
«به نام خدا»
« نگاهي به انديشه هاي بنيان گذاران آمريكا »
آیا تا بحال از عقاید مذهبی سردمداران آمریکا از زمان بوجود آمدن آن تا کنون اطلاع داشتید . آیا می دانید توجیهات این سردمداران برای این همه جنایت در طول تاریخ چیست؟ این مقاله را بخوانید ضرر نمی کنید !!!
در سال 1620 گروهي از مهاجران انگليسي پيرو آيين كالوينيسم از شكنجه و آزار گريختند و پا به ماساچوست نهادند قصد داشتند سرزمين جديدي بوجود آورند . اين گرود دو قرن بعد به موسسان ايالات متحده شهرت يافتند و در سرزميني ريشه دواندند كه كمترين پيشينه و تاريخي در آن نداشتند . آنها به اين افسانه معتقد بودند كه مهاجرتشان از انگلستان نوع جديدي از مهاجرت قوم يهود بوده است .
ه اعتقاد اين گروه آمريكا سرزمين موعود براي ساختن قلمرو خدا بود .
اين انگيزه شبهه ناك مذهبي در واقع توجيهي بود براي بيرون راندن بوميان و تصرف غير قانوني سرزمين هاي آبا و اجدادي آنها
يكي از اين آمريكايي ها به نام نلسون ترومن در كتابي تحت عنوان « پاكدينان ماساچوست ، از مصر تا سرزمين موعود» چنين مي نويسد :
(( كاملا واضح است كه خدا مستعمره نشينــان را به جنگ با بوميان كه به احتمال قوي بازماندگان آماليستها و فلســطينــي هايي هستند كه عليه اسرائيــل متــحد شده بودند ، دعوت مي كند ))
از اين پس « سرزمين موعود » به يك سرزمين فتح شده تبديل شد و غارت و چپاول و قتل عام با برداشتهاي مذهبي اشغالگران تعارضي نداشت چرا كه از نظر آنها ثروت اندوزي و پيروزي در اين راه نشانه رحمت خداوندي بود .
وقتي اين فاتحان استقلال خود را از انگلستان اعلام كردند ، جورج واشنگتن بنيان گذار ايالات متحده آمريكا در اولين نطق خود به عنوان رئيس جمهور اين كشور ، به كاملترين الگوي سياسي اين كشور تا به امروز اشاره كرد و گفت :
(( هيچ ملتي به اندازه ملت آمريكا شايسته قدرداني از دست غيبي كه امور انسانها را هدايت مي كند ، نيست . هر گامي كه بسوي استقلال برميداشتيم بيشتر متوجه دخالت مشيت الهي در اين امر مي شديم .))
اصطلاح « دستي غيبي» براي اولين بار توسط آدام اسميت براي معرفي نظريه اقتصادي اش بكار رفت. وي در اين باره مي گويد :
(( اگر هر فردي به دنبال نفع شخصي خود باشد ، نفع عمومي محقق خواهد شد . يك دست غيبي مامور ايجاد هماهنگي بين اين دو منفعت است .))
جورج واشنگتن نيز به سه عنصر « دست غيب» ، « دخالت مشيت الهي» و « اصل اساسي هماهنگي ميان نفع فردي و نفع عمومي » معتقد بوده است .
جانشين وي يعني جان آدامز نيز در سال 1765 چنين مي نويسد :
(( من هميشه تاسيس آمريكا را خواست خداوند براي رهايي بشر از بندگي و بردگي دانسته ام .))
هرمان ملويل نويسنده معروف آمريكا در قرن نوزدهم مي نويسد :
(( ما آمريكايي ها ملتي خاص ، قومي برتر واسرائيل عصر حاضريم ؛ ما ناخداي كشتي آزاديها هستيم .))
نكته جالب اين است كه اين عقيده تا به امروز نيز مورد توجه آمريكاييها بوده است به نحوي كه بر روي هر دلار در يك سو نام واشنگتن و در سوي ديگر اين شعار نوشته شده است :
WE TRUST IN GOD = ما به خدا ايمان داريم
جان آدامز هم پس از آنكه جاي واشنگتن در پست رياست جمهوري آمريكا را گرفت اعلام كرد كه :
(( آمريكا به خواست خدا بوجود آمد تا صحنه به كمال رسيدن انسان باشد. ))
نظريه پردازان اوليه ايالات متحده نظير عاليجناب دانا نيز اين ويژگي الهي « دولت جديد» را خاطر نشان كرده اند؛ وي مي گويد :
(( اولين حكومتي كه به خواست و اراده خدا به وجود آمد حكومت عبريون بود . اين حكومت نوعي جمهوري فدرالي بود كه يحوه در راس آن قرار داشت .))
جفرسون سومين رئيس جمهور آمريكا نيز اعلام كرد كه ملتش قوم برگزيده خداست.
دو قرن پس از وي ، رئيس جمهور نيكسون هم چنين گفت :
(( خدا با ملت آمريكا است . خواست خداوند اين است كه آمريكا رهبري دنيا را بدست بگيرد .))
تمام رئيس جمهورهاي آمريكا براي توجيه اعمالشان به اين حربه متوسل مي شدند (تضاد ميان گفتار و كردار همواره در سياست آمريكا وجود داشته است .) رئيس جمهور مك كينلي به فتح سرزمين فلسطيني ها رفت تا « آنها را تربيت كند، متمدن كند و به آيين مسيح فرا بخواند »
براي تبيين اين ديدگاه ابزار گرايانه به دين تنها به ذكر يك مثال ديگر بسنده مي كنم .
در سال 1912 تافت رئيس جمهور آمريكا با اشغال مكزيك اعلام كرد كه :
(( من موظفم از ملتم و اموالش در مكزيك دفاع كنم تا اينكه دولت مكزيك بفهمد خدايي در اسرائيل وجود دارد كه بايد از او اطاعت كرد .»
اين نوع نگرش به دين در ميان روساي جمهور جديد آمريكا نيز به روشني ديده مي شود .
لحن و گفتار روساي جمهور آمريكا از جورج واشنگتن تا كنون هيچ تغييري نكرده و همگي معتقد بوده اند كه آمريكا همواره بازوي پولادين و مسلح خواست و اراده خداوندي بوده است .
در بحبوحه جنگ ويتنام ، كاردينال اسپلمن ، اسقف شهر نيويورك كه به نام « تمام كساني كه به خدا و آمريكا معتقدند » سخن مي گفت به سايگون (بزرگترين شهر ويتنام كه از سال 1975 به شهر هوشي مينه تغيير نام داد ) رفت تا به قتل عام كنندگان مردم ويتنام بگويد : (( شما سربازان عيسي مسيح هستيد! ))
امروز هم ساموئل هانتينگتون نظريه پرداز پنتاگون براي توجيه روي آوري بيش از حد آمريكا به تسليحات نظامي و قاچاق سلاح كه عامل اصلي پيشرفت اقتصادي آمريكا است و نيز در توجيه اختصاص بودجه هاي كلان به تحقيق و توسعه صنايع نظامي و فروش تسليحات به كشورهاي ديگر كه عامل رونق صادرات آمريكاست ، برنامه هاي استكباري اين كشور در دنيا را به نوعي جهاد و جنگ مذهبي تشبيه مي كند و در كتابي تحت عنوان برخورد تمدنها نظريه رويارويي تمدن يهودي – مسيحي از يك سو و اسلام و كنفوسيوس(چين) از سوي ديگر را مطرح مي كند .
فكر مي كنم تا همين قدر كافي باشد تا ما را با انديشه هاي بنيان گذاران و اداره كنندگان آمريكا آشنا سازد و نقش مذهب را در تصميم گيريهاي آنها روشن سازد .
خواهشمندم نظرات خود را درباره مطالب ارائه شده بيان فرماييد .
در پناه حق موفق باشيد...
این هم خلاصه ای از پروتکل های صهیونیسم به نقل از کتاب "دنیا بازیچه یهود"
به نام خدا
يكى از حيرت انگيزترين و عجيبترين و خطرناكترين كتابهاى سياسى كه تا كنون انتشار يافته است، كتاب (پروتكلهاى حكماى يهود) مىباشد(1).
شما هنگامى كه اين كتاب را مطالعه كنيد، حتما متوجه خواهيد شد كه همين يهودى كه آنها را مردمِ سالم و بىآزارى فرض كرده بوديد، چه تشكيلات خطرناك و زيان بخشى را تشكيل مىدهند.
اين كتاب را چندين مرتبه مطالعه كردهام و هر بار كه آن را مطالعه كرده دهشتم افزونتر شده است. اين كتاب مجموعهاى است از سخنرانيهاى يك شخصيّت برجسته يهودى كه براى چند تن از ثروتمندان و افراد با نفوذ يهودى ايراد كرده است(2).
پنجههاى خونين يهود از پشت صفحات كتاب به خوبى پيدا است و صدق گفتار (اوسكارليفى) يهودى ازاين كتاب به خوبى معلوم مىگردد، كه مىگويد: پادشاه اخلال گران، فتنهانگيزان و جلادان جهان ما هستيم(3).
اينكه توجّه شما را به چند پروتكل جلب مىنمائيم، تا اين افعىهاى پرنفوذ را كه يگانه شعار آنها همان كلامى است كه (دى) اسرائيلى نخستوزير سابق بريتانيا گفته است:
غَدْر (نيرنگ)، دروغ و خيانت در راه پيروزى گناه نيست(4)، بشناسد. و از سياستى كه دو جنگ جهانى را برپا نموده و ميليونها مردم را به كشتن داد، اطلاعات تازهترى بدست آورند.
پروتكل شماره1:
تِز آزادى سياسى را ما وضع كرديم، ولى برما لازم نيست كه آن را تطبيق كنيم، امّا اگر ضرورت پيدا كرد تمسك به آزادى سياسى براى جلب مردم مانعى ندارد.
فرق نمىكند كشمكشهاى داخلى و يا جنگهاى خارجى دولت را از پاى درآورد و آن را بدست دشمن بسپارد، در هردو صورت افتخار ما اين است كه سقوط كشور بدست ما انجام گرفته است.
اخلاق و سياست جمع نمىشوند، بنا بر اين حاكمى كه خويش را مقيد و پاى بند به دستورات اخلاقى مىداند، در واقع مغز سياسى ندارد و هرگز حكومتش پايدار نمىماند.
حقوق ما در پس (قوه) مخفى است، در حقيقت (حقّ) يعنى: آنچه در دست دارى به من بده، تا ثابت كنم، من پُرزورتر از تو هستم.
هدف واسطه را توجيه مىكند و هرچه در راه رسيدن به هدف انجام دهيم خوب است.
ما نبايد خود را به جملات: اين بهتر است اين اخلاقى است و مانند آن مقيد سازيم.
جوانان نصارى را به مواد مخدر معتاد كرده و به شكل كلاسيك Classics آنها را منحرف سازيم.
حيا، عفت و ناموس را به وسيله قهرمانان، آموزگاران و كلاً آموزش و پرورش از مغزها بيرون آورده كه اين چيزها در اجتماع مفهومى ندارد.
دروغ و سرنيزه و خدعه يگانه شعار ما است.
به عقيده ما زور، عنف و جبر يگانه عامل ايجاد عدالت اجتماعى است.
ما نخستين كسانى بوديم كه جملات آزادى، مساوات و اخوّت را در ذهن مردم انداختيم، مردم بيچاره هم آنها را طوطى وار تكرار كردند در صورتى كه هيچ يك از آنها تا به حال تحقق نيافته است و در نتيجه هم آزادى فردى را از دست داده و هم از حقوق اجتماعى خويش محروم شدند.
با آن كه اين كلمات مانند كِرم، سعادت نصارى را آهسته آهسته نابود مىكند، با وجود اين، آنها پرچم ما را بر فراز كشورهاى خويش نصب كرده و دولتهاى خود را يكى پس از ديگرى در اختيار ما گذاشتند.
پروتكل شماره2:
از بين مردم افرادى كوتاهفكر و بىرأى را انتخاب خواهيم كرد، تا هرچه به آنها دستور بدهيم بدون چون و چرا اجرا نمايند.
خيال نكنيد كه اين تصريحات پوچ و بىاساس است، به خاطر داشته باشيد، ما بوديم كه زمينه را براى داروين Darwin و ماركس Marx و نيتچه Nietshche آماده ساختيم و به اصطلاح به آنها سر و سامان داديم.
روزنامه، يكى از بهترين و مهمترين وسيله نشر افكار ما است.
روزنامه نگارى يكى از منابع سرشار فرهنگ است، ولى چون دولتها نتوانستند از آن بطور شايستهاى استفاده كنند سرانجام بدست ما افتاد، به وسيله آن توانستيم افكار خود را در اذهان مردم بگنجانيم و صدها كرور طلا و نقره جمعآورى نمائيم.
پروتكل شماره3:
زمامدارى مملكت را هدف احزاب سياسى قرار داده و به وسيله آن ميدانهائى را براى زد و خورد بوجود آورديم، در نتيجه اضطراب و ناامنى همه را بيچاره كرد و فقر و بدبختى بر تمام كشورها حكم فرما شد.
با جمله (حقوق كارگران) فقرا و بينوايان را دچار بحران كرديم، زيرا فشار زندگى، آنها را از رسيدن به اين حقوق ساختگى باز داشته، در نتيجه هم از حقوق روزانه خود محروم شده و هم در اثر اعتماد بر كابينههاى كارگران و تظاهرات بىمورد، فقيرتر و بيچارهتر گشتند.
مردم زير لواى ما اشراف را كه در واقع به نفع آنها بود از بين برده و خود را در ذهن استعمارگران و ثروتمندان نوظهور انداختند.
ما پيوسته مىكوشيم تا خود را مخلص و مدافع از كارگران قرار دهيم و به اين وسيله آنها را تحت خِرقه كشيده و از طرفداران كمونيزم قرار دهيم.
از مبادى كمونيزم، دفاع خواهيم كرد تا مردم گمان كنند كه مخلص آنها هستيم و اين همان روشى است كه حزب (ماسونى) در پيش گرفته است.
ملّت يهودى براى آن كه رفقاى خود را به شكل قهرمان نشان دهد، آنها را از قهرمانان درجه اوّل معرفى مىكند.
تا توانستيم بساط فقر و بيچارگى را وسيع ساختيم تا مردم همچنان برده و ذليل اراده ما باشند.
از راه تقويت حسّ حسد و كينه توزى عواطف و احساسات مردم را به خدمت گرفته و مىگيريم.
ملتهاى غير يهودى بدون كمكهاى فكرى ما نمىتوانند كارى انجام بدهند، حتّى در كوچكترين مسائل زندگى خود نياز به ما دارند.
انقلاب فرانسه كه آن را انقلاب كبير مىناميم بدست ما انجام گرفت اعلاميه حقوق بشر از تراوشات يهود است، اسرار اين اعلاميه براى ما خيلى روشن و واضح است زيرا ما آن را تنظيم كرده و به وسيله آن مردم را بدبخت و بيچاره كرديم.
پروتكل شماره4:
اجتماعى در موقعى سعادتمند خواهد بود كه متديّن و به رهبرى روحانيّت گام بردارد، ولى هرچه مردم از دين دور شده و به اصطلاح متمدنتر شوند، به نفع ما خواهد بود، بدين سبب ما بايد عقده (خداپرستى) را از اذهان مردم بيرون كرده و آنها را به سوى ماديّت سوق دهيم.
براى آن كه ملتهاى غير يهودى متوجه سياست پشت پرده ما نشوند، بايد آنها را به كارهاى صنعتى و تجارتى سرگرم كنيم تا به (دشمن مشترك) خود پى نبرند.
نتيجه اين عمل آن است كه ثروت ملتهاى غير يهودى كه همچنان در بانكها بيكار مانده است، به وسيله معاملات ربوى به خزانههاى ما تحويل مىگردد.
پروتكل شماره5:
بذر دشمنى، كينهتوزى و حسد را در هر خانهاى كاشته و در اين زمينه از تعصّبات مذهبى، قبيلهاى و غيره استفاده كنيم.
در مملكتى كه ما زندگى مىكنيم هيچ موقع از طرف همسايگان عليه آن مملكت اعلان جنگ نخواهد شد، زيرا سياست ما طورى است كه هر دولتى صلاح خود را در كنارهگيرى از ستيزهجويى با ما مىداند!
خداوند ما را نابغههاى جهان خلق كرده است، تا از عهده حكومت بر دنيا به خوبى برآييم.
علم اقتصاد حقيقت شگرفى را كشف كرد و آن اين است كه قيمت (ثروت) بيش از تخت و تاج است.
اهميّت بىسلاح بودن ملّت، بيش از روانه كردن او است به جنگ، بهتر از همه آن است كه در عوض خاموش كردن عواطف احساسات مردم از آنها در نيل مقاصد خويش استفاده كنيم.
براى آن كه اجتماع را مجبور سازيم از سياست ما پيروى كند، بايد آن قدر در (قوانين) دولتى تغيير و تبديل نماييم تا هميشه اجتماع متحير بوده و نتواند خطا را از صواب تميز دهد و در نتيجه از هر رأى مجهولى متابعت خواهد كرد.
بايد عقايد و آراء متضادى را در اجتماع ايجاد كنيم تا كسى نتواند، حقّ را از باطل تميز دهد و خلاصه دريچه فهم بر مردم بسته شود.
پروتكل شماره6:
جنگهائى كه به پا خواهيم كرد احتياج به ثروت سرشارى دارد، اين چنين پول هنگفت را به وسيله احتكارهاى بزرگ تأمين خواهيم كرد، تا هم دولتها را بيچاره نموده و هم هزينه جنگ تأمين شده باشد.
اَشرافِ ملتهاى غير يهودى نابود شده و ديگر خطرى از جانب آنان متوجه ما نخواهد شد، ولى از اين نظر كه هنوز ملّت مالك اراضى خود مىباشد، مصالح ما در خطر خواهد بود.
كارهاى درجه يك را در دست گرفتيم، تا ديگران محتاج ما بوده و براى يك لقمه نان در مقابل ما به سجده در آيند.
پروتكل شماره7:
تقويت ارتش و پليس براى تحقّق اين نقشهها ضرورى و لازم است.
در اروپا و آسيا بايد جنگ، فتنه و آشوب بپا كرد و اين كار در حقيقت دو فايده دارد، يكى از بين رفتن آنها و ديگرى تسلّط ما بر آنها.
پيروزى در كارهائى نصيبمان مىگردد كه مخفيانه انجام گرفته باشد، هرگز لازم نيست كه يك فرد ديپلمات و سياسى مطابق گفتارش عمل نمايد.
براى آن كه به هدف نهائى خود برسيم لازم است كه اولاً افكار خود را به وسيله روزنامهها به تمام مردم تزريق كنيم، تا اگر دولت بخواهد با ما مبارزه كند آن را با عصاى مخالفت با افكار عمومى تأديب كنيم.
پروتكل شماره8:
رژيم ما آن چيزى است كه از طرف نويسندگان قانون شناس، اهل اداره و خلاصه محصلين عالى مقام تهيه شده و اين اشخاص تمام جزئيّات زندگانى اجتماعى را دانسته و تمام حرفهاى ديپلماسى و سياسى را به ما ياد مىدهند و بدين ترتيب از تمام ريزهكاريهاى زندگانى مطلع مىشويم.
پروتكل شماره9:
وقتى دولت ما تشكيل گرديد، ما جزئيّات مربوط به زندگانى آزادى، مساوات، اخوّت را تكذيب كرده، فقط همين كلمات را روى افكار خود قبول نموده، نام آنها را (حقّ آزادى و وظيفه مساوات و فكر برادرى) مىگذاريم يعنى شاخههاى كار را بدست خود مىگيريم.
و بدين وسيله گاو را از شاخهايش گرفته و تمام نيروهاى مخالفين را سركوب خواهيم كرد.
من مىتوانم با كمال جرأت اعلام كنم كه واضعين قانون و مجريان آن و خلاصه فرشته سعادت و عفريت بدبختى ما هستيم.
سر منشأ هر ارعاب و نگرانى ما هستيم.
براى اجراى تصويب نامههاى خويش از كمونيستها، سوسياليسها و امپرياليسها استفاده مىكنيم، بدين نحو كه تا ممكن باشد آنها را تقويت مىنمائيم، زيرا بالاخره هر حزبى به سهم خود ديوارى از بناهاى عظيم قديم را خراب كرده و به اصطلاح سرنخى به ما خواهد داد.
فقط يك چيز ممكن است از شوكت و قوّت ما بكاهد و آن همكارى دولت و ملّت است ولى ما احتياطات لازمه را در اين زمينه انجام دادهايم، مثلاً بين ملّت و دولت جدائى وسيعى انداخته و ملّت را از دستگاه حاكمه خود مرعوب و خائف كرديم. در اين حال چگونه ممكن است ملّت تحت نفوذ ما نباشد؟
بالاخره آموزش و پرورش ما توانست به وسيله نشر افكار و آراى باطله نسل جوان را فاسد و متعفن سازد.
چون پايتخت شهرهاى ديگران توسعه پيدا كند، مجبور مىشوند، خطّ زير زمينى بكشند و اين به نفع ما است زيرا از همان تونلهاى زير زمينى اعمال تخريبى ما شروع خواهد شد.
پروتكل شماره10:
مردم، هميشه از دريچه زرق و برق به سياست مىنگرند.
مگر ممكن است آنها حقيقت مطلب را درك كنند، در صورتى كه وكلاى آنها غرق در شهوات و عشرت هستند؟
وقتى اعلام انقلاب كرديم، به مردم اين طور خواهيم گفت: شما در منتهاى ناراحتى و بدبختى زندگى مىكرديد، ما اين را خوب درك كرده مىخواهيم علت اين بدبختى را رفع كنيم، ما مىخواهيم آسايش و رفاه عمومى ايجاد كنيم، گرچه شما ما را متهم مىدانيد، ولى آيا ممكن است قبل از آن كه دولت ما را مشاهده كنيد حكم قاطعى در بدى ما بدهيد؟
براى آن كه رأى اكثريّت را بدست آوريم، بايد به همه (حقّ رأى) بدهيم، زيرا تفرقه و تميز بين طبقات مانع از تحصيل آن مىگردد.
لازم نيست تمام دستگاه حاكمه را فاسد كنيم، تنها فاسد كردن يك جزء كافى است كه دولت را بدست ما بياندازد.
هرگاه سوزن (آزادى را در جسم مملكت فرو بريم در واقع او را مبتلا به وبا نموده و سبب هلاكتش را فراهم كردهايم).
دستور و قانون جز مدرسهٴ فتنه و فساد چيز ديگرى نيست و به عبارت سادهتر، يگانه عامل ايجاد ضعف و انحلال ملّتها همانا (دستور) است.
(خطابه) چون روزنامه، پادشاهان و رؤسا را ضعيف و زائد در اجتماع كرده و لذا اكثر آنها معزول و بركنار شدند، بدين وسيله زمينه براى رژيم (جمهورى) آماده، به جاى پادشاه هيئتى به رياست يكى از بردگان جانى و سوء سابقهدار (يهود) تشكيل مىدهيم.
اختيار يك حاكم جانى براى ما خيلى سودمند است زيرا هميشه از علنى شدن سوء سابقه خود خائف و آنچه دستورش دهيم اجرا خواهد كرد.
به اين سبب به رئيس صلاحيّت اعلان حكم (عرفى) خواهيم داد و در صورت اعتراض، به مردم چنين خواهيم گفت: چون رئيس جمهورى، رئيس كل ارتش است، بايد صلاحيّت حمايت دستور را داشته باشد، زيرا او نماينده مسئول دستور مىباشد. پس از آن كه هيئت حاكمه فاسد گشت، مردم به ستوه آمده فرياد خواهند زد ما را از دست اين رؤسا نجات دهيد، رئيسى براى ما انتخاب كنيد كه اسباب و علل اين اختلافات را از بين برده تعصّبات دينى و اخلاقى را نابود كند، رئيسى كه بتواند امنيّت را حكم فرما كند.
پروتكل شماره11:
يكى از نعمتهائى كه خداوند به يهود عطا فرموده اين است كه آنها را در چهارگوشه جهان متفرق ساخته است، گرچه ديگران آن را از اسباب ضعف و بدبختى ما مىدانند، ولى همين تفرقه است كه سبب بدست آوردن زمام حكومت جهان شده است.
پروتكل شماره12:
كلمه (آزادى) تفسيرهاى متعددى دارد، بهترين تفسير، اين است كه بگوئيم: آزادى يعنى مواردى كه قانون رخصت مىدهد.
اين معنى با هدفهاى ما بهتر سازش دارد زيرا تعيين آن موارد بدست ما است، چون قانون را ما جعل مىكنيم.
ديگر هيچ كس نمىتواند به سياست ما كوچكترين تعرضى بنمايد هر نشريهاى كه در صدد هجوم بر عليه ما برآيد فورا آن را به بهانه تحريك احساسات عمومى توقيف خواهيم كرد.
البته در نشريّات خودمان، به نقطههائى از سياست (يهود) كه مايليم آنها را تغيير دهيم پرخاش خواهيم كرد.
هيچ خبرى، پيش از آن كه به اطلاع ما برسد، به گوش كسى نخواهد رسيد، يعنى كنترل اخبار جهان بدست ما و تنها خبرهائى به اطلاع همگان مىرسد كه به نفع ما باشد.
كتابهائى با سبكى شيوا و ارزان تأليف كرده و بدين وسيله افكار مسموم خود را به خورد مردم مىدهيم.
به زودى، سالسوز كتاب بدست ما خواهد افتاد و از اين راه، از نشر افكار مغشوش و مخالف يهود، جلوگيرى مىكنيم.
در درجه اوّل از روزنامههاى رسمى براى دفاع از حقوق يهود استفاده خواهيم كرد و در درجه دوّم روزنامههاى شبه رسمى را وسيله نشر افكارمان قرار داده و در درجه سوّم از روزنامههاى معارض استفاده مىكنيم، زيرا مخالفين را فقط به وسيله آنها مىتوان شناخت.
چيزى كه هست همينها به نقطهاى كه مايليم هجوم خواهند برد و مخالفت ساختگى ما در نقشه سوّم است و آن روزنامهاى كه با ما مخالفت مىكند مخالفت را با افكار ما نموده است، در آن صورت دشمنان ما از نظر ساختگى به آن روبرو خواهند شد و ما از هر قسم روزنامهاى خواهيم داشت ارستوكرات، جمهورى پرست، انقلابى حتّى آنارشيست، فقط بدون شبه تا اين تشكيلات باقى است روزنامههاى ما هم مانند خداى هندى (فنشو) از تنگنا خارج خواهند بود و در مقابل دستهائى كه اداره روزنامه به آنها سپرده شده هم در تغيير جمعيّت و هم حاضر كردن افكار عمومى به نفع ما بىاثر نمىباشد و مردمى كه داراى عصبانيّت زياد مىباشند، از عقيده تابعيّت خود گذشته و به نفع ما سخن خواهند گفت.
وقتى رژيم را عوض مىكنيم، روزنامهها نبايد از آن انتقاد كنند، تا مردم به حكومت جديد بدبين نشوند.
پروتكل شماره13:
براى آنكه مردم را مشغول كرده باشيم، هر روز مشكلات جديدى براى آنها به وجود آورده تا آنها را از مذاكره در مسائل سياسى باز داريم.
هر روزه صفحههاى جرائد و مجلات را از مسابقات فوتبال،بسكتبال، كشتى آزاد... پر خواهيم كرد تا بدين وسيله مغز ملّت را در تفكّر به اين مسابقات مشغول سازيم.
شايد، هيچ كس نداند كه در پشت كلمه (تقدّم، پيشرفت) چه دروغها و فريبهائى خوابيده است، بطور حتم اين كلمه جز در مواردى كه در پيش روىهاى علمى استعمال مىشود، هيچگونه معنى مفيدى ندارد.
پروتكل شماره14:
درتمام كشورهاى بزرگ، ما عقائد دينى را ريشهكن خواهيم كرد و مطالب مسموم خود را به وسيله نويسندگان عالى مقام همان كشورها تزريق مردم مىنمائيم.
پروتكل شماره15:
همه پليسهاى مخفى بينالمللى در احزاب ما عضو خواهند شد.
براى آنكه (لوكوموتيو) بزرگ خود را به حركت درآوريم، بايد هيئتى متشكل از افراد بىباك، جانى و مطرود اجتماع بوجود آوريم، تا به وسيله (زور) آنها و (زر) ما اهداف و عقائد خود را دائر سازيم.
وكلاى مجلس سنا و تمامى شخصيّتهاى بزرگ اجتماع كوركورانه از سياست ما پيروى مىكنند.
چگونگى سيطره ما در يك جمله خلاصه مىشود: تمام ملتهاى جهان (كودك) و يهود (مادر) آنها است.
پروتكل شماره16:
پيروى از (علماء) را ارتجاع و كهنهپرستى قلمداد خواهيم كرد تا بدين وسيله از يگانه دشمنى كه ممكن است در مقابل ما ايستادگى كند، آسوده خواهيم شد زيرا ديگر مردم به دور آنها نخواهند رفت.
تا يهود هست (علماء) بدبخت، فقير و بيچاره زندگى خواهندكرد.
پروتكل شماره17:
هرچند زمانى، براى آن كه از شوكت و عظمت رؤساى غير يهود كاسته باشيم، يكى از شخصيّتهاى برجسته كشور را به وسيله ترور فردى، به قتل مىرسانيم.
پروتكل شماره18:
قاتل سياسى، نبرد در راه آزادى، جهاد براى سعادت انسان، جملاتى است كه به وسيله آنها مردم را متمرد، سركش و بىباك تربيت مىكند و اكثرا فريب ما را خوردهاند.
پروتكل شماره19:
... بدين جهت ماليّات كمرشكنى بر املاك و عايدات وضع خواهيم كرد تا بودجه دولت تأمين گردد.
بحرانهاى اقتصادى را به وسيله از كار انداختن پولها در كشورهاى غير يهودى به وجود آورديم.
رؤساى غير يهودى يا از روى اهمال و يا از روى عمد دولتهاى خويش را مجبور كردند تا آن قدر از ما پول قرض كنند كه از پرداخت آن عاجز بمانند، آيا مىدانيد با چه زحمتى اين كارها را انجام داديم؟!!
*****************************************************************************************
اين بود جملاتى چند از (پروتكلهاى) كتابى كه دهها نفر به جرم ترجمه يا نشر آن به قتل رسيده و از زندگانى محروم شدهاند.
عجيب اين كه اكثر اين مطالب و اوضاع در جهان اسلام و غرب جامه عمل پوشيده است.
و عجيبتر آن كه دنيا با يك حركت سريع و كوركورانهاى به سوى تحقّق بخشيدن به اهداف يهود پيش مىرود، به طورى كه احتمال داده مىشود كه ظلم و تعدّى و نگرانى و بدبختى به زودى جهان را نابود كند.
اميد است، نويسندگان مقتدر، بازوى كوشش را بكار انداخته براى مفتضح كردن اين (مادّه فساد) جديّت بيشترى از خود ابراز دارند.
چنانچه بر صاحبان مناصب عاليه، لازم است كه چشمهايشان را بيشتر باز بنمايند، تا در اين تارهائى كه يهود در هر گوشه و كنارى تنيدهاند واقع نشوند.
پی نوشت :
1 ـ پروتكل در لغت به معنى: صورت مجلس مذاكرات سياسى، متمم قراردادها و عهدنامههاى رسمى و مقاوله نامهها آمده است.
2 ـ اين كتاب در تاريخ1901 بدست سرگى نويسنده روسى رسيد و در سال1902 از طرف او منتشر گرديد و نقشه ملّت يهود كه تا آن وقت زير پرده بود، با تمام جزئيّات آن آشكار شد، مردم كمكم حالت بيدارى و هشيارى از عمل يهود، به خود گرفتند و شروع به تظاهرات بر عليه آنها نمودند در يكى از تظاهرات قريب10000 نفر يهودى را در كانالى انداختند!
اين كتاب در شوروى سابق چهار نوبت به چاپ رسيد، چاپ اخيرش در سال1917 بود كه پس از آن دولت وقت دستور جمعآورى كتاب و منع چاپ و نشر آن را صادر نمود.
همان سال آقاى (فكتور مارسدن) خبرنگار روزنامهNipost Mornl آن را به انگليسى ترجمه نمود و آخرين چاپ آن در غرب، در سال1921 انجام گرفت و از آن به بعد هيچ مؤسسه و ناشرى جرأت چاپ آن را نداشته، زيرا هركس آن را چاپ، يا ترجمه مىنمود سرانجام بدست يهود كشته مىشد، اين كتاب به زبان فارسى نيز ترجمه شده و چندين نوبت به چاپ رسيده است.
3 ـ صفحه نخست، پروتوكلات.
4 ـ همان مدرك، صفحه59.
یک سوال : آیا تا بحال چیزی درباره پروتکل های دانشوران صهیونیست به گوشتون خورده بود ؟!
| پروتکل هاي رهبران يهود براي تسخير جهان - مقدمه | |||
| درباره پروتكلهاى دانشوران ارشد يهود كه متن آن در همین وبلاگ از نظرتان مىگذرد، توضيحات زير ضرورى است: 1- واژه « پروتكل » معانى مختلفى دارد ازجمله: پيشنويس قرارداد، معاهده و يا سند رسمى كه بين دو يا چند دولت امضاء مىشود اما در اينجا به مفهوم تصميمات و فرمولهايى است كه از سوى جمعى از متفكران، استراتژيستها و خاخامهاى يهودى به منظور تسخير عالم طراحى شده است. به نوشته محقق برجسته و مبارز فلسطينى، عويج نويهض،« پروتكلها برنامهاى است كه سرمايه داران و اقتصاددانان [و متفكران و علماى] يهود براى ويران كردن بناى مسيحيت، قلمرو پاپ و دست آخر اسلام، آن را تنظيم كرده اند. يهوديان صهيونيست معتقدند كه بعد از اين ويرانى كه به گفته اصحاب پروتكلها طى صد سال انجام خواهد شد آنها بر جهان استيلا خواهند يافت و سلطنتى يهودى - داودى برقرار خواهند كرد كه با تدابير و امكانات خود به يهوديان با آن كه اقليتى ناچيز هستند امكان خواهد داد تابر تمام جهان مستبدانه حكومت كنند و هيچ دينى، نه مسيحيت و نه اسلام، در كنار آيين يهودى - داودى باقى نخواهد ماند» 2- متن پروتكلها به منظور قرائت در چند جلسه كنفرانس براى بحث و تصميمگيرى و تاييد نهايى آماده شده بود كه پليس مخفى تزار روس به كنفرانس مزبور كه به رياست تئودرهرتزل در شهر بال سوئيس برگزار شده بود( سال 1897 ميلادى هجوم آورد و اوراق آنها را به تاراج برد. 3- پروتكلها در سال 1905 ميلادى توسط نويسندهاى روسى به نام سرگئى نيلوس( از روحانيون و علماى مسيحى( از زبان عبرى )و يا فرانسوى) به زبان روسى ترجمه شد و در سال 1906 وارد كتابخانه بريتيش ميوزيوم لندن شد. 4- ويكتورمارسدن، روزنامه نگار بريتانيايى كه همزمان با انقلاب بلشويكى براى روزنامه انگليسى مورنينگ پست در روسيه كار مىكرد، اين پروتكلها را در سال 1917 به زبان انگليسى ترجمه كرد. 5- هنرى فورد (بنيانگذار شركت اتومبيلسازى فورد آمريكا) پروتكلها را در سال 1920 به صورت سلسله مقالاتى در روزنامهاى كه به خود او تعلق داشت، به چاپ رساند. هدف او اين بود كه ملت آمريكا را از خطر شكلگيرى امپراتورى يهود در اين كشور آگاه سازد. فورد، پروتكلهاى دانشوران صهيون را برنامه اصلى يهود براى تسلط بر جهان مىدانست و هشدار داد كه يهود به حكومت آمريكا اكتفا نكرده و درصدد برپايى حكومت جهانى است. هنرى فورد در گفتگويى كه در روز هفدهم فوريه 1921 در « نيويورك ورلد» به چاپ رسيد، دعوى خود را عليه « پروتكلهاى صهيون» چنين بيان كرد:« تنها نكته اى كه علاقمندم درباره پروتكلها بگويم اين است كه آنها با آنچه درحال وقوع است، تطبيق مىكنند. از طرح پروتكلها شانزده سال مىگذرد و آنها تاكنون با شرايط جهانى منطبق بودهاند.» فورد هنگامى اين نكته را بيان داشت كه رهبران يهود و مطبوعات يهودى در آمريكا عليه او جنجال به پا كرده و فرياد اعتراض سرداده بودند. هنرى فورد پس از تحمل فشار و مشقت، كه تنها يهوديت سازمان يافته از عهده طراحى و اعمال آن برمىآيد، بالاخره ناچار شد در 30 ژوئن سال 1927 در نامهاى خطاب به« لوييس مارشال» رهبر وقت « انجمن يهوديان آمريكا»، رسماً از يهود عذرخواهى كند. البته فورد در عذرخواهى خود و نه پس از آن، هيچگاه صدق پروتكلها و تحليلهاى منتشره پيرامون آنها را تكذيب نكرد. 6- مفاد بعضى از مواد پروتكلها ظاهراً متناقض به نظر مىرسند. فىالمثل جايى توصيه به ترويج تئورى « آزادىخواهى» مىشود و در جاى ديگر گفته مىشود كه با قدرت، با هرگونه « آزادی» مخالفت خواهيم كرد. در اين مورد بايد توجه داشت كه اين دستورالعملها به دو دسته تقسيم مىشوند.يك دسته مربوط به طرحها و برنامههايى است كه يهود، قبل از برپايى حكومت جهانى خود براى نابودى كشورها و دولتها به اجرا درمىآورد و دسته ديگر مربوط به برنامه هايى است كه بعد از استقرار حكومت جهانى يهود، قرار است به اجرا درآيند. بنابراين آنجا كه سخن از ترويج « آزاديخواهى» و يا « آزادى مطبوعات» است، مربوط به برنامه هاى است كه از رهگذر آن، كشورها، دولتها و ملتها را دچار تفرقه ،بى ثباتى و از هم پاشيدگى مىكند اما آنجا كه سخن از مبارزه با « آزادى» است، مربوط به زمانى است كه حكومت جهانى يهود برپا شده و براى استقرار و صلابت خود، هرگونه صداى مخالفى را خفه مىكند. 7- نمىتوان نتيجه گرفت كه آحاد يهوديان دنيا با آنچه در پروتكلها ذكر شده است موافقت و همسويى دارند. اى بسا يهوديانى كه خود تحت ستم و استثمار سرمايه داران بزرگ يهودى و خاخامهاى همسو با اين سرمايه داران، باشند و يا از سرناآگاهى و فريب، آلت فعل آنان شده باشند كه ضرورى است اين دسته از يهوديان نيز نسبت به خطر يهوديت پيوند خورده با صهيونيزم، هشيار و بيدار شوند. 8- براى كسب اطلاعات بيشتر پيرامون « پروتكلهاى يهود»، خوانندگان علاقمند را به دو كتاب ارزشمند زير، ارجاع مىدهم: 1- پژوهه صهيونيّت ( مجموعه مقالات)، به كوشش محمد احمدى، ناشر: مؤسسه فرهنگى ضياء انديشه، صندوقپستى 1415-544 2- پروتكلهاى دانشوران صهيون، نوشته: عجاج نويهض، ترجمه: حميدرضا شيخى، ناشر: آستان قدس رضوى | |||
| www.yahood.net به نقل از سایت | |||
در مطالب آتی قسمتهایی از این پروتکل ها در اختیارتان قرار می دهم ...
سلام
اولین نوشته وبلاگم را بعد از نام و یاد خدا با سه بیت شعر از علامه اقبال لاهوری شروع می کنم :
میشود پرده چشمم پر کاهی گاهی دیده ام هر دو جهان را به نگاهی گاهی
جاده عشق بسی دور و دراز است ولی طی شود جاده صد ساله به آهی گاهی
در طلب کوش و مده دامن امید ز دست دولتی هست که یابی سر راهی گاهی
در این وبلاگ مطالب مختلفی مشاهده خواهید کرد . امیدوارم بتوانم نظر شما را جلب کنم و خواهشمندم با نظرات سازنده ی خود من را در این امر یاری دهید . یا علی