تبليغاتX
اندیشه درخشان
اندیشه درخشان

سرمایه محبت زهراست دین من                                   من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم

گر مهر و ماه را به دستم نهد فلک                                یک ذره از محبت زهرا (س) نمی دهم 

                                               *********************

سحر خیز مدینه کی می آیی                                                  امیر بی قرینه کی می آیی

عزیزم مادرت چشم انتظاره                                                   دوای زخم سینه کی می آیی

 


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الهى‏نامه استاد حسن‏زاده آملى - قسمت ۵

الهى توانگرانرا به ديدن خانه خوانده‏اى و درويشانرا بديدار خداوند خانه آنان سنگ و گل دارند و اينان جان و دل آنان سرگرم در صورتند و اينان محو در معنى خوشا آن توانگرى كه درويش است.
الهى قيس عامرى را ليلى مجنون كرد و حسن آملى را ليلى آفرين اين آفريننده ديد و آن آفريننده را در آفريده بر ديوانگان آفرين.
الهى اگر عنايت تو دست ما را نگيرد از چهل‏ها چله ما هم كارى برنيايد.
الهى خوشا آنانكه همواره بر بساط قرب تو آرميده‏اند.
الهى شكرت كه اين تهيدست پا بست تو شد.
الهى خوشا آنانكه در جوانى شكسته شدند كه پيرى خود شكستگى است.
الهى عقل و عشق سنگ و شيشه‏اند عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان.
الهى اگر كودكان سرگرم بازيند مگر كلانسالان در چه كارند.
الهى شكرت كه پيرنا شده استغفار كردم كه استغفار پير استهزاء را ماند.
الهى آنكه ترا دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نيست.
الهى كى شريك دارد تا تو را شريك باشد.
الهى من واحد بى شريكم چگونه ترا شريك باشد.
الهى خوشا آندم كه در تو گمم.
الهى از من و تو گفتن شرم دارم انت انت.
الهى نه خاموش ميتوان بود و نه گويا در خاموشى چه كنيم در گفتن چه گوييم.
الهى دل بسوى كعبه داشتن چه سودى دهد آنكه را دل بسوى خداوند كعبه ندارد.
الهى عبادت ما قرب نياورده بعد آورده است كه فويل للمصلين الذين هم في صلوتهم ساهون.
الهى كامم را به حلاوت و تلاوت كلامت‏شيرين بدار.
الهى فتح قلب به ضم عين است، نصب عينم مرفوع‏غضوا ابصاركم ترون العجائب.
الهى قول و فعل قائل و فاعلند در لباس ديگر كه كل يعمل على شاكلته در كتاب تدوين و تكوين جز مصنف آن كيست.
الهى از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بيشتر.
الهى اين آفريده كه بدين پايه مهربان است آفريننده وى در چه پايه است.
الهى خفتگانرا نعمت‏بيدارى ده و بيدارانرا توفيق شب زنده دارى و گريه و زارى.
الهى جز اين نميشد با كه درآويزيم.
الهى تو خود گواهى كه اينسخنان از بى تابى است‏بر ما متاب.
الهى چه رسوايى از اين بيشتر كه گدا از گدايان گدايى كند.
الهى جن گفتند سمعنا قرآنا عجبا يهدى الى الرشد فآمنا به واى بر انسى كه از جن كمتر است.
الهى واى بر من اگر دلى از من برنجد.
الهى ايكاش الفاظى جز اسماء عليا و صفات حسنايت نبود كه از الوان الفاظ چه رنگها گرفته‏ايم.


لينك ثابت | نويسنده : اندیشه | موضوع | تاريخ |