تبليغاتX
اندیشه درخشان
اندیشه درخشان

 

ناگفته هاي سيد حسن نصرالله در ديدار جمعي از طلاب حوزه علميه قم


«اميدواريم اسرائيل يك روز حماقت كرده به جنوب لبنان حمله كند. زيرا آن‌چه ما آماده كرده‌ايم، به ذهن شارون هم خطور نمي‌كند.»


شرح ملاقات در متنی كه براي خبرگزاری بازتاب ارسال شده: ساعاتي از شب گذشته بود تا اين كه بالاخره مكان قطعي ملاقات را به ما اعلام كردند. سريع خود را به محله «حاره حريك» رسانديم. بعد از گذشتن از يك ايست بازرسي خود را به جلوي آپارتمان چند طبقه‌اي كه ميان آپارتمان‌هاي بلند گم شده بود رسانديم. از گيت بازرسي رد شديم. برادران حزب‌الله ـ كه سخت از بر و بچه هاي خودمان تشخيص داده مي‌شدند ـ اشياء فلزيمان را گرفتند.

ديدار در يك اتاق كوچك، كه با صندلي‌هاي فايبرگلاس يا به قول خودمان پلاستيكي! فرش شده بود، انجام شد. ديوارهاي اتاق با چند تابلوي ساده كه همه نماد مقاومت بودند تزئين شده بود و ما قبل از آمدن ميزبان، آنها را تماشا مي‌كرديم.

سيد حسن با ابهت هميشگي‌اش وارد اتاق جلسه شد. احوالپرسي گرمي كرد و روبرويمان نشست. محافظانش هم آرام و جدي دو طرف او نشستند. نماينده ما دقايقي صحبت كرد و سؤالاتي مطرح كرد. سيد همان اول غافلگيرمان كرد و با خنده پرسيد مي‌خواهيد عربي صحبت كنم يا فارسي؟! البته اين جمله را فارسي گفت! بچه‌ها گفتند فارسي. گفت بسيار خوب! البته فارسي من ضعيف است و من پنجاه درصد آن را مي‌دانم. ولي در طول صحبت معلوم شد كه بسيار مسلط هستند و بدون مكث و با ادبيات صحيح صحبت مي‌كند.


ادامه مطلب

لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

الهى آنكه را عشق نيست ارزش چيست

الهى اگر دانشمند رهزن شود از هر اهريمنى بدتر است كه دزد با چراغ است.
الهى حاصل يك عمر درس و بحثم اين شد كه جهانرا جهانبانى است و انسان را سروسامانى.
الهى اى آشنايم تو خود دانى كه بيگانه‏ام بيگانه ترم كن خوشا بحال مؤمن كه غريب است.

الهى در اين شب دوشنبه سلخ شهر الله المبارك هزار و سيصد و نود هجرى قمرى با كسب اجازه از حضور انور شما نام كشور پهناور هستى را عشق آباد گذاشتم.
الهى ستاره‏شناس شدم و خودشناس نشدم، از رموز زيج و ربع مجيب و اسطرلاب با خبرم و از اسرار جام جم خويش بيخبر.
الهى بت‏سنگين شكستن نيك آسان است و بت نفس شكستن سخت دشوار، خنك آنكه از امت‏خليل بت‏شكن است كه هر دو را بشكست.
الهى اگر سر مويى باورم شود كه پيشه‏ام در پيشگاه تو پذيرفته است چون سروى كه از وزش صبا بچپ و راست ميچمد چنان پاى كوبى و دست افشانى كنم كه سنگ و گل را از شورم بشورانم و كوه را از سازم برقصانم.
الهى سرتاسر ذرات عوالم وجود در جنب و جوشند چگونه حسن خاموش باشد.
الهى آنكه را عشق نيست ارزش چيست.
الهى خروس را سحر باشد و حسن را نباشد.
الهى سر در راه سردار دادن آسان است و دل بدست دلدار دادن دشوار، كه آن جهاد اصغر است و اين اكبر.
الهى حسن عبد الله، عبد الله خراب آبادى بود و حال عبد الجمال عشق آبادى شد.
الهى حاصل فكرم بى فكرى است‏خنك آنكه از فكر بگذشت.
الهى خانه كجا و صاحب خانه كجا؟طائف آن كجا و عارف اين كجا؟آن سفر جسمانى است و اين روحانى.آن براى دولتمند است و اين براى درويش.آن اهل و عيال را وداع كند و اين ما سوا را.آن ترك مال كند و اين ترك جان.سفر آن در ماه مخصوص است و اين را همه ماه و آن را يكبار است و اين را همه عمر.آن سفر آفاق كند و اين سير انفس، راه آن را پايان است و اين را نهايت نبود.آن ميرود كه برگردد و اين ميرود كه از او نام و نشانى نباشد.آن فرش پيمايد و اين عرش.آن محرم ميشود و اين محرم.آن لباس احرام ميپوشد و اين از خود عارى ميشود.آن لبيك مى‏گويد و اين لبيك ميشنود.آن تا بمسجد الحرام رسد و اين از مسجد اقصى بگذرد. آن استلام حجر كند و اين انشقاق قمر، آنرا كوه صفا است و اين را روح صفا.سعى آن چند مره بين صفا و مروه است و سعى اين يك مره در كشور هستى.آن هروله ميكند و اين پرواز، آن مقام ابراهيم طلب كند و اين مقام ابراهيم.آن آب زمزم نوشد و اين آب حيات. آن عرفات بيند و اين عرصات.آنرا يك روز وقوف است و اين را همه روز.آن از عرفات بمشعر كوچك كند و اين از دنيا بمحشر.آن درك منى آرزو كند و اين ترك تمنى را، آن بهيمه قربانى كند و اين خويشتن را.آن رمى جمرات كند و اين رجم همزات.آن حلق راس كند و اين ترك سر. آنرا لا فسوق و لا جدال فى الحج است و اين رافى العمر.آن بهشت طلبد و اين بهشت آفرين.لاجرم آن حاجى شود و اين ناجى. خنك آن حاجى كه ناجى است.


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

داستان حقانیت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از زبان یک کشیش تازه مسلمان شده

اللهم صل علی محمد و آل محمد

«فخر الاسلام» مؤلف کتاب«انیس الاعلام» که خود یکی از کشیشان بنام مسیحی بوده، و تحصیلات خود را نزد کشیشان مسیحی به پایان رسانیده استو به مقام ارجمندی از نظر آنان نائل آۀمده در مقدمه ی این کتاب ماجرای عجیب اسلام آوردن خود را چنین شرح می دهد:

«... بعد از تجسس بسیار و زحمات فوق العاده و گردش در شهرهاخدمت کشیش والا مقامی رسیدم، که از نظر زهد و تقوا ممتاز بود، فرقه«کاتولیک» از سلاطین و غیره سوالات دینی خود را به او مراجعه می کردند، من نزد او مدتی مذاهب مختلفه نصارا را فرا می گرفتم، او شاگردان فراوانی داشت، ولی در این میان همه به من علاقه ی خاصی داشت. کلیدهای منزل ... همه در دست من بود فقط کلید یکی از صندوقها را پیش خود نگاه داشته بود...

در این بین روزی کشیش مزبور را عارضه ای رخ داد به من گفت به شاگردها بگو: حال تدریس ندارم. وقتی نزد شاگردان آمدم دیدم مشغول بحثند، این بحث منجر به معنی لفظ «فارقلیطا» در سریانی و «پریکلتوس» به زبان یونانی... جدال آنها به طول انجامید، هرکس رأیی داشت...

پس از بازگشت، استاد پرسید: امروز چه مباحثه کردید؟! من اختلاف آنها را در لفظ «فارقلیطا» از برای او تقریر کردم... گفت: تو کدامیک از اقوال را انتخاب کرده ای؟

گفتم مختار فلان مفسر را اختیار کرده ام.

کشیش گفت: تقصیر نکرده ای، و لکن حق و واقع خلاف همه این اقوال است، زیرا حقیقت این را نمی دانند مگر راسخان فی العلم از آنها هم تعداد کمی با این حقیقت آشنا هستند، من اصرار کردم که معنی آن را برایم بگوئید، وی سخت گریست و گفت: هیچ چیز را از تو مضایقه نمی کنم... در فرا گرفتن معنی اسم اثر بزرگی است، ولی به مجرد انتشار، من و تو را خواهند کشت! چنانچه عهد کنی به کسی نگویی این معنی را اظهار می کنم... . من به تمام مقدسات قسم خوردم که نام او را فاش نکنم، پس گفت: این یسماء از اسماء پیامبر مسلمین است و به معنی «احمد» و « محمد» است.

پس از آن کلید آن اتاق کوچک را به من داد و گفت: در فلان صندوق را باز کن و فلان و فلان کتاب را بیاور، کتاب ها را نزد او آوردم، این دو کتاب به خط یونانی و سریانی پیش از ظهور پیامبر اسلام بر پوست نوشته شده بود.

در هردو کتاب لفظ «فارقلیطا» را به معنی، احمد و محمد، ترجمه نموده بودند، سپس استاد اضافه کرد: علماء نصارا قبل از ظهور او اختلافی نداشتند که «فارقلیطا» به معنی « احمد و محمد » است، ولی بعد از ظهور محمد - صلی الله علیه و آله و سلم- برای بقای ریاست خود و استفاده مادی، آن را تأویل کردند و معنی دیگری برای آن اختراع نمودند و آن معنی قطعاً منظور صاحب انجیل نبوده است.

سوال کردم درباره ی دین نصارا چه می گویی؟ گفت با آمدن دین اسلام منسوخ است، این لفظ را سه بار تکرار نمود پس گفتم:

در این زمان طریقه ی نجات و صراط مستقیم... کدام است؟ گفت: منحصر است در متابعت محمد- صلی الله علیه و آله-

گفتم: آیا تابعان او از اهل نجاتند؟ گفت: ای والله ( سه بار تکرار کرد)... سپس استاد گریه کرد من هم بسیار گریستم گفت: اگر آخرت و نجات می خواهی البته باید دین حق را قبول نمائی... ومن همیشه تو را دعا می کنم، به شرط اینکه در روز قیامت شاهد باشی که در باطن مسلمان و از تابعان محمد-صلی الله علیه و آله و سلم- هستم؛ ... هیچ شکی نیست که امروز بر زمین دین اسلام دین خداست...»!!


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

        

غير يهودى هرچند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت!!!


و - كشتن مسيحى از واجبات مذهبى ما است و پيمان بستن با او، يهودى را ملتزم به اداء نمى‏كند.

رؤساى مذهب نصرانى و هركه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه او را لعن كرد.

(يسوع ناصرى) كه ادعاى پيامبرى كرده و نصارى گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردى به نام (باندار) به زنا آورده بود، در آتش جهنم مى‏سوزند.

كليساهاى نصارى كه در آن سگهاى آدم نما به صدا در مى‏آيند به منزله زباله خانه است.


ز ـ اسرائيلى در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غير يهودى، يك يهودى را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاى چنين شخصى جز مرگ چيز ديگرى نيست و بايد او را كشت.

اگر يهود نبودند، بركت از روى زمين برداشته مى‏شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمى‏باريد.

همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارند.

نطفه‏اى كه از غير يهودى منعقد مى‏شود، نطفه اسب است.

اجانب مانند سگ هستند و براى آنها عيدى نيست زيرا عيد براى اجنبى و سگ خلق نشده است.

سگ افضل از غير يهودى است، زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولى نان دادن به اجنبى حرام است.

هيچ قرابت و خويشى بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتى است؟

خانه‏هاى غير يهودى به منزله طويله است.

اجانب دشمن خدا و مثل خنزير و قتلشان مباح است.

اجانب براى خدمت كردن يهود به صورت انسان خلق شده‏اند.

يسوخ مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بُت پرداخت و هر مسيحى كه يهودى نشود بُت پرست و دشمن خدا خواهد بود، از عدالت خارج است و انسانى كه بر غير يهود كوچكترين ترحمى روا دارد، عادل نيست.

غش و خدعه كردن با غير يهودى منع نشده است.

سلام كردن بر كفار (كسانى كه يهودى نيستند) اشكال ندارد به شرط آن كه سِرّا او را مسخره كرده باشد.
لطفا پس از خواندن ادامه مطلب ٬

بگویید به نظر شما چرا با وجود اینچنین عقایدی در تلمود باز هم مسیحیان از اسرائیل دفاع می کنند ؟!


ادامه مطلب
لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

بسم الله الرحمن الرحیم

 عقاید عجیب(اما واقعی!) در تلمود

قبل از شروع مطلب این توضیح واضحات را هم بدهم که اگر از عقاید یهود انتقاد می کنم ٬ منظورم عقایدی از یهود است که در طی سالیان دراز در تاریخ به تدریج مورد تحریف قرار گرفته و توسط عده ای برای سودجویی و تسلط بر توده ها وارد این دین شده و این دین آسمانی را از اصالت خود خارج ساخته اند .

خاخامهاى يهودى طى سالهاى متمادى شرحها و تفسيرهاى خود سرانه وگوناگونى بر تورات نوشتند كه همه آنها را خاخام (يوخاس) در سال1500م جمع‏آورى نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاى230 و500م نوشته شده بود به نام (تلمود) يعنى تعليم ديانت و آداب يهود را جمع آورى كرد.

اين كتاب نزد يهود بسيار مقدّس و در رديف (تورات) (عهد عتيق) قرار داد(1).

براى اينكه بيشتر به خود پرستى و آرمانهاى ضدّ انسانى يهود پى ببريم خوب است چند جمله‏اى از اين كتاب را به دقّت مطالعه كنيم:(2).

الف ـ روز دوازده ساعت است:

در سه ساعت اوّل آن خداوند شريعت را مطالعه مى‏كند.

و در سه ساعت دوّم احكام صادر مى‏نمايد.

در سه ساعت سوّم هم جهان را روزى مى‏دهد.

در سه ساعت آخر روز هم با حوت دريا كه پادشاه ماهيها است به بازى مى‏پردازد.

هنگامى كه خداوند امر كرد (هيكل) را خراب كنند خطا كرده بود به خطاى خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد و گفت: واى بر من كه امر كردم خانه‏ام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند.

خداوند، از آن كه يهود را به چنين حالى گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مى‏زند و زار زار گريه مى‏كند، گاهى از چشمانش دو قطره اشك به دريا مى‏چكد و آن چنان صدا مى‏كند كه تمام اهل جهان صداى گريه آن را مى‏شنوند و آبهاى دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مى‏آيد.

هرگز خداوند از كارهاى ابلهانه و غضب و دروغ بركنار نيست.

ب ـ قسمتى از شياطين، از فرزندان آدم هستند، آدم زنى داشت از شياطين به نام (ليليث) كه مدّت130 سال همسر آدم بود، شياطين از نسل او متولد شدند!!

(حواء) در اين مدّت130 سال جز شيطان فرزندى نزائيد زيرا او هم همسر يكى از شياطين شده بود.

انسان مى‏تواند شيطان را بكشد به شرط اين كه خمير نان عيد را نيكو به عمل آورد.

ج ـ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مى‏باشد، روحهاى يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطانى و مانند ارواح حيوانات است.

نطفه غير يهودى، مثل نطفه بقيه حيوانات است!

د ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمى‏شوند، ولى جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه زارى چيزى عايد آنها نمى‏گردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است.

پيامبرى به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرا يعنى (غير يهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمى مى‏روياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهى يهود باز گشته و تمام ملّتها مسيح را خدمت خواهند كرد!

آن زمان هر يهودى، دو هزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت.

هـ ـ بر يهود لازم است، كه املاك ديگران را خريدارى كند تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادى براى يهود باشد.

و چنانچه غير از يهودى بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واى بر ما، اين چه ننگى است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شده‏ايم.

پيش از آن كه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورند لازم است جنگ جهانى برپا و دو ثلث بشر نابود شود، در مدّت هفت سال يهود، اسلحه‏هاى جنگ را خواهد سوزانيد و دندانهاى دشمنان بنى اسرائيل به مقدار بيست و دو ذرع كه تقريبا هزار و سيصد و بيست برابر دندانهاى عادى مى‏شود! از دهانشان بيرون خواهد شد.

هنگامى كه مسيح حقيقى پا به عرصه وجود گذارد، يهود آنقدر ثروتمند و مال خواهند داشت كه كليد صندوقهايشان را بر كمتر از سيصد الاغ حمل نتوان كرد!

توضیحات :

۱ـ بلكه از تورات هم بالاتر است، چنانچه (گرافت) مى‏گويد: بدانيد كه گفتار خاخام از گفتار پيامبر بالاتر است.

2 ـ آنچه در اين مطلب ذكر مى‏شود از كتاب (خطراليهودية العالمية) تأليف عبدالله التل اقتباس شده كه او نيز از كتاب (الكنزالمرصود فى قواعد التلمود) تأليف دكتر رو هلبخ ترجمه يوسف نصرالله، چاپ بغداد1899 م، نقل مى‏نمايد.

به نقل از  www.yahood.net

خوب! نظرتان راجع به اعتقاد به چنین عقایدی چیست و تاثیر این عقاید در زندگی یک انسان چگونه خواهد بود؟!!






لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

           به نام خدا               

سست تر از خانه عنکبوت !

 

امروز در روزنامه اسراييلي يديعوت آهارانوت، مقاله عجيبي خواندم. هم مقاله عجيب بود و هم اظهار نظرهايي که درباره مقاله منتشر شده بود. عنوان مقاله اين است: مرده‌هامان را بشماريم! نويسنده، سور پلاکر.

نوشته است: « بعد از بيستمين موشک، گوشمان به صداي آژير آمبولانس عادت کرد. بعد از صدمين موشک دريافتيم که جنگ با تروريسم ماه‌ها به طول مي انجامد -- واژه‌ي تروريست را اسراييل و امريکا براي حزب الله و حماس به کار مي‌برند، همين ديروز هم در کنفرانس مطبوعاتي مشترک با بلر، بوش گفت ريشه ويراني‌هاي لبنان، عمليات تروريستي حزب‌الله و ريشه ويراني‌هاي غزه هم حماس است. آنها درعوض اسراييل را دموکرات و آزادي‌خواه و نمونه يک کشور پيشرفته در منطقه مي‌دانند! -- و ما بايد افراد بيشتري را از دست بدهيم. اولين مرده که در جنگ با حزب الله کشته شد، قلوب ما را تکان داد.

 

به گمانم خاورميانه جديدي در راه است. خاورميانه‌اي درست خلاف آن چه امريکا گمان مي‌کند.

 

ما فرياد زديم: "ما ديگر تحمل بيش از اين را نداريم، چه کسي مسئول است؟ چه کسي ما را به اين نقطه رسانده است؟ در روزهاي آينده ما با واقعيت جنگ بيشتر آشنا مي‌شويم. جنگ رو در رو با دشمني آموزش ديده که از نيروهاي زبده اسراييلي نمي ترسند ... اين جنگ مثل صاعقه در روز يکشنبه ما را غافل‌گير کرد. کاملا شگفت‌انگيز بود. اگر يک ماه پيش از مردم اسراييل مي‌پرسيدند که آيا گمان مي‌کنند جنگ با حزب الله يک ماه به طول بينجامد، 98 درصد جواب منفي مي‌دادند، مي‌گفتند مطلقا نه! ما با اين جنگ غير قابل پيش‌بيني به خود لرزيده‌ايم. آمادگي چنين رويارويي را نداشتيم. مثل جنگ يوم کيپور - جنگ رمضان - غافلگير شديم. چه کساني مسئول اين غافل‌گيري هستند؟ امير پرز؟ هالوتس؟ اولمرت؟ »

يکي از خوانندگان به نام ايتزيک از حيفا در اظهار نظرش گفته است: "اسراييل ممکن است تا سال 3006 در اين جنگ پيروز شود!"

فرد ديگري به نام دن از حيفا نوشته است: "ازتش ما جنگ را باخته است. واقعيت اين است ارتشي که با زبده‌ترين افراد، بهترين تانکها، با تکيه به نيروي هوايي نمي‌تواند وارد يک دهکده کوچک بشود و تلفات بسياري تحمل مي‌کند، يک ارتش شکست خورده است ..."

 

آن مقاله و اين داوري‌ها نشان مي‌دهد که اتفاق تازه‌اي در منطقه در رويارويي با اسراييل افتاده است. همين اسراييل در جنگ شش روزه، در مواجهه با ارتش‌هاي مصر و سوريه و اردن و عراق، نوار غزه و کرانه غربي و ارتفاعات جولان و سينا را گرفت. جنگ سال 1973، پانزده روز طول کشيد، چه اتفاقي افتاده است که در مواجهه با يک نيروي مقاومت اين گونه زمين‌گير شده و افسانه ارتش اسراييل ويران شده است. بمباران‌هاي شهرهاي بي دفاع، مطلقا ارزش نظامي ندارد.

لکه ننگ ابدي تاريخي براي امريکا و اسراييل و همه آناني است که گمان مي‌کردند با تاخير در آتش بس، حزب الله نابود مي‌شود. لکه ننگ بر پيشاني سازمان ملل است که وقتي امريکا مي‌خواهد ظرف چند ساعت بيانيه صادر مي‌کند. و وقتي امريکا نمي‌خواهد، 20 روز است که لبنان بمباران مي‌شود، مقر نيروهاي خود سازمان ملل هم ويران مي‌شود و افرادش کشته مي‌شوند و امريکا اجازه نمي‌دهد که حتي اين جنايت محکوم شود.

به گمانم خاورميانه جديدي در راه است. خاورميانه‌اي درست خلاف آن چه امريکا گمان مي‌کند. همين ژنرال ايراني تبار اسراييلي - دن هالوتس - نشانه جالبي است. در سال 2002 وقتي او دستور داد خانه فلسطيني‌ها در غزه بمباران شود، براي ويران کردن آن خانه‌ها 500 کليلو بمب کافي بود؛ بمب 1000 کيلويي انداختند، هالوتس در پاسخ پرسشي گفته بود، مي‌خواستيم آن‌ها را دو بار نابود کنيم، در آن بمباران 14 نفر از جمله 9 کودک فلسطيني کشته شدند، چرا اين ژنرال کارآزموده دچار شوک قلبي مي‌شود؟ اتفاق تازه‌اي افتاده است. همان اتفاقي که بلر را شتابزده به واشنگتن کشاند و رايس دوباره امروز به منطقه برگشت.

آن کودک مورد نظر رايس که قرار بود در ميان ويراني و کشتار مردم لبنان به عنوان خاورميانه جديد به دنيا بيايد، کودکي حرامزاده نيست که دايه‌اش خانم رايس باشد. بلکه صداي مقاومت است.

برگرفته از سايت مکتوب

 


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

الهى‏نامه استاد حسن‏زاده آملى  - قسمت هشتم

 

الهى لذت گرسنگى را در كامم بركت ده.
الهى حشر با عالم خيال كه اينقدر لذيذ است‏حشر با عالم عقل چه خواهد بود.
الهى آمدم ردم مكن، آتشينم كرده‏اى سردم مكن.
الهى اگر تا قيامت‏براى يك صغيره استغفار كنم از شرمندگى تقصير بندگى بدر نخواهم شد.
الهى سخن در عفو و رحمتت نيست گيرم كه تو بخشيم من از شرمندگى چه كنم تو خود گواهى كه از استغفار شرم دارم.
الهى استغفار خواستن غفران تست‏با خاطره گناه چه كنيم.
الهى چه بايد كرد كه گناه فراموش شود و گرنه با ياد گناه اگر برانى شرمنده و اگر نوازى شرمنده‏ترم.
الهى ديگر از بهشت لذت نتوانم برد چه عفو احسان در ازاى جرم و عصيان انفعال بيشتر آورد مگر جنت لقاء نصيب شود كه در حضور تام جز تو فراموش شود.
الهى ماه مبارك(1390 ه ق)را حرام كردم كه نه قدر روزه را دانستم و نه قدر قدر را، نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر، در ليلة الجوائز جز شرمسارى چه مى‏برم خوشا بحال صائم كه له فرحتان حين يفطر و حين يلقى ربه، بدا بحالم كه لى حزنتان، بارآلها آهم جهنم سوز است.
الهى واى بر آنكه در شب قدر فرشته بر او فرود نيامده با ديو همدم و همنشين گردد.
الهى يقينم را زياد گردان و اضطرابم را به اطمينان مبدل كن و آنى را در آخر خواهى كنى در اول كن كه شفاعت آخرين از آن ارحم الراحمين است.
الهى دل خوش بودم كه گاهى گريه سوزناك داشتم و دانه‏هاى اشك آتشين ميريختم ولى اين فيض هم از من بريده شد كه بيم زوال بصر است و امور مهمى كه در آنها امتثال فرمان تو است در نظر، ولى بارآلها عاشق نگريد چه كند و بنده فرمان نبرد چه كند.
الهى مرا در سايه خاتم صلى الله عليه و آله و سلم داشتى كه تو را يابم و بندگانت را دريابم شكر اين موهبت چگونه گذارم بارآلها ناپاك را بسويت‏بار نيست و با بندگانت كار نيست دستم را بدار تا در راهم استوار باشم.
الهى دهن آلوده را با كتابت چكار كه لا يمسه الا المطهرون واى بر آن مرشدى كه دهنش پليد است چه آن نارشيد خود شيطان مريد است، اگر در آشكار با يزيد است در پنهان با يزيد است.
الهى حشر و صحبت‏با خيالات نوعى از ماليخوليا است.كه الجنون فنون بحرمت عوالم عقول از آنم برهان و به اينم برسان كه اين حضور نور دهد و آن صحبت ظلمت.
الهى چگونه شور و نوايم نباشد كه از آنچه در كامم ريختى اگر كوه دماوند از آن لب تر كند پاى كوبان سر از پا نشناسد و دست افشان از دست‏برود.
الهى اگر علم رهزن شود عاصم جز تو كيست.
الهى اگر دانشمند رهزن شود از هر اهريمنى بدتر است كه دزد با چراغ است.
الهى حاصل يك عمر درس و بحثم اين شد كه جهانرا جهانبانى است و انسان را سروسامانى.
الهى اى آشنايم تو خود دانى كه بيگانه‏ام بيگانه ترم كن خوشا بحال مؤمن كه غريب است.


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |
           بسم الله 

تو ننگ مایی٬ سید حسن!

تو ننگ عربی، سید حسن!

نام تو را باید

از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم

تو

بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات

لم بدهی

و چرت تابستانی ات را

با دود قلیان مفرح کنی

تفنگ دست می‏گیری

و از پشت تریبون المنار

با نعره‌ها‌یت

چرت ما را پاره می‏کنی

 تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!

نه شکمت

آن اندازه است

که از پشت دشداشه‌ها‌ی سفید

وقار عربی ات را نمایان کند

نه چفیه و عقال داری

تازه عمامه سیاه سرت می‏گذاری

که ما را به یاد خمینی می‏اندازد

که یکبار چرت مان را پاره کرده بود

 تو ننگ عربی، سید حسن!

بجای آنکه در حرمسرایت بگردی

و رقص عربی ممالیک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی

تا فردا در بهشت

برای مغازله با حوریان آماده باشی

در مخفیگاهت

که نمی‏دانیم کجاست

می نشینی و نهج البلاغه می‏خوانی

 تو کافر شده ای، سید حسن!

و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم...

 فقط به رسم مردان بزرگ عرب

صادق باش و بگو

برد موشک‌ها‌یت

به ریاض که نمی‏رسد؟!

امید مهد نژاد - شریف نیوز


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

"به نام خدا"

*** الا ان حزب الله هم الغالبون ***

    

خبرنگار «بازتاب» از بيروت گزارش داد، با اصابت پنج موشك جديد «خيبر» به عمق اسرائيل، احتمال عقب‌نشيني اسرائيل، آتش‌بس و پيروزي حزب‌الله در اين هفته، افزايش يافته است.

بنا بر اين گزارش، پس از عقب‌نشيني نظاميان اسرائيل از «بنت جبيل» و «مارون‌الراس»، احتمالا به زودي حملات هوايي اسرائيل به شهرهاي لبنان هم پايان مي‌يابد.

در اين حال، حضور غيرمنتظره بلر در كنار بوش و سردرگمي رئيس‌جمهور آمريكا در برابر پرسش‌هاي مكرر خبرنگاران غربي، مبني بر واكنش آمريكا نسبت به فتح خيابان‌هاي كشورهاي عربي توسط تصاوير سيدحسن‌ نصرالله و شكل‌گيري جنبش جديد ضدآمريكايي و اسرائيلي در جهان اسلام با محوريت حزب‌الله، باعث شد تا جورج بوش از صدور قطعنامه جديد خبر دهد.

اين در حالي است كه بررسي كارشناسان نظامي اسرائيل نشان مي‌دهد، پنج موشك جديد كه با نام «خيبر» به اسرائيل شليك شده، از قابليت انفجاري فوق‌العاده‌اي نسبت به ديگر موشك‌هاي حزب‌الله برخوردار است.
اين موشك‌ها كه قادرند اهدافي فراتر از تل‌آويو را نيز در قلب اسرائيل ويران كنند، موجب وحشت ارتش اسرائيل شده است.

گفته مي‌شود، سيستم دفاع موشكي اسرائيل در برابر موشك‌هاي «خيبر»، كور بوده و قادر به رهگيري و هدف قرار دادن آنها نيست.

«نيويورك‌تايمز» هم نوشت: حزب‌الله با شليك موشكي قدرتمند در روز جمعه، كه به قول اين گروه، تاكنون از آن استفاده نكرده بود، روي جديدي از مبارزه با اسرائيل را آشكار كرد. اين موشك، به گفته مقامات اسرائيلي، در اعماق اسرائيل و در زمين‌هاي نزديك به «افولا» به زمين برخورد كرد.

موشك ياد‌شده كه حزب‌الله آن را «خيبر 1» مي‌نامد، در حدود 30 مايلي جنوب مرز لبنان فرود آمد. تاكنون چند موشك ديگر نيز اين نقاط را آماج قرار داده، اما به گفته ارتش و پليس اسرائيل، اين موشك بسيار غيرمعمول بوده است.
موشك‌هاي «خيبر1»، قادر به حمل 200 پوند مواد منفجره هستند كه آنها را بسيار خطرناك‌تر از موشك‌هاي كاتيوشايي مي‌كند كه حزب‌الله آنها را به كار مي‌برد.
ارتش اسرائيل اعلام كرده كه در يك حمله هوايي، لانچرها (دستگاه‌هاي پرتاب‌كننده موشك‌ها) را هدف قرار داده و ويران كرده است.

مقامات آمريكايي و اسرائيلي احتمال مي‌دهند كه «خيبر1»، نوع تقويت‌شده موشك‌هاي «فجر 3» باشد كه در اختيار ايران است. اين موشك كه روز جمعه شليك شده، با حدود 56 مايل، دورترين موشك شليكي از لبنان بوده است.
مقامات آمريكايي گفته‌اند كه هنوز مشخص نيست اين موشك «فجر 5» بوده، يا يك مدل جديد است.

به نقل از بازتاب


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

                                            "به نام خدا"      

 

                                  زخم کهنه

در سرگذشت یک دختر فلسطینی، رویدادی کوچک در آغاز یک فاجعه بزرگ را می خوانید رویدادی که به آوارگی یک ملت انجامید، سرگذشت جمیله لحظه ای است از دورانی سیاه در تاریخ یک ملت کهنسال، زخمی است عمیق در دل سرزمین داعیان صلح که عیسی از آن برخاسته است و محمد (ص) از آنجا به عرش رسالت انسانی خود عروج کرده است.

این داستان در فلسطین، در آنجا که اولین جرقه های تمدن بشری درخشیدن آغاز کرد و برای اولین بار انسان غارنشین، روستانشین و بعد شهرنشین شد، شکل گرفته است، آنچه قلم می‎نگارد، تنها رشته باریکی از دردی جانکاه است که جان یک ملت سه میلیونی را از سالیان دور آزرده است.

سال 1948 است، روز نهم آوریل خود را به شب سپرده بود و ساکنان روستاهای فلسطینی خستگی روز را در کانون های گرم خانوادگی از تن به در می کردند، در پرتو نور کم سوی یک چراغ نفتی، جمیله پنج ساله در کنار برادر و خواهرش که در خواب بودند، نشسته بود و در دنیای کوچک و لطیف کودکانه می کوشید مانند مادری دلسوز عروسک سفالینش را بخواباند.

لطفا پس از خواندن متن کامل این واقعه در "ادامه مطلب" ٬ نظرات خود را بیان کنید .

 


ادامه مطلب
لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

           بسم الله

شرم الشيخ كوفه است و
جنوب‌، نينوا!
دارد جنوب شبيه كربلا مي شود
مديترانه‌، فرات است
فرات‌، عباي توست!
براي اين همه زخمي
براي اين همه بي كفن
تنها رداي مهربان تو مانده است!

وگرنه اين سران
دشداشه‌هاشان را
پرچم صلح كردند و فروختند
شايد اگر نبود نفت مي‌جنگيدند
ديروز، ذوالفقار را
با قطعنامه‌ها
تاق زدند
امروز منتظرند
كه از قطعنامه‌ها
زمين و نان
فرشته و غلمان ببارد!
باريد!
و قطعنامه همين بمبي ست
كه دارد مي‌بارد!

جنوب غرق خون است و
غزه آهوي زخمي
تو تنها مانده اي نصرالله!
در خيبري به نام جنوب
و هواپيماها دارند خندق مي كنند و
كودكان زخمي تشنه اند
تو رفته اي از شريعه آب بياوري
در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسي

اوضاع روزگار بد نيست
از سران عرب
يكي با شمشيري از طلا بر كمر
دارد ريشش را خضاب مي‌كند و
يكي
هميشه در مواقع حساس
به سجده مي‌رود
شيخ فلان
تا دشداشه را عوض كند

شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسش
شاه كوچك تا برگردد از تعطيلات آمريكايي
دير خواهد شد
نماد ارتش عربي
پليس مصراست
كه همچنان حمله مي كند به الازهر!
جان بولتون دارد پارس مي‌كند در سازمان ملل!

تنها تو مانده اي نصرالله!
پس شمشير را پس بگير و
اسب را پس بگير و
شريعه را پس بگير و
غيرت عربي را پس بگير
كه پادشاهان عرب
شيهه اسبان مرده‌اند!

    علیرضا قزوه


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

«هو العالم»

حسن خلق در کلام امام باقر(ع)

روايات بسياري از ائمه اطهار و رسول اکرم تصريح مي کنند که اخلاق نيکو بخش عمده ايي از دينداري است. و حتي نبي مکرم اسلام در حديثي يادآوري کرده اند که ايشان براي تکميل مکارم اخلاقي مبعوث شده اند( نقل به مضمون) اخلاق نيکو در کنار ايمان به خداوند و روز حساب ، اقامه نماز، پرداخت زکات و انفاق مال در راه خدا و شکيبايي در مصايب از صفات برجسته نيکوکاران، راستگويان و پرهيزگاران است.(1) جامعه اسلامي آنگاه بر راه درست گام برميدارد و آن زمان شايسته اين صفت( اسلامي) خواهد بود که بيش از هميشه بر طريق اخلاق انساني گام بردارد. چرا که موازين اخلاقي براي فرد همچون قوانين براي جامعه است. جامعه بي قانون با انسان بي اخلاق برابر است. هر دو برآشفته ، غيرقابل اعتماد وراکدند و هر دو رو به سوي قهقرا خواهند رفت . بهتر آن است با توجه به روزهايي چنين خوش که شادي را از ميلاد امام محمد باقر به عاريت گرفته است، به اين اصل اساسي در سخنان عالم خاندان علم و امامت امام محمد باقر العلوم بپردازيم.


ادامه مطلب
لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

" و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون "

   

يكى ديگر از فجايع و جنايات صهیونیستها كشتار بى‏رحمانه‏اى بود كه در دهكده (ديرياسين) واقع در سرزمين اسرائيل انجام شد:

روز9 اپريل، سال1948 م، نزديك ظهر بود سربازان يهودى به اين دهكده بى‏سلاح و از همه‏جا بى‏خبر حمله كردند، اهالى را از زن و مرد بزرگ و كوچك، همه و همه را صف بسته و هدف گلوله‏هاى ننگين خود قرار دادند!

و پس از آن اجساد را قطعه قطعه نموده و حتّى شكم زنهاى حامله را، پاره كرده و بچّه‏هائى كه هنوز ديده به جهان نگشوده بودند سر بريده و در ميان چاه به اصطلاح گابى انداختند.

هنگامى كه نماينده صليب سرخ آقاى دكتر لينر براى تحقيق رهسپار قريه شد و آن250 جسد بيجان را با آن وضع فجيع ديد، بيهوش شده و فورا قريه را ترك گفت!

ولى مگر اين گونه حادثه‏ها در (دير ياسين) به پايان رسيد؟!

درست در همان روز پس از اتمام اين كشتار! به قريه ناصرالدين نزديك طبريا و قريه بلدالشيخ و سكرير و همچنين عليوط و شهر حيفا طبريا حمله كرده و مثل همين كشتار بى‏رحمانه را در آن محلها تكرار كردند

به نقل از yahood.net

به زودی نقل این جنایت را از زبان یک دختر بچه بنام جمیله که خود در این حادثه فاجعه بار حضور داشته است بر روی وبلاگ قرار می دهم .


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى‏نامه استاد حسن‏زاده آملى- قسمت هفتم

الهى شب پره را در شب پرواز باشد و حسن را نباشد.
الهى هر چه پيش آمد خوش آمد كه مهمان سفره توايم.
الهى تن خوش است كه براى يكتا دو تا بود و جان خوش است كه از دو تا يكتا بود.
الهى اگر خدا خدا نكنيم چه كنيم و اگر ترك ما سوا نكنيم چه كنيم؟
الهى در شگفتم از كسى كه غصه خودش را نميخورد و غصه روزيش را ميخورد.
الهى فرزانگان گنگ شدند ديوانگان چه بگويند.
الهى اسمى جز بى اسمى برايم مباد.
الهى چرا بگريم كه تو را دارم و چرا نگريم كه منم.
الهى در اينجهان پر هياهو چرا من هو هو نكنم.
الهى بر سر نوح نجى چه آوردند كه تا رب لا تذر گفت؟!سلام على نوح فى العالمين.
الهى كودكان كتابى بوعده گرد و بكمال رسند و بزرگان كودك مآب بوعده مينو.
الهى خوشا بحال عالين كه جز تو نديدند و ندانند.
الهى حرم بر نامحرم حرام است محرم چرا محروم باشد.
الهى به امروز و فردا نه كار امروز رسيده شد نه فردا چه كنيم با كل ياتيه يوم القيمة فردا.
الهى بدان بر ما حق بسيار دارند تا چه رسد بخوبان.
الهى جهان زندان رندان است و جهانبان بهشت آنان ما را با رندان بدار.
الهى قاسم كه تويى كسى محروم و مغبون نيست.
الهى باد دان بتوان بسر بردن با دو نان چه بايد كرد.
الهى چه عذابى از حجاب سخت‏تر است‏بحق خودت از جهنم حجابم وارهان.
الهى توبه از گناه آسان است توفيق ده كه از عبادتمان توبه كنيم.
الهى حسن آملى مالامال آمال بود در راه يك امل همه را پايمال كرد يا منتهى امل الآملين ديگر خود دانى.
الهى شكرت كه مى‏گويم شكرت.
الهى اگر آخرم مثل اولم باشد بدا به اول و آخرم.
الهى خلقى در ناسوت متوغلند و جمعى بمثال ملتذند و قليلى در ملكوت مبهوت، سبحانك ما اعظم خلقك و امرك؟!
الهى از نام بردن انبياء و ملائكه شرم دارم كه با كدام زبان، با نام تو چه كنم كه فرموده‏اى عظم اسمائى، و با تلاوت كتاب تو چه كه لا يمسه الا المطهرون.
الهى لولا الشيطان لبطل التكليف سبحانك ما احسن صنعك.
الهى شكرت كه پريشانى بمقام يقين رسيده است.
الهى شكرت كه از تنهايى و خلوت لذت ميبرم چه تنها از خلوت وحشت دارد.
الهى بكبريائيت‏سوگند كه از ثياب فقر فخر دارم و از فاخر شرم كه در آن هم رنگ بينواى دل شكسته‏ام و در اين بيم دل شكستن است چه كنم كه در اين اوان بى اساس لولا اللباس لا لتبس الامر على اكثر الناس.


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |