
بِسْمِ الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ
انالله وانّااليه راجعون
شهادت انسانساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به «ملاء اعلي»، دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه وليعصر ارواحنا فداه تسليت و تبريك عرض ميكنم. تسليت از آنرو، كه ملت شهيدپرور ما سربازي را از دست داد، كه در جبهههاي نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ايران، حماسه ميآفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پبروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزگار و معلمي متعهد بود، كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت و تبريك از آنرو كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملتها و توده هاي مستضعف ميكند و سرداراني همچون او در دامن تربيت خود پرورش ميدهد. مگر چنين نيست كه زندگي عقيده و جهاد در راه آن است؟
چمران عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستجات و گروههاي سياسي، و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم كرد. او در حيات، با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست، و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد.
هنر آن است كه بيهياهوهاي سياسي، و «خودنمايي»هاي شيطاني، براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف كند نه هوي، و اين هنر مردان خداست. او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و يادش بخير.
و اما ما ميتوانيم چنين هنري داشته باشيم، با خداست كه دستمان را بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند.
من اين ضايعه را به ملت شريف ايران و لبنان، بلكه به ملتهاي مسلمان و قواي مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم اين مجاهد عزيز، تسليت عرض ميكنم. و از خداوند تعالي رحمت براي او، و صبر و اجر براي بازماندگان محترمش خواهانم.
اول تيرماه شصت
روح الله الموسوي الخميني
قال رسول الله(ص):فاطمة بهجة قلبی

روی منبر نشسته بود. امواج بلند دانش ، سراسیمه به صخره های سینه صبورش می کوفتند. سیمرغ آسمان علمش - که به راههای عرش آشناتر از فراز و فرود فرش بود – در کالبد زمینی وی نمی گنجید...
چشم به گوشه و کنار مسجد کوفه چرخاند.. « یاد سلمان و عمار به خیر ... اما آیا کس دیگری نیست که یارای شنیدن ناگفته های مرا داشته باشد؟» ..
وقت رفتن نزدیک می شد ؛ آنقدر نزديك، که به دوزنده ای که چند لحظه ای فرصت خواسته بود تا سرآستینهای پیراهن کم ارزشش را بدوزد ، گفته بود: «فرصت نيست! وقت تنگ است ؛ باید بروم» .. آري، وقت تنگ بود .. يك تاريخ منتظر كلمات امير بود و شمشیر فرزند ملجم، تشنه یک خون بزرگ ...
نگاه دیگری به مردم کوفه کرد.. باید دل به دریا می زد و مي گفت ؛ شاید که در آن میان ، یکی باشد که بفهمد با چه کسی روبروست.. «سلونی .. سلونی قبل ان تفقدونی.. بپرسید ، از هر آنچه می خواهید ، از آسمانها و آسمانیان ، از کائن و از کائنات ، از خلقت و خلائق.. و از خالق.. بپرسید ، قبل از آنکه دیر شود» ...
.. که ناگهان از گوشه مسجد، یکی از اشباه الرجال به پای خواست و پرسید : «اگر راست می گویی که همه چیز را میدانی ، بگو که چند تار ریش و مو بر سرو روي من روييده است؟!» .. مردک ، باب آرمانشهر دانایی را به ریشخند گرفته بود ...
... و راست گفت خدای بزرگ بلند مرتبه : و ما يَأتيهِم من نَّبيٍّ إلَّا كانوا بهِ يَستَهزِؤون ...
***
یاران انگشت شمارش ، یکی یکی رخصت گرفته و به میدانی بی بازگشت رهسپار شده بودند.. و نوبت اهل بیت که شد، گل سر سبد آنها را زودتر از همه به زیر تیغ فرستاده بود.. برادر هم که به مسلخ سقایت رفت و هم بال ملایک شد...
اوباش روبرو ، جای هیچ ترحم و احتمال هیچ هدایتی باقی نگذاشته بودند.. اما او امام بود ، رؤوف بود ، هادی بود و پدر امت.. پس جسم خسته و زخمی را بر قامت اسب کشانید و رهسپار اردوی خصم شد ...
مقابل انبوه دشمن ایستاد.. چگونه با آنان سخن بگوید؟ اینها همانان بودند که اکبر و قاسم و عباس را از او گرفته بودند ..«شاید اما ، در این میان ، یکی باشد که بفهمد با چه کسی روبروست» .. وقت تنگ بود و خنجر فرزند ذی الجوشن ، خون خدا را طلب می کرد ...
تمام قوایش را جمع کرد تا صدایش، که از شدت عطش، جوهر و طنینی نداشت به آن سوي ميدان برسد و جماعت اشقیاء را برای آخرین بار به سوی حق بخواند..
که ناگهان از آن سوی میدان، عربده هاي هلهله، نوای نور را در حلقوم حقيقت خشکانيد و شكست...
عرق شرم از پیشانی خورشید بر زمین تفتیده طف می ریخت و انسانیت ، حضیض ترین حضیض خود را تجربه می کرد ... و ساعتی بعد، استرانی مجهز به نعل تازه، بر پیکر بی پیراهن پاکی ، رقص ابلیس می کردند...
... راست گفت خدای بزرگ بلند مرتبه : و قليل من عبادي الشكور...
***
« وصیتی دارم علی جان!» .. چرا وصیت؟ مگر چند بهار از عمرت گذشته است؟ سخن از سفر مگو! مگر چند روز از رفتن پدر گذشته است؟ تو هم می خواهی ما را تنها بگذاری و بروی؟
« وقت، تنگ است علی جان! وقت رفتن نزدیک می شود .. » .. آری ، وقت تنگ است و سینه من تنگ تر.. بعد از رفتن پدر ، دلم به تو خوش بود و قلبم به صدای تو آرام می گرفت .. اگر تو هم بروی به فرزندانت چه بگویم ؟ اگر تنهایم بگذاری ، با این مردم چه کنم ؟
« وصیتی دارم علی جان! .. مرا در دل شب غسل بده و کفن کن .. و در تاریکی شب به خاک بسپار .. و کسی را از تربتم آگاه نکن » ..
چرا؟ آیا دلت آنقدر از زمینینان گرفته که آنان را از تربتت نیز محروم می کنی؟ آیا مردمان لیاقت به سرمه کشیدن خاک مرقدت را نیز ندارد؟ آیا..؟
« وقت، تنگ است علی جان! »...
***
چه خوب كه به وصیتش عمل کردی.. کسانی که خلیل الله را به آتش جهالت خویش افکندند.. رأس ذبیح الله را برای فاحشه شهر به ارمغان بردند.. برای مصلوب كردن روح الله تیر و طناب فراهم آوردند.. دندانهای حبیب الله را در دهان فرو ریختند.. محراب مسجد را به خون ولی الله رنگین ساختند.. حریم ثارالله را منزل به منزل تا شام شوم کشاندند.. شکوه بارگاه آل الله را به سنگ و كلوخ بقیع مبدل ساختند.. و رفعت مأذنه حرم الله سامراء را تاب نیاوردند.. آنان، اگر از مکان قبر زهرايت با خبر بودند، با تربت عصمت الله چه مي كردند؟
امروز فهمیدم که چرا تربت مادر مخفی است..
چه خوب شد که به وصیتش عمل کردی، علی جان !
به نقل از www.shianews.ir
امام صادق(ع) :
اذامات العالم٬ ثلم فی الاسلام ثلمه لایسدها شیء
آنگاه که عالمی از دنیا میرود٬ آنچنان شکافی در اسلام ایجاد میشود که هیچچیز آن را پر نمیکند.

* پیام تسلیت مقام معظم رهبری به مناسبت رحلت آیت الله فاضل لنکرانی : این ضایعهئی سنگین برای حوزهی علمیه و ملت شریف ایران است
* زندگی نامه مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی
رييس دفتر مجلس اعلاى اسلامى عراق اظهار داشت: هدف القاعده از انفجار در سامرا ايجاد فتنه تاريخى و مذهبى بين مردم عراق است. يك پايگاه اينترنتى نيز از نقش فتواى اخير «بن جيرين» از مفتى هاى برجسته سعودى مبنى بر ضرورت تخريب اماكن مقدس شيعيان در انهدام گلدسته هاى حرم عسكريين(ع) خبر داد. پايگاه اينترنتى «هجر» اعلام كرد: اين فتوا كه چند ماه پيش در پايگاه اطلاع رسانى شخصى بن جبرين منتشر شده بود تاثير زيادى بر پيروان وهابى وى بر جاى گذاشت و باعث شد تروريست هاى وهابى عراق با تاثيرپذيرى از اين فتوا براى تخريب اين اماكن مقدس برنامه ريزى كنند. وى پيش از اين نيز با تاييد انهدام حرم شريف امامين عسكريين(ع) در سامرا به دست تروريست هاى وهابى و شرعى ناميدن اين اقدام از اين جنايت تمجيد كرده و حرم امام هادى(ع) و امام حسن عسكرى(ع) را «بت شيعيان» خوانده بود.
منبع : آریانیوز
به نام خدا
در سال 1896 میلادی در کنفرانسی که در شهر پراگ برگزار شد خاخام یهودی " راشورن " گفت:
"در حالیکه تسلط بر طلا قدرت اول ما از از طریق سلطه بر جهان می باشد ، دومین وسیله ما باید تسلط بر مطبوعات جهانی باشد"
واین درست همان کلامی است که 30 سال بعد در اولین کنفرانس جامعه جهانی صهیونیزم جهانی که در شهر بال سوئیس برگزار شد توسط " تئودورهرتزل" گفته شد،وی گفت:
"ما هنگامی موفق به تشکیل دولت اسرائیل خواهیم شد که به وسائل اعلام جهانی و مطبوعات عالم تسلط داشته باشیم"
و این کلام هرتزل نیز عمل به مفاد دستورالعملی است که در کتابی به نام پروتکل های یهودی آمده است که در بخش 12 می گوید:
"لازم است که مطبوعات عالم تحت نفوذ ما باشد و نیز لازم است دشمنان ما راهی به سوی مطبوعات جهانی نداشته باشند، تا نتوانند آراء و نظرات خود را بیان کنند و ضرورت دارد روزنامه ها و مطبوعات مربوط به مخالفان در هر قوم و ملتی مورد تایید ما باشد تا در مواقع مناسب امکان ایجاد شورش و بلوا و فتنه و آشوب را داشته باشیم"(1)
در همین بخش که به عنوان دستورهای سری و امنیتی بوده است می گوید:
" لازم است یهودیان که در همه جا پراکنده هستند بانک اطلاعاتی داشته باشند و سوء پیشینه هر کسی را داشته باشند تا اگر با کسانی راه خصومت پیش گرفتند این اطلاعات را در جرائد منتشر کنند و دشمنان خود را مجبور به سکوت نمایند."
در همین بخش می گوید :" فایده تسلط بر مطبوعات جهانی این است که اخبار واقعه جهان قبل از هر کسی به دست یهود خواهد رسید و ما می توانیم وقایع مورد نظر را تایید و وقایع مخالف خود را زیر نظر داشته باشیم." (2)

بنابراین از آغاز باز شدن راه های توسعه و نفوذ بر روی صهیونیست ها ، تلاشی برای تسلط بر خبرگزاری ها و منابع خبری و مطبوعات عالم توسط یهودیان آغاز شد و ایادی صهیونیزم در اروپا ، روسیه، آسیا و آمریکا شروع به کار نمودند، اهداف آنان نیز معین و مشخص بود، وآن این بود که یک صورت انسانی و فرهنگی و اصیل وباستانی به قوم یهود داده شود، برای آنان حق بازگشت به سرزمین موعود مطرح گردد و انتشار یابد، وجود آنان موجب پیشرفت و ترقی و توسعه فنی و اقتصادی به حساب آید ، چهره ای زشت و کریه و جاه طلب و مستبد برای اعراب تصویر گردد، و در نهایت چهره حق به جانب یهودیان داده شود.(3)
تلاش یهودیان در دهه اول تا چهارم قرن بیستم تاثیر چشمگیری بر آراء و عقاید مردم نداشت و ملت ها همچنان نسبت به قوم یهود بدبین بوده جنایت آنان را همواره در نظر داشتند، لیکن همزمان با اوج گرفتن جنگ جهانی دوم و یهودی کشی های هیتلر ، در عین گرفتاری های سخت برای ملت یهود ، فرصت هایی نیز برای تبلیغات صهیونیستی پدید آمد و حضور یهودیان در امر مطبوعات و حضور آنان در کشورهای گوناگون و مناطق مختلف ، توام با همکاری و هماهنگی کشورهای در حال جنگ با آلمان نازی، موقعیت مناسبی برای مطرح شدن قوم یهود به وجود آمد.
در این دوره، وسائل اعلامی و مطبوعاتی در همه جا مملو از تصاویر غم انگیز از مناظر و حشتناک جنگ و راندن یهودیان به سوی کوره های آدم سوزی و اسارت آنان در زندان های نازی و اعدام های دسته جمعی آنان بود که در صفحات روزنامه ها و جراید منتشر شد و انبوه جمعیت های اروپایی و آمریکایی در جریان مصائب و گرفتاری های آنان قرار گرفتند و نوعی احساسات مثبت و عاطفی نسبت به یهودیان پدیدار شد.
دست های مخفی و آشکار صهیونیستی و داستان های فراوانی نیز پیرامون " مصائب هلوکاست" یا مصیبت های جگرسوز ایام هیتلری، به رشته تحریر در آوردند و صندوق های بین المللی را برای کسب نفقات و کمکهای انسانی از دولت های مختلف و ثروتمندان پدید آوردند، تا از یک سو اموالی برای مقاصد خود کسب کنند و از سوی دیگر عواطف جوامع بشری را نسبت به یهود جلب کرده، مقدمات مهاجرت آنان به سرزمین فلسطین و رهائی ایشان از دشواری های آوارگی ، و بالاخره تشکیل یک حکومت مستقل را فراهم نمایند(4)
بنابراین حمله هیتلر به یهودیان هرچند خسارات فراوانی به آنان وارد ساخت ، لیکن در عین حال نتایج مهمی نیز برای یهودیان به وجود آورد و موجب عطف توجه اروپائیان و آمریکائیان به قوم یهود گردید و از دهه 1950 به بعد این تغییرات در اجتماعات بشری روی داد:پیدایش حالت ترحم به یهود به جای احساس نفرت و انزجار از ایشان.
مورد قبول واقع شدن اسکان یهودیان در سرزمین فلسطین به عنوان سرزمین موعود و حق مشروع.
ایجاد روح همکاری و تعاون با یهود احساس بی تفاوتی نسبت به ملت فلسطین و تنفر از اعراب ... که در واقع این احساسات مثبت به یهود نتیجه نهایی عطف توجه استعمارگران اروپایی و امریکایی به شبکه صهیونیستی به عنوان اهرمی برای پیشبرد مقاصد آنان بود، چرا که: الناس علی دین ملوکهم، هر عیب که سلطان بپسندد هنر است(5)
توضیحات :
ژرژ لامبلن نویسنده کتاب پروتکل های یهود در کتاب The Protocol Of The Learned Of Lion می گوید: هنگامی که به مخالفت بر می خوریم باید جنگ را بین کشور مخالف و همسایگانش ایجاد کنیم، در عمل به این نقشه است که قاسملو با کمک همسر اسرائیلی خود، جنگ در کردستان و طارق عزیز یهودی جنگ ایران و عراق را دامن می زند" نقش و نفوذ صهیونیزم در اروپای شرقی" تالیف فخر الدین حجازی.
پروتکل های یهود از کتاب خطر الیهودی تالیف محمد خلیفه تونسی.
شئون الفلسطینیه.
مجله الفیصل، عدد120 فوریه 1987 ، ص 22 و 23.
در حقیقت کشتار یهودیان توسط هیتلر نیز روی دیگر سکه صهیونیزم است، چرا که تا هنگامی که یهودیان با هیتلر و با آلمان نازی همکاری می کردند و در راه استکبار هیتلری گام بر می داشتند و از آنان بهره برداری می کردند، لیکن از زمانی که کفه ترازوی جنگ به سود قوای متحدین سنگینی کرد و یهودیان در استخدام قوای متحدین در آمدند و در داخل آلمان به یک ستون پنجم استعمار خارجی تبدیل شدند مورد غضب و انتقام هیتلر قرار گرفتند و این شیوه همیشگی قوم یهود است، همین امروز هم اگر یهودیان سودمندی خود را برای منافع آمریکا از دست بدهند، آمریکا با آنان همان می کند که هیتلر بر آنان کرد ونتیجه مکر و حیله یهودیان سرانجام در آنجا ظاهرمی شود.
به نقل از www.yahood.net

مشاور ارشد دبیر کل سازمان ملل متحد(کوفی عنان) در امور محیط زیست در جریان اعلام نتایج این تحقیقات٬ طی مصاحبه ای گفت:
«تمدن ما تا پایان قرن آینده پایدار نخواهد ماند مگر آنکه زندگی اقتصادی٬ امنیتی و سیاسی ما با هدایت و انگیزه دهی متعالی ترین ارزش های اخلاقی و معنوی صورت بگیرد و در خدمت آن باشد.»
در این مصاحبه مطبوعاتی رئیس بنیاد سازمان ملل هم اعلام داشت:
«شیوه ای که مسئولیت خود را به عنوان اشرف مخلوقات خدا انجام داده ایم٬ دوراندیشانه نبوده است و ما بسوی پرتگاه می رویم.»(۱)
دکتر شوماخر اندیشمند غربی٬ با اشاره به عدم پایداری توسعه اقتصادی غرب و عوارض منفی آن و بن بستی که در این زمینه گریبان گیر کشورهای غربی گردیده است می نویسد:
«خروج از چنین بن بستی مستلزم تجدیدنظر در ابعاد تکنولوژیک٬ رعایت اعتدال در مصرف مواد اولیه و تولید انبوه و بالاخره بازگشت به ارزش های مذهبی و اخلاقی به منظور رفع نابسامانی های روانی می باشد.»(۲)
توضیحات :
۱- ماهنامه صبح٬ ش۸۷
۲- فصل نامه علمی سازمان محیط زیست٬ ش۲
بسم الله

۱- امام خمینی (ره) درباره به سردمداران صهیونیسم بین الملل (صحیفه نور٬ ج۱۸ ٬ ص۱۵۱) :
« از آنجا که خوب می دانند اگر انقلاب اسلامی به همه جا برسد فاتحه آنان خوانده می شود و دست آنان کوتاه می شود.»
۲- روزنامه فرانسوی لوموند (۱۵ نوامبر ۱۹۸۴):
« از سوی سازمان سیا ده ها انستیتو و موسسه در آمریکا کار مطالعه درباره اسلام و تشیع را آغاز نمودند.»
۳- حضرت آیت الله خامنه ای بعد از رحلت امام (۱۷/۳/۶۸) :
«راه ما راه امام خمینی است و در این راه با قاطعیت حرکت خواهیم کرد.»
۴- روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف (۲۰/۳/۶۸) :
« دشمنان ایران این وحشت را دارند که روح آیت الله خمینی همچنان رهبری ایران را در دست داشته باشد.»
۵- ماسیموفینی روزنامه نگار معروف ایتالیایی طی مقاله ای در روزنامه ایل جورنو(چاپ ایتالیا) :
«تصور پایان کار مکتب امام خمینی با فوت ایشان یک تصور غلط است و اندیشه او از مدت ها پیش نفوذ خود را در جهان اسلام گسترانده است. »
۶- احمد هوبر نویسنده و متفکر تازه مسلمان سوئیسی (کیهان ۲۸/۱۷/۶۹) :
«امام هرگز نمرده است و هنوز زنده و فعال است.»
۷- شفکو عمر شیح مفتی اعظم کرواسی در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی(بهمن و اسفند۷۸):
« با گذشت چند سال از عروج امام اکنون نیز افکار و اندیشه های ایشان در جهان طرفداران فراوانی دارد.»
۸- مقام معظم رهبری :
«از این پس دنیا شاهد شکوفایی روزافزون خمینی کبیر خواهد بود.»
به اینجا هم سری بزنید : http://www.rajanews.com/News/?11345
شواهد فراوان و تحولات جاری حاکی از این واقعیت است که با پیروزی انقلاب اسلامی و بیداری فطری بیش از پیش بشر غفلت زده رویکرد دینی مجامع تحقیقاتی و محافل علمی و دانشمندان رشته های گوناگون علوم وارد مرحله ای جدید گردیده است.
دکتر مهدی گلشنی در تایید واقعیت فوق این واقعه را نقل می کند:

«چند سال قبل برای سمینار (تعبیر فیزیکی نسبیت) در لندن بودم بحث کیهان شناسی مطرح بود. یک فیزیکدان فیلسوف بلژیکی در ضمن انکه داشت راجع به یک مدل کیهان شناسی صحبت می کرد اسمی از خدا آورد، که یک فیزیکدان آمریکایی(از دانشگاه آکسفورد) گفت: در کنفرانس فیزیک جایی برای آوردن اسنم خدا نیست!
این را من خودم شاهد بودم . اما الان وضعیت آن چنان تغییر کرده است که:
۴سال پیش(سال ۱۳۷۱ه.ش.) انجمن آمریکایی پیشرفت علم که بزرگترین انجمن علمی آمریکاست و بسیاری از شخصیت های علمی برجسته آمریکا عضو آن هستند، سمینار دوره اش را برگزار کرد، در آن سمینار کاری که برای اولین بار کرده بود این بود که غیر از جلسه های موازی که معمولا در رابطه با کنفرانس ها می گذارند یکی دو جلسه هم در رابطه با «رابطه علم و دین» قرار داده بودند. این جلسات آنچنان شلوغ بود که بقیه جلسات را تحت الشعاع قرار داده بود و سروصدای اولیای سمینار را درآورد، یعنی وضعیت اینچنین تغییر کرده است. یک وقتی اسم دین را آوردن در محیطهای آموزشی و غیره خلاف مد بود، اما الان اینطور نمی باشد.»
پروفسور بروس منگن(Bruce Mongon) استاد شناخت ژوهی دانشگاه کالیفرنیا در برکلی طی سخنرانی خود در دومین کنگره «تلفیق علم و دین» (هندوستان/ژانویه 1966) بر گسترش بی سابقه رویکرد دینی و معنوی دانشمندان طی سالهای اخیر صحه نهاده می گوید:
« از اوایل قرن حاضر روش علمی به جمود گرایید و به مشاهدات واقعیات خشک خارجی محدود گشت و به دین و تجربه دینی به چشم دشمن ابدی خود نگریست، اما خوشبختانه از آغاز دهه کنونی علاقه به آگاهی و تجارب دینی و معنوی در کار علمی تجدید شده است.»

این تغییر شدید گرایش ها و نگرش های دینی و مذهبی تا آنجاست که به نقل از ماهنامه سروش(شماره 635): « در حال حاضر در دانشگاه استنفورد آمریکا، جایی که تا چند سال قبل عبادت ارزشی تلقی نمی شد حدود سیصد الی پانصد نفر از دانشجویان دائما در مراسم عبادی شرکت می کنند.»
مطابق گزارش های تهیه شده چند سالی است که دانشگاه کمبریج رشته سخنرانی علم و الهیات را شروع کرده است و در سال ۱۹۹۸ مبلغ یک میلیون و یکصد هزار پوند به دانشگاه آکسفورد اهدا شد تا کرسی علم و دین را تاسیس کند.
همچنین دانشگاه «لیدز» انگلستان اولین مرکز میان رشته ای برای آموزش و تحقیق درباره تعامل علم و دین را دایر کرد و دانشگاه بوستون در آمریکا برنامه دکتری در علم و دین و فلسفه راه انداخته است.
تجدید علاقه به بررسی های روانشناختی نسبت به مسائل دینی و مذهبی که از سالهای ۶۰ و ۷۰ میلادی آغاز گردیده بود طی سالهای اخیر به شدت افزایش یافته تا آنجا که در این سالها در این زمینه دهها مجله معتبر چاپ و دهها سمپوزیوم و سمینار برگزار گردیده و همچنین تحقیقات مربوط به دین در ابعاد علوم انسانی و نظری آن در شبکه اینترنت خیلی زیاد شده است.
گرچه در گذشته روانشناسی علمی معتقد بوده است که درمان بیماران را باید از مسائل ارزشی دور نگاه داشت٬ اما تنها از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۳ میلادی بیش از ۶هزار مقاله علمی در خصوص نقش و اهمیت مذهب در درمان بیماران به چاپ رسیده است.

همچنین در سالهای اخیر درس علم و دین در تعداد زیادی از دانشگاههای آمریکایی و اروپایی عرضه شده است و طبق برآورد مجله New Scientist پررشدترین رشته علمی بوده است!
بسم الله

مستوره پاک پرده شب
ای پرده کاینات، زینب
ای جوهر مردی زنـــانـه
مردی ز تو یافت پشتوانه
ای چــــــادر عفــت تو لــولاک
از شرم تو شرم را جگر، چاک
یک دشت، شقایق بهشـــــتی
بر سینه ز داغ و درد، کشتی
ای بذر غم و شکوفــــــه درد
بر دشت عقیق خون گل زرد
افراشته باد، قامـــــــت غم
تا قامت زینب است، پرچم
از پشت علی، حسیـــــن دیگر
یا آنکه علی است زیر معجر؟
چشمان علی است در نگاهش
طوفان خداست، ابـــــر آهش
در بیشه سرخ، غم نوردی
سرمشق کمــال شیرمردی
آن لحـــظه داغ پر فـــــــروزش
آن لحظه درد و عشق و سوزش
آن لحظه رفتن بـــــرادر
آن دم که تپید عرش اکبر
آن لجظه واپسین رفتــن
در سینه دشت تفته خفتن
آن لحظه دوری و جدایی
آن- آنِ ِ اراده خدایـــــــی
چشمان علی زپشت معجر
افتاده به دیدگان حیــــــــدر
خورشید ستاده بود بیتاب
وان دیده ماه، غرقـه آب
یک بیشه نگاه شیر ماده
افتاده به قامـــــــت اراده
این سوی، غم ایستاده والا
آن سوی، شرف بلند بــالا
دریای غم ایستاد بی مــوج
در پیش ستیغ رفعت و اوج
این دشت شکیب و غمگساری
آن قـــــلـه اوج اســـــتـــواری
این فاطمه در علی ستاده
وان حیدر فاطمی نــژاده
این، اشک حجاب دیـدگانش
وآن حجب، غلام و پاسبانش
شمشیر فراق را زمانه
افکند که بگســـــلد میانه
خورشید شد و، شفق بجا ماند
اندوه سرود هجــر برخــــواند
این، ماند که با غمان بســازد
و آن، رفت که نرد عشق بازد
علی موسوی گرمارودی