
به نام خدا
امروز هم توجه شما را به چند مورد از مراكز با اهميّت جهان بدست اخلالگر يهود مىچرخد جلب می کنم . در زیر نام سازمان به همراه شخصیت های یهودی که در پست های کلیدی آن سازمان شاغل هستند مشاهده می کنید :

«يونسكو» يا مؤسسه فرهنگى «سازمان يونسكو»
اين مؤسسه تنها بوسيله دو شخصيّت اداره مىشود:
1 ـ آلف سومر، فيلد رئيس هيئت مبادلات خارجى!
2 ـ جى، ايزنهارد رئيس هيئت تنظيم فرهنگ جهانى!
شخصيّتهاى ديگر اين مؤسسه از قرار ذيل است:
3 ـ ام، لافن رئيس شعبه فرهنگ جهانى!
4 ـ اج، كابلن رئيس كل شعبه استعلامات!
5 ـ سى، اچ و تيز رئيس شعبه حسابدارى!
6 ـ اس، سامون، سليكى رئيس شعبه استقلال!
7 ـ بى، ابراميسكى رئيس شعبه پناهندگان و سياحت!
8 ـ بى، ويرمل رئيس شعبه سازمان و تعيين!
9 ـ دكتراى، ويلسكى رئيس شعبه فنى مصالح صحراهاى آسيا!
لطفا پس از خواندن متن کامل این مقاله در "ادامه مطلب"نظر خود را بیان کنید.
سازمان ملل متحد يا كنفرانس بينالمللى يهود!
آیا از مطالب ارائه شده اطلاعی داشتید؟ نظر خود را در بخش نظرات اعلام بفرمایید.
به نقل از سایت yahood.net
***یا فاطر بحق فاطمه***
صدّيقه طاهره در نگاه ائمه معصومين عليهم السلام

مقام والاى حضرت فاطمه زهرا عليها السلام فقط از منظر معصومين عليهم السلام كه همتاى ايشانند، قابل بيان است. كلمات و سخنان اين بزرگواران حكايت از كرامت و عظمت والاى اين بانوى عالمه دارد:
فاطمه عليها السلام از نگاه امام اميرالمومنين عليه السلام
در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه عليها السلام وصاياى خويش را به همسرشان مىنمودند كه "اى پسرعمو! تو هرگز مرا در دوران زندگى دروغگو و خائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم."
متن کامل در "ادامه مطلب"

يهود مادامى كه خود را ملّت برگزيده خداوند و بقيّه را حيوانات انسان نما مىدانند، از ارتكاب هيچ جرم و جنايتى مضايقه نكرده، به هر عمل ناشايست و خطرناكى دست مىزنند بنا بر اين نبايد تعجب كنيم وقتى بشنويم كه يهود داراى دو عيد مقدّس است كه اين عيدها بدون تناول خون تمام نمىشود !
دارا و سارا

هنگام جنگ داديم صدها هزار دارا
شد كوچه هاي ايران مشكين ز اشك سارا
سارا لباس پوشيد با جبهه ها عجين شد
در فكه و شلمچه دارا به روي مين شد
چندين هزار دارا بسته به سر سربند
يه تكه تكه گشتند يا كه اسير و در بند
ساراي ديگري در مهران شده شهيده
دارا كجاست؟ او در اروند آرميده
دوخته هزار سارا چشمي به حلقه ي در
از يك طرف و ديگر چشمي ز خونٍ دل ،تر
سارا سؤال مي كرد دارا كجاست اكنون؟
ديدند شعله ها را در سنگرش به مجنون
خون گلوي دارا آب حيات دين است
روحش به عرش و جسمش ،مفقود در زمين است
در آن زمانه رفتند صدها هزار دارا
در اين زمانه گشتند ده ها هزار "دارا"
هنگام جنگ دارا گشته اسير و دربند
داراي اين زمان با بنزش رود به دربند
داراي آن زمانه بي سر درون كرخه
ساراي اين زمانه در كوچه با دوچرخه
در آن زمانه سارا با جبهه ها عجين شد
در اين زمانه ناگه چادر لباس جين شد
با چفيه اي كه گلگون از خون صد چو داراست
سارا خود از براي جلب نظر بياراست
دارا و گوشواره حقا كه شرم دارد!
در دستهايش امروز او بند چرم دارد
با خون و چنگ و دندان دشمن ز خانه رانديم
اما به ماهواره در خانه اش كشانديم
جاي شهيد اسم خواننده روي ديوار
آنها به جبهه رفتند، اينها شده طلبكار!!!!
الهىنامه استاد حسنزاده آملى- قسمت ششم

الهى من كيستم و اطوار خلقتم چيست.
الهى همه از مردن ميترسند و حسن از زيستن كه اين كاشتن است و آن درويدن كلما رزقوا منها من ثمرة رزقا قالوا هذا الذى رزقنا من قبل و اتوا به متشابها، و الدنيا مزرعة الآخرة، جزاء وفاقا.
الهى توفيق امتثال آن رؤياى شيرين يا حسن خذ الكتاب بقوة مرحمتبفرما.
الهى غذا بكردار و گفتار رنگ و بو مىدهد واى بر آنكه دهنش مزبله است.
الهى عبادت بى معرفتخروارى بخردلى فلا نقيم لهم يوم القيمة وزنا. خرم آنكه ثقلت موازينه.
الهى ميوه در طول هسه خود است و جزا در طول عمل بلكه نفس عمل يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا و ما عملت من سوء خوشا آنكه روضة من رياض الجنة است.
الهى در بسته نيست ما دست و پا بستهايم.
الهى در جواب خطاب يا ايها الذين آمنوا لبيك بگويم مايه شرمندگى است، نگويم دور از وظيفه بندگى.
الهى امروز هم چون اليوم نختم على افواههم كه لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون.
الهى دل خوشم كه آلهى گويم.
الهى دل به جمال مطلق دادهايم هر چه باداباد.
الهى كيست كه موفق بزيارت جمال دل آرايتشد و شيدايت نشد.
الهى كى الله گفت و لبيك نشنيد.
الهى حرفهايم اگر مشوش است از ديوانه پراكنده خوش است.
الهى گل دماغ را معطر كند و گندنا دهن را ابخربا اينكه كاشته ديگرانند و خارج از ذات ما پس آنچه در خود كاشتهايم با ما چه خواهد كرد.
الهى عمرى كوكو مىگفتم و حالا هو هو مىگويم.
الهى پيش از تشنگى آب از چشمهسار مىجوشد و تشنه تشنه است و پيش از گرسنگى گندم از كشتزار ميرويد و گرسنه گرسنه است عشق است كه در همه ساريستبلكه يكسره جز عشق نيست.
الهى خوابهاى ما را تبديل به بيدارى بفرما.
الهى آنكه سحر ندارد از خود خبر ندارد.
الهى ذلت و لذت قريب هم بلكه قرين همند كه ان مع اليسر يسرا راهرو در رنج تن گنج روان يابد و در اين بار گران بار گران.
الهى آنكه عالم است عامل است اين خفته صنعتگر است نه دانشور.
الهى آنكه سرمايه دارد و از آن بهره نمىبرد از گدا گرفتارتر و بيچارهتر است.
الهى شكرت كه در لباس دوستانت هستم، مرا در عداد دوستانتبدار.
الهى در صورت انبيايم داشتى در سيرت آنانم هم بدار.
الهى عاشق را ترك ما سواى معشوق عين فرض است كه يك دل و دو معشوق كذب محض است.
الهى در اياك نستعين صادقم و در اياك نعبد كاذب نيستم.
الهى كريمه الله يتوفى الانفس حين موتها و التى لم تمت فى منامها خواب را شيرين مىكند و مرگ را شيرين تر.
اين روزها
اسفنديار تبليغ لنز مي کند و
دهقان توس
به برگه هاي جريمه نگاه مي کند و
محمود غزنوي
با بنزي سياه مي گذرد
از چراغ قرمز
اگر دماوندي که قصه از آنجا آغاز شد
همين دماوند است
پس رستم کجاست ؟
گرد آفريد کو ؟
من که در اين خيابان ها
جز سودابه هيچ نمي بينم
ـ آقا لطفا فندک تان ...
مي خواهم پر سيمرغ را آتش بزنم
به نام خدا
بي مقدمه توجه شما را به اين داستان كه جزء عقايد يهوديان است جلب مي كنم :
ابرام (حضرت ابراهيم عليه السلام) به طرف جنوب كوچ كرد ، به مصر رسيد در حالي كه تمام آن سرزمين را قحطي فرا گرفته بود، چون ابرام و همسرش سارا به نزديكي مصر رسيدند ، به همسرش گفت : نزد مردم مصر خود را خواهر من معرفي كن تا از اين جهت اتفاق بدي براي من رخ ندهد و من در امنيت كامل باشم زيرا تو بسيار زيبا و خوش منظر هستي، به همين دليل آنها مرا به قتل رسانده و تو را زنده نگه مي دارند .
وقتي ابرام وارد مصر شد امراي فرعون و مردم مصر آن زن را در كمال زيبايي ديدند ، آنها او را در حضور فرعون ستودند و به خانه فرعون بردند ، به ابرام نيز احسان نمودند و به او هدايايي مانند ميش،گاو،گوسفند،كنيز و شتران دادند ، در اين هنگام خداوند فرعون و اهل خانه اش را به سبب سارا (همسر ابرام) به بلاي سختي مبتلا نمود .
فرعون ابرام را به حضور طلبيد و گفت : اين چه عملي است كه نسبت به من روا داشتي ؟ چرا به من خبر ندادي كه او زوجه تو است؟ چرا گفتي او خواهر من است كه او را به زنا گرفته ام؟ اكنون زوجه خود را برداشته و برو .
آنگاهفرعون به اطرافيان خود دستور داد ابرام را با همسرش و تمام اموال و دارايي كه به او داده بودند رها كنند .
هنگامي كه انسان اينگونه مطالب را در تورات اين كتاب مقدس يهود مشاهده مي كند ، متوجه مي شود كه دولت اسرائيل زنا را يك عمل قانوني و شرافتمندانه به حساب مي آورد ! چرا كه پيامبر بزرگوار آنها (ابرام) براي چند راس گاو و گوسفند همسر خود را تقديم فرعون نموده است ؟!! (نعوذ بالله)
منبع : سفر پيدايش – آيه 9
منتظر نظراتتون هستم...