
۴- حکومت حاکم اسلامی که در چارچوب معیارها و قوانین اسلامی به حکومت می پردازد می تواند جزو اهداف و مقاصد مقدس و اصولی به شمار آید. چون در این نوع نگرش قدرت و حکومت حاکم عادل از قدرت و حاکمیت الهی سرچشمه می گیرد٬ می تواند جزو مسایل اعتقادی تلقی شود و تمکین در برابر چنین حکومتی به عنوان واجبی از واجبات دینی-عقیدتی تلقی شود.
این نوع نگرش به قدرت و حکومت پیام دیگری نیز دارد و آن این که قدرت و حکومت از دید اسلام تنها وسیله ای است برای استقرار حق و عدالت و نیز فراهم کردن زمینه لازم برای رشد و تعالی پیروان خود.
حضرت علی(ع) در جریان بیعت مردم با او برای خلافت پس از مرگ عثمان، سوگند یاد کرد که پذیرش حکومت بر شما در راستای تعهدی الهی است که علما و دانشمندان هر جامعه در برابر شکم خوارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان بر عهده دارند تا از طریق آن حق مظلومان و ستم دیدگان را از ستمگران بستانند. در غیر این صورت حکومت بر شما و دنیایتان با همه زینت هایش نزد من از آبی که از بینی گوسفندی بیرون می آید کم ارزش تر است!
۵- در جهان بینی اسلامی انسان موجودی آزاد و دارای فطرتی خداجوست و تمام موجودات جهان به نوعی در خدمت اویند تا او به اهداف عالی انسانی-الهی خویش برسد. طرح این مسئله که در حکومت اسلامی حاکمیت مطلق تنها از آن خداست، هیچ منافاتی با حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و حق انتخاب در زندگی ندارد. زیرا در فلسفه و کلام اسلامی این موضوع به روشنی اثبات شده که اراده انسان در زندگی بویژه در تعیین سرنوشت اجتماعی در طول اراده الهی است نه در عرض آن و معارض و منافی با آن؛ پس انسان موجودی مجبور نیست و صاحب اختیار سرنوشت خویش است و طبق آیات صریح قرآن، خواست خدا در تعیین سرنوشت انسان مبتنی بر خواست و اراده انسان است:
« ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم »۱
«خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.»
اکنون اصل 56 قانون اساسی را می خوانیم :
حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان صلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد، و ملت این اصل خداداد را از طرقی که در اصول بعد می آیداعمال می کند.
۶- در اندیشه سیاسی اسلام، انسان قادر به تعیین و تغییر سرنوشت خویش و در نتیجه اصلاح ساختار حکومت سیاسی و یا تعیین نوع آن می باشد. حکومت اسلامی به رغم آن که مشروعیت خویش را از خداوند و اذن و اراده او می گیرد، ولی در مرحله تحقق و شکل گیری منوط به خواست و اراده مردم است و این مردمند که با پذیرش آن از راه آرا و یا مبارزات حق طلبانه به آن عینیت و رسمیت می بخشند.
چنین نیست که مردم مجبور باشند حکومت مورد نظر خدا را بپذیرند چه بخواهند و چه نخواهند! چنانکه برخی افراد با داشتن چنین برداشت غلطی، پیشنهاد می دهند که: «حق حاکمیت باید از دو منبع باشد: خدا و مردم؛ و نمی تواند و نباید تماما الهی باشد، چرا که در مقام نقد و مهار قدرت، مردم باید بتوانند مستقلا و بی احتیاج به اذن کسی (که خود را واجد منصب الهی حکومت می داند) قدرتمندان را نقد و قدرتشان را مهار کنند!»۲
چنین برداشت غلطی از اینجا ناشی شده که خواست و اراده مردم در عرض خواست و اراده خداوند تلقی شده است. در حالی که چنین نیست.
توجه کنید! پیامبران الهی و ائمه معصومین(ع) هرچند به تبلیغ آرا و عقاید دینی خویش می پرداختند و مردم را به دینداری و خدا پرستی و پذیرش مبانی سیاسی-اجتماعی مکتب خویش و تشکیل حکومت دینی دعوت می کردند و چه بسا جان خویش را در راه تحقق اهداف انسانی-الهی خویش می دادند ولی هیچ گاه برای رسیدن به اهداف خویش که بطور قطع در جهت خیر و صلاح مردم هم بود، از راه بکارگیری زور و با توسل به قدرت قاهره الهی وارد نمی شدند؛ و چه بسا نزدیکترین کسان آنان یعنی زن و فرزندانشان از آنها روی گردان بوده به ایشان ایمان نمی آوردند، ولی آن بزرگواران آنها را به پذیرش دین و مرام خویش مجبور نمی ساختند.
در مواقعی که مردم به روشنگریها و ارشادات رهبران دینی پاسخ مثبت داده و در راه براندازی حکومت های طاغوتی و تشکیل حکومت دینی آنها را یاری می کردند آنان به اهداف خود جامه عمل می پوشاندند. نظیر حضرت سلیمان و حضرت داوود و پیامبران پیشین و پیامبر اسلام(ص)
امام خمینی نزدیک به دو دهه تنها با تعدادی محدود از علما و یاران خود به مبارزات علیه رژیم طاغوت و روشنگری مردم مسلمان پرداخت؛ پس از گذشت زمان نسبتا طولانی ملت ایران به صحنه آمد و با امام همراه شد و مبارزات آگاهانه خود را تا سرنگونی رژیم پهلوی ادامه داد. پس از آن نوع حکومت از طریق رای گیری و توسط مردم برگزیده شد(جمهوری اسلامی با اکثریت قاطع رای 2/98٪) و از آن زمان تا کنون مردم بارها پای صندوق های رای آمدند و نهادهای قانونی وسیاسی نظام را با آرای خویش به رسمیت شناختند.
حکومت اسلامی تبلور خواست و اراده ملت در همه پرسی های متعدد است و بنابراین اینطور نیست که حکومت اسلامی و ولایت فقیه اراده ای مافوق اراده و خواست مردم داشته باشد و هرطور که بخواهد عمل کند!
در عین حال نباید فراموش کنیم که حکومت اسلامی دارای قانون اساسی برگرفته از احکام و قوانین قرآن و اسلام است که ملت آن را با رای خویش تایید کرده و پذیرفته که قوانین اسلام در قالب احکام و قوانین اجرایی نظام جمهوری اسلامی به اجرا گذاشته شود. نتیجه این که ملت قبول کرده رای و اراده الهی که مافوق اراده ملی ولی همسو و هماهنگ با خواست قلبی و فطری انسان است، بر او حکومت کند؛ در واقع حکومت اسلامی یعنی قانون اساسی و قانون اساسی یعنی قوانین اسلام و این قوانین هم از اراده الهی سرچشمه می گیرد.
پی نوشت :
۱- سوره رعد - آیه ۱۱
۲- مقاله «تحلیل مفهوم حکومت دینی»٬ عبدالکریم سروش
برای دسترسی به همه مطالب مربوط به موضوع حکومت اسلامی می توانید به آرشیو موضوعی وبلاگ مراجعه کنید.

سازمان دفاع از حقوق بشر هیومن رایتس واچ در گزارشی مستند اعلام کرد ایالات متحده آمریکا با دارابودن دو میلیون و 300 هزار نفر زندانی بزرگترین زندان در جهان محسوب می شود.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) در بیانیه ای که از سوی دیوید هایتی مدیر این سازمان مدنی منتشر شده، بااشاره به گزارش روز جمعه وزارت دادگستری آمریکا آمده است: مردم آمریکا باید از خود بپرسند که چرا این تعداد انسان باید در آمریکا در زندان به سر ببرند. باید از خود بپرسند که چرا آمریکا بیشترین زندانی را به نسبت انگلیس ،کانادا و سایر دمکراسی های دنیا در اختیار دارد.
هیومن رایتس واچ می افزاید: گزارش وزارت دادگستری تاکید می کند که تفاوت فاحشی بین زندانیان سیاهپوست آمریکایی با سفید پوست این کشور وجود دارد به گونه ای که در برابر یک زندانی سفید پوست شش زندانی سیاهپوست در حال حاضر در آمریکا وجود دارد.
براساس گزارش وزارت دادگستری آمریکا نزدیک به 11 درصد از جمعیت 30 تا 34 ساله های سیاهپوست آمریکایی هم اینک در داخل زندانی های آمریکا به سر می برند.
این سازمان مدنی ادامه می دهد: احتمال زندانی شدن یک سیاهپوست آمریکایی به اتهام فروش یا حمل مواد مخدر 12 برابر بیشتر از وضعیت مشابه برای یک سفید پوست آمریکایی است و این در حالی است که نسبت تعامل سفید پوستان و سیاهپوستان در جامعه آمریکا با مواد مخدر به یک اندازه است.
این سازمان نوشت: به رغم اینکه نسبت سفید پوستان درگیر با مواد مخدر بیش از سیاهپوستان آمریکایی است اماسیاهپوستان آمریکایی 54 درصد کل زندانیان مواد مخدر در آمریکا را تشکیل می دهند.
۱- حکومت دینی و بطور کلی اندیشه سیاسی اسلام از وحی سرچشمه گرفته است.(این وحی که رسول گرامی اسلام(ص) آن را بدون واسطه از منبع غیب دریافت می کرده اند با وحی مصطلح در مسیحیت کنونی کاملا بیگانه بوده و با آن تفاوت جوهری دارد.)
۲- بر اساس دید وحی٬ حاکمیت مطلق بر جهان آفرینش تنها متعلق به خداوند است:
«...له ملک السموات و الارض... و لم یکن له شریک فی الملک»۱
پادشاهی آسمانها و زمین از آن خداست... و برای او در حکومت جهان شریکی نیست.
«هنالک الولایة لله الحق»۲
در آنجا ثابت شد که همه انواع ولایت(تکوینی و تشریعی) از آن خدای برحق است.
از این رو مشروعیت حکومت هر حاکمی٬ از حاکمیت و ولایت تشریعی الهی سرچشمه می گیرد و هرگونه مشروع دانستن حکومتی جز از این طریق نوعی شرک در ربوبیت تشریعی بشمار می آید.
رسول خدا(ص) نیز حکومت را امانت الهی معرفی کرده اند:
«حکومت در دست حاکم امانت است و آن در روز قیامت مایه خواری و پشیمانی است٬ مگر کسی که آن را به حق و از راه مشروع تصاحب کند و به وظیفه خویش عمل نماید.»۴
۳- حکومت اسلامی٬ حکومت قانون است. در حکومت اسلامی این شخص حاکم و آراء و منویات شخصی او نیست که حکومت می کند٬ بلکه شخصیت حقوقی اوست که در چارچوب قوانین الهی حکومت می کند.حاکم اسلامی در واقع مجری قوانین و فرامین الهی و حکومت بستر این اجراست.
بنابراین کسانی که دولت و حاکم اسلامی را به استبداد در رای متهم می کنند از شیوه حکومتی در اسلام بی خبرند.
بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره نوع سیاست و شیوه حکومت در اسلام می فرماید:
«از دیدگاه اسلام٬ سیاست به نوعی هدایت جامعه سیاسی اطلاق می شود که بر اساس اصول و ارزش های اسلامی و در راستای مصالح جامعه توسط افراد واجد شرایط انجام می گیرد.»۵
ادامه دارد ...
توضیحات :
۱- فرقان آیه ۲ - نور آیه ۴۲ - فاطر آیه ۱۳ - ص آیه ۱۰ - شوری آیه ۴۹ - فتح آیه ۱۴
۲- کهف آیه ۴۴
۳- اصل ۵۶ قانون اساسی : حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست.
۴- صحیح مسلم٬ جلد ۲
۵- سخنرانی امام در تاریخ سوم دی ماه ۱۳۵۹
مطالب مرتبط
برای دسترسی به مطالب زیر٬ لطفا به آرشیو موضوعی٬ بخش حکومت اسلامی مراجعه کنید:
معنای حکومت و ضرورت تشکیل آن
ضرورت تشکیل حکومت از دیدگاه اسلام
آیا فقه اسلامی می تواند مرجع قانون گذاری قرار بگیرد؟