
به نام الله
روشنفکران غرب زده داخلی با اتخاذ سیاست همگامی با دشمنان آشکار انقلاب، در تضعیف و حمله به ارزش های دینی مشی ارائه آرا و ترجمه آثار و استخدام نظریات و تئوری هایی را در پیش گرفته اند که خواستگاه و موطن اصلی آنها اروپای عهد رنسانس و تماما ناظر بر عملکرد ناصواب و عقاید سست و غیر منطقی اربابان کلیسای آن زمان می باشد.
مقام معظم رهبری با اشاره به عملکرد منفی برخی از همین روشنفکران غرب زده در نفی کارآمدی دین اسلام می فرمایند :
«این تفکراتی که شما امروزه می بینید بعضی از تازه های رسیده به میدان فکر و اندیشه و سیاست بر زبان جاری می کنند، این حرف های قرن نوزدهمی فیلسوفان و سیاستمداران اروپایی است و آنها خیال می کردند [کار] دین تمام شد!»
«تجربه اینها این را نشان می داد که دین آلوده به خرافات و آلوده به سیاسی ها و تاریکی ها در مقابله هجوم علم نتوانست طاقت بیاورد،[لذا] ذوب شد و از بین رفت. اینها تصور می کردند: دین در میان بشر هرجا هست مثل همان چیزی است که آنها نمونه اش را در اروپا و در غرب داشتند، آن نوع از مسیحیت و ان نوع از دینداری، آن تعصبات و در عین حال در لا به لای همان تعصبات، فسادهای فراوان، این ها [بر این اساس] خیال کردند دین از بین رفت و مسئله دین در دنیا به کلی حل شد!»
مرحوم علامه محمد تقی جعفری در سال 1374 در جواب سوالی با این مضمون که نظر شما راجع به سروش (وعقاید و افکار وی) چیست؟ فرمودند:
«سخنانی که ایشان مطرح می کنند عینا همان حرفهایی است که دیوید هیوم(فیلسوف انگلیسی) در قرن 17 مطرح می کردند، و آقای برتراند راسل در مورد نظریات دیوید هیوم به شخص بنده گفتند:
روزگاری پاسخ به نظریات بی اساس دیوید هیوم برای دانشمندان غرب مایه تفریح شده بود؛ به طوری که مانند تخمه شکستن هرگاه فراغتی بریشان حاصل میشد، پاسخی به نظریات مبهم و بی اساس هیوم می دادند!»
عملکرد منفی و سوال برانگیز برخی از روشنفکران غرب زده وطنی در زیر سوال بردن اعتقاد های دینی و ابهام آفرینی های فراوان تا به آنجا فضاحت بار بوده است که حتی اعتراض شدید اندیشمندان تازه مسلمان غربی را برانگیخته است.
پروفسور یاوس اوسوس معاون دانشکده فنی برمن (آلمان) و تازه مسلمان غربی که سالهای متمادی بدون واسطه و در مواجهه با مبانی فکری فیلسوفان دین ستیز مغرب زمین بوده است، با اشاره به عملکرد ناصواب روشنفکران غرب زده ایرانی می گوید:
«طبقه [به اصطلاح] روشنفکر ایرانی باید به سوء استفاده خود از آزادی در ایران برای ترویج افکار به بن بست رسیده غربی ها خاتمه دهند.»
بسم الله الرحمن الرحیم


بنده به جهاد دانشگاهى اعتقاد راسخ دارم. كارهاى بزرگى كردهاند؛ كارهاى خوبى كرديد و همينطور كه گفتيم: «اسّس على التّقوى من اوّل يوم». از اول تا حالا كه ما جهاد دانشگاهى را شناختيم، بر اساس دين و تقوا بود. بر اساس دين و تقوا نگهش داريد.
چند دقيقهى پيش با دوستان اينجا صحبت بود و عرض كرديم سعى كنيد هويت جهاد، تغيير پيدا نكند. اينى كه شما مىبينيد هويت بعضى از اشخاص - فكرهايشان، تركيبهاى ذهنىشان - از اول انقلاب تا حالا صد و هشتاد درجه عوض شده، اين يك روال و ممشاى طبيعى نيست كه بگوئيد طبيعتش همين است ديگر؛ نخير، هرگز اينجورى نيست. طبيعى اين است كه اگر انسان يك فكر و يك راهى را به منطق و استدلال پذيرفت، اين را تا آن نقطهى آخرِ راه برود و اگر عمرش كفاف نداد، در اين راه بميرد. اين طبيعى نيست كه ما بگوئيم: يك راهى را حركت كنيم برويم؛ گاهى هم با شور و خيلى هيجان، بعد از يك نقطه، ناگهان زاويه بزنيم! بعد، اين زاويهها اينقدر ادامه پيدا كند كه تبديل شود به عكس! اين، به هيچوجه طبيعى نيست. بعضيها توجيه ميكنند: خوب آقا، اول انقلاب، اول انقلاب بود؛ حالا زمان اثر گذاشته، ما عوض شديم! نخير، زمان بر روى عنصرهاى ضعيف و بىريشه و اعتقادهاى واهى و مبتنى بر احساس محض اثر ميگذارد؛ يا زمان با همراهى طمعها و هوسها اثر ميگذارد. «انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا». قرآن ميگويد: آنهايى كه در جنگ احد برگشتند؛ طاقت نياورند بايستند، اين لغزش اينها به خاطر آن كارى است كه قبلاً كردند. ما وقتى روح را نساختيم، خودمان را محكم نكرديم، معلوم است؛ هر مماسى روى آن اثر ميگذارد؛ يكى، دو تا، سه تا، ناگهان مىبينيد كه شكلش عوض شد؛ اما وقتي كه مثل فولاد آبديده، محكم و استوار و بر مبناى تفكر درست و منطق صحيح، هويت دينى انسان شكل گرفت و هويت انقلابى شكل گرفت، هرچه زمان بگذرد، اين هويت روشنتر، واضحتر، جذابتر، مستحكمتر ميشود. آدمها اينجورند، نهادها هم اينجورند. نگذاريد نهاد جهاد دانشگاهى، تبديل شود به يك هويت ديگر؛ به يك هويت غيردينى، غيرانقلابى.
من يك بار در جمع همين عزيزان جهاد دانشگاهى مطلبى را چند سال پيش گفتم، كه يادم هم نبود؛ اين را براى من آوردند، خواندم و يادم آمد - بايد اين هويت صحيح را و اين هويت ايمانى را حفظ كنيد و باقى بماند. خوشبختانه همينجور هم بوده و تا حالا هم باقى مانده است؛ چون ساخت جهاد دانشگاهى و نوع مديريت، نوع عملكرد، نوع ارتباط رأس با بدنه، جهتگيريها، خواستها، خواستهاى خوبى بوده است - آنچه كه آن روز گفتم، اين بود كه بعضيها تصور ميكنند انقلابيگرى، يك حركت انقلابى، يعنى حركت بىانضباطِ همراه با شلوغى، سردرگمى و بىنظمى! ميگويند آقا، آنها انقلابى بود و تمام شد! اين، غلط است. مطلقاً در ذات تحرك انقلابى، اغتشاش و بىنظمى نيست. بعكس، انضباط انقلابى از محكمترين و قويترين انضباطهاست. انضباطى كه ريشه از ذهن انسان، از دل انسان، از ايمان انسان ميگيرد، بهترين انضباطها را دارد.
اول انقلابها از جمله انقلاب ما، بىنظميهايى ديده ميشود كه اين ناشى است از آغاز حركت انقلابى؛ چون يك بناى كهنهى درهم ريخته بايد نابود شود و جايش يك بناى ديگر بيايد. اين، چيز طبيعىاى است؛ ولى وقتي كه بناى نو، بناى جديد ساخته شد بر پايههاى درست، حركت بر اساس آن، حركتِ منضبط و خوب خواهد بود و پيش خواهد رفت و اين، انقلابى است. بنابراين انقلابيگرى را با بىنظمى و با شلوغكارى و با نشناختن ضابطه و قانون نبايد اشتباه كرد.
از فرمايشات مقام معظم رهبري در بازديد از پژوهشكده رويان
25/ 04/ 86
در حالي كه مسلمانان دنيا از شدت عمل و برخوردهاي ضد اسلامي هيأتهاي موسوم به امر به معروف و نهي از منكر در عربستان سعودي به تنگ آمدهاند، شاهدان عيني از افزايش مشهود توزيع كتابهاي توهينكننده به شيعه در مدينه منوره خبر ميدهند.
تعدادي از عمرهگزارن عراقي (كه با پاسپورت انگليسي و آمريكايي براي عمره به عربستان وارد شدهاند) مورد ضرب و جرح از سوي هيأت امر به معروف و نهي از منكر عربستان سعودي قرار گرفتند و كارشان به بيمارستان كشيد.
به گزارش «راصد» اين افراد كه در حال طواف در مسجدالحرام بودند ناگهان با فرياد های نيروهای امنيتی و افراد هيأت امر به معروف سعودی مواجه شدند كه آنان را به كفر و شرك متهم كردند و بلافاصله آنان را با دست و باتوم مورد ضرب و جرح قرار دادند!
در بين اين افراد فرزند «استاد رضا جواد تقي» عضو مجلس نمايندكان عراق و دو فرزند يكی از مقامات دولت عراق نيز به چشم می خورند.
از سوی ديگر، شاهدان عينی از توزيع علني كتاب های توهين كننده به شيعيان در صحن و سرای حرم شريف نبوی در مدينه خبر می دهند. همچنين افراد هبأت امر به معروف، كتابی موسوم به ربحت الصحابة ولم اخسر اهل البيت (يعنی : صحابه را به دست آوردم بدون آنكه اهل بيت را از دست دهم) را بين زائران بقيع توزيع می كنند.
به نام خدا
قاچاق جنسی که زمانی محدود به شهرهای نامشهوری مانند بمبئی و بانکوک بود، هماکنون به تجارتی هشت میلیارد دلاری تبدیل شده که سانفرانسیسکو، جزو بزرگترین مراکز تجاری آن است.
تمایلات لیبرالمآبانه سانفرانسیسکوییها به سکس، تاریخ گذشته این شهر مبنی بر دستگیری فاحشهها به جای قوادان و حجم زیاد جمعیت مهاجران آن، این شهر را به یکی از مهمترین شهرهای آمریکا برای قاچاقچیان بینالمللی جنسی تبدیل کرده تا در این شهر تجارت خود را به صورت ناشناس انجام دهند.

به گفته «دونا هیوز»، کارشناس ملی قاچاق جنسی در دانشگاه «رودایکند»، «گاوین نیوسام»، شهردار سانفرانسیسکو میگوید: «من واقعا از این اوضاع احساس بیماری میکنم. دختران با زور به اینجا آورده میشوند، خانوادههایشان در کشور اصلی تهدید میشوند و خودشان هم هر شب مورد تجاوز قرار میگیرند».
تعداد قربانیان قاچاق و بردگی جنسی در آمریکا و جهان به این علت که این تجارت، تجارتی زیرزمینی و مخفی است، مشخص نیست و آمار در اینباره بسیار متفاوت است.
بیشترین آمار را وزارت امور خارجه آمریکا منتشر مینماید که برآورد میکند سالانه حدود ششصد تا هشتصد هزار نفر برای کار اجباری و بردگی جنسی در جهان قاچاق میشوند که 80 درصد آنان زن و دختر هستند. بیشتر زنان قاچاقشده نیز در پایان به مراکز تجاری سکس میرسند.
وزارت امور خارجه بنا بر تحقیقات «سیا»، برآورد میکند که هر ساله، حدود 14500 تا هفده هزار قربانی قاچاق انسان به آمریکا آورده میشوند. البته این گزارش مشخص نمیکند که چه تعداد آنان قربانی قاچاق جنسی هستند. برخی گروههای فعال در این زمینه، تعداد قربانیان آمریکا را بسیار بیشتر میدانند، در حالی که دیگران از دولت این کشور به خاطر اغراق در این مشکل انتقاد میکنند.
«جان میلر»، مدیر بخش کنترل و مبارزه با قاچاق انسان در وزارت خارجه آمریکا میگوید: «تعداد و آمار همیشه مشخص نیست، چراکه قربانیان در یک صف نمیایستند تا دست خود را بالا ببرند و بگویند که ما قربانی هستیم».
«سیا» روشهای تحقیق خود را افشا نمیکند، اما آمارش مبتنی بر حدود 1500 منبع در جهان از جمله دادههای سازمانهای اجرای قانون، دولت، تحقیقات دانشگاهی، گزارشهای بینالمللی و مطالب روزنامههاست.
زنان که به هدف صنعت سکس قاچاق میشوند، عمدتا از مناطق جنوب شرق آسیا، اتحاد شوروی سابق و آمریکای جنوبی هستند که با قول شغلهای پردرآمدی نظیر مدل یا مهماندار به آمریکا آورده شده و تنها به فاحشهخانهها، کلوپها و مکانهای مخصوص اینگونه کارها فروخته میشوند. آنان در آنجا مجبورند به خاطر پرداخت هزینههای سفرشان برای مالک جدیدشان کار کرده و دلار به دست آورند.
بازرسان فدرال میگویند: حتی آنهایی هم که با هدف حضور در این کار به آمریکا میآیند، گمان نمیکنند که سطح بردگی و بار کاری آنان اینگونه باشد.
«بری تنگ» از مقامات مرتبط با وزارت امنیت داخلی که در کره جنوبی کار میکند، میگوید: قاچاق انسان به یک تجارت چند میلیارد دلاری تبدیل شده و از نظر سود نیز در حال پشت سر گذاشتن قاچاق مواد مخدر و اسلحه است. یک شبکه بسیار سازمانیافته بین کره جنوبی و آمریکا وجود دارد که استخدامکنندگان، دلالان، واسطهها، رانندگان تاکسیها و مادامها حلقههای این زنجیره هستند».
به گفته کارشناسان، آمریکا جزو سه کشور اولی است که به عنوان مقصد قاچاقچیان جنسی به شمار میرود. در آمریکا معمولا قاچاقچیان در کالیفرنیا، نیویورک، تگزاس و لاسوگاس بازار خود را دایر میکنند؛ دنیایی زیرزمینی که البته قربانیان بردگی جنسی در گفتوگوهایی با «FBI» و در کالیفرنیا و کره جنوبی، تصویری از نحوه خرید و فروش زنان توسط قاچاقچیان بینالمللی بین آسیا و سواحل غربی آمریکا را ارایه میدهند.
در خارج از مرزهای آمریکا، استخدامکننندگان و اربابان این بردگان معمولا زن هستند. آنان در کلوپها، بارها، کالجها، استخر و رستورانها قربانی خود را پیدا میکنند و با بررسی درخواستهای کار در اینترنت و روزنامهها، زنان جوان مناسب را شناسایی کرده، با پیشنهاد کارهای تقلبی همچون گارسون، مدل یا مهماندار در آمریکا، آنها را هدف قرار میدهند. آنان را با پرواز به «کاناوایا»ی مکزیک میبرند و پیاده یا با ماشین آنان را به کالیفرنیا میرسانند. البته معمولا عبور از مرزها (هوایی، دریایی، زمینی)، با استفاده از پاسپورتهای جعلی و ویزاهای دانشجویی یا توریستی تهیه شده توسط قاچاقچیان برای آنها راحت است، چراکه زنان در آن زمان نمیدانند فریب میخورند.
این زنان پس از کالیفرنیا به لوسآنجلس یا سانفرانسیسکو برده میشوند و در آنجا در خانه یا اتاقی زندانی شده و مجبور به ارایه خدمات به بیش از ده مرد در روز میشوند و تازه میفهمند چه بلایی بر سرشان آمده است. برخی اوقات نیز آنان مجبور به زندگی در یک فاحشهخانه میشوند که معمولا با پنج یا شش همکار در یک اتاق زندگی میکنند.
اربابان معمولا مدارک آنها را توقیف میکنند تا زمانی که بدهیهایشان را بپردازند؛ بدهیهایی که از هزینه سفر آغاز شده و با اضافه شدن خوراک، پوشاک و اجاره هیچگاه پایان نمییابد. عدهای حتی آنها را به خاطر ناراضی بودن مشتری، دیر سر کار حاضر شدن، دعوا و ... جریمه نیز میکنند.
معمولا قربانیان در محل نگهداری تحت مراقبتهای شدید بوده و با دوربینهای مداربسته و درهای امنیتی حفاظت میشوند و تنها با رانندگانی که محافظان آنها نیز به شمار میروند و آنان را به محل ملاقات بعدی میبرند، اجازه بیرون رفتن دارند.
هرچند مشخص نیست بازار سانفرانسیسکو از بردگان جنسی چقدر درآمد داشته باشد، مقامات فدرال برآورد میکنند که تنها در تابستان از ده سالن آسیایی سانفرانسیسکو، حدود دو میلیون دلار درآمد به دست آمده است.
«تیم هتریخ» از مقامات پلیس سانفرانسیسکو میگوید: «تعداد سالنهای آسیایی در دو سال گذشته، دو برابر شده و سود بالایی دارند».
بنا بر آمار، حدود نود سالن آسیایی در سانفرانسیسکو وجود دارد که اگر به طور میانگین در هر سالن، هشت نفر کار کنند، حدود هفتصد برده جنسی آسیایی در سانفراسیسکو مشغول به کارند. تعداد بسیاری نیز غیرقانونی فعالیت میکنند.
اما قاچاقچیان جنسی که به دام قانون میافتند، به ندرت به قاچاق انسان برای بردگی جنسی محکوم میشوند. این تنها یک بازی خستهکننده موش و گربه برای مقامات فدرال و مقامات قضائی است که حدود یک سال را صرف تحت نظر قرار دادن یک شبکه میکنند و سپس هیچ کدام از زنها حاضر به شهادت نمیشوند.
زنها معمولا از قاچاقچیان خود بسیار بیشتر از پلیس میترسند و دلایل منطقی نیز برای این کار دارند، چراکه آنانی که شهادت دادهاند، معمولا قربانی یک اسیدپاشی یا ناپدید شدن و یا خانوادههایشان در کشور خود دچار مشکلات زیادی شدهاند.
منبع: سانفرانسیسکو گیت
گزارش اول : تحقیقی که در سال 1373 در دانشگاه تربیت مدرس تحت عنوان بررسی میزان تاثیر آوای قران کریم بر کاهش درد انجام گرفت و به عنوان پژوهش کاربردی مفاهیم دینی در علوم پزشکی و پس از کسب اجازه کتبی از محضر ولی امر مسلمین (استفتا 12061) به مرحله اجرا درآمد.
در این پژوهش نیمه تجربی از صدای روح بخش قاری مصری استاد شحات محمد انور و سوره مبارکه یوسف (آیات7-23) جهت کاهش درد بیماران بعد از اعمال جراحی شکم در گروه آزمون استفاده گردید و درد بیماران توسط Visual Analogue Scale به همراه بررسی علایم فیزیولوژیک و علایم رفتاری درد اندازه گیری می شد و مداخله از طریق ضبط و هدفون به سمع واحدهای مورد پژوهش رسانده می شد.
نتایج پژوهش بیانگر تاثیر شگرف آوای قرآن کریم به عنوان یک صورت سازمان یافته موزون و یک اهنگ دل پذیر دینی و عرفانی بر کاهش درد بعد از اعمال جراحی شکم می باشد.