تبليغاتX
اندیشه درخشان
اندیشه درخشان

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد و تخریب صیانت و قداست حرمت شکنی و پاره کردن بند تسبیح به جای شکستن دانه دانه آن.



چرا اگر کسی به کسی نسبت زنا داد و چهار شاهد بر آن اقامه نکرد بایستی هشتاد شلاق بخورد و شهادت او بعد از آن قبول نشود و او عندالله فاسق شمرده شود؟ در­حالی که می­دانیم طرف، فساد اخلاق مشاهده کرده، برای مبارزه با فساد نسبت را داده است؛ چقدر کار بزرگی است مبارزه با فساد و تباهی. هر انسانی، هر مسلمانی بر اساس انسانیت و یا اسلامی تحت حکم عام «کلکم راع و کلکم مسئول» نسبت به­دیگری حالت داور فوتبال دارد که کارت زرد و سرخش اعتبار دارد.

«ان الله جعل لکم شیء حدا و جعل علی کل من تجاوز الحد حدا»

آنکه به­دیگری نسبت زنا داد بدلیل آنکه می­خواسته با فساد مبارزه کند کارت زرد یا سرخ خود را نشان داده است این همان حدی است که خداوند برای هر چیزی قرار داده زنا محکوم بوده و نسبت دهنده برای مبارزه با فساد قیام کرده، اقدام کرده است اما چون چهار شاهد ندارد از حد، تجاوز کرده است و برای متجاوز از حد، حد شلاق وضع شده و مجازات­های مدنی دیگر، زیرا متهم حقوق مدنی دارد تا چهار شاهد بر علیه او شهادت ندهند حرمت او محفوظ است و نسبت دهنده حرمت شکنی کرده و بند تسبیح را خواسته پاره کند؛ هشتاد شلاق و عدم قبول شهادت، کوتاه کردن دست اوست. دیواری باید حائل میان نقد و تخریب باشد اگر نسبت دهنده چهار شاهد اقامه کند نقد کرده است اما اگر اقامه نکرد تخریب کرده و مجازات می شود.

اگر قرار است نقد آزاد شود باید حد مجازات تخریب مشخص شود و اجراء گردد و الٌا مصونیت بند تسبیح نظام در خطر پارگی قرار می­گیرد.

در ماشین ترمز در اختیار راننده است و در فوتبال کارت سرخ و زرد در اختیار داور است؛ در قطار ترمز در اختیار همگان است در ادیان الهی کارت سرخ و زرد در اختیار همگان است که همه وظیفه امر به معروف دارند در قطار هرکس بی­جهت ترمز قطار را بکشد جریمه نقدی دارد پس باید برای کاربران کارت­های زرد و سرخ حد و حدودی تعریف شود و برای متجاوز از حد جریمه­ای مقرر گردد. در مساله نقد رهبری باید توجه داشت نقد و تخریب در فرد دیوار بلند هشتاد شلاق را داشت و مجازات­های مدنی دیگر. پس در امر رهبری تخریب، مجازات تخریب همه افراد را دارد چون همه به هم می­ریزند و همه آسیب می­بینند.

در فوتبال نقد هر یک از بازیکن­ها امر رایجی است اما فقط کارشناسان عالی­رتبه این کار را انجام می­دهند اما نقد داور پیامد­های کمرشکن برای نظام فوتبال دارد. زیرا ابهت و کاریزمای شخصیت اوست که فوتبال را با ابهت و ممتاز می­کند داور باید نقش الماس را در شیشه­بری داشته باشد. چندین نسل از شیشه­برها از یک الماس استفاده می­کنند، خط می­اندازد و خط بر نمی­دارد.

آیا در جامعه هم خط انداختن و خط بر نداشتن بدلیل صلابت مسئولان است یا به حریمی است که به کمک قوانین حمایتی برای آنها قائل می­شویم و یا به هر دو؟ شکی نیست که اگر صلابت خود مسئولین نباشد صیانت قوانین حمایتی به تنهایی کارساز نیست و اگر صیانت قوانین حمایتی نباشد صلابت به تنهائی امنیت شغلی برای مسئول فراهم نمی­آورد. هرکس به فراخور اهمیت کارش نیاز به صلابت کسبی و حرمت قانونی دارد.

داور را مجموعه­ای از کارشناسان به صورت محرمانه نقد می­کنند و اگر نقد آنها نباشد اصلاح امر داوران و رفع کاستی­های آنان جامه عمل نمی­پوشد و اگر رسم شود که همه داور را نقد کنند داور شایسته، ایمنی نخواهد داشت و قبول مسئولیت نمی­کند و داوران درجه 2 صلاحیت لازم را ندارند که بازی شکسته شود و بازیکن­ها وقتی دیدند به جای نقد خودشان نقد داور امکان پذیر است به جای اصلاح خود به تخریب داور می­پردازند و اصلاح نمی­شوند، به همین دلیل بازی ترقی نمی­کند چون داور مصونیت نداشته است.

صلابت­شکنی از داور به نفع بازی نیست برش شیشه وقتی زیبا درمی­آید که صلابت الماس شکسته نشده باشد. خط گرفتن از اشخاص در شأن خط دهنده­گان به جامعه نیست، استبداد اصرار بر راه کج و غلط است وگرنه صلابت در راه صحیح به هیچ­وجه استبداد نیست.

نباید فراموش کنیم که دشمن کارهای زشت خود را در قالب برنامه­های قشنگ به فروش می­رساند. سم قاتل آزادی و شرافت را دربسته­بندی شکیل به عنوان کوتاه­ترین راه برای مبارزه با استبداد و خودکامگی عرضه می­کند مگر ابلیس به آدم چه گفت؟ «هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَى»(1) نمی­خواهی برای همیشه در بهشت ماندنی باشی؟ چشیدن همان و از بهشت بیرون گذاشته شدن همان.

هر وقت پیروان ابلیس مبارزه با تروریزم را مطرح کردند دیدیم برنامه تأسیس نوع جدید تروریزم را پیاده کرده­اند حتی در عصر صدام تروریسم در عراق وجود نداشت کدام مورد است که شخصی با ترور و بمب­گذاری در عراق از میان رفته باشد؟ گرفتن صریح و کشتن بی­باکانه ولو هفتصد نفر را در یک روز تیر­باران کنند که چرا خود را به جبهه معرفی نکردی، کشته شدن بعضی حتی مسموم شدن در تمام حکومت­­های جباران سابقه داشته است. گروهک منافقین در عصر صدام در ایران اقدام به ترور و بمب­گذاری می­کرد و چه بسا چهار امام جمعه را به مناسبت حروف اسم صدام گزینش کرده باشند صدوقی، دستغیب، اشرفی اصفهانی و مدنی را، اما آمریکا به عنوان مبارزه با تروریزم وارد عراق می­شود صدام را بر می­اندازد و رأی­گیری انجام می­گیرد و گروهی اکثریت بدست می­آورند. آمریکا می­گوید دفاع و امنیت باید با ما باشد وزیر کشور به نظر آمریکا انتخاب می­شود. به دستور وزیر کشور شیعی معرفی شده آمریکاییان، چهارده نفر از محله اهل سنت ربوده می­شوند و بعد از مدتی جنازه ایشان در همان محله رها می­شود تا اهل سنت از طریق بمب­گذاری انتقام بگیرند از آن پس گرفتن و زدن و کشتن از هر دو طرف افزایش می­یابد و هرگاه یک طرف نزدیک به غلبه بر طرف دیگر شد به هر صورت طرف مقابل ولو از طریق دولت­های همسایه تقویت شد تا کارخانه آدم سوزی خاموش نشود. ششصد کشته و مجروح در یک روز امری عادی شده است.

در افغانستان آمریکا به نام مبارزه با تروریسم وارد می­شود بعد از آن­که احمدشاه مسعود به وسیله خبرنگاران القاعده ترور شده است انتخابات ظاهری برقرار می­شود و یکی رئیس جمهور می­شود، اگر آنها با طالبان جنگ دارند چرا به وسیله هلی برد به آنها کمک می­فرستند؟ اخیراً که در انتخابات مجدد رأی آورده تا تعطیل و تجدید انتخابات پیش می­روند و بعد به ابقاء همان رئیس جمهور اکتفا می­کنند که نفس نکشد وگرنه برانداخته می­شود. کارخانه آدم سوزی نباید تعطیل شود.

در پاکستان سالها ارتش به طالبان در افغانستان کمک می­کرد حال که در پاکستان انتخابات شده و این آقا روی کار آمده است باید با طالبان بجنگد. هواپیماهای بی­سرنشین قبایل را بمباران می­کنند و طالبان و القاعده هم بمب­گذاری­های بزرگ در افغانستان و پاکستان راه انداخته است و مرتبا در حال افزایش است تا کارخانه آدم سوزی روز به روز فعال­تر عمل کند، رسالت آمریکا در هر سه کشور عراق و افغانستان و پاکستان یکی است. کارخانه آدم سوزی را استارت بزند، وقتی کارخانه به صورت اتوماتیک فعال شد که به کمک آمریکاییان نیاز نداشت آنها نیروهای خود را بیرون بکشند.

کجا شعاری را دادند و ضد آن عمل نکردند؟

در قضیه نقد رهبری نباید جوانان فریب ظاهر قضیه را بخورند و به خاکی بروند. نگاه کنید مسأله غیبت و ظهور را.امام یازدهم مورد سؤال و نقد واقع می­شود که اموالی که از طرف بزرگان شیعه خدمت ایشان ارسال شده کجا مصرف شده است؟ امام در جواب می­گوید: «اگر امامت امر مستمری است و شما به آن پایبندید چرا این سؤال از اجداد من نشد؟» و از آن پس دستور می­دهد پرده سیاهی در اتاق دیدار نصب می­شود و شیعیان از پشت پرده با آن حضرت گفتگو می­کنند و از آن زمان غیبت آغاز شد.

اخیراً که مردم از خواب غفلت بیدار شدند و امام امت به عنوان وکیل امام زمان روی کار آمد جنگ هشت ساله این همه شهید و مجروح داد و با قبول قطعنامه پایان یافت و امام تمام مسئولیت آن را به عهده گرفت، همه خانواده شهداء و دیگران به نفع امام راه­پیمایی و تجدید بیعت کردند.

چرا قائم مقام او، فریب شعارهای ظاهری خورد و گفت: "در ادامه جنگ اشتباه کرده­ایم و باید از مردم معذرت خواهی کنیم" و امام در منشور جنگ نوشت: "ما در یک لحظه هم از جنگ پشیمان نیستیم آیا از اینکه عمل به وظیفه کرده­ایم باید پشیمان باشیم"، و پانزده و اندی نتایج بزرگ را حاصل این جنگ می­داند.

چرا اکنون صحبت نقد رهبری مطرح می­شود که ایشان گفته است باید علوم انسانی از قرآن گرفته شود؟چرا اکنون که محور دوم خردادی­های سال هفتاد و شش و جریانات اخیر بعد از انتخابات به این نتیجه رسیده است که رهبری این قائد، صحیح و استوار بوده است و هیچکس به اندازه او صلاحیت چنین امری را ندارد. چرا حالا شبهه نقد رهبری مطرح شود؟

باید مواظب کلمه حق یراد بها الباطل بود در کجای دنیا یک قول فصل و فصل الخطاب وجود ندارد که در نظام جمهوری اسلامی وجود نداشته باشد؟

اصولا وجود فصل­الخطاب جزء ضرورت نظام­های کفر و نظام­های اسلامی است. بدون وجود فصل­الخطاب سنگ روی سنگ بند نمی­شود.

در آمریکا که اینقدر عربده دموکراسی می­کشد وقتی طرفداران الگور مسأله شمارش آراء را مطرح کردند، دادستانی اعلام کرد بدون شمارش آراء بوش برنده است و صداها خوابید.

یکی گفت چرا شمارش نشد؟! به او پاسخ دادند مهم نیست چه کسی کمتر و چه کسی بیشتر رای آورد، مهم این است که مقامی به این گفت و شنید پایان دهد و اگر این گفت و شنید ادامه یابد نظام از هم می­پاشد. این که وقتی سؤالی در مردم می­چرخد انرژی متراکمی در سینه­ها حبس می­شود خوب است این انرژی آزاد شود این کلمه حقی است اما نباید فصل­الخطاب کمرنگ شود.

این نهادهایی که مسئول نیستند اصلاح در آن­ها عقب می­افتد همین دلیل آن بود که به وزارت­خانه تبدیل شدند تا امکان سؤال و تحقیق و تفحص در آنها وجود داشته باشد مثل جهاد که به وزارت­خانه تبدیل شد، اطلاعات و امنیت که به وزارت تبدیل گردید. اما مسأله شورای نگهبان که اخیراً بعد از انتخابات زیاد سر زبان­هاست و گفته می­شود اگر این نهاد اعلام موضع نکند تا خیال شود جانبدارانه نظارت می­کند مطلبی است؛ قرآن می­گوید: «وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ»(2) تو اهل مکتب و کتاب نبودی و نمی­دانستی که کتاب چیست و خطی بدست راستت ننگاشتی اگر چنین سابقه­ای می­داشتی مبطلان درباره تو به تردید می­افتادند.

در زمان امامت جمعه به اتفاق مسئول دفترم خدمت رهبر رسیدیم مسئول دفترم برای پیروزی حقیر در انتخابات خبرگان در تلاش بود در محضر ایشان عنوان کرد که نظرتان هست که ایشان در انتخابات آتی موفق شوند ایشان گفتند: "من اظهارنظر در این گونه مسائل را بر خود حرام می­دانم" جلسه خصوصی بود و مطالب هم ضبط نمی­شد. رای آوردن یا نیاوردن مثل منی مسأله مهمی نیست اما گفته ایشان در این که حق دیگری ضایع نشود مهم است.

اما هرگاه احساس کند به دلیل نگفتن و احتیاط او ممکن است جریان براندازی اتفاق بیفتد خود را هزینه می­کند و عوارض آن را می­پردازد. عهد او با مردم و عهد مردم با او رهبری است. رهبری این نیست که خوشنام و دموکرات­منش زندگی کند اما مردم به اسارت بروند. رهبری باید در موضع اسارت مردم تقیه نکند و برای اعتراض چند انسان روشنفکر نمای ظاهربین، عهد رهبری و امانت، استقلال و آزادی و جهت حرکت کفر به طاغوت و ایمان به الله را به هیچ خوشنامی و تعریف و تمجید ظاهری نفروشد.

این هنر نیست که امت خود را وادار به پذیرش­هایی ظاهراً زیبا نماید مگر مردم عراق که حکمیت را به علی علیه­السلام تحمیل کردند عاقبت از این کار چه نتیجه­ای گرفتند؟! مگر وقتی معاویه، عمر­وعاص را نماینده و حَکَم مردم شام کرد علی علیه­السلام ابن عباس را برای حکمیت معرفی کرد این چه هنری بود که امت کرد که ابوموسی را به عنوان حَکَم به علی علیه­السلام تحمیل نمود آخر چه سودی از این کار بردند؟ اگر نظارت را چنان کنیم که بالاخره دشمن مردم به دست مردم بر مردم ناخواسته حاکم شود خیانت به مردم است اما اگر اکثریت چنان خواستند چنان خواهد شد. بحث در این است که بازگشت مجدد سلطه آمریکا خواسته اقلیت باشرافتی نیست؛ گذشته از اکثریت و تا زمانی که اکثریت استقلال آزادی و حرکت به سوی تعالی دنیایی و آخرتی را می­طلبد هزینه شدن از آبرو برای همه سرمایه­گذاری است. رهبر هم هزینه کند سرمایه­گذاری است. امام می­دانست پسوند مطلقه بعد از واژه ولایت برای بعضی تحمل آن دشوار است. برای سرمایه­گذاری به نفع اکثریت از حسن­ظن جماعتی به خودش صرف­نظر کرد تا دست رهبر در آینده در دفاع از حقوق اکثریت باز باشد. اما اگر به جایی رسیدیم که مثل مردم عراق در زمان امیرالمؤمنین علیه­السلام یا مثل مردم مدینه در زمان رسول خدا صلی­ الله­ علیه­ و آله شدیم نه این علی، که آن علی معصوم هم باشد نمی­تواند مارا نجات دهد زیرا ما خودمان نخواسته­ایم. اما امام در وصیت­نامه خود نوشت: "من شهادت می­دهم که این مردم از مردم عراق زمان علی علیه­ السلام و مردم مدینه زمان رسول خدا صلی­ الله­ علیه­ و آله بهترند".

پی نوشت:

1- طه/120
2- العنکبوت/48

محي الدين حائري شيرازي


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، در سال 2003 و با لابي ايرانياني مانند فرح كريمي( نماينده پارلمان هلند)، بودجه‌اي در اين پارلمان به تصويب رسيد تا يك تلويزيون فارسي‌زبان، با هدف ظاهري تعامل فرهنگ‌ها و پيشبردِ آرمان حقوق بشر، در آمستردام بنيادگذاشته شود. طرح مدتي متوقف ماند و سپس بودجه درنظر گرفته شده ميان چند پروژه تقسيم شد كه راديو زمانه و شهرزاد نيوز از مهم‌ترين آنها بودند. منبع مالي اصلي راديو زمانه، بودجه مصوب پارلمان هلند است كه در اختيار يك نهادِ غيردولتي در زمينه رسانه با عنوان پرس ناو (Press Now) قرار گرفته‌است.

تاثير قابل توجه فرهنگي و سياسي در بين روشنفكران، اهالي مطبوعات و به تبع آنان لايه‌هاي مختلف جامعه ايراني از جمله اهداف سرمايه‌گذاران اين راديو است. رويه و عملكرد اين راديو تاكنون كاملا در راستاي تاثير فرهنگي و سياسي بر جامعه روشنفكران، هنرمندان و اهالي رسانه بوده است . پرداختن به موضوعات هنري،ادبي،اجتماعي،فرهنگي و حتي مذهبي با شعارهاي روشنفكرانه اما با پشت پرده‌هاي سياسي الويت نخست اين راديو بوده است.حمايت علني از كمپين زنان نيز از ديگر سياست‌هاي اصلي زمانه به شمار مي روند.در واقع بايد "براندازي نرم " را تاكتيك اين راديو عنوان كرد.

***نحوه همكاري با راديو زمانه

سياست زمانه به‌كارگيري گروهي كوچك در مقر اصلي آن در آمستردام و همكاري با گروهي از به اصطلاح انديشمندان، نويسندگان، روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان ايراني در كشورهاي گوناگون بوده‌است. از جمله اين افراد بايد به معصومه ناصري از اعضاي تحريريه نشريه 40 چراغ ،نيك آهنگ كوثر، شهرنوش پارسي پور، عباس معروفي، محمدرضا نيكفر، ايرج اديب زاده، عبدي كلانتري، حسين علوي، پرويز جاهد، مهدي خلجي، ماه‌منير رحيمي، داريوش رجبيان (شفقت)، بيژن روحاني، پژمان اكبرزاده واردوان روزبه اشاره كرد.مدير و سردبير اين راديو از آغاز، مهدي جامي، از تهيه كنندگان پيشين در بخش فارسي راديو بي‌بي‌سي بود ولي در آبان 1387 به دلايل مختلفي من‌جمله نارضايتي هيئت مديره راديو، از كار بركنا شد. پس از مهدي جامي حسين علوي سردبيري زمانه را به عهده گرفت و از اواسط تير ماه 1388 نيز روت كرونن برگ و فريد حائري نژاد به عنوان مدير و سردبير جديد به زمانه پيوستند.
گردانندگان راديو كه خود اغلب وبلاگ‌نويسند راديو زمانه را راديوي وبلاگي خوانده‌اند كه منعكس كننده ديدگاه‌هاي وبلاگ نويسان ايراني است و مي‌كوشد با به كارگيري اين صدا و همچنين ارتباط با مخاطبان، فضاي جديدي در عرصه رسانه‌هاي ايراني پديد آورد. در بيانيه مطبوعاتي راديو آمده‌است: "وب‌لاگستان ايراني، فضايي است كه يكي از بزرگ‌ترين جامعه‌هاي مجازي جهان را در اينترنت نمايندگي مي‌كند. وب‌لاگ‌هاي ايراني، قلمرو جامعه شهري جوان ايراني در داخل و خارج كشور قلمداد مي‌شود. صداي آنان در رسانه‌هاي غالب و رسمي درون و بيرون ايران شنيده نشده‌است. راديو زمانه مي‌خواهد عرصه‌اي براي فعاليت وب‌لاگ‌نويسان ايراني باشد و ديدگاه‌هاي مردم عادي را بازتاباند. "

***چگونگي شكل‌گيري زمانه

در ژوئيه سال 2006 راديو زمانه از ده‌ها تن از روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نويسان ايراني كه بيشتر در خارج از ايران ساكن بودند دعوت كرد تا در كارگاهي يك هفته‌اي به ارائه ديدگاه‌هاي خود براي ايجاد يك رسانه مستقل، تهيه برنامه‌هاي حرفه‌اي و تجربيات كاري بپردازند. گزارش اين گردهمايي همراه با تصاوير متعدد در وب‌گاه "ايرانيان " (به مديريت جهانشاه جاويد) منعكس شد. از جمله شركت كنندگان در اين كارگاه مي‌توان به عباس معروفي، جمشيد برزگر، نيك آهنگ كوثر، شاهرخ گلستان و جمشيد فاروقي اشاره كرد.
فرح كريمي، نماينده پيشين پارلمان هلند، در كارگاه ابراز اميدواري كرد كه با كوشش هاي گردانندگان اين راديو، طرح در نهايت به ايجاد تلويزيون منتهي شود.مدت كوتاهي پس از كارگاه پخش آزمايشي راديو از اينترنت آغاز شد و سپس رسماً از راه موج كوتاه و ماهواره پي گرفته شد.
راديو زمانه براي نخستين بار تعدادي زيادي از داستان‌هاي نويسندگان ايراني را با صداي خودشان پخش كرده‌است كه برخي از اين داستان‌ها در ايران مجوز نشر پيدا نكردند. سرپرستي اين طرح با عباس معروفي، نويسنده ايراني مقيم برلين و سردبير مجله توقيف شده گردون است.
زمانه در آغاز گرايش زيادي به پخش موسيقي زيرزميني ايران از گروه‌هاي گوناگون داشت. اين عملكرد مورد استقبال گروه‌هاي زيرزميني قرار گرفت و همچنين انتقادات زيادي را از پخش اين ترانه‌ها به دليل زبان و كلمات مورد كاربرد برانگيخت. اين رويه به مرور با پرداختن به ديگر سبك‌هاي موسيقي تعديل شد. راديو زمانه در برگزاري جشنواره ميان‌كهكشاني موسيقي ايراني در شهر زندام در هلند نيز همكاري نزديكي داشته است. در حال حاضر بيژن مشاور به عنوان رئيس هيأت نظارت، روت كرونن‌بورگ به عنوان مدير زمانه، فريد حائري‌نژاد به عنوان سردبير زمانه و كبري قاسمي به عنوان مسئول دفتر زمانه مشغول به فعاليت هستند.


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |
اشاره: پیتر اَکرمن، رئیس «مرکز بین المللی درگیریهای غیرخشونت آمیز» است. آكرمن كسي است كه سال 2005، دو كارگاه آموزش اقدامات دفاع غیرخشونت آمیز (انقلاب نرم) محرمانه را در دبي براي فعالين ايراني برگزار كرد.  رامین احمدی نیز رییس «سازمان آموزشِ مبارزه غير خشونت آميز استراتژيک» است. او نیز با تشکیل کارگاه‌هایی در هامبورگ آلمان به آموزش "مبارزه غیرخشونت آمیز (نرم)" برای فعالان ایرانی پرداخته است.

شارپ - اکرمن - سوروس رئوس سه ضلع مثلث پژوهشی - مالی هستند که با ایجاد و راه‌اندازی موسسات و نهادهای گوناگون و با حمایت سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده در راستای انقلاب‌های رنگین در کشورهای مختلف گام برداشته‌اند.

مقاله پیتر اکرمن - رامین احمدی که سه سال قبل با عنوان "آینده ایران، خیابان‌ها را نگاه کنید" در نیویورک‌تایمز منتشر شده را بخوانید.
(برداشت متن از سایت خبری الف)
 
×××

آینده ایران - خیابان‌ها را نگاه کنید



http://www.nytimes.com/2006/01/04/opinion/04iht-edacker.html?_r=1

  4 ژانویه 2006 - نیویورک تایمز

ماههاست که فعالان سیاسی وحتی روحانیون میانه رو در مورد جهت گیریهای تند محمود احمدی نژاد رئیس جمهور جدید ایران نگران هستند. طی چند هفته گذشته پس ازآنکه وی گفت که واقعه هولوکاست یک افسانه است و خواستار محو اسرائیل از نقشه جهان شده و پخش موسیقی غربی از رادیو وتلویزیون دولت ایران را ممنوع کرد [اشاره به تصمیم تلویزیون ایران برای استفاده بیشتر از موسیقی ایرانی که در آن زمان به صورت گسترده در رسانه‌های غربی بازتاب داشت]، نگرانیها در سراسر جهان افزایش یافت.


اما تحولی دیگر نیز در ایران وجود دارد (تحولی مثبت با پتانسیل قوی) که دنیا نباید آن را ازدست بدهد: مخالفتها واعتراضها علیه احمدی نژاد در حال افزایش است.

درحالیکه احمدی نژاد  به حق ایران در داشتن انرژی هسته ای تاکید می کند، وی قول داده که درآمد کشور را میان فقرا توزیع کند و سرمایه داران را مهار کند. درحالیکه سیاستگذاران و صاحب نظران در غرب از ادبیات به کار برده شده توسط احمدی نژاد متاسف شده اند.

اقدامات اندکی توسط مجامع بین المللی - اکنون وگذشته - برای حمایت از شهروندان عادی ایرانی که بی وقفه خواستار دموکراسی ناب،حاکمیت قانون و فرصت های اقتصادی هستند، انجام شده است. ایرانیهایی که به خاطر پیوستن به اعتراضها با خطر زندانی شدن یا حتی بدتر از آن روبرو هستند ،از سیاست خارجی امریکا و اروپا راضی نیستند.

با وجود تمام مشکلات، تاکتیکهای غیرخشونت آمیزهمچون اعتراضها واعتصابها به طور متناوب به امور طبیعی در صحنه سیاسی داخلی ایران تبد یل شده است .

متخصصان پزشکی، معلمان، کارگران، رانندگان اتوبوسهای شرکت اتوبوسرانی تهران اعتصاب کردند. درهفته انتخابات ریاست جمهوری بیش از 6000 هزار زن ایرانی به خیابانها ریختند تا به قوانین تبعیض حقوق زنان به ویژه به ممنوعیت کاندیداتوری حقوق زنان برای انتخابات ریاست جمهوری ایران اعتراض کنند.  فعالان دانشجویی نیز اغلب دست به اعتراض، تحصن و تظاهرات زده اند.

متاسفانه این اقدامات هماهنگ نشده است و سازماندهان آن نمیدانند که اعتراضهایشان را چگونه سازماندهی کنند.

در حالی که جنبش توده مردم برای حقوق برابر و آزادی های مدنی منتظر برانگیخته شدن است، سازماندهان و رهبران آن تا کنون فاقد دیدگاه استراتژیک مشخص و رهبری مستحکم بوده اند. به علاوه ناکامی مجلس اصلاح طلبان و تضمین پیروزی احمدی نژاد فضایی پیچیده ای را در جامعه ایران حاکم کرده است. دراین فضا و پس ازاینکه قولهای داده شده جامه عمل پوشانده نشود، فرصت جدیدی برای ایرانیهایی که هنوز مقاوم هستند و خواستار اعمال اصلاحات اقتصادی می باشند ،ایجاد خواهد شد.

این عزم واراده باید توسط جامعه جهانی تحت اقدامات برای حمایت از آزادی وعدالت در ایران منعکس شود. دولتها باید فشارها را بر ایران افزایش دهند. سازمانهای غیردولتی سراسرجهان باید اقداماتشان را در راستای کمک به جامعه ی مدنی ایران، گروههای فعالان زن،  اتحادیه ها و روزنامه نگاران در ایران گسترش بدهند و در نهایت رسانه های جهان باید پوشش منظم جریان اعتصابها، اعتراضها و دیگراقدامات مخالفان را شروع کنند.

پیشتر در تاریخ این اقدامات موثر واقع شده است. برای نمونه کاتولیکها در اروپا و آمریکا به اتحادیه های تجارت در لهستان و جنبش "قدرت مردم" در فیلیپین کمک کردند. سازمانهای آفریقایی – آمریکایی نیز به گروههای مدنی آفریقای جنوبی درمبارزه با آپارتاید کمک کرده بودند. این نیز میتواند الگویی برای ایران باشد. ایرانیها خود میتوانند با استراتژیهای غیرخشونت آمیز به جنبشهای اعترا ض آمیز خود ادامه بدهند و در نهایت آینده کشورشان را رقم بزنند.

لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |