

سرمایه محبت زهراست دین من من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم
گر مهر و ماه را به دستم نهد فلک یک ذره از محبت زهرا (س) نمی دهم
*********************
سحر خیز مدینه کی می آیی امیر بی قرینه کی می آیی
عزیزم مادرت چشم انتظاره دوای زخم سینه کی می آیی

‹‹به نام خدا››
اينجا ديگه جبهه نيست ! صداتو پايين بيار...
اتل متل يه بابا ، يه باباي شكسته
خيلي پهلوون ولي ، نحيف و زار و خسته
بپرس ازش تا بگه ، چه جور ميشه سوخت و ساخت
با فروش زندگي ، اجاره خونه پرداخت
بپرس رنگ فاطمه ، براي چي پريده
يا از كجا مياره ، اجاره خونه ميده
متن کامل شعر را در ادامه مطلب ببینید
بسم الله الرحمن الرحیم
الهىنامه استاد حسنزاده آملى - قسمت ۵
الهى توانگرانرا به ديدن خانه خواندهاى و درويشانرا بديدار خداوند خانه آنان سنگ و گل دارند و اينان جان و دل آنان سرگرم در صورتند و اينان محو در معنى خوشا آن توانگرى كه درويش است.
الهى قيس عامرى را ليلى مجنون كرد و حسن آملى را ليلى آفرين اين آفريننده ديد و آن آفريننده را در آفريده بر ديوانگان آفرين.
الهى اگر عنايت تو دست ما را نگيرد از چهلها چله ما هم كارى برنيايد.
الهى خوشا آنانكه همواره بر بساط قرب تو آرميدهاند.
الهى شكرت كه اين تهيدست پا بست تو شد.
الهى خوشا آنانكه در جوانى شكسته شدند كه پيرى خود شكستگى است.
الهى عقل و عشق سنگ و شيشهاند عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان.
الهى اگر كودكان سرگرم بازيند مگر كلانسالان در چه كارند.
الهى شكرت كه پيرنا شده استغفار كردم كه استغفار پير استهزاء را ماند.
الهى آنكه ترا دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نيست.
الهى كى شريك دارد تا تو را شريك باشد.
الهى من واحد بى شريكم چگونه ترا شريك باشد.
الهى خوشا آندم كه در تو گمم.
الهى از من و تو گفتن شرم دارم انت انت.
الهى نه خاموش ميتوان بود و نه گويا در خاموشى چه كنيم در گفتن چه گوييم.
الهى دل بسوى كعبه داشتن چه سودى دهد آنكه را دل بسوى خداوند كعبه ندارد.
الهى عبادت ما قرب نياورده بعد آورده است كه فويل للمصلين الذين هم في صلوتهم ساهون.
الهى كامم را به حلاوت و تلاوت كلامتشيرين بدار.
الهى فتح قلب به ضم عين است، نصب عينم مرفوعغضوا ابصاركم ترون العجائب.
الهى قول و فعل قائل و فاعلند در لباس ديگر كه كل يعمل على شاكلته در كتاب تدوين و تكوين جز مصنف آن كيست.
الهى از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بيشتر.
الهى اين آفريده كه بدين پايه مهربان است آفريننده وى در چه پايه است.
الهى خفتگانرا نعمتبيدارى ده و بيدارانرا توفيق شب زنده دارى و گريه و زارى.
الهى جز اين نميشد با كه درآويزيم.
الهى تو خود گواهى كه اينسخنان از بى تابى استبر ما متاب.
الهى چه رسوايى از اين بيشتر كه گدا از گدايان گدايى كند.
الهى جن گفتند سمعنا قرآنا عجبا يهدى الى الرشد فآمنا به واى بر انسى كه از جن كمتر است.
الهى واى بر من اگر دلى از من برنجد.
الهى ايكاش الفاظى جز اسماء عليا و صفات حسنايت نبود كه از الوان الفاظ چه رنگها گرفتهايم.