به احساسات ضد يهودي در رسانه هاي خاورميانه : در اين قسمت ، ممري به بررسي رسانه هاي ديداري و شنيداري و نشريات و کتب چاپ شده در کشورهاي مختلف خاورميانه از جمله ايران ، اردن ، سوريه ، فلسطين اشغالي ، عراق ، عربستان سعودي ، لبنان ، مصر و ديگر کشورهاي حاشيه خليج فارس با ديد استخراج مطالبي که مفاهيم يهودي ستيزانه و مبارزه با رژيم صهيونيستي دارند، مي پردازد.
جهاد و عمليات جهادي : تهديد جدي سازمان هاي تروريستي که خواهان انجام عمليات مسلحانه در ايالات متحده مي باشند، سبب شد ممري در پاسخ به خلائ موجود در اين رابطه ، پروژه بررسي گروههاي جهادي و تروريستي را جهت نظارت و تحقيق در مورد مفاهيمي چون جهاد، شهادت در مساجد، سيستم آموزشي مدارس و رسانه هاي عرب و خاورميانه و همچنين بررسي گروهها و سازمان هاي راديکال و تندروي تروريست ، مراسم و فتاواي ديني و عکس العمل هايي که نسبت به اين عمليات ها نشان داده مي شود، به انجام رساند.
امريکا و خاورميانه : ممري در اين بخش به بررسي و ارائه تجزيه و تحليل از وقايع و رويدادهاي خبري خاورميانه که سياست هاي امريکا در مورد خاورميانه را متاثر از خود مي سازد، مي پردازد.
اصلاحات در خاورميانه و جهان عرب : اين پروژه ممري به 4بخش مختلف تقسيم مي شود: اصلاحات سياسي شامل بحث و گفتگو در مورد دمکراسي و حاکميت قانون ، حمايت از شهروندان ، آزادي سخن ، مذهب و... مورد ديگر اصلاحات مذهبي را شامل مي شود که مسائلي چون اصلاحات در اسلام و همچنين سوئاستفاده از مذهب را در بر مي گيرد.
آخرين بخش مربوط به پروژه اصلاحات است که شامل اصلاحات اقتصادي و بررسي مسائل بازار آزاد اقتصاد، جهاني سازي و مدرنيزه کردن مي گردد.
بحران اعراب و اسرائيل : در اين قسمت ، ممري به بررسي مسائل جاري در زمينه فرآيند صلح خاورميانه و موانع و مشکلات موجود در اين حوزه پرداخته و روابط ميان کشورهاي عربي و رژيم صهيونيستي را مورد مطالعه قرار مي دهد.
بررسي هاي اقتصادي : هدف اصلي از اين مبحث ، ارائه گزارشات اقتصادي و اطلاع رساني به مخاطبان امريکايي در ارتباط با اخبار، رويدادها و وقايع اقتصادي خاورميانه براساس تحقيقات صورت پذيرفته به زبانهاي غير از زبان انگليسي است.
منابع اين بررسي ها، نشريات ، گزارش ها و مقالات چاپ شده به زبان عربي و عبري و گاها ترکي است.
ممري همچنين اطلاعات و بعضا آمارهاي جامع و کاملي را درخصوص کشورهاي مورد بررسي ارائه مي دهد. اين اطلاعات شامل موقعيت جغرافيايي و اطلاعات جمعيتي ، تاريخ کشورها، نوع حکومت ، اقوام مختلف و... مي گردد که با ارجاع به سايت کتابخانه کنگره امريکا در اختيار بازديدکنندگان از پايگاه اينترنتي ممري قرار مي گيرد.
براي مثال در مورد ايران ، کتابخانه کنگره امريکا اطلاعات مختلفي را در ارتباط با مسائل اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي ، تاريخچه کشورمان از هخامنشيان تا زمان کنوني ، نوع و نحوه اداره کشور، موقعيت جغرافيايي و بسياري از موارد ديگر را در اختيار بازديدکنندگان قرار مي دهد.
ممري در هر يک از بررسي هاي خود پيرامون کشورهاي تحت بررسي ، مسائل و موارد خاصي را مدنظر دارد.
برای مشاهده ادامه این مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
به نام خدا
موسسه بررسي رسانه هاي خاورميانه ( Memri)در فوريه سال 1998توسط يک يهودي با نام «يي گول کامرون » تاسيس شد.دفتر مرکزي ممري در واشنگتن بوده و در ديگر شهرهاي جهان چون برلين ، لندن و بيت المقدس داراي دفاتر نمايندگي است.اين موسسه با استخراج و ضبط برنامه ها و مطالب مورد نظر خود از رسانه ها و نشريات خاورميانه آنها را به زبانهاي انگليسي ، آلماني ، عبري ، ايتاليايي ، فرانسوي ، اسپانيولي ، ترکي و روسي ترجمه کرده و بر روي سايت اينترنتي خود قرار مي دهد.

ممري بيش از 20هزار مشترک دارد که گزارش ها و تحليل هاي آن ، روزانه از طريق پست الکترونيکي و دورنگار در اختيار آنان قرار مي گيرد.پايگاه اينترنتي ممري ماهانه بيش از 82هزار بازديد کننده دارد.بازديد کنندگان از اين سايت مي توانند با ثبت نام در آن ، گزارش هاي ممري را به طور رايگان از طريق پست الکترونيکي دريافت کنند.
گزارش هاي تهيه شده توسط اين موسسه در سطح وسيعي در اختيار رهبران دولت ، اعضاي کنگره امريکا، خبرگزاري ها و رسانه هاي داخلي و خارجي و صاحبنظران و تحليلگران سياسي و دانشگاهي در داخل و خارج از ايالات متحده قرار مي گيرد.ممري به عنوان يک موسسه مستقل و غيرتجاري از پرداخت ماليات معاف بوده و مردم امريکا مجبورند هزينه فعاليت هاي اين موسسه به اصطلاح مستقل را بپردازند.
فعاليت هاي ممري چندان هم هزينه بر نيست. برخي گزارش ها حاکي از آن است که اين موسسه سالانه بيش از 500هزار دلار از کانال هاي متفاوت و تحت عناوين مختلف ، از سازمان ها و موسسات مختلف دريافت مي دارد.
روابط عمومي و امور بين الملل شبکه العالم جزييات بيشتري از اين موسسه را بيان مي کند.
ممري موسسه مرموزي است ، چرا که در سايت اينترنتي آن هيچ نام و اشاره اي در خصوص آدرس دفتر مرکزي و همچنين هويت مديران و دست اندرکاران آن به ميان نيامده است که اين امر براي موسسه اي که خواهان ايفاي نقش پل ارتباطي ميان جهان عرب و غرب است بسيار سوال برانگيراست.رئيس کنوني ممري همان پايه گذار آن ، «يي گول کامرون » است.
وي 22سال در سرويس هاي امنيتي اسرائيل مشغول به کار بوده و مشاور عمليات ضد تروريستي در زمان رياست نخست وزيران شامير و رابين محسوب مي شد.
کامرون در مذاکرات مادريد بين رژيم صهيونيستي و عرفات حضور داشت و مخالف سرسخت موافقتنامه صلح اسلو بود.
کامرون در سايت اينترنتي خود مدعي شده است که ممري يک موسسه مستقل و بي طرف است و با هدف پر کردن خلائ موجود و ايجاد پل ارتباطي براي سياست هاي امريکا در خاورميانه پايه گذاري شده است ، اما در واقعيت عملکرد ممري کاملا خلاف ادعاهاي وي است.
به دليل موفقيت ممري در دسترسي به بسياري از افراد ذي نفوذ در واشنگتن ، کنگره امريکا يک بار در آوريل 2002از کامرون دعوت کرد براي اداي شهادت در مقابل کميته رسانه هاي عرب در کنگره حضور يابد.
وي در مقابل اين کميته حاضر شد و اظهارات مغرضانه و ستيزه جويانه اي را عليه رسانه ها و نشريات خاورميانه ايراد کرد و آنها را به خشونت طلبي و پشتيباني از عمليات تروريستي متهم ساخت.
همچنين 3نفر ديگر از دست اندرکاران اصلي موسسه ممري که در سايت آن هيچ نامي از آنها نيامده است ، قبلا با سرويس هاي امنيتي دولت و ارتش رژيم صهيونيستي همکاري داشته اند و نام اين عده حتي در ميان مديران و سهامداران عمده برخي از شرکتها و سازمان هاي دولتي و خصوصي امريکايي نيز ديده مي شود.
ممري داراي يک پايگاه اينترنتي ديگر به آدرس WWW.memritv.orgاست.
اين سايت اينترنتي در راستاي فعاليت هاي موسسه ممري فعاليت کرده و با نظارت و بررسي رسانه هاي خاورميانه برنامه هاي استخراجي مورد نظر خود را به صورت ديداري در اختيار بازديدکنندگان قرار مي دهد.
مسوولان تلويزيون ممري روزانه با 16ساعت فعاليت ، رسانه ها و شبکه هاي خاورميانه را به دقت مورد بررسي قرار داده و پس از استخراج و ترجمه مطالب مورد نظر خود، آنها را در اختيار بازديدکنندگان سايت خود قرار مي دهد.
تلويزيون العربيه (دبي )، تلويزيون دبي (دبي )، دريم تي وي (مصر)، کانال يک تلويزيون مصر، تلويزيون فلسطين (غزه )، تلويزيون سحر (ايران )، جام جم (ايران )، شبکه خبر (ايران )، العالم (ايران )، نيوتي وي (لبنان )، المنار (لبنان )،ام بي سي (لبنان )، الجزيره (قطر)، تلويزيون قطر، شبکه اقرائ (عربستان سعودي )، کانال يک تلويزيون عربستان ، تلويزيون سوريه ، شبکه المجد (امارات عربي متحده ) از جمله شبکه هايي هستند که مورد بررسي تلويزيون ممري قرار دارند.
در بخش نظرات اعلام کنید : آیا از فعالیت این موسسه اطلاع داشتید؟
بخش های بعدی این مقاله را در پست های بعدی بر روی وبلاگ قرار می دهم .
به نام خدا
این نامها را به خاطر بسپارید ... اگر می خواهید وظیفه خود را در قبال مسئله فلسطین و مسلمانان جهان انجام دهید در اولین قدم کمپانی های صهیونیستی را تحریم کنید !
شركتها و محصولاتي كه به رژيم صهيونيستي كمك مالي مي نمايند :
اگر در مشاهده تصاویر مشکل دارید از این آدرس استفاده نمایید :
http://www.inminds.com/boycott-brands.html
| کارخانه نوشابه سازی کوکاکولا طرح های تبلیغاتی گسترده ای را در راستای توهین به مسلمانان و حمایت از رژیم صهیونیستی منتشر کرده است. | |
|
این کارخانه نوشابه سازی در یکی از تصاویر تبلیغاتی خود با منقوش کردن نام کوکاکولا بر روی گنبد مسجد الاقصی و جملاتی که در این طرح تبلیغاتی نوشته شده، صریحا اعلام کرده است که "با خوردن این نوشابه آمریکایی شما جزو حامیان اسرائیل به شمار می روید".
سایت رسمی کوکاکولا نیز در صفحه نخست خود تصویری از نقشه جهان را قرار داده است که مخاطبان با کلیک بر روی هر نقطه از خاورمیانه با تنها کارخانه تولیدکننده این محصول در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی مواجه می شود که سایتی نیز به زبان عبری دارد. در این زمینه و همچنین در راستای تحریم شرکتهای حامی رژیم صهیونیستی سایت "شجره" که متعلق به مسلمانان انگلیس است، اطلاعات گسترده ای از سهم رژیم صهیونیستی در درآمد فروش این نوشابه منتشر کرده است. چندی پیش نیز کوکا کولا طرحی توهین آمیز علیه مسلمانان منتشر کرد که در آن مسلمانان را به ابزاری تبلیغاتی برای خود مبدل کرده است.
تصویر فوق که نمایی از یک نمازجماعت با تن پوشی از شرکت نوشابه سازی آمریکایی است، باعث خشم مسلمانان در نقاط مختلف جهان شده و به حرکت گروه های غیر دولتی مسلمانان برای تحریم این کالای آمریکایی سرعت بخشیده است. نکته جالب توجه این که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این نوشابه به همراه نوشابه پپسی که از دیگر حامیان رسمی رژیم صهیونیستی محسوب می شوند، در ایران تولید و وارد نمی شد اما طی چند سال گذشته این دو محصول وارد بازار کشورمان شد و طی قراردادی که با شرکت ساسان امضاء گردید، تولید نوشابه، تحت لیسانس کوکا و پپسی آغاز شد. در همین راستا پس از حمله اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان و نوار غزه، مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس طی نامه ای خطاب به مدیر شرکت نیسان شرق( خوشگوارمشهد)، کارخانه های پپسی و کوکا را نماد گسترش فرهنگ آمریکایی دانسته و با تاکید بر محرز بودن وابستگی آنها به صهیونیستها و گسترش بی حد و حصر این دو نوشابه در کشور، خواستار تعیین تکلیف آنها شد. تعدادی از تشکل های مدنی و دانشجویی نیز پیگیر ارسال نامه ای برای مراجع و علما در زمینه تعیین تکلیف این دو نوشابه و سایر کالاهای حامی رژیم صهیونیستی که در ایران به فروش می رسد، هستند. همچنین معترضین به فروش کالاهای حامی رژیم صهیونیستی خصوصا پپسی و کوکاکولا در ایران به استفتائی از مقام معظم رهبری نیز استناد می کنند که بسیار قابل توجه است. آنان معتقدند که این پاسخ دیگر جای هیچ توجیهی برای فروش این محصولات در ایران و سرزمین های اسلامی باقی نمی گذارد. در سئوال 263 کتاب اجوبة الاستفتائات مقام معظم رهبری پرسیده شده که آیا برای مسلمانان خرید کالاهای اسرائیلی که در سرزمین اسلامی به فروش می رسند جایز است ؟ که حضرت آیت الله خامنه ای اینچنین پاسخ فرموده اند : " بر آحاد مسلمین واجب است که از خرید و استفاده از کالاهایی که سود تولید و فروش آنها عاید صهیونیست ها که با اسلام و مسلمین در حال جنگ هستند، می شود، اجتناب کنند." در این زمینه چندی پیش روزنامه ایندیپندنت نیز از تحریم محصولات کوکاکولا در دانشگاه های انگلیس خبر داد که علت این مساله، استفاده بیش از اندازه این نوشابه از مواد تهدید کننده سلامت عنوان شد. پس با توجه به وجود نوشابه های متعدد تولید داخل برای جایگزینی کوکا و پپسی و با در نظر گرفتن مطالبی که ذکر شد، دیگر چه ضرورتی به ورود، تولید و فروش این کالاها در سرزمین های مسلمانان وجود دارد ؟ به نقل از وبلاگ احمدک |
"هو الجبار المتکبر"

دزدان صهیونیست به کودکان خود چه میآموزند؟
« عربها مانند سگ هستند. اگر ببینند كه شما دستپاچه هستی و نسبت به تحركات آنها واكنش نشان نمیدهی، به شما حمله میكنند. اما اگر به آنها حمله كردی، فرار خواهند كرد.››
جمله بالا نمونه کوچکی از نزاد پرستی , اهانت و وحشی گری نسبت به اعراب و مسلمانان است که از همان کودکی در اذهان دانش آموزان یهودی دیکته میشود .مسلمان ستیزی در جای جای زندگی صهیونیستها وحتی کودکانشان به چشم میخوردحتی ترانههای یهودی هم چنین محتوایی دارند.
یک نمونه کوچک برای این مدعا ترانه ایست كه در مدارس و مهدكودكهای فلسطین اشغالی زمزمه میشود با این مضمون :
« اگر دستهایم را ببندند
با دندانهایم
پوست عرب مسلمان را میکنم .»
همچنین کتب درسی مقاطع مختلف تحصیلی در فلسطین اشغالی مملو از مطالب و جعلیاتیست که به کل منکر تاریخ چندین هزار ساله اسلامی و عربی فلسطین و مردمانی که سالهای سال در آن زیسته اند میشود گویی که چونین سرزمینی و چونین مردمی هیچگاه در روی زمین وجود نداشته است .
به عنوان مثال در كتاب جغرافیا تحت عنوان ‹‹دشت ساحلی، مركز، جنوب و شمال كشور›› این مطلب وجود دارد: ‹‹این دو عكس هوایی شهر تلآویو واقع در دشت ساحلی است كه اولی در سال 1918 و دومی در سال 1988 گرفته شده است و با كمك این دو عكس میتوانید تغییرات به وجود آمده در دشت ساحلی در مركز و جنوب را مشاهده كنید.›› به عبارتی در این متن اثری از شهرهای یافا، اللد، الرمله، عسقلان و دیگر شهرها و روستاها یی که سالهای سال جزء مالمیک مسلمانان و اعراب بوده است وجود ندارد.
اما حال بخوانید وصف حال دوران جوانی همان کودکانیکه با نفرت و خوی وحشیانه نسبت به مسلمین پرورش یافته انددر مصاحبه با روزنامه صهیونیستی « معاریو » :
« "نباید به فلسطینیان رحم کرد. در یکی از خیابان های اردوگاه جبالیا یک فلسطینی را دیدم و با دوربین نصب شده بر سلاح به دقت سر او را نشانه گرفتم و به سویش تیراندازی کردم. دیدم که روی زمین می غلطد. این بهترین احساسی است که در جهان به من دست می دهد و درست مانند احساسی است که پس از پیروزی در مسابقات فوتبال به انسان دست می دهد . پس از آن یک فلسطینی دیگر را دیدم و به سویش تیراندازی کردم. با وجودی که سالخورده بود اما در داخل اتاق داشت پرواز می کرد. اگر با احساس بدی از خواب بیدار شدی، فلسطینی خواهی کشت و اگر جوانی 14 ساله بود حتما باید او را بکشی .
علاوه بر آن می توانی زنان را هم بکشی تا دیگر بچه به دنیا نیاورند و باید دختر بچه کوچک را هم بکشی زیرا وی بزرگ شده و ازدواج خواهد کرد و حداقل ده بچه به دنیا می آورد.
در انتظار رسیدن فلسطینیان به نوار غزه بودیم، وقتی چند جوان را مشاهده کردیم به سوی آن ها تیراندازی کردیم. آنها فرار کرده و مخفی شدند. به این چند جوان نزدیک شدیم. یکی از آن ها که چاقویی به همراه داشت، از مخفی گاه بیرون آمد. به سویش تیراندازی کردم و او را کشتم. او یک عرب نجس بود. همه نظامیان خواهان اجرای چنین عملیات هایی هستند تا آن ها هم چون من احساس لذت کنند
همیشه یک دوربین عکس برداری با خود می بردیم تا در کنار اجساد فلسطینیان عکس یادگاری بگیریم. این عکس های یادرگاری احساس آرامش خاصی به تو می دهد و باعث می شود که به خود ببالی" . http://zionism.blogfa.com/8503.aspx
» .
مردم فلسطین برای کوچکترین آمد و شدی در سرزمینشان باید از وحشیان صهیونیست اجازه داشته باشند آن تکه زمین کوچکی که از غارت صهیون برای فلسطینیان باقی مانده مملو از ایستگاههای ایست بازرسی رزیم جعلی است و هر روز خدا میداند چه توهینها و تحقیرها ضرب و شتمهایی را در این ایستگاهها نثار جان پاک دردمندان فلسطینی میکنند ..
روز قدس همه وظیفه ما در قبال بیگناهان فلسطینی نیست بلکه کوچترین و نازلترین وظیفه است که در صورت عدم انجام آن بهتر است دیگر از حرافیها و لاف زدنها در این باره چشم بپوشیم و خود را در زمره وحشیان صهیون بدانیم .
هر که در این مانور جهانی در صورت توانایی شرکت نکرد باید خود را یک صهیون به حساب بیاورد که با سکوتش راه را برای ادامه جنایتها باز کرده این روزها روزهای سختی برای ملت فلسطین است چرا که علاوه بر تحریمهای سیاسی و اقتصادی غرب و علاوه بر محاصره سیاسی دولت حماس وهمچنین تفرقه افکنی بوسیله مزدوران مواجب بگیر فلسطین رزیم جانی و جعلی اسرائیل در پی تدارک حمله ای بزرگ و وحشیانه به مردم بی پناه فلسطین است .
ای کاش در روز قدس سفارت و خانه شیطانی انگلیس و دانمارک در خاک کشورمان به لرزه درآید و ایرانی با غیرت به تلافی سالهای سال استعمار و توطئه و بالا کشیدن سهم ملت از چاههای نفت و دیگر معادن و مخازن از سوی دولت بی آبروی انگلیس و همچنین آن هولوکاستی که استعمارگر انگلیس در خاک مطهر ایران به جا گذاشت اما هرگز از آن در دنیا به مانند آن هولوکاست دروغین یهودیان صحبت به میان نیامد ,یادگاری خوبی از این روز تقدیم سفارتخانه آن کنند .آیا میدانیم که در طول سالهاي 1917-1919 بين هشت تا ده ميليون نفر از جمعيت بيست ميليوني ايران در اثر قحطي که ارمغان ارتش انگلیس در خاک ایران بود از بین رفتند در حالیکه در آن زمان بخش مهمي از محصولات کشاورزي ايران صرف تأمين بریز و بپاشهای ارتش بريتانيا ميشد که در نتيجه به کاهش شديد مواد غذايي در داخل ايران انجاميد و حدود ده میلیون ایرانی از شدت گرسنگی جان دادند ؟
و همچنین سفارت دانمارک آن دولتی که اجازه میدهد به پیامبر خدا آن کس که تمامی آسمان و زمین به لطف وجود پاک او آفریده شده بارها و بارها تو هین کنند و اهانت اخیر شبکه تلویزیونی دانمارک از اهانت سال گذشته وقیح تر و افسار گسیخته تر بود ای کاش در این روز جهانی این لانه شیطان نیز به مخروبه تبدیل شود .
در پایان کلام را با جمله ای از آن شهید رنجدیده که سالهای سال در زندانهای مخوف رزیم وحشی زیر شکنجه های سخت افلیج شد یعنی شهید « شیخ احمد یاسین » که خداوند در عرش اعلی میزبان او باشد ,به پایان میبریم :
"« همیشه به یاد داشته باشید که شما برادرانی دارید که زیر یوغ اشغالگران زندگی می کنند و اوضاع اقتصادی و اجتماعی آنان بسیار وخیم است.
برادران شما در فلسطین مانند مهاجرانی هستند که بناحق از خانه و کاشانه شان رانده شده اند، پس یار و یاور آنان باشید تا به بالاترین درجه ایمان و منزلت دست یابید.
صهیونیست ها می خواهند که از ملت فلسطین برای دست یافتن به منافع اقتصادی خود و سیطره بر جهان اسلام بهره کشی کنند. من زندگی خود را وقف عمل کرده ام و نه کتابت. سراسر زندگی ام صرف انجام آنچه خواندم و فرا گرفته ام، شده است. آنچه را که فرا می گیرم، عمل می کنم.
اسلام به زودی پیروز خواهد شد و به یاری خداوند توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستی شکست خواهد خورد. نشانه های پیروزی روز به روز با جانفشانی ها و فداکاری های این ملت آشکارتر می گردد ؛ ملتی که در برابر دشمن صهیونیستی مقاومت جانانه ای از خود به نمایش گذاشته است. "والله غالب علی امره ولکن اکثر الناس لایعلمون" »
با تشکر ویژه از دوست متفکرم "شیدا" برای همکاری در پربارکردن مطالب این وبلاگ
بنام خدا
« انچه که در مورد صهیون باید بدانیم »
مطلبی خلاصه شده با اندکی تغییر از وبلاگhttp://jiwice.blogfa.com/ در جواب دوست گرامی "ری را"و برای همه جستجوگران حقیقت :
"آیا میدانیم دین خالص و نازل یهود توحیدی بوده ولی یهودیانی که اکنون سنگ یهودیت به سینه میزنند دین سامری را در واقع میپرستند؟
آیا میدانیم که طبق اعتقاد یهودیت و مسیحیت یهودای استخر یوطی عامل خیانت به عیسی روح الله بوده و مصلوب شدن وی بواسطه او بوده است ؟
آیا میدانیم که قوم بنی اسرائیل از حیث کثرت ارسال رسل از بقیه امم ممتاز بوده اند و البته شکر این نعمت نیز به جای اورده و تمام انبیا را به شدید ترین روشها شهید کردند ؟ و به همین دلیل خداوند ایشان را لعن فرموده ( قران کریم)؟
آیا میدانیم که نافرمانترین قوم تاریخ به تناسب حجج رسیده یهود است ؟ کافی است داستان بهانه های بنی اسرائیلی ایشان در برابر اوامر الهی را در سوره مبارکه بقره مطالعه کنیم ؟
آیا میدانیم یهود نزاد پرست ترین قوم تاریخ بوده و میباشد ؟ خود را قوم برگزیده دانند و بقیه مردم را "گوییم" و خدمه خود میدانند
آیا میدانیم که یهود چون در صدد امحا کامل اسلام بود با نفوذی که بر مسیحیان بی چاره داشت انان را ترغیب به راه انداختن جنگهای صلیبی نمود ؟و هدف باز هم تحقق ارض موعود بود .
آیا میدانیم هر جنگ مهمی را که ببینیم اگر به تحقیق پردازیم رد یهود را در ان خواهیم دید ؟
آیا میدانیم جنگ اول جهانی را که بوجود اورد؟
کافیست در تاریخ به دنبال الفاظ " بن گوریون" _ لارنس _ بالفور _ چرچیل _ روتشلید _ عبد الحمید_ فتاه ترک_ و... بگردیم.
ایا میدانیم رابطه بسیار نزدیکی بین صهیونیسم و نازیسم وج.د داشته بلکه نازیسم زاییده صهیونیسم بوده ؟
شاید بتوانگفت هیتلر در کتاب نبرد من نهایت نفرت خود را از یهود بروز داده اما حتی مترجمین و عوامل نشر کتاب نبرد من خود اعتراف به دست بردن یهود در این کتاب کرده اند.
ایا میدانیم در جنگ جهانی دوم در الی که یهود ادعای کشته شدن 6 میلیون یهودی را دارد اصلا این تعداد یهودی در ان مقطع ودران محدوده مکانی وجود نداشته که دهها کتاب در بطلان این واقعه نگاشته شده توسط فین کن اشتاین _ روزه گارودی _ایروینگ و.... هر چند که یهود با سلطه خود بر رسانه ها این امر را چنان واضح جلوه داده که گویا باید مردم دنیا بیش از پذیرش واجب الوجود این قضیه دروغین را به پذیرند .
ایا میدانیم در این جنگ بین 45 تا 55 میلیون نفر کشته شدند ؟ و سوال اینجاست که چرا با این وجود اگر کسی هو لو کاست را انکار کند جریمه میشود ولی اگر بقیه کشتار ها را رد کند خاری پای وی را نخراشد ؟
چرا باید در سازمان ملل و بسیاری از دولتها قوانینی بر جرم بودن انکار هولو کاست تصویب شده ولی بقیه مرده ها جویی نیرزند ؟
آیا میدانیم همین خصوصیت باعث شده در طول تاریخ هیچ گاه در جوامع هضم نشوند و با غیر یهود به جز موارد استثنایی ازدواج نکنند . در جوامع مخفیانه و گوشه گیرانه بگذرانند و همین باعث شده که اطلاع از انها جوامعشان و توطئه هایشان بسیار سخت باشد؟
آیا میدانیم که یهود را خصو صیتی است به نام خود زنی برای ضرر به غیر ؟
آیا میدانیم که در طول تاریخ دو جبهه الهی و شیطانی هماره با یکدیگر جنگ داشته اند که بهترین شاگرد جبهه شیطانی از بیش از سه هزار سال پیش تا کنون یهود بوده ؟
آیا میدانیم دین مسیحیت توحیدی بوده ولی یهود با عناصر نفوذی خود به خصوص "پولس" ملعون این دین را سه گانه پرست ( اقالیم ثلاثه ) کرد؟
آیا میدانیم بیشتر کتب دینی مسیحیان ( عهد جدید = انجیل و...) توسط یهود نگاشته شده ؟
آیا میدانیم چه کسانی مسیحیت را به کاتولیک و پروتستان و ارتدوکس و... تقسیم کردند ؟ زندگی لوتر را در این مورد میتوان مطالعه کرد.
آیا میدانیم دین سازی و فرقه سازی از کارهای متداول یهود است ؟
آیا اندیشیده ایم که چرا اسلامی که پیغمبر بزرگوارش فقط صحه بر یک فرقه ان نهاده چرا چون هفتاد و دو ملت شده ؟
آیا میدانیم بهایی گری توسط یهود بوجود امده و قبله ایشان نیز در حیفا و کرمل است؟
ایا میدانیم مکتب سراسر دروغین وهابیت را یهود پایه گذاری کرده ؟
آیا شیخی گری ,قادیانی گری ,شیطان پرستی ,کابا لیسم و... را رد یابی کرده ایم تا به جایی برسیم ؟
آیا میدانیم که یهود چون در صدد امحا کامل اسلام بود با نفوذی که بر مسیحیان بی چاره داشت انان را ترغیب به راه انداختن جنگهای صلیبی نمود ؟و هدف باز هم تحقق ارض موعود بود .
آیا میدانیم هر جنگ مهمی را که ببینیم اگر به تحقیق پردازیم رد یهود را در ان خواهیم دید ؟
آیا میدانیم جنگ اول جهانی را که بوجود اورد؟
کافیست در تاریخ به دنبال الفاظ " بن گوریون" _ لارنس _ بالفور _ چرچیل _ روتشلید _ عبد الحمید_ فتاه ترک_ و... بگردیم.
ایا میدانیم رابطه بسیار نزدیکی بین صهیونیسم و نازیسم وج.د داشته بلکه نازیسم زاییده صهیونیسم بوده ؟
شاید بتوانگفت هیتلر در کتاب نبرد من نهایت نفرت خود را از یهود بروز داده اما حتی مترجمین و عوامل نشر کتاب نبرد من خود اعتراف به دست بردن یهود در این کتاب کرده اند.
ایا میدانیم در جنگ جهانی دوم در الی که یهود ادعای کشته شدن 6 میلیون یهودی را دارد اصلا این تعداد یهودی در ان مقطع ودران محدوده مکانی وجود نداشته که دهها کتاب در بطلان این واقعه نگاشته شده توسط فین کن اشتاین _ روزه گارودی _ایروینگ و.... هر چند که یهود با سلطه خود بر رسانه ها این امر را چنان واضح جلوه داده که گویا باید مردم دنیا بیش از پذیرش واجب الوجود این قضیه دروغین را به پذیرند .
ایا میدانیم در این جنگ بین 45 تا 55 میلیون نفر کشته شدند ؟ و سوال اینجاست که چرا با این وجود اگر کسی هو لو کاست را انکار کند جریمه میشود ولی اگر بقیه کشتار ها را رد کند خاری پای وی را نخراشد ؟
چرا باید در سازمان ملل و بسیاری از دولتها قوانینی بر جرم بودن انکار هولو کاست تصویب شده ولی بقیه مرده ها جویی نیرزند ؟
و من اضافه می کنم : آیا در مورد دین یهود تحقیق و مطالعه کرده ایم؟! آیا تفاوتی بین دینی که بر موسی(ع) الهام شد و دین یهود کنونی وجود ندارد؟!!
و باز هم اضافه می کنم که: همیشه حساب یهود (حتی یهود کنونی) را از حساب صهونیسم جدا دانسته و می دانم .
موفق باشید .
بنام خدا
به مطالب ارسالی توسط یکی از خوانندگان (شیدا) توجه فرمایید :
به دلیل آنکه در قوانین رژیم صهیونیستی هیچ قانونی در خصوص منع قاچاق و تجارت انسان وجود ندارد، سرزمین های اشغالی به سرزمین موعود باندهای فحشا و قاچاق انسان تبدیل شده زنان و دخترانی که با فریب و وعده داشتن کار با حقوق کافی از کشورهای اروپای شرقی دزدیده میشوند ودر اسرائیل مجبورند علی رقم میلشان بقیه عمر خود را در مراکز فساد در اسرائیل جعلی بگذرانند .
جالب اینجاست که به نظامیان در این مراکز تخفیف ویزه داده میشود و خود پلیس از مشتریان همیشه گی این مراکز است .
نتایچ یک نظرسنجی که توسط کمیته تحقیق در مورد قاچاق زنان در اسرائیل صورت گرفته و در پایگاه اینترنتی Globes [online], Israel business news منتشر شد نشان داد افکار عمومی اسرائیل جعلی ،تجارت زن را نقض حقوق بشر تلقی نمی کند .
پیش ازاین نیز سازمان عفو بین الملل و وزارت امور خارجه آمریکا نیز گزارشهایی درمورد وسعت تجارت زنان در اسرائیل جعلی منتشر کرده بودند.
در گزارش این کمیته که سازمانی غیردولتی است آمده است : رشد تجارت زنان در فلسطین اشغالی از اواسط دهه نود و در زمان جذب یهودیان اروپای شرقی به اسرائیل آغاز شده است.
اورشلیم پست در سال 1998 نوشت صنعت تن فروشی در اسرائیل جعلی به حدی رونق دارد که دلالان از هر زن حدود 50000 تا 100000 دلار درآمد خالص دارند و و این پدیده در فلسطین اشغالی به صنعتی 450 میلیون دلاری رسیده است.

جامعه صهيونيست از نظر اخلاقي جامعه اي منحرف محسوب مي شود و بي گمان دليل اين مساله را بايد در مهاجر محور بودن آن جستجو كرد.
جامعه "اسرائيل" ـ به گفته آمنون روبنشتاين ـ بيش از هر جامعه ديگري در جريان هاي جهاني حل شد و هيچ نوع انحراف جنسي در جهان نيست كه در اين جامعه رواج نداشته باشد.
شهر تل آويو به خاطر انتشار مواد مخدر و انحرافات جنسي عملا به آمستردامي ديگر تبديل شده است.
پر واضح است كه تورات همجنس بازي در ميان ذكور را حرام اعلام كرده تا جايي كه مجازات فردي كه مرتكب اين گناه بشود، اعدام است. تلمود نيز هر گونه همجنس بازي ميان مردان و زنان را حرام نموده است
همجنس بازان در غرب پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي به دست آورده اند و حتي توانستند قوانين كشورهاي اروپايي را به نفع خود تغيير دهند. امروزه قوانين كشورهاي اروپايي همجنس بازي ميان افراد بالغ را كه آگاه به كار خود هستند، مجاز مي داند و حتي كشورهاي اروپايي در حال حاضر مشغول تنظيم قوانيني هستند كه همجنس بازان بتوانند به صورت قانوني ازدواج كنند، از تمامي حقوقي كه افراد متاهل در جامعه برخوردارند، برخوردار باشند و در نهايت بتوانند از حقوق عائله مندي استفاده كرده و كودكاني را به فرزندخواندگي بپذيرند.
نهادهاي ديني يهودي نيز به كاروان موافقان همجنس بازي پيوسته اند. اصلاح طلبان و محافظه كاران يهودي ديگر همجنس بازي را تحريم نمي كنند و حتي معابدي نيز براي افراد مذكور ترتيب داده اند و از بين آنان خاخام هايي براي همجنس بازان زن و مرد انتخاب كرده اند.
متن کامل این مقاله را در بخش"ادامه مطلب"مشاهده بفرمایید .
غير يهودى هرچند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت!!!
و - كشتن مسيحى از واجبات مذهبى ما است و پيمان بستن با او، يهودى را ملتزم به اداء نمىكند.
رؤساى مذهب نصرانى و هركه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه او را لعن كرد.
(يسوع ناصرى) كه ادعاى پيامبرى كرده و نصارى گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردى به نام (باندار) به زنا آورده بود، در آتش جهنم مىسوزند.
كليساهاى نصارى كه در آن سگهاى آدم نما به صدا در مىآيند به منزله زباله خانه است.
بگویید به نظر شما چرا با وجود اینچنین عقایدی در تلمود باز هم مسیحیان از اسرائیل دفاع می کنند ؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
عقاید عجیب(اما واقعی!) در تلمود

قبل از شروع مطلب این توضیح واضحات را هم بدهم که اگر از عقاید یهود انتقاد می کنم ٬ منظورم عقایدی از یهود است که در طی سالیان دراز در تاریخ به تدریج مورد تحریف قرار گرفته و توسط عده ای برای سودجویی و تسلط بر توده ها وارد این دین شده و این دین آسمانی را از اصالت خود خارج ساخته اند .
خاخامهاى يهودى طى سالهاى متمادى شرحها و تفسيرهاى خود سرانه وگوناگونى بر تورات نوشتند كه همه آنها را خاخام (يوخاس) در سال1500م جمعآورى نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاى230 و500م نوشته شده بود به نام (تلمود) يعنى تعليم ديانت و آداب يهود را جمع آورى كرد.
اين كتاب نزد يهود بسيار مقدّس و در رديف (تورات) (عهد عتيق) قرار داد(1).
براى اينكه بيشتر به خود پرستى و آرمانهاى ضدّ انسانى يهود پى ببريم خوب است چند جملهاى از اين كتاب را به دقّت مطالعه كنيم:(2).
الف ـ روز دوازده ساعت است:
در سه ساعت اوّل آن خداوند شريعت را مطالعه مىكند.
و در سه ساعت دوّم احكام صادر مىنمايد.
در سه ساعت سوّم هم جهان را روزى مىدهد.
در سه ساعت آخر روز هم با حوت دريا كه پادشاه ماهيها است به بازى مىپردازد.
هنگامى كه خداوند امر كرد (هيكل) را خراب كنند خطا كرده بود به خطاى خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد و گفت: واى بر من كه امر كردم خانهام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند.
خداوند، از آن كه يهود را به چنين حالى گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مىزند و زار زار گريه مىكند، گاهى از چشمانش دو قطره اشك به دريا مىچكد و آن چنان صدا مىكند كه تمام اهل جهان صداى گريه آن را مىشنوند و آبهاى دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مىآيد.
هرگز خداوند از كارهاى ابلهانه و غضب و دروغ بركنار نيست.
ب ـ قسمتى از شياطين، از فرزندان آدم هستند، آدم زنى داشت از شياطين به نام (ليليث) كه مدّت130 سال همسر آدم بود، شياطين از نسل او متولد شدند!!
(حواء) در اين مدّت130 سال جز شيطان فرزندى نزائيد زيرا او هم همسر يكى از شياطين شده بود.
انسان مىتواند شيطان را بكشد به شرط اين كه خمير نان عيد را نيكو به عمل آورد.
ج ـ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مىباشد، روحهاى يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطانى و مانند ارواح حيوانات است.
نطفه غير يهودى، مثل نطفه بقيه حيوانات است!
د ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمىشوند، ولى جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه زارى چيزى عايد آنها نمىگردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است.
پيامبرى به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرا يعنى (غير يهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمى مىروياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهى يهود باز گشته و تمام ملّتها مسيح را خدمت خواهند كرد!
آن زمان هر يهودى، دو هزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت.
هـ ـ بر يهود لازم است، كه املاك ديگران را خريدارى كند تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادى براى يهود باشد.
و چنانچه غير از يهودى بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واى بر ما، اين چه ننگى است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شدهايم.
پيش از آن كه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورند لازم است جنگ جهانى برپا و دو ثلث بشر نابود شود، در مدّت هفت سال يهود، اسلحههاى جنگ را خواهد سوزانيد و دندانهاى دشمنان بنى اسرائيل به مقدار بيست و دو ذرع كه تقريبا هزار و سيصد و بيست برابر دندانهاى عادى مىشود! از دهانشان بيرون خواهد شد.
هنگامى كه مسيح حقيقى پا به عرصه وجود گذارد، يهود آنقدر ثروتمند و مال خواهند داشت كه كليد صندوقهايشان را بر كمتر از سيصد الاغ حمل نتوان كرد!
توضیحات :
۱ـ بلكه از تورات هم بالاتر است، چنانچه (گرافت) مىگويد: بدانيد كه گفتار خاخام از گفتار پيامبر بالاتر است.
2 ـ آنچه در اين مطلب ذكر مىشود از كتاب (خطراليهودية العالمية) تأليف عبدالله التل اقتباس شده كه او نيز از كتاب (الكنزالمرصود فى قواعد التلمود) تأليف دكتر رو هلبخ ترجمه يوسف نصرالله، چاپ بغداد1899 م، نقل مىنمايد.
به نقل از www.yahood.net
خوب! نظرتان راجع به اعتقاد به چنین عقایدی چیست و تاثیر این عقاید در زندگی یک انسان چگونه خواهد بود؟!!
"به نام خدا"
زخم کهنه
در سرگذشت یک دختر فلسطینی، رویدادی کوچک در آغاز یک فاجعه بزرگ را می خوانید رویدادی که به آوارگی یک ملت انجامید، سرگذشت جمیله لحظه ای است از دورانی سیاه در تاریخ یک ملت کهنسال، زخمی است عمیق در دل سرزمین داعیان صلح که عیسی از آن برخاسته است و محمد (ص) از آنجا به عرش رسالت انسانی خود عروج کرده است.
این داستان در فلسطین، در آنجا که اولین جرقه های تمدن بشری درخشیدن آغاز کرد و برای اولین بار انسان غارنشین، روستانشین و بعد شهرنشین شد، شکل گرفته است، آنچه قلم مینگارد، تنها رشته باریکی از دردی جانکاه است که جان یک ملت سه میلیونی را از سالیان دور آزرده است.
سال 1948 است، روز نهم آوریل خود را به شب سپرده بود و ساکنان روستاهای فلسطینی خستگی روز را در کانون های گرم خانوادگی از تن به در می کردند، در پرتو نور کم سوی یک چراغ نفتی، جمیله پنج ساله در کنار برادر و خواهرش که در خواب بودند، نشسته بود و در دنیای کوچک و لطیف کودکانه می کوشید مانند مادری دلسوز عروسک سفالینش را بخواباند.
لطفا پس از خواندن متن کامل این واقعه در "ادامه مطلب" ٬ نظرات خود را بیان کنید .
" و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون "

يكى ديگر از فجايع و جنايات صهیونیستها كشتار بىرحمانهاى بود كه در دهكده (ديرياسين) واقع در سرزمين اسرائيل انجام شد:
روز9 اپريل، سال1948 م، نزديك ظهر بود سربازان يهودى به اين دهكده بىسلاح و از همهجا بىخبر حمله كردند، اهالى را از زن و مرد بزرگ و كوچك، همه و همه را صف بسته و هدف گلولههاى ننگين خود قرار دادند!
و پس از آن اجساد را قطعه قطعه نموده و حتّى شكم زنهاى حامله را، پاره كرده و بچّههائى كه هنوز ديده به جهان نگشوده بودند سر بريده و در ميان چاه به اصطلاح گابى انداختند.
هنگامى كه نماينده صليب سرخ آقاى دكتر لينر براى تحقيق رهسپار قريه شد و آن250 جسد بيجان را با آن وضع فجيع ديد، بيهوش شده و فورا قريه را ترك گفت!
ولى مگر اين گونه حادثهها در (دير ياسين) به پايان رسيد؟!
درست در همان روز پس از اتمام اين كشتار! به قريه ناصرالدين نزديك طبريا و قريه بلدالشيخ و سكرير و همچنين عليوط و شهر حيفا طبريا حمله كرده و مثل همين كشتار بىرحمانه را در آن محلها تكرار كردند
به نقل از yahood.net
به زودی نقل این جنایت را از زبان یک دختر بچه بنام جمیله که خود در این حادثه فاجعه بار حضور داشته است بر روی وبلاگ قرار می دهم .
به نام خدا
امروز هم توجه شما را به چند مورد از مراكز با اهميّت جهان بدست اخلالگر يهود مىچرخد جلب می کنم . در زیر نام سازمان به همراه شخصیت های یهودی که در پست های کلیدی آن سازمان شاغل هستند مشاهده می کنید :

«يونسكو» يا مؤسسه فرهنگى «سازمان يونسكو»
اين مؤسسه تنها بوسيله دو شخصيّت اداره مىشود:
1 ـ آلف سومر، فيلد رئيس هيئت مبادلات خارجى!
2 ـ جى، ايزنهارد رئيس هيئت تنظيم فرهنگ جهانى!
شخصيّتهاى ديگر اين مؤسسه از قرار ذيل است:
3 ـ ام، لافن رئيس شعبه فرهنگ جهانى!
4 ـ اج، كابلن رئيس كل شعبه استعلامات!
5 ـ سى، اچ و تيز رئيس شعبه حسابدارى!
6 ـ اس، سامون، سليكى رئيس شعبه استقلال!
7 ـ بى، ابراميسكى رئيس شعبه پناهندگان و سياحت!
8 ـ بى، ويرمل رئيس شعبه سازمان و تعيين!
9 ـ دكتراى، ويلسكى رئيس شعبه فنى مصالح صحراهاى آسيا!
لطفا پس از خواندن متن کامل این مقاله در "ادامه مطلب"نظر خود را بیان کنید.
سازمان ملل متحد يا كنفرانس بينالمللى يهود!
آیا از مطالب ارائه شده اطلاعی داشتید؟ نظر خود را در بخش نظرات اعلام بفرمایید.
به نقل از سایت yahood.net

يهود مادامى كه خود را ملّت برگزيده خداوند و بقيّه را حيوانات انسان نما مىدانند، از ارتكاب هيچ جرم و جنايتى مضايقه نكرده، به هر عمل ناشايست و خطرناكى دست مىزنند بنا بر اين نبايد تعجب كنيم وقتى بشنويم كه يهود داراى دو عيد مقدّس است كه اين عيدها بدون تناول خون تمام نمىشود !
به نام خدا
بي مقدمه توجه شما را به اين داستان كه جزء عقايد يهوديان است جلب مي كنم :
ابرام (حضرت ابراهيم عليه السلام) به طرف جنوب كوچ كرد ، به مصر رسيد در حالي كه تمام آن سرزمين را قحطي فرا گرفته بود، چون ابرام و همسرش سارا به نزديكي مصر رسيدند ، به همسرش گفت : نزد مردم مصر خود را خواهر من معرفي كن تا از اين جهت اتفاق بدي براي من رخ ندهد و من در امنيت كامل باشم زيرا تو بسيار زيبا و خوش منظر هستي، به همين دليل آنها مرا به قتل رسانده و تو را زنده نگه مي دارند .
وقتي ابرام وارد مصر شد امراي فرعون و مردم مصر آن زن را در كمال زيبايي ديدند ، آنها او را در حضور فرعون ستودند و به خانه فرعون بردند ، به ابرام نيز احسان نمودند و به او هدايايي مانند ميش،گاو،گوسفند،كنيز و شتران دادند ، در اين هنگام خداوند فرعون و اهل خانه اش را به سبب سارا (همسر ابرام) به بلاي سختي مبتلا نمود .
فرعون ابرام را به حضور طلبيد و گفت : اين چه عملي است كه نسبت به من روا داشتي ؟ چرا به من خبر ندادي كه او زوجه تو است؟ چرا گفتي او خواهر من است كه او را به زنا گرفته ام؟ اكنون زوجه خود را برداشته و برو .
آنگاهفرعون به اطرافيان خود دستور داد ابرام را با همسرش و تمام اموال و دارايي كه به او داده بودند رها كنند .
هنگامي كه انسان اينگونه مطالب را در تورات اين كتاب مقدس يهود مشاهده مي كند ، متوجه مي شود كه دولت اسرائيل زنا را يك عمل قانوني و شرافتمندانه به حساب مي آورد ! چرا كه پيامبر بزرگوار آنها (ابرام) براي چند راس گاو و گوسفند همسر خود را تقديم فرعون نموده است ؟!! (نعوذ بالله)
منبع : سفر پيدايش – آيه 9
منتظر نظراتتون هستم...
به نام خدا
پيامبران الهي در كتاب مقدس تحريف شده يهوديان اين چنين اند :
1- همانگونه كه به حضرت داوود(ع) نسبت داده اند آنها مرتكب زنا مي شوند .
2- همانگونه كه به حضرت لوط(ع) نسبت داده اند آنها با دختران خود نيز مرتكب زنا مي شوند .
3- همانگونه كه به حضرت داوود(ع) نسبت داده اند آنها مردم را فريب داده و به كشتن مي دهند و زنانشان را به ازدواج خود در مي آورند.
4- همانگونه كه به حضرت يعقوب(ع) نسبت داده اند با خداوند كشتي مي گيرند و نبوت و پيامبري را به زور از خداوند مي گيرند .
5- همانگونه كه به حضرت سليمان(ع) نسبت داده اند ، كارهايي كه خداوند نهي كرده انجام مي دهند ، قلبهايشان به بتها ميل دارد و براي پرستش بتها بتكده مي سازند .
6- همانگونه كه به حضرت موسي(ع) نسبت داده اند با خداوند درشتي و خشونت مي كنند . خداوند مي خواهد آنها را بكشد زيرا آنها ستمكار هستند و به كشتن كودكان، افتادگان و گاو و گوسفندان فرمان مي دهند .
7- همانگونه كه به حضرت اشعيا(ع) نسبت داده اند ، سالهاي زيادي ميان مردم بدون لباس و با پاي برهنه راه مي روند .
8- همانگونه كه به حضرت حزقيال (ع) نسبت داده اند ، خداوند به آنها دستور مي دهد ناني كه به نجاست انساني آلوده شده است را بخورند و موهاي سر و صورت خود را بتراشند .
9- همانگونه كه به حضرت يفتاح(ع) نسبت داده اند ، از راه زنا متولد شده اند .
10- همانگونه كه به حضرت نوح(ع) نسبت داده اند ، شراب مي نوشند ، مستي مي كنند و دروغ مي گويند .
11- همانگونه كه به حضرت هوشع (ع) نسبت داده اند ، خداوند به آنها دستور مي دهد زن زنازاده اي را به ازدواج خود در آورند .
اين است صفات و ويژگي هاي پيامبران الهي از ديدگاه عهد عتيق !
خوشحال مي شوم نظر شما درباره اين مطالب بدانم ...
پاورقي :
1- سموئيل دوم : اصحاح 11، آيات متفرقه
2- سفر پيدايش : اصحاح 29
3- سموئيل دوم : اصحاح 11
4- سفر پيدايش : اصحاح 29 و 32
5- اول پادشاهان : اصحاح 11 ، آيه 1
6- سفر خروج : اصحاح 4 ،آيات متفرقه –اعداد اصحاح31 ، آيات متفرقه- سفر خروج : اصحاح 32 ، آيه 31
7- سفر اشعيا : باب 20 ، آيه 2
8- سفر حزقيال : اصحاح 4و5 ،آيات1و12
9- سفر داوران ، باب 11 ، آيه 1
10- سفر پيدايش ، اصحاح 9 – اول پادشاهان : اصحاح 13 ، آيه 11
11- سفر هوشع : اصحاح اول
به نام خدا
سلام

آيا تا بحال مي دانستيد خداوند در نظر يهود چگونه است ؟!!
خداوند در كتاب مقدس يهوديها شكل و شمايل عجيب و غريبي دارد! به عنوان مثال در اين كتاب آمده است كه خداوند مانند انسان است (1) . داراي گيسو و لباس (2) و دوپا(3) كه مانند انسان نيز راه مي رود (4) .
از آسمان به زمين فرود آمده هر كجا كه بخواهد ميرود . مكاني براي سكونت و زندگي خويش قرار مي دهد(5)
اين خدا آنقدر نادان است كه بدون نشانه نمي تواند خانه مومنان را از خانه كفار تشخيص دهد(6) و نسبت به بسياري از امور بي اطلاع است(7) پيمان خود را مي شكند (8) و از عمل خويش پشيمان مي شود(9) گاهي نيز بر كاري كه انجام داده اندوهگين مي شود (10)
با انسان كشتي مي گيرد!!!(11) . در همان زماني كه سه تا است يكي است يعني هم يگانه است و هم سه گانه(12)
مار از او راستگو تر است!!! يعني مار صحيح و خدا دروغ مي گويد(13)
ازآسمانها به زمين آمده و بين كلام مردم تفرقه مي اندازد(14)چون از وحدت كلام بنده ها مي ترسد(15) . كلامي مي گويد و سپس تغيير مي دهد(16)
اين صفات خداوندي است كه يهود در كتاب مقدس تورات! به آن عقيده دارد!!!
از نظرات شما استقبال می کنم ...
پاورقي :
1- سفر پيدايش : اصحاح اول-آيه 36
۲- سفر دانيال : اصحاح هفتم
3- سفرخروج : اصحاح 24
4- سفر پيدايش : اصحاح سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
لابي (گروه فشار) صهيونيسم در هاليوود، در عرصه توليد فيلم هاي كودكان نيز تاكنون بسيار مؤثر و فعال عمل كرده است. امروز در سراسر دنيا «والت ديزني» نامي آشناست و بيشتر كودكان شخصيت هاي كارتوني والت ديزني را به خوبي مي شناسند. بد نيست بدانيم اولين شخصيت مشهور آثار والت ديزني: «ميكي ماوس» نمادي از همان يهودي سرگردان و بي كس است كه مدام از سوي رقيبان قوي تر تهديد مي شود و او صرفاً با اتكا به زيركي و چالاكي خويش، بر تمامي دشمنان فايق مي آيد. امروز هم تداوم اين شخصيت كارتوني را در انيميشن «تام و جري» مي توان مشاهده كرد كه موشي بدجنس و فريب كار با تكيه بر شيطنتها و ناجوانمردي هايش به طرز اعجاب آوري هميشه بر گربه اي نادان و احمق پيروز مي شود. اين قبيل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان يهودي (كه دقيقاً مفهوم سمبل «موش» را مي فهمند) و همچنين در دادن الگويي دغل و بدجنس به كودكان و نوجوانان بي گناه جهانيان تأثير بسزايي دارند.
هميشه در اين فكر بوده ام كه جواب كودكان معصومي را كه مي پرسند: «چرا برخلاف عالم واقع در اين قبيل فيلمها هميشه موش برنده مي شود؟» چگونه بدهم و هيچ گاه پاسخي جز همين تحليل به ذهنم نرسيده است.
مورد ديگر، شخصيت هاي كارتوني مطرود و گوشه گيري هستند كه به دليل زشت رويي توسط ديگران تحقير مي شوند ولي در نهايت اين ناتواني و زشتي با توانايي و زيبايي جايگزين مي گردد و آنها بر تمامي مشكلات غلبه مي كنند و غبطه رقيبان را برمي انگيزند. انيميشن «دامبو، فيل پرنده» در زمره اين گروه از آثار است. در اين فيلم شاهديم كه مادر دامبو بر خلاف ساير فيلمها كه كلاهي زنگوله دار بر سر دارند، كلاه عرقچين مانند مخصوص يهوديان را برسر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سرمي برد! و خود دامبو هم طي عملياتي در سيرك پرچمي را كه به پرچم رژيم اشغالگر قدس بي شباهت نيست به اهتزاز درمي آورد.
كارتون «جوجه اردك زشت» هم كه شخصيت گوشه گير و آواره و زشت روي فيلم نامه تبديل به قوي زيبايي مي شود و در پايان فيلم به سمت خورشيد مي رود، از همين كليشه پيروي مي كند و نماد يهودي تنها و مطرود است كه با رفتن به سمت سرزمين موعودش به سعادت رسيده است. «عبارت رفتن به سمت خورشيد در تورات آمده و در بين يهوديان رايج است كه منظور از آن بازگشت به سرزمين موعود است.»
كارتون هاي بسياري هم مروج زندگي و اخلاق غربي هستند و سعي دارند خصوصاً شرقي ها را شيفته و هضم شده در روش هاي غربي نشان دهند و با اين الگودهي مخاطبان را به سمت ارزش هاي دنيوي يهودي- آمريكايي بكشانند؛ مثلاً در سري جديد كارتون سند باد (افسانه هفت دريا) شاهد آنيم كه فضاي شرقي مجموعه هاي پيشين مبدل به فضايي خشونت بار و پرزد و خرد شده است. مثلاً در صحنه اي كه سند باد از پشت سكان كشتي كنار مي رود، با هفتاد ضربه شمشير و خون ريزي بسيار، كنترل كشتي را به دست مي گيرد. شدت خشونت در اين فيلم آن چنان زياد است كه حتي دريا با خون افراد سرخ مي شود و مثل بسياري از فيلمهاي جديد غربي لشگري از شيطانكها و ديوها با سند باد و نامزد خشن و مبارزطلب او «مارينا» و دوست وفادارش «كيل» مي جنگند. حتي ديالوگها هم خشونت بار است. جالب است كه نويسنده اين فيلم «جان لوگان» در كارنامه خود اثري پر برخورد چون «گلادياتور» را دارد. در اين محصول والت ديزني هم «ميشل افايفر» يهودي به جاي «اريس» خداي جنگ صحبت مي كند. در اين فيلم سند باد برخلاف گذشته ظاهري كاملاً غربي و بي هويت گرفته كه در نقش يك دزد دريايي قهار بايد از هفت دريا عبور كند و كتاب صلح را از خداي جنگ (اريس) به دزدد و شهر و شاهزاده را از خطر نابودي نجات دهد. جريان در شهر «سيراكيوس» كه شاهزاده عادلي به نام «پروتئوس» در آنجا حكومت مي كند اتفاق مي افتد. در اين فيلم از علاءالدين و علي بابا هم خبري نيست.
در كارتون «لوك خوش شانس» گانگستري سفيد پوست كه نماد كلانتر و قانون اومانيستي آمريكايي است و هميشه ورد زبانش تنهايي و غريبي و آوارگي خودش مي باشد، با چهره و اخلاقي نيكو (كه با وجود اسب بذله گويش «سالي» و سگ خنده رويش «بوشويك» جذابيت دوچنداني مي يابد) هميشه در جستجوي مجرمان و تبهكاران است و هيچگاه با شكست روبرو نمي شود. در بعضي از قسمتهاي آن شاهديم كه لوك متمدن و مهربان فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح و مردمي از فرقه هاي مذهبي خرافي مي باشد و اگر نبود لوك، جنگ قبيلگي و ظلم تبهكاري همه جا را فرامي گرفت. بالاخره براي ما هنوز جاي اين سؤال باقي است كه خانه لوك كجاست؟ و چرا هميشه در پايان غرور انگيز پيروزيهايش در غروبي زيبا به سمت خورشيد (نماد سرزمين موعود در كتاب مقدس) مي رود! بالاخره فسادها و جرم هاي فراوان و رو به رشد موجود در غرب را ببينيم يا حرف كارگردان «لوك» را گوش بدهيم.
در بسياري از فيلم ها و كارتون هاي پليسي هم جاي اين سؤال باقي است.
در كارتون «گاليور» هم مي بينيم سفيدپوست بزرگي با سمبلها و مدلهاي مو و لباس نژاد انگليسي- آمريكايي به جزيره آدم كوچولوها (جهان شرقي) مي رود و اين كوچولوهاي بي دفاع بر قدرت مادي و مغز پرجولان گاليور تكيه كرده و دشمنان خود را شكست مي دهند و بدون حضور گاليور شكست آنها قطعي بود.
در فيلم «رابينسون كروزوئه» هم شاهديم سفيدپوستي انگليسي تبار كه كشتي اش شكسته و در جزيره اي تنها مانده است با سياه پوستاني بي تمدن و وحشي و آدم خوار روبرو مي شود كه يكديگر را قرباني كرده و مي خورند؛ اما رابينسون پرعاطفه و دل نازك يكي از اين بي تمدنها را به نام «جمعه» از دست قبيله آدم خوار و سبك مغزش نجات مي دهد و جمعه در اثر همنشيني با اين يار مهربان «باسواد» مي شود و به سمت تمدن و پيشرفت حركت مي كند و به تدريج تمام آن مردم عقب مانده به شيوه هاي زندگي و معاشرت رابينسون ايمان آورده و آن قهرمان بزرگ را به عنوان رهبر و منجي عزيز خود مي پذيرند و به سبك او زندگي مي كنند. آيا غلوآميزتر از اين هم مي شد تمدن غرب را به عنوان تنها سرور و راهبر جهانيان توسعه نيافته و به اصطلاح غربي ها «جهان سومي»، معرفي كرد يا نه؟
نگره صهيونيستي حاكم بر آثار والت ديزني، بعضاً به توليد انيميشن ها و فيلم هاي تاريخي در خصوص زندگي انبياي الهي منجر شده كه سه كارتون: «كشتي نوح، زندگي حضرت موسي و زندگي حضرت يوسف» عليهم السلام از آن جمله اند. در تمامي اين آثار، براساس قصص تورات، روايات تحريف شده اي از زندگي انبياي اولوالعزم ارائه شده است كه شأن و منزلت و عصمت اين بزرگ مردان را در ذهن مخاطب پائين مي آورد و رواج سكولاريسم (جدايي دين و دنيا) و مادي گرايي را تسريع مي كند. جالب توجه آنكه در برخي از اين آثار، شخصيت هاي اصلي انيميشن با صداي مشهورترين ستارگان يهودي سينما سخن مي گويند» مثلاً در انيميشن «پرنس مصر» كه روايتگر زندگي حضرت موسي عليه السلام است، «وال كيلمر» به جاي موسي عليه السلام، «ميشل افايفر» به جاي همسر و «ساندرا بولاك» به جاي خواهر او صحبت مي كنند. همچنين در تيتراژ پاياني اين انيميشن پر هزينه اسامي مشهور ديگري (از بازيگران يهود هاليوود) مي توان ديد كه صداي آنها براي بسياري از تماشاگران غربي خاطره انگيز و آشناست.
علاوه بر انيميشن، در عرصه فيلم كودك نيز هاليوود از تعدي صهيونيست ها مصون نمانده و كليشه هاي خاصي در قالب فيلم كودكان، طي چند دهه اخير مدام تكرار شده اند. مثلاً كليشه كودك محروم مانده از ميراث اجدادي يا جداافتاده از آغوش گرم مادر كه هر يك به نوعي تداعي گر يهودي مظلوم و به دور مانده از سرزمين مادري خويش اند در اين قبيل داستان ها از پيام هايي كه در كتب مقدس يهوديان آمده است و مخاطب يهودي و بسياري از غيريهوديان به راحتي مي فهمند كه منظور از آن چيست استفاده مي شود يهوديان اسرائيل را مادر قوم خويش مي دانند و اينكه شهر يا منطقه اي به انسان تشبيه شود، در جاي جاي تورات آمده است. «داستان سيندرلا» مثال خوبي براي اين كليشه نخ نما و تكراري است.
داستان «هاچ زنبور عسل» هم به كودك يهودي مي فهماند كه بايد به دنبال مادر زيبا و نوراني خويش باشي و همه غير يهوديان موجوداتي مخوف، بدجنس و حتي بدبو هستند كه مي خواهند او را از بين ببرند. اين داستان به بچه هاي غيريهودي هم اين پيام را القاء مي كند كه ديگران دشمنان و موانع رسيدن او به هدفش هستند و در مجموع حس اعتماد به ديگران را در كودك از بين مي برد.
كليشه كودك شيطاني كه با زيركي بر دشمناني كه قصد تجاوز به خانه و كاشانه او را دارند، فايق مي آيد و آنها را به سختي مجازات مي كند هم شبيه مورد قبلي است. مجموعه طنز «تنها در خانه» براساس همين كليشه پديد آمده و با نگاهي ساده به مضامين آن، ردپاي چهارجنگ اعراب و اسراييلي و شكست اعراب در هر چهارجنگ را مي توان ديد.
برخي از آثار انيميشن نيز محملي براي پيام هاي سياسي هستند. مثلاً در كارتون «شيرشاه» ردپاي نزاع دو ابرقدرت طي سال هاي جنگ سرد و آشتي مجدد نسل هاي آتي بعد از فروپاشي نظام كمونيستي در شوروي سابق به وضوح مشهود است. توضيح اينكه شير نماد سلطه جهاني يهود است و در تورات آمده است: «و بقيه يعقوب، در ميان امتها و قومهاي بسيار مثل شير در ميان جانوران جنگل و مانند شير درنده در ميان گله هاي گوسفند خواهند بود كه هنگام عبور پايمال مي كند و مي درد و كسي نمي تواند مانع او شود. قوم اسرائيل در برابر دشمنانش خواهد ايستاد و آنها را نابود خواهد كرد.»
خوشحال می شوم نظرات شما را درباره مطالب ارائه شده بدانم
این هم خلاصه ای از پروتکل های صهیونیسم به نقل از کتاب "دنیا بازیچه یهود"
به نام خدا
يكى از حيرت انگيزترين و عجيبترين و خطرناكترين كتابهاى سياسى كه تا كنون انتشار يافته است، كتاب (پروتكلهاى حكماى يهود) مىباشد(1).
شما هنگامى كه اين كتاب را مطالعه كنيد، حتما متوجه خواهيد شد كه همين يهودى كه آنها را مردمِ سالم و بىآزارى فرض كرده بوديد، چه تشكيلات خطرناك و زيان بخشى را تشكيل مىدهند.
اين كتاب را چندين مرتبه مطالعه كردهام و هر بار كه آن را مطالعه كرده دهشتم افزونتر شده است. اين كتاب مجموعهاى است از سخنرانيهاى يك شخصيّت برجسته يهودى كه براى چند تن از ثروتمندان و افراد با نفوذ يهودى ايراد كرده است(2).
پنجههاى خونين يهود از پشت صفحات كتاب به خوبى پيدا است و صدق گفتار (اوسكارليفى) يهودى ازاين كتاب به خوبى معلوم مىگردد، كه مىگويد: پادشاه اخلال گران، فتنهانگيزان و جلادان جهان ما هستيم(3).
اينكه توجّه شما را به چند پروتكل جلب مىنمائيم، تا اين افعىهاى پرنفوذ را كه يگانه شعار آنها همان كلامى است كه (دى) اسرائيلى نخستوزير سابق بريتانيا گفته است:
غَدْر (نيرنگ)، دروغ و خيانت در راه پيروزى گناه نيست(4)، بشناسد. و از سياستى كه دو جنگ جهانى را برپا نموده و ميليونها مردم را به كشتن داد، اطلاعات تازهترى بدست آورند.
پروتكل شماره1:
تِز آزادى سياسى را ما وضع كرديم، ولى برما لازم نيست كه آن را تطبيق كنيم، امّا اگر ضرورت پيدا كرد تمسك به آزادى سياسى براى جلب مردم مانعى ندارد.
فرق نمىكند كشمكشهاى داخلى و يا جنگهاى خارجى دولت را از پاى درآورد و آن را بدست دشمن بسپارد، در هردو صورت افتخار ما اين است كه سقوط كشور بدست ما انجام گرفته است.
اخلاق و سياست جمع نمىشوند، بنا بر اين حاكمى كه خويش را مقيد و پاى بند به دستورات اخلاقى مىداند، در واقع مغز سياسى ندارد و هرگز حكومتش پايدار نمىماند.
حقوق ما در پس (قوه) مخفى است، در حقيقت (حقّ) يعنى: آنچه در دست دارى به من بده، تا ثابت كنم، من پُرزورتر از تو هستم.
هدف واسطه را توجيه مىكند و هرچه در راه رسيدن به هدف انجام دهيم خوب است.
ما نبايد خود را به جملات: اين بهتر است اين اخلاقى است و مانند آن مقيد سازيم.
جوانان نصارى را به مواد مخدر معتاد كرده و به شكل كلاسيك Classics آنها را منحرف سازيم.
حيا، عفت و ناموس را به وسيله قهرمانان، آموزگاران و كلاً آموزش و پرورش از مغزها بيرون آورده كه اين چيزها در اجتماع مفهومى ندارد.
دروغ و سرنيزه و خدعه يگانه شعار ما است.
به عقيده ما زور، عنف و جبر يگانه عامل ايجاد عدالت اجتماعى است.
ما نخستين كسانى بوديم كه جملات آزادى، مساوات و اخوّت را در ذهن مردم انداختيم، مردم بيچاره هم آنها را طوطى وار تكرار كردند در صورتى كه هيچ يك از آنها تا به حال تحقق نيافته است و در نتيجه هم آزادى فردى را از دست داده و هم از حقوق اجتماعى خويش محروم شدند.
با آن كه اين كلمات مانند كِرم، سعادت نصارى را آهسته آهسته نابود مىكند، با وجود اين، آنها پرچم ما را بر فراز كشورهاى خويش نصب كرده و دولتهاى خود را يكى پس از ديگرى در اختيار ما گذاشتند.
پروتكل شماره2:
از بين مردم افرادى كوتاهفكر و بىرأى را انتخاب خواهيم كرد، تا هرچه به آنها دستور بدهيم بدون چون و چرا اجرا نمايند.
خيال نكنيد كه اين تصريحات پوچ و بىاساس است، به خاطر داشته باشيد، ما بوديم كه زمينه را براى داروين Darwin و ماركس Marx و نيتچه Nietshche آماده ساختيم و به اصطلاح به آنها سر و سامان داديم.
روزنامه، يكى از بهترين و مهمترين وسيله نشر افكار ما است.
روزنامه نگارى يكى از منابع سرشار فرهنگ است، ولى چون دولتها نتوانستند از آن بطور شايستهاى استفاده كنند سرانجام بدست ما افتاد، به وسيله آن توانستيم افكار خود را در اذهان مردم بگنجانيم و صدها كرور طلا و نقره جمعآورى نمائيم.
پروتكل شماره3:
زمامدارى مملكت را هدف احزاب سياسى قرار داده و به وسيله آن ميدانهائى را براى زد و خورد بوجود آورديم، در نتيجه اضطراب و ناامنى همه را بيچاره كرد و فقر و بدبختى بر تمام كشورها حكم فرما شد.
با جمله (حقوق كارگران) فقرا و بينوايان را دچار بحران كرديم، زيرا فشار زندگى، آنها را از رسيدن به اين حقوق ساختگى باز داشته، در نتيجه هم از حقوق روزانه خود محروم شده و هم در اثر اعتماد بر كابينههاى كارگران و تظاهرات بىمورد، فقيرتر و بيچارهتر گشتند.
مردم زير لواى ما اشراف را كه در واقع به نفع آنها بود از بين برده و خود را در ذهن استعمارگران و ثروتمندان نوظهور انداختند.
ما پيوسته مىكوشيم تا خود را مخلص و مدافع از كارگران قرار دهيم و به اين وسيله آنها را تحت خِرقه كشيده و از طرفداران كمونيزم قرار دهيم.
از مبادى كمونيزم، دفاع خواهيم كرد تا مردم گمان كنند كه مخلص آنها هستيم و اين همان روشى است كه حزب (ماسونى) در پيش گرفته است.
ملّت يهودى براى آن كه رفقاى خود را به شكل قهرمان نشان دهد، آنها را از قهرمانان درجه اوّل معرفى مىكند.
تا توانستيم بساط فقر و بيچارگى را وسيع ساختيم تا مردم همچنان برده و ذليل اراده ما باشند.
از راه تقويت حسّ حسد و كينه توزى عواطف و احساسات مردم را به خدمت گرفته و مىگيريم.
ملتهاى غير يهودى بدون كمكهاى فكرى ما نمىتوانند كارى انجام بدهند، حتّى در كوچكترين مسائل زندگى خود نياز به ما دارند.
انقلاب فرانسه كه آن را انقلاب كبير مىناميم بدست ما انجام گرفت اعلاميه حقوق بشر از تراوشات يهود است، اسرار اين اعلاميه براى ما خيلى روشن و واضح است زيرا ما آن را تنظيم كرده و به وسيله آن مردم را بدبخت و بيچاره كرديم.
پروتكل شماره4:
اجتماعى در موقعى سعادتمند خواهد بود كه متديّن و به رهبرى روحانيّت گام بردارد، ولى هرچه مردم از دين دور شده و به اصطلاح متمدنتر شوند، به نفع ما خواهد بود، بدين سبب ما بايد عقده (خداپرستى) را از اذهان مردم بيرون كرده و آنها را به سوى ماديّت سوق دهيم.
براى آن كه ملتهاى غير يهودى متوجه سياست پشت پرده ما نشوند، بايد آنها را به كارهاى صنعتى و تجارتى سرگرم كنيم تا به (دشمن مشترك) خود پى نبرند.
نتيجه اين عمل آن است كه ثروت ملتهاى غير يهودى كه همچنان در بانكها بيكار مانده است، به وسيله معاملات ربوى به خزانههاى ما تحويل مىگردد.
پروتكل شماره5:
بذر دشمنى، كينهتوزى و حسد را در هر خانهاى كاشته و در اين زمينه از تعصّبات مذهبى، قبيلهاى و غيره استفاده كنيم.
در مملكتى كه ما زندگى مىكنيم هيچ موقع از طرف همسايگان عليه آن مملكت اعلان جنگ نخواهد شد، زيرا سياست ما طورى است كه هر دولتى صلاح خود را در كنارهگيرى از ستيزهجويى با ما مىداند!
خداوند ما را نابغههاى جهان خلق كرده است، تا از عهده حكومت بر دنيا به خوبى برآييم.
علم اقتصاد حقيقت شگرفى را كشف كرد و آن اين است كه قيمت (ثروت) بيش از تخت و تاج است.
اهميّت بىسلاح بودن ملّت، بيش از روانه كردن او است به جنگ، بهتر از همه آن است كه در عوض خاموش كردن عواطف احساسات مردم از آنها در نيل مقاصد خويش استفاده كنيم.
براى آن كه اجتماع را مجبور سازيم از سياست ما پيروى كند، بايد آن قدر در (قوانين) دولتى تغيير و تبديل نماييم تا هميشه اجتماع متحير بوده و نتواند خطا را از صواب تميز دهد و در نتيجه از هر رأى مجهولى متابعت خواهد كرد.
بايد عقايد و آراء متضادى را در اجتماع ايجاد كنيم تا كسى نتواند، حقّ را از باطل تميز دهد و خلاصه دريچه فهم بر مردم بسته شود.
پروتكل شماره6:
جنگهائى كه به پا خواهيم كرد احتياج به ثروت سرشارى دارد، اين چنين پول هنگفت را به وسيله احتكارهاى بزرگ تأمين خواهيم كرد، تا هم دولتها را بيچاره نموده و هم هزينه جنگ تأمين شده باشد.
اَشرافِ ملتهاى غير يهودى نابود شده و ديگر خطرى از جانب آنان متوجه ما نخواهد شد، ولى از اين نظر كه هنوز ملّت مالك اراضى خود مىباشد، مصالح ما در خطر خواهد بود.
كارهاى درجه يك را در دست گرفتيم، تا ديگران محتاج ما بوده و براى يك لقمه نان در مقابل ما به سجده در آيند.
پروتكل شماره7:
تقويت ارتش و پليس براى تحقّق اين نقشهها ضرورى و لازم است.
در اروپا و آسيا بايد جنگ، فتنه و آشوب بپا كرد و اين كار در حقيقت دو فايده دارد، يكى از بين رفتن آنها و ديگرى تسلّط ما بر آنها.
پيروزى در كارهائى نصيبمان مىگردد كه مخفيانه انجام گرفته باشد، هرگز لازم نيست كه يك فرد ديپلمات و سياسى مطابق گفتارش عمل نمايد.
براى آن كه به هدف نهائى خود برسيم لازم است كه اولاً افكار خود را به وسيله روزنامهها به تمام مردم تزريق كنيم، تا اگر دولت بخواهد با ما مبارزه كند آن را با عصاى مخالفت با افكار عمومى تأديب كنيم.
پروتكل شماره8:
رژيم ما آن چيزى است كه از طرف نويسندگان قانون شناس، اهل اداره و خلاصه محصلين عالى مقام تهيه شده و اين اشخاص تمام جزئيّات زندگانى اجتماعى را دانسته و تمام حرفهاى ديپلماسى و سياسى را به ما ياد مىدهند و بدين ترتيب از تمام ريزهكاريهاى زندگانى مطلع مىشويم.
پروتكل شماره9:
وقتى دولت ما تشكيل گرديد، ما جزئيّات مربوط به زندگانى آزادى، مساوات، اخوّت را تكذيب كرده، فقط همين كلمات را روى افكار خود قبول نموده، نام آنها را (حقّ آزادى و وظيفه مساوات و فكر برادرى) مىگذاريم يعنى شاخههاى كار را بدست خود مىگيريم.
و بدين وسيله گاو را از شاخهايش گرفته و تمام نيروهاى مخالفين را سركوب خواهيم كرد.
من مىتوانم با كمال جرأت اعلام كنم كه واضعين قانون و مجريان آن و خلاصه فرشته سعادت و عفريت بدبختى ما هستيم.
سر منشأ هر ارعاب و نگرانى ما هستيم.
براى اجراى تصويب نامههاى خويش از كمونيستها، سوسياليسها و امپرياليسها استفاده مىكنيم، بدين نحو كه تا ممكن باشد آنها را تقويت مىنمائيم، زيرا بالاخره هر حزبى به سهم خود ديوارى از بناهاى عظيم قديم را خراب كرده و به اصطلاح سرنخى به ما خواهد داد.
فقط يك چيز ممكن است از شوكت و قوّت ما بكاهد و آن همكارى دولت و ملّت است ولى ما احتياطات لازمه را در اين زمينه انجام دادهايم، مثلاً بين ملّت و دولت جدائى وسيعى انداخته و ملّت را از دستگاه حاكمه خود مرعوب و خائف كرديم. در اين حال چگونه ممكن است ملّت تحت نفوذ ما نباشد؟
بالاخره آموزش و پرورش ما توانست به وسيله نشر افكار و آراى باطله نسل جوان را فاسد و متعفن سازد.
چون پايتخت شهرهاى ديگران توسعه پيدا كند، مجبور مىشوند، خطّ زير زمينى بكشند و اين به نفع ما است زيرا از همان تونلهاى زير زمينى اعمال تخريبى ما شروع خواهد شد.
پروتكل شماره10:
مردم، هميشه از دريچه زرق و برق به سياست مىنگرند.
مگر ممكن است آنها حقيقت مطلب را درك كنند، در صورتى كه وكلاى آنها غرق در شهوات و عشرت هستند؟
وقتى اعلام انقلاب كرديم، به مردم اين طور خواهيم گفت: شما در منتهاى ناراحتى و بدبختى زندگى مىكرديد، ما اين را خوب درك كرده مىخواهيم علت اين بدبختى را رفع كنيم، ما مىخواهيم آسايش و رفاه عمومى ايجاد كنيم، گرچه شما ما را متهم مىدانيد، ولى آيا ممكن است قبل از آن كه دولت ما را مشاهده كنيد حكم قاطعى در بدى ما بدهيد؟
براى آن كه رأى اكثريّت را بدست آوريم، بايد به همه (حقّ رأى) بدهيم، زيرا تفرقه و تميز بين طبقات مانع از تحصيل آن مىگردد.
لازم نيست تمام دستگاه حاكمه را فاسد كنيم، تنها فاسد كردن يك جزء كافى است كه دولت را بدست ما بياندازد.
هرگاه سوزن (آزادى را در جسم مملكت فرو بريم در واقع او را مبتلا به وبا نموده و سبب هلاكتش را فراهم كردهايم).
دستور و قانون جز مدرسهٴ فتنه و فساد چيز ديگرى نيست و به عبارت سادهتر، يگانه عامل ايجاد ضعف و انحلال ملّتها همانا (دستور) است.
(خطابه) چون روزنامه، پادشاهان و رؤسا را ضعيف و زائد در اجتماع كرده و لذا اكثر آنها معزول و بركنار شدند، بدين وسيله زمينه براى رژيم (جمهورى) آماده، به جاى پادشاه هيئتى به رياست يكى از بردگان جانى و سوء سابقهدار (يهود) تشكيل مىدهيم.
اختيار يك حاكم جانى براى ما خيلى سودمند است زيرا هميشه از علنى شدن سوء سابقه خود خائف و آنچه دستورش دهيم اجرا خواهد كرد.
به اين سبب به رئيس صلاحيّت اعلان حكم (عرفى) خواهيم داد و در صورت اعتراض، به مردم چنين خواهيم گفت: چون رئيس جمهورى، رئيس كل ارتش است، بايد صلاحيّت حمايت دستور را داشته باشد، زيرا او نماينده مسئول دستور مىباشد. پس از آن كه هيئت حاكمه فاسد گشت، مردم به ستوه آمده فرياد خواهند زد ما را از دست اين رؤسا نجات دهيد، رئيسى براى ما انتخاب كنيد كه اسباب و علل اين اختلافات را از بين برده تعصّبات دينى و اخلاقى را نابود كند، رئيسى كه بتواند امنيّت را حكم فرما كند.
پروتكل شماره11:
يكى از نعمتهائى كه خداوند به يهود عطا فرموده اين است كه آنها را در چهارگوشه جهان متفرق ساخته است، گرچه ديگران آن را از اسباب ضعف و بدبختى ما مىدانند، ولى همين تفرقه است كه سبب بدست آوردن زمام حكومت جهان شده است.
پروتكل شماره12:
كلمه (آزادى) تفسيرهاى متعددى دارد، بهترين تفسير، اين است كه بگوئيم: آزادى يعنى مواردى كه قانون رخصت مىدهد.
اين معنى با هدفهاى ما بهتر سازش دارد زيرا تعيين آن موارد بدست ما است، چون قانون را ما جعل مىكنيم.
ديگر هيچ كس نمىتواند به سياست ما كوچكترين تعرضى بنمايد هر نشريهاى كه در صدد هجوم بر عليه ما برآيد فورا آن را به بهانه تحريك احساسات عمومى توقيف خواهيم كرد.
البته در نشريّات خودمان، به نقطههائى از سياست (يهود) كه مايليم آنها را تغيير دهيم پرخاش خواهيم كرد.
هيچ خبرى، پيش از آن كه به اطلاع ما برسد، به گوش كسى نخواهد رسيد، يعنى كنترل اخبار جهان بدست ما و تنها خبرهائى به اطلاع همگان مىرسد كه به نفع ما باشد.
كتابهائى با سبكى شيوا و ارزان تأليف كرده و بدين وسيله افكار مسموم خود را به خورد مردم مىدهيم.
به زودى، سالسوز كتاب بدست ما خواهد افتاد و از اين راه، از نشر افكار مغشوش و مخالف يهود، جلوگيرى مىكنيم.
در درجه اوّل از روزنامههاى رسمى براى دفاع از حقوق يهود استفاده خواهيم كرد و در درجه دوّم روزنامههاى شبه رسمى را وسيله نشر افكارمان قرار داده و در درجه سوّم از روزنامههاى معارض استفاده مىكنيم، زيرا مخالفين را فقط به وسيله آنها مىتوان شناخت.
چيزى كه هست همينها به نقطهاى كه مايليم هجوم خواهند برد و مخالفت ساختگى ما در نقشه سوّم است و آن روزنامهاى كه با ما مخالفت مىكند مخالفت را با افكار ما نموده است، در آن صورت دشمنان ما از نظر ساختگى به آن روبرو خواهند شد و ما از هر قسم روزنامهاى خواهيم داشت ارستوكرات، جمهورى پرست، انقلابى حتّى آنارشيست، فقط بدون شبه تا اين تشكيلات باقى است روزنامههاى ما هم مانند خداى هندى (فنشو) از تنگنا خارج خواهند بود و در مقابل دستهائى كه اداره روزنامه به آنها سپرده شده هم در تغيير جمعيّت و هم حاضر كردن افكار عمومى به نفع ما بىاثر نمىباشد و مردمى كه داراى عصبانيّت زياد مىباشند، از عقيده تابعيّت خود گذشته و به نفع ما سخن خواهند گفت.
وقتى رژيم را عوض مىكنيم، روزنامهها نبايد از آن انتقاد كنند، تا مردم به حكومت جديد بدبين نشوند.
پروتكل شماره13:
براى آنكه مردم را مشغول كرده باشيم، هر روز مشكلات جديدى براى آنها به وجود آورده تا آنها را از مذاكره در مسائل سياسى باز داريم.
هر روزه صفحههاى جرائد و مجلات را از مسابقات فوتبال،بسكتبال، كشتى آزاد... پر خواهيم كرد تا بدين وسيله مغز ملّت را در تفكّر به اين مسابقات مشغول سازيم.
شايد، هيچ كس نداند كه در پشت كلمه (تقدّم، پيشرفت) چه دروغها و فريبهائى خوابيده است، بطور حتم اين كلمه جز در مواردى كه در پيش روىهاى علمى استعمال مىشود، هيچگونه معنى مفيدى ندارد.
پروتكل شماره14:
درتمام كشورهاى بزرگ، ما عقائد دينى را ريشهكن خواهيم كرد و مطالب مسموم خود را به وسيله نويسندگان عالى مقام همان كشورها تزريق مردم مىنمائيم.
پروتكل شماره15:
همه پليسهاى مخفى بينالمللى در احزاب ما عضو خواهند شد.
براى آنكه (لوكوموتيو) بزرگ خود را به حركت درآوريم، بايد هيئتى متشكل از افراد بىباك، جانى و مطرود اجتماع بوجود آوريم، تا به وسيله (زور) آنها و (زر) ما اهداف و عقائد خود را دائر سازيم.
وكلاى مجلس سنا و تمامى شخصيّتهاى بزرگ اجتماع كوركورانه از سياست ما پيروى مىكنند.
چگونگى سيطره ما در يك جمله خلاصه مىشود: تمام ملتهاى جهان (كودك) و يهود (مادر) آنها است.
پروتكل شماره16:
پيروى از (علماء) را ارتجاع و كهنهپرستى قلمداد خواهيم كرد تا بدين وسيله از يگانه دشمنى كه ممكن است در مقابل ما ايستادگى كند، آسوده خواهيم شد زيرا ديگر مردم به دور آنها نخواهند رفت.
تا يهود هست (علماء) بدبخت، فقير و بيچاره زندگى خواهندكرد.
پروتكل شماره17:
هرچند زمانى، براى آن كه از شوكت و عظمت رؤساى غير يهود كاسته باشيم، يكى از شخصيّتهاى برجسته كشور را به وسيله ترور فردى، به قتل مىرسانيم.
پروتكل شماره18:
قاتل سياسى، نبرد در راه آزادى، جهاد براى سعادت انسان، جملاتى است كه به وسيله آنها مردم را متمرد، سركش و بىباك تربيت مىكند و اكثرا فريب ما را خوردهاند.
پروتكل شماره19:
... بدين جهت ماليّات كمرشكنى بر املاك و عايدات وضع خواهيم كرد تا بودجه دولت تأمين گردد.
بحرانهاى اقتصادى را به وسيله از كار انداختن پولها در كشورهاى غير يهودى به وجود آورديم.
رؤساى غير يهودى يا از روى اهمال و يا از روى عمد دولتهاى خويش را مجبور كردند تا آن قدر از ما پول قرض كنند كه از پرداخت آن عاجز بمانند، آيا مىدانيد با چه زحمتى اين كارها را انجام داديم؟!!
*****************************************************************************************
اين بود جملاتى چند از (پروتكلهاى) كتابى كه دهها نفر به جرم ترجمه يا نشر آن به قتل رسيده و از زندگانى محروم شدهاند.
عجيب اين كه اكثر اين مطالب و اوضاع در جهان اسلام و غرب جامه عمل پوشيده است.
و عجيبتر آن كه دنيا با يك حركت سريع و كوركورانهاى به سوى تحقّق بخشيدن به اهداف يهود پيش مىرود، به طورى كه احتمال داده مىشود كه ظلم و تعدّى و نگرانى و بدبختى به زودى جهان را نابود كند.
اميد است، نويسندگان مقتدر، بازوى كوشش را بكار انداخته براى مفتضح كردن اين (مادّه فساد) جديّت بيشترى از خود ابراز دارند.
چنانچه بر صاحبان مناصب عاليه، لازم است كه چشمهايشان را بيشتر باز بنمايند، تا در اين تارهائى كه يهود در هر گوشه و كنارى تنيدهاند واقع نشوند.
پی نوشت :
1 ـ پروتكل در لغت به معنى: صورت مجلس مذاكرات سياسى، متمم قراردادها و عهدنامههاى رسمى و مقاوله نامهها آمده است.
2 ـ اين كتاب در تاريخ1901 بدست سرگى نويسنده روسى رسيد و در سال1902 از طرف او منتشر گرديد و نقشه ملّت يهود كه تا آن وقت زير پرده بود، با تمام جزئيّات آن آشكار شد، مردم كمكم حالت بيدارى و هشيارى از عمل يهود، به خود گرفتند و شروع به تظاهرات بر عليه آنها نمودند در يكى از تظاهرات قريب10000 نفر يهودى را در كانالى انداختند!
اين كتاب در شوروى سابق چهار نوبت به چاپ رسيد، چاپ اخيرش در سال1917 بود كه پس از آن دولت وقت دستور جمعآورى كتاب و منع چاپ و نشر آن را صادر نمود.
همان سال آقاى (فكتور مارسدن) خبرنگار روزنامهNipost Mornl آن را به انگليسى ترجمه نمود و آخرين چاپ آن در غرب، در سال1921 انجام گرفت و از آن به بعد هيچ مؤسسه و ناشرى جرأت چاپ آن را نداشته، زيرا هركس آن را چاپ، يا ترجمه مىنمود سرانجام بدست يهود كشته مىشد، اين كتاب به زبان فارسى نيز ترجمه شده و چندين نوبت به چاپ رسيده است.
3 ـ صفحه نخست، پروتوكلات.
4 ـ همان مدرك، صفحه59.
یک سوال : آیا تا بحال چیزی درباره پروتکل های دانشوران صهیونیست به گوشتون خورده بود ؟!
| پروتکل هاي رهبران يهود براي تسخير جهان - مقدمه | |||
| درباره پروتكلهاى دانشوران ارشد يهود كه متن آن در همین وبلاگ از نظرتان مىگذرد، توضيحات زير ضرورى است: 1- واژه « پروتكل » معانى مختلفى دارد ازجمله: پيشنويس قرارداد، معاهده و يا سند رسمى كه بين دو يا چند دولت امضاء مىشود اما در اينجا به مفهوم تصميمات و فرمولهايى است كه از سوى جمعى از متفكران، استراتژيستها و خاخامهاى يهودى به منظور تسخير عالم طراحى شده است. به نوشته محقق برجسته و مبارز فلسطينى، عويج نويهض،« پروتكلها برنامهاى است كه سرمايه داران و اقتصاددانان [و متفكران و علماى] يهود براى ويران كردن بناى مسيحيت، قلمرو پاپ و دست آخر اسلام، آن را تنظيم كرده اند. يهوديان صهيونيست معتقدند كه بعد از اين ويرانى كه به گفته اصحاب پروتكلها طى صد سال انجام خواهد شد آنها بر جهان استيلا خواهند يافت و سلطنتى يهودى - داودى برقرار خواهند كرد كه با تدابير و امكانات خود به يهوديان با آن كه اقليتى ناچيز هستند امكان خواهد داد تابر تمام جهان مستبدانه حكومت كنند و هيچ دينى، نه مسيحيت و نه اسلام، در كنار آيين يهودى - داودى باقى نخواهد ماند» 2- متن پروتكلها به منظور قرائت در چند جلسه كنفرانس براى بحث و تصميمگيرى و تاييد نهايى آماده شده بود كه پليس مخفى تزار روس به كنفرانس مزبور كه به رياست تئودرهرتزل در شهر بال سوئيس برگزار شده بود( سال 1897 ميلادى هجوم آورد و اوراق آنها را به تاراج برد. 3- پروتكلها در سال 1905 ميلادى توسط نويسندهاى روسى به نام سرگئى نيلوس( از روحانيون و علماى مسيحى( از زبان عبرى )و يا فرانسوى) به زبان روسى ترجمه شد و در سال 1906 وارد كتابخانه بريتيش ميوزيوم لندن شد. 4- ويكتورمارسدن، روزنامه نگار بريتانيايى كه همزمان با انقلاب بلشويكى براى روزنامه انگليسى مورنينگ پست در روسيه كار مىكرد، اين پروتكلها را در سال 1917 به زبان انگليسى ترجمه كرد. 5- هنرى فورد (بنيانگذار شركت اتومبيلسازى فورد آمريكا) پروتكلها را در سال 1920 به صورت سلسله مقالاتى در روزنامهاى كه به خود او تعلق داشت، به چاپ رساند. هدف او اين بود كه ملت آمريكا را از خطر شكلگيرى امپراتورى يهود در اين كشور آگاه سازد. فورد، پروتكلهاى دانشوران صهيون را برنامه اصلى يهود براى تسلط بر جهان مىدانست و هشدار داد كه يهود به حكومت آمريكا اكتفا نكرده و درصدد برپايى حكومت جهانى است. هنرى فورد در گفتگويى كه در روز هفدهم فوريه 1921 در « نيويورك ورلد» به چاپ رسيد، دعوى خود را عليه « پروتكلهاى صهيون» چنين بيان كرد:« تنها نكته اى كه علاقمندم درباره پروتكلها بگويم اين است كه آنها با آنچه درحال وقوع است، تطبيق مىكنند. از طرح پروتكلها شانزده سال مىگذرد و آنها تاكنون با شرايط جهانى منطبق بودهاند.» فورد هنگامى اين نكته را بيان داشت كه رهبران يهود و مطبوعات يهودى در آمريكا عليه او جنجال به پا كرده و فرياد اعتراض سرداده بودند. هنرى فورد پس از تحمل فشار و مشقت، كه تنها يهوديت سازمان يافته از عهده طراحى و اعمال آن برمىآيد، بالاخره ناچار شد در 30 ژوئن سال 1927 در نامهاى خطاب به« لوييس مارشال» رهبر وقت « انجمن يهوديان آمريكا»، رسماً از يهود عذرخواهى كند. البته فورد در عذرخواهى خود و نه پس از آن، هيچگاه صدق پروتكلها و تحليلهاى منتشره پيرامون آنها را تكذيب نكرد. 6- مفاد بعضى از مواد پروتكلها ظاهراً متناقض به نظر مىرسند. فىالمثل جايى توصيه به ترويج تئورى « آزادىخواهى» مىشود و در جاى ديگر گفته مىشود كه با قدرت، با هرگونه « آزادی» مخالفت خواهيم كرد. در اين مورد بايد توجه داشت كه اين دستورالعملها به دو دسته تقسيم مىشوند.يك دسته مربوط به طرحها و برنامههايى است كه يهود، قبل از برپايى حكومت جهانى خود براى نابودى كشورها و دولتها به اجرا درمىآورد و دسته ديگر مربوط به برنامه هايى است كه بعد از استقرار حكومت جهانى يهود، قرار است به اجرا درآيند. بنابراين آنجا كه سخن از ترويج « آزاديخواهى» و يا « آزادى مطبوعات» است، مربوط به برنامه هاى است كه از رهگذر آن، كشورها، دولتها و ملتها را دچار تفرقه ،بى ثباتى و از هم پاشيدگى مىكند اما آنجا كه سخن از مبارزه با « آزادى» است، مربوط به زمانى است كه حكومت جهانى يهود برپا شده و براى استقرار و صلابت خود، هرگونه صداى مخالفى را خفه مىكند. 7- نمىتوان نتيجه گرفت كه آحاد يهوديان دنيا با آنچه در پروتكلها ذكر شده است موافقت و همسويى دارند. اى بسا يهوديانى كه خود تحت ستم و استثمار سرمايه داران بزرگ يهودى و خاخامهاى همسو با اين سرمايه داران، باشند و يا از سرناآگاهى و فريب، آلت فعل آنان شده باشند كه ضرورى است اين دسته از يهوديان نيز نسبت به خطر يهوديت پيوند خورده با صهيونيزم، هشيار و بيدار شوند. 8- براى كسب اطلاعات بيشتر پيرامون « پروتكلهاى يهود»، خوانندگان علاقمند را به دو كتاب ارزشمند زير، ارجاع مىدهم: 1- پژوهه صهيونيّت ( مجموعه مقالات)، به كوشش محمد احمدى، ناشر: مؤسسه فرهنگى ضياء انديشه، صندوقپستى 1415-544 2- پروتكلهاى دانشوران صهيون، نوشته: عجاج نويهض، ترجمه: حميدرضا شيخى، ناشر: آستان قدس رضوى | |||
| www.yahood.net به نقل از سایت | |||
در مطالب آتی قسمتهایی از این پروتکل ها در اختیارتان قرار می دهم ...